پیام به مناسبت بزرگداشت دومین سالگرد ارتحال حضرت آیةالله العظمی منتظری(رض)

دومین سالگرد مرحوم استاد

بسم الله الرحمن الرحیم

دو سال از رجوع نفس مطمئنه ای گذشت که علامه و محقق کم نظیر معارف اسلامی بود و برتری و عزتش، از پایبند بودن و عمل کردن به آنچه بدان آگاهی و ایمان داشت، ناشی می شد.

برای کسی که پرونده ی کاری اش پیش چشم همه باز بوده و دوستان و رقیبانش(حتی با  رویکردی دشمنانه) تمامی زوایای اخلاقی و ایمانی نزدیک به هفت دهه ی زندگی اش را دیده، شنیده و یا امکان بررسی را داشته و دارند، نمی توان سخنی از نو ارائه کرد.

من با لطف خدا، با این حجت اخلاقی و انسانی محشور شدم و امیدوارم بهره مندی بیش از بیست ساله ام از دانش آموزی و درک خلق و خوی عظیم این عزیز خدا، راه حق شناسی و حق طلبی و صبر و استقامت را برایم فراهم کرده باشد که؛ «ان الله مع الصابرین».

از صمیم قلب، آرزو می کنم که فردای قیامت هم با او که بدون ریا، به اولیاء الهی عشق می ورزید، محشور باشم.

خدایا تو می دانی که آن پیر فرزانه چه مصیبت هایی را در راه رضای تو(که در جهت دفاع از حقوق همه ی انسان های مظلوم است) تحمل کرد و بر کسی منت نگذاشت و آن را به رخ کسی نکشید، تا خلوص عمل خود را با دنیا خواهی های کم ارزشی که بسیاری را به ترجیح بهره مندی های شخصی و دنیایی، بر بهره مندی های همنوعان مظلوم خویش، کشانده است، ضایع نکند و حقیقتا جزو معدود افرادی بود که در اوج مقامات سیاسی و اجتماعی و علمی بود و به این مهم، دست یافت و رضای خدا را بر حفظ بالاترین مقام و موقعیت، یعنی قرار گرفتن در موقعیت رهبری کشور، ترجیح داد و بدون هیچ چشم داشت یا ایجاد تنش در جامعه، قدرت را کنار نهاد و به عنوان ناظری منصف، سعی کرد تا از انحراف ثمره ی تلاش خود و ملت، با راهنمایی ها و خیرخواهی ها، جلوگیری کند، ولی افسوس و صد افسوس، که دل های پر از کینه ای هم بود که جز به حذف فیزیکی او راضی نبودند و اگر به آن نمی رسیدند، ولی به حذف تاریخی او می توانستند بیندیشند و اکنون نیز پیگیرانه بر این روش پای می فشارند.

اینان جزو کسانی اند که در فروغ خورشید علوم معقول و منقول آن بزرگمرد، همچون خفاشانی پنهانند و دانش و فکر او را رسواگر ادعاهای شبه علمی و عناوین تقلبی و جایگاه های جعلی خود می دانند، وگرنه چرا باید از چاپ مجدد کتب و نشر آثار و مجالس بزرگداشت آن استوانه ی علم و ایمان و اخلاق، واهمه داشته و با آن مخالفت کنند.

گویا باور نکرده اند، که منتظری عزیز، عزتش را از خدا و اخلاص عملش و دفاعی که خدای بزرگ از مؤمنان می کند کسب کرده است و نه از دنیا خواهان (ان الله یدافع عن الذین آمنوا)!!

در دومین مراسم سالگرد استاد عزیزم، بخاطر دوران نقاهت و مراقبت های بعد از عمل جراحی مغز، نتوانستم حاضر باشم، همان گونه که در مراسم تشییع و اولین سالگرد نیز، بخاطر بازداشت توسط نیروهای حاکمیت، از این امکان محروم ماندم.

خوشا به سعادت آنانی که در بزرگداشت آن محبوب خدا حضور یافته و یاد و نام پیرو راستین مکتب ایمان و آزادیخواهی و آزادگی امام عاشقان و آمران به معروف و ناهیان از منکر، حسین بن علی(علیهما السلام) را گرامی می دارند.

من که دلم در آن مجالس بزرگداشت است و هنوز جسمم یارای حضور نیافته، از پایمردی همه ی شما که قدردان شخصیت آن عزیز، بوده و هستید، خدای را شاکرم و حقیقتا بر این قدرشناسی(که برای بسیاری از شما همراه با تحمل دشواری ها و مصیبت هایی کمرشکن نیز بوده) غبطه می خورم و ایمان دارم که اجری عظیم از این حق جویی، در دنیا و آخرت نصیب خواهید برد.

از همه ی شما برای انجام وظیفه ی الهی «تجلیل از آن گل خوشبوی مکتب محمدی(ص)» به سهم خود تشکر می کنم.

من البته بدهی بزرگتری به مردم عزیز نجف آباد و منطقه ی اصفهان و همه ی مؤمنان و دوستان پاک خود در سراسر کشور و حتی خارج از آن دارم که پس از بیماری و ایجاد نگرانی ناخواسته برای همگان، آنان را به زحمت های گوناگون دچار کردم.

دعاهای گسترده ی همه ی شماعزیزان و لطف بیکران خدای سبحان، تنها شرمندگی مرا بیشتر کرد که به انسانی بی مقدار و کم ارزش مثل من، اینهمه لطف و عنایت بشود!!

خدای را شاهد می گیرم که هرگز خود را قابل این همه محبت و احسان خدا و خلق خدا ندانسته و نمی دانم و مطمئنم که خدای رحمان «با صرف نظر از اهلیت و قابلیت» مرا مشمول رحمت قرار داده است، همان گونه که مولی الموحدین(ع) با همه ی شایستگی اش این خطاب را با خدای رحمان دارد که؛ «کم من ثناء جمیل لست اهلا له نشرته = بسا صفات نیکی که من اهلیت آن را ندارم، در بین مردم منتشر کرده ای!!».

از همه می خواهم که برای کسب قابلیت های لازم و در جهت تکمیل این لطف خداوندی، همچنان برایم دعا کنند.

من هم متقابلا از خدای رحمان می خواهم که تمامی عزیزان را در دنیا و آخرت نزد خود و خلق خود، روسپید و سربلند گرداند  و روزگاری آزاد و شاد و امن، همراه با عدل و رشد و تعالی را برای ایران و ایرانیان و همه ی آنانی که از این نعمت های الهی محرومند، مقدر فرماید. آمین رب العالمین.

احمد قابل ۷ آذر ۱۳۹۰  مشهد

۶ نظر برای این مطلب

  1. لطفا وصیت نامه ایشان را چاپ ومقلدینش را مستفیض نمایید جامعه سخت نیازمند وصایای ایشان است

  2. لطفا این درخواست خود را با سایت مرحوم حضرت آیةالله العظمی منتظری(رض) درمیان بگذارید.
    البته طبق اطلاعی که به دست ما رسیده مرحوم آقا(ره) فقط یک وصیت عادی برای اعضای خانواده خود (در مسایل شخصی و خانوادگی) داشته اند و وصیت عمومی ای نداشته اند.
    وصایای ایشان برای عموم، در آثار، نوشته ها و سخنرانی های ایشان، بخصوص در سالهای آخر زندگی پربرکتشان، نهفته است.

  3. حضور سبز و پدرانه توام با استحکام و استقامت دلسوزانه ای که ایشان داشتند به گونه ای بود که توفان حوادث ما را از جا نمیکند. لذا اینک در فقدان ایشان انتشار آثار بزرگمردیکه از آمیزه “ایمان” “اخلاق” و “سیاست” درسهای ماندگاری از خود برای مان بجای گذاشت، انتشار آثار منتشر نشده ایشان خود میدانید تا چه اندازه ضروری و مغتنم است.

  4. خوشا به حال شما که از جلسات درس این حجت خدا بر مردمان استفاده بردید و چیزهایی آموختید که ره توشه زندگیان و اعمالتان شد.
    ما که دوران کودکیمان را به این امید سپری کردیم که در دوران عاقلیتمان در محضر او ساعتی بنشینیم و کسب کمالات کنیم، اما وقتیکه به این مرحله رسیدیم، ایشون رو از دست دادیم. حیف. گوهر نابی رو از دست دادیم. خوشا به حال شما…

  5. آقای منتظری اهل علم بود ولی فکر کنم نسبت به ایران اسلامی که بعد از مدتها با تلاش امثال ایشان حکومت اسلامی را در دنیای پر تلاطم فعلی در آن تشکیل شد ؛ همه اش بدنبال ایراد گرفتن به این و ان گذراند در صورتی که می توانستند بهتر از این عمل کنند حداقل کمی ملاحظه مظلومیت اسلام در این دوران را می کردند.آقای قابل هم دنبال رو ایشان هستند. به نظر من مشکل در جمهوری اسلامی در اجرای قوانین و احکام اسلام داریم ولی آیا بزرگان و زعمای قوم نمی توانند با کمک هم اینها را رفع کنند به جای اینکه به خودشان مشغول شوند و دشمنانی که چشم دیدن آحاد ملت ایران بخصوص شیعه را ندارند را از بین برد چرا می توانیم ولی نه اینطور که شماها عمل می کنید. مشکلات کل جامعه را ببینید.

  6. احمد قابل
    تو را قابل بودی که اگر نبودی قابل نبودی