خلاصه ی از «شرح دعای مکارم الأخلاق» بخش (۶)

۶- و مرا عمری طولانی ده تا هنگامی که در پیروی از تو هزینه شود (وَ عَمّرنی ما کان عُمری بذلَة فی طاعَتکَ). اطاعت از خدا، به معنی «حرکت در مسیر رضای او» است.

عباراتی از قبیل؛ «در راه خدا=فی سبیل الله» یا «مورد رضایت خدا=رضوان الله» یا «پذیرش اوامر و نواهی خدا=طاعة الله» یا «پرهیزکاری در محدوده ی فرامین الهی=تقوی الله» و «پرستش خدا=عبادة الله» و امثال آن ها، اصول و فروعی دارد که باید در جای خود آن ها را فراگرفته باشیم.

اینجا که سخن از «هزینه کردن عمر در پیروی از خدا» مطرح است، نیز با توجه به نیازهای حقیقی و اصول و فروع حاکم بر زندگی انسانی، و نام‌گذاری «حرکت دقیق در مسیر نیازهای بشری» به عنوان «سنن الهی» یا «قوانین طبیعت» ابراز نظر شده است. اینگونه نیست که در مقام «دعا» و «اخلاق» از عوامل و انگیزه های طبیعی فراموش شود، چرا که تمامی آن قوانین، همان «سنت های خداوندی» است که با تأکید و تکرار، تغییر و تبدیل آن ها را «برای همیشه» منتفی دانسته است(ولن تجد لسنة الله تبدیلا و لن تجد لسنة الله تحویلا).

بنا بر این، کسی که در مسیر طبیعی زندگی انسانی حرکت کند و با دقت، از انحراف خود(یا دیگران) در آن مسیر، جلوگیری کند، عمر خود را در «پیروی از خدا» سپری کرده است.

دستورالعمل های شرعی نیز راهکارهایی برای اطمینان و تضمین «قرار گرفتن در مسیر سنت های الهی و رشد و تعالی انسانی» است.

۷- پس هرگاه عمر من چراگاه شیطان گردید، مرا بسوی خود گیر (مرگ مرا برسان)، پیش از آن که به من خشم گیری یا اثر خشمت را بر من حتمی سازی (فَإذا کانَ عُمری مَرتَعا للشَّیطان فَاقبضنی إلَیکَ قبلَ أن یَسبقَ مَقتُک إلَیّ، أو یَستَحکمَ غَضبُک عَلَیّ).

با توجه به تعریفی که از «اطاعت خدا» ارائه شد، می توان گفت که؛ در این بخش از دعا، مفهوم «قرار دادن عمر آدمی به عنوان چراگاه شیطان» چیزی جز «اطاعت از شیطان در طول زندگی» نیست.

در بسیاری از آموزه های شریعت، اطاعت را با عنوان «عبادت» معرفی کرده است. اینکه در قرآن کریم امده است؛«لاتعبدوا الشیطان=شیطان را نپرستید» تفاوت خاصی با عنوان؛«لاتتبعوا خطوات الشیطان=پیروی نکنید از راه و روش شیطان» ندارد.

به یاد داشته باشیم که «شیطان» هم به خصوص «ابلیس» اطلاق نمی شود، بلکه سخن از «شیاطین الإنس و الجن=شیطان هایی از جنس انسان و جن»(انعام/۱۱۲) است. در آخرین سوره ی قرآن نیز از دوگونه بودن «شیطان»(آدمی و جن)یاد شده است. عبارت؛ «من شرالوسواس الخناس، الذی یوسوس فی صدورالناس، من الجنة والناس=از شر وسوسه گران پیدا و پنهان، آنانی که در دل‌های مردم وسوسه می کنند، از جنیان و آدمیان» یادآور این حقیقت است.

درباره ی مفهوم و مصادیق «مقت» در قرآن، می توان به آیات (النساء : ۲۲ وَ لا تَنْکِحُوا ما نَکَحَ آباؤُکُمْ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبیلاً (۲۲) فاطر : ۳۹ هُوَ الَّذی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ وَ لا یَزیدُ الْکافِرینَ کُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلاَّ مَقْتاً وَ لا یَزیدُ الْکافِرینَ کُفْرُهُمْ إِلاَّ خَساراً (۳۹)

غافر : ۱۰ إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا یُنادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَکْبَرُ مِنْ مَقْتِکُمْ أَنْفُسَکُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِیمانِ فَتَکْفُرُونَ (۱۰)

غافر : ۳۵ الَّذینَ یُجادِلُونَ فی‏ آیاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذینَ آمَنُوا کَذلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ (۳۵) الصف : ۳ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ (۳)

مراجعه کرد.

فراز ششم

اللّهم لاتَدَع خَصلَة تُعابُ مِنّی إلاّ أصلَحتَها، و لا عائِبَة أؤنّبُ بها إلاّ حَسّنتَها، و لا أکرُومَة فِیَّ ناقِصَة إلاّ أتمَمتَها=خداوندا هیچ خو و خصلتی که عیب من شمرده می شود در وجودم باقی مگذار مگر آنکه آن را اصلاح کرده باشی، و هیچ عیبی که به‌خاطر آن مورد سرزنش قرار گیرم در وجود من نماند مگر آنکه آن را نیکو کرده باشی، و هیچ کرامت ناقصی در وجودم نباشد مگر آنکه آن را به کمال و اتمام رسانده باشی.

۱- عیب هایی که دیگر هم‌نوعان برای آدمی برمی‌شمارند و با «خیرخواهی و گفتار نیکو» آن را به‌ما گوشزد می کنند، ممکن است منطبق با واقع باشد، در این حالت باید تلاش کنیم تا آن عیوب را بزداییم و خود را به خو و خصلت‌های نیکی که بدیل آن عیب ها است، بیاراییم. اگر هم منطبق با واقع نیست، باید بکوشیم تا نیکو بودن آن را با رفتار و گفتار نیکو، به هم‌نوعان خود آموزش دهیم.

این سخن امام صادق(ع) که می‌گوید: «احب الناس الیّ من اهدی الیّ عیوبی=دوست داشتنی ترین مردم نزد من، کسی است که عیب های مرا به من چون هدیه‌ای ارائه کند» نیز می تواند در وصف همین گروه باشد.

۲- برخی عیبها نیز وجود دارند که دیگران با «ملامت و سرزنش» از آن یاد می کنند. «ملامت کردن» آنان درست نیست، ولی عیب را باید برطرف کرد. باید همیشه از اعتراض و انتقاد دیگران، جنبه ی مثبت را گرفت و درپی زدودن عیب ها قدم برداشت.

۳- برخی ملامت ها نیز شنیده می شود که «ناشی از خیر خواهی» نیست. از این‌گونه ملامت ها نباید هراسی به دل راه داد. قرآن کریم از آن با عبارت؛ «یُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ=در راه خدا تلاش و کوشش می کنند و از سرزنش ملامت کنندگان نمی هراسند»(مائدة/۵۴) یاد کرده است.

۴- برخی کرامت های اخلاقی، در رفتار آدمیان به صورتی ناقص دیده می شوند. جهاد و کوششی دقیق و کامل می خواهد تا نقص آن ها را برطرف کند. درخواست از «قادر مطلق» به معنی بی‌توجهی به مسئولیت انسانی خود نباید باشد. درخواست یاری از خداوند رحمان، وقتی معنا دارد که خود به تلاش و کوشش پرداخته باشیم و در هنگامه‌ی عمل، احساس نیاز به یاوری توانا کنیم. کسی که ازجای خود تکان نخورده است و اقدام به عملی نکرده است، چگونه می‌تواند ادعای یاری کند؟!

۵- نقدپذیری، یکی از نیکوترین خصلت ها است. دشواری آن نباید آدمیان را از تلاش برای آراسته شدن به این خوی نیک بازدارد. این فراز از دعا، چشم آدمی را بر عیب و نقص های او می‌گشاید و درمسیر تهذیب و پرورش صحیح قرار می دهد. دورشدن هریک از آدمیان از این خصلت انسانی، تلاطم و زیان‌هایی در زندگی دیگران نیز ایجاد می کند که رصدکردن همه ی آن ها معمولا ممکن نیست. اینجا است که اجتماعی بودن مقولات اخلاقی را با تمام وجود می‌توان درک کرد و «اخلاق اجتماعی» را می‌توان اساسی ترین موضوع «اخلاق» دانست.

 

۱۷۸ نظر برای این مطلب

  1. استاد قابل سلام بر شما

    ضمن تشکر ار سری مقالات مکارم الاخلاق، پرسش دیگری دارم امیدوارم پاسخی مرحمت نماید:

    بعضی به استناد به پاره آیه زیر، برای احادیث پشتوانه وحیانی قائلند:

     «مااتیکم الرسول فخذوه وما نهیکم عنه فانتهوا»

    اما اگر این آیه را “کامل” بخوانیم، حتی اگر به شان نزول آن هم کاری نداشته باشیم ، به روشنی می بینیم آیه درباره تقسیم کمک مالی به نیازمندان است:

    حشر آیه ۷
    مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لَا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاء مِنکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ
    آنچه خداوند (به صورت فى‏ء) از  اهل آبادیها عاید پیامبرش گرداند، خاص خداوند و پیامبر و خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‏ماندگان است‏، تا در میان توانگران شما دستگردان نشود، و آنچه پیامبر شما را دهد آن را بپذیرید و آنچه شما را از آن باز دارد، از آن دست بدارید، و از خداوند پروا کنید؛

  2. که بیگمان خداوند سخت‏کیفر است‏.

    خواهشمند است نظر خود را در این باره بفرمایید.

  3. استاد قابل با  سلام مجدد

    پرسش دیگری داشتم خدمتتان که امیدوارم چون پرسش های قبلی بی پاسخ نماند :)

    محکم و متشابهات در قرآن:

    آیا  آیات محکم را می توان آیات جانشمول که مستقل از زمان و مکان هستند، فرض کرد؟ آیاتی که به دین قیم و مسلمانی بر میگردد  و نه  به شریعت پیامبران
    با این فرض  آیات متشابه  آیاتی می شوند که برای زمان و مکانی ویژه ای آمده است. بنابراین تاویل نادرست یک آیه متشابه آن است که بخواهیم این آیات را در موقعیت مشابه اما در زمان و مکانی دیگر بکار ببریم.

    با تاملی در قرآن می بینیم اکثر آیاتی که دوتایی هستند  آیات فرازمانی و  فرامکانی هستند و  میتوان گفت محکمند. اما آیات “احکام”   تکی هستند. یعنی الان در جمهوری اسلامی  با مشابه سازی و تاویل متشابهات و نادیده گرفتن محکمات، آیات متشابه به اجرا گذاشته شده اند؟

    خواهشمند است پاسخی مرحمت نمایید.

  4. اقای قابل مناظره شما را با اقای روانبخش اخیرا مطالعه کردم کی برد؟؟؟؟؟؟؟

  5. استاد قابل و سایر دوستان اندیشمند

    محوری دیگر در جهت اثبات قومی-محلی بودن مخاطب پیامبران که به فکر و تعقل و نظر شما نیاز است:

    ۱) می دانیم که دانش خدا ازلی و ابدی و مطلق است. رشد و تکامل شامل خدا نمی شود که بخواهد ببر مبنای دانش جدید یا زیادتر پیامبر جدیدی بیاورد.

    ۲) در قرآن آیاتی زیادی هست که می گوید این کتاب قرآن تایید کننده سایر کتاب های فرستاده از جانب خداست. (کتاب های در دست شما)

    ۳)  آیاتی زیادی در قرآن وجود دارد مبنی بر این که سنت خدا شامل تغییر و تحول نمی شود؛ از جمله:

    اسراء آیه ۷۷
    سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَکَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِیلاً
    این سنت همان است که در حق پیامبران خویش که پیش از تو فرستاده بودیم‏، برقرار بود؛ و در سنت ما تحولى نمى‏یابى‏.

    احزاب آیه ۳۸
    مَّا کَانَ عَلَى النَّبِیِّ مِنْ حَرَجٍ فِیمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَکَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا
    بر پیامبر در آنچه خداوند برایش مقرر داشته است‏، محظورى نیست‏؛ این سنت الهى است که در حق پیشینیان هم معمول بوده است‏؛ و امر الهى سنجیده و

  6. دنباله
    … و امر الهى سنجیده و بسامان است‏.

    احزاب آیه ۶۲
    سُنَّةَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا
    این سنت الهى است که در باب پیشینیان جارى بوده است‏، و هرگز در سنت الهى تغییر و تبدیلى نخواهى یافت‏.

    خب اگر دانش خدا ازلی است و قرآن هم تایید کننده کتاب های قبل است و سنت های خدا هم بری از تغییر و تحول است؛ چه دلیلی جز لزوم فرستادن پیامبری به لسان هر قوم (ویژه هر قوم) می تواند دلیل تکثر و تنوع پیامبران باشد؟؟

    پ.ن. برخی می گویند کتاب های قبل منحرف شده. خوب این استدلال می تواند شامل قرآن هم بشود. چرا که خدا باید کتابی را که فرستاده بتواند حفظ کند. یعنی این حفظ کتاب نمی تواند فقط به قرآن محدود شود.

  7. استاد قابل سلام بر شما
    برهانی دیگر در جهت قومی بودن رسالت پیامبران. لطفا راهنمایی فرمایید:
    أمة الله و سایر دوستان گرامی

    در قرآن حداقل ۸۷ آیه است که با «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ» شروع شده؛ خطاب به ایمان آوردگان (از بت پرستی به خدای واحد).

    اگر به این آیات دقت کنیم، می بینیم بسیاری از آیات احکام و عبادات شریعت محمدی در این آیات آمده است؛ از جمله:

    - قصاص
    -  صدقات
    - ربا
    - صلات
    - شراب و قمار و انصاب
    - عدم ��رود مشرکان به مسحدالحرام

  8. ..
    ممتحنة آیه ۱۰ :
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا جَاءکُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ…
    اى کسانى که ایمان آورده‏ اید هرگاه زنان مؤمن مهاجر به نزد شما آیند، آنان را بیازمایید…

    مجادلة آیه ۹
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَیْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِیَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ
    اى کسانى که ایمان آورده‏ اید چون رازگویى کنید، به قصد گناه و ستمکارى و نافرمانى از پیامبر نجوا مکنید….

    خب حالا همه آیات را پرینت بگیرید و مرور کنید. خواهید دید که همه آیات  دلالت بر یک بستر زمانی خاص و مخاطبی خاص دارد که همان ایمان کافران بت پرست ایمان آورده به خدا بوده اند.

    برهانی دیگر که برهان های قبل مبنی بر قومی بودن رسالت پیامبران را تایید می کند.

    البته فراموش نشود پیام توحید و تسلیم بودن به خدا، جهانی است. چون خدا خدای واحد است و سنت هایش لایتغییر. اما برای هر قوم نذیر و کتابی به زبان همان قوم آمده است.

    لطفا نظر خود را بیان کنید.

  9. -…
    خب اگر دقت کنبم متوجه می شویم که در تعدادی از این آیه ها عبارات داخل آیه می رساند که “بدون تردید” برای یک واقعه و یا  آن زمان و مکان آمده است. مثال:

    احزاب آیه ۵۳ :
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلَّا أَن یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلَى طَعَامٍ….
    اى ایمان آوردگان وارد حجره‏هاى پیامبر نشوید مگر آنکه به شما براى صرف طعامى اجازه داده شود…

    حجرات آیه ۲ :
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ …
    اى کسانى که ایمان آورده‏ اید صداهایتان را از صداى پیامبر بلندتر مسازید….

    مجادلة آیه ۱۲:
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَةً ….
    اى کسانى که ایمان آورده‏ اید چون خواهید که با پیامبر راز گویید، پیش از نجوایتان صدقه‏اى تقدیم دارید این براى شما بهتر و پاکیزه‏تر است…

  10. یک پرسش هم دارم درباره تعدد زوجات:

    می دانیم که تعدد زوجات در سوره نساء آیه ۳ آمده است:
    نساء آیه ۳
    …. فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ
    ….. در این صورت از زنانى که مى‏پسندید (یک یا) دو و (یا) سه و (یا) چهار تن را به همسرى درآورید؛ و اگر مى‏ترسید که مبادا عادلانه رفتار نکنید، فقط به یک تن‏، یا ملک یمینتان (کنیز) اکتفا کنید؛ این نزدیکتر است به اینکه ستم نکنید.

    می گوید اگر بیم دارید که نمی توانید عدالت را بین همسران خود رعایت کنید به یک همسر اکتفا کنید. اما در همین سوره نساء آیه ۱۲۹ می گوید قطعا نمی توانید عدالت را بین آن ها برقرار کنید:

    نساء آیه ۱۲۹
    وَلَن تَسْتَطِیعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَیْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِیلُواْ کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ غَفُورًا رَّحِیمًا
    و هر قدر هم که بکوشید و بخواهید نمى‏توانید بین زنان به عدل و انصاف رفتار کنید، پس (در میل به دیگ

  11. … پس (در میل به دیگرى‏) پا را از حد فراتر مگذارید تا همسر (پیشین‏) خود را بلاتکلیف بگذارید، و اگر به اصلاح بپردازید و تقوى پیشه کنید، (بدانید که‏) خداوند آمرزگارى مهربان است‏.

    پرسش من این است: آیا فقها  آیه  129 سوره نساء را مرتبط می دانند؟ اگر آری، چرا در فتوی منظور نمی کنند؟

  12. آیاتی که با “یا ایها الذین امنوا” آغاز میشوند همچ ربطی به انحصار دین اسلام یا شریعت به طیفی خاص و قومی مشخص ندارد.معلوم است که آیات احکام خطاب به آنانی است که اول ایمان آورده اند و چون ادعای ایمان دارند (ارشاد و تنبهی به ایمان آورندگان) قدم بعدی اطاعت از قوانین دین است.
    قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ یُحْیِی وَیُمِیتُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ الَّذِی یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَکَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ [٧:١۵٨]
    بگو: «ای مردم! من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم؛ همان خدایی که حکومت آسمانها و زمین، از آن اوست؛ معبودی جز او نیست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده‌اش، آن پیامبر درس نخوانده‌ای که به خدا و کلماتش ایمان دارد؛ و از او پیروی کنید تا هدایت یابید!» میبینید که اینجا معرفی خود(نبی اکرم) به عنوان رسول است به همه برای گوش دادن به کلامش و ایمان آوردن،لذا عبارت”یا ایها الناس ” آورده شده.

    اما

  13. وَآمِنُوا بِمَا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَکُمْ وَلَا تَکُونُوا أَوَّلَ کَافِرٍ بِهِ ۖ وَلَا تَشْتَرُوا بِآیَاتِی ثَمَنًا قَلِیلًا وَإِیَّایَ فَاتَّقُونِ [٢:۴١]
    و به آنچه نازل کرده‌ام [= قرآن‌] ایمان بیاورید! که نشانه‌های آن، با آنچه در کتابهای شماست، مطابقت دارد؛ و نخستین کافر به آن نباشید! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید! (و به خاطر درآمد مختصری، نشانه‌های قرآن و پیامبر اسلام را، که در کتب شما موجود است، پنهان نکنید!) و تنها از من (و مخالفت دستورهایم) بترسید (نه از مردم)! خطاب به یهودیان

    وَلَمَّا جَاءَهُمْ کِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَکَانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ ۚ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْکَافِرِینَ [٢:٨٩]
    و هنگامی که از طرف خداوند، کتابی برای آنها آمد که موافق نشانه‌هایی بود که با خود داشتند، و پیش از این، به خود نوید پیروزی بر کافران می‌دادند (که با کمک آن، بر دشمنان پیروز گردند.) با این همه، هنگامی که این کتاب، و پیامبری را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او کافر شدند؛ لعنت

  14. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ ۚ وَکَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا [۴:۴٧]
    ای کسانی که کتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه (بر پیامبر خود) نازل کردیم -و هماهنگ با نشانه‌هایی است که با شماست- ایمان بیاورید، پیش از آنکه صورتهایی را محو کنیم، سپس به پشت سر بازگردانیم، یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان گونه که «اصحاب سبت» [= گروهی از تبهکاران بنی اسرائیل‌] را دور ساختیم؛ و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنی است!

  15. و هنگامی که به آنها گفته شود: «به آنچه خداوند نازل فرموده، ایمان بیاورید!» می‌گویند: «ما به چیزی ایمان می‌آوریم که بر خود ما نازل شده است.» و به غیر آن، کافر می‌شوند؛ در حالی که حق است؛ و آیاتی را که بر آنها نازل شده، تصدیق می‌کند. بگو: «اگر (راست می‌گویید، و به آیاتی که بر خودتان نازل شده) ایمان دارید، پس چرا پیامبران خدا را پیش از این، به قتل می‌رساندید؟!»  پر واضح است که اعراب عربستان انبیاء سابق را نکشته بودند و این کار قومی دیگر با آیینی دیگر بوده

  16. وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِیقٌ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ کِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لَا یَعْلَمُونَ [٢:١٠١]
    و هنگامی که فرستاده‌ای از سوی خدا به سراغشان آمد، و با نشانه‌هایی که نزد آنها بود مطابقت داشت، جمعی از آنان که به آنها کتاب (آسمانی) داده شده بود، کتاب خدا را پشت سر افکندند؛ گویی هیچ از آن خبر ندارند!!

    وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَا أُنْزِلَ عَلَیْنَا وَیَکْفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَهُمْ ۗ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ [٢:٩١]

  17. وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا هَٰذَا سِحْرٌ مُبِینٌ [۶١:۶]
    و (به یاد آورید) هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: «ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیق‌کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده [= تورات‌] می‌باشم، و بشارت‌دهنده به رسولی که بعد از من می‌آید و نام او احمد است!» هنگامی که او [= احمد] با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «این سحری است آشکار»!

  18. الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ ۖ وَإِنَّ فَرِیقًا مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ [٢:١۴۶]
    کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده‌ایم، او [= پیامبر] را همچون فرزندان خود می‌شناسند؛ (ولی) جمعی از آنان، حق را آگاهانه کتمان می‌کنند!

  19. الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ
    همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی می‌کنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، می‌یابند؛
    قابل توجه اینکه قرآن نمی گوید «یَجِدُونَ عَلائِمَهُ وَدَلائِلَهُ» (نشانه ها و دلایل او را می یابند) بلکه می گوید «یَجِدُونَهُ» یعنی خود آن پیامبر (ص) را در تورات و انجیل می یابند

  20. الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمُ ۘ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ [۶:٢٠]
    آنان که کتاب آسمانی به ایشان داده‌ایم، بخوبی او [= پیامبر] را می‌شناسند، همان‌گونه که فرزندان خود را می‌شناسند؛ فقط کسانی که سرمایه وجود خود را از دست داده‌اند، ایمان نمی‌آورند.

  21. آیات مذکور به چه چیز اشاره دارد.جز به معرفی پیامبر بعدی؟ حتی نام ایشان و اینکه کتمان میکنند علمای اهل کتاب حق را و ارسال پیامبر آخر الزمان را؟
    اگر شریعت اسلام محدود به قوم  و مکانی بود،این آیات برای چیست؟
    یا انکه امر به ایمان میکند اهل کتاب را،برای چیست؟

  22. ارسال نامه هایی برای شاهان ایران و روم از سوی پیامبر برای چه بود؟
    یا تبلیغ در حبشع نزد مسیحیان؟
    الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا

    وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ [٢١:١٠٧]
    ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم.

  23. مَا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِکُمْ وَلَٰکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ ۗ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا [٣٣:۴٠]
    محمّد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختم‌کننده و آخرین پیامبران است؛ و خداوند به همه چیز آگاه است!
    إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ ۗ وَمَنْ یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ [٣:١٩]
    دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است. و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود؛ و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا به حساب او می‌رسد؛ زیرا) خداوند، سریع الحساب است.

  24. کنار هم گذاشتن :آیه اکمال دین و آیه خاتمیت نبوت و رحمت برای عالمیان بودن پیامبر میرساند که این دین حنیف و کتاب قران محدودیتی قومی مکانی زمانی ندارد. بعد از پیامبر با توجه به خاتمیت ،امم بعد هم راهنمایشان همین دین کامل است.

  25. در ضمن در باب احکام و اخلاق،فراوان داریم روایاتی که ائمه از آیاتی با شان نزول خاص و طبیعتا (ظاهرا) متعلق به زمانی خاص، برای اثبات مسائل روز استفاده کرده اند.آیات محدود به شان نزول و زمان نزول نیستند.

  26. تتمه :
    أُولَٰئِکَ الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ ۖ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ ۗ قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا ۖ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرَىٰ لِلْعَالَمِینَ [۶:٩٠]
    آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن! (و) بگو: «در برابر این (رسالت و تبلیغ)، پاداشی از شما نمی‌طلبم! این (رسالت)، چیزی جز یک یادآوری برای جهانیان نیست! (این وظیفه من است)»   “العالمین”

  27. نَذِیرًا لِلْبَشَرِ [٧۴:٣۶]
    هشدار و انذاری است برای همه انسانها
    “للبشر” مابعد آیه مخصوصا اشعار روشنی دارد.

  28. دوست گرامی خشا:

    این بحث در چند محور و از چند زاویه با آیات مستقل از هم استدلال شده است. برای اطلاعات بیشتر می توانید موارد زبر را مرور کنید:

    ۱)  یک گفتگو که اخیرا در بالاترین زیر یکی از پست ها انجام شد. بحث بین کاربر mohageg و  earthlove  آدرس لینک:

    http://balatarin.com/permlink/2009/10/27/1815100

    2) گفتگویی که در این کامنتدونی با پویا  انجام شد و اینجا جمع آوری شده،  تحت عنوان” پرسش و پاسخ پیرامون دین، شریعت و خاتمیت” :

    http://doust114.persianblog.ir/post/161/
    http://doust114.persianblog.ir/post/162/

  29. همچنین یک نکته کلیدی که بدون در نظر گرفتن و یا تجسم آن، ممکن است ما را در فهم قرآن دچار امشکل کند این است:

    ببینید ما یک مجموعه بزرگ داریم به نام ناس. حالا داخل این مجموعه زیر مجموعه زنان است… زیر مجموعه مردان.. زیر مجموعه مسلمانان… زیر مجموعه سفید پوستان… زیر مجموعه سیاه پوستان  و غیره. اگر شما هر کدام از این زیر مجموعه را ناس خطاب کنید غلط نیست، ولی نمی توانید “خطاب” به هر زیر مجموعه را به کل مجموعه بزرگ انسان تعمیم بدهید.

  30. در ضمن آیات “یا ایهاالذین آمن”و مورد اشاره، بیشتر از سوره های بقره، آل عمران، نسا، مائده،، ممتحنه،  … هستند که سوره های متاخر نزول (بین سال های ۱۹ تا ۲۳ هجری) می باشند.

    حال دیگه مثل این که واجب شد و  باید منتظر استاد فرزانه قابل باشیم که با کلمات حکیمانه خود ما را راهنمایی کنند.

  31. (بین سال های ۱۹ تا ۲۳ هجری)= (بین سال های ۱۹ تا ۲۳ بعثت)

    با پوزش.

  32. دو مطلب به ذهن بنده صاف نشد:
    یکی اینکه سورهایی که “یا ایها الذین امنوا” دارند درست است که مدنی هستند و متاخر،اما ربط این مسئله به موضوع مطروحه چیست؟
    ثانیا در اینکه: کلمه ناس اسم جمع است که حال بر طبق نظر لغویین یا مفردی از ریشه اش ندارد یا برای مفرد هم استعمال میشود.در آیه برای جمع استعمال شده و ال هم وجودش لازم بود به جهت حالت نداء.اما اینکه انصرافی در معنای جمع ناس داشته باشیم که آن را محدود کند،غالب مفسرین نپذیرفته اند و البته معدودی غیر مشهور پذیرفته اند و البته نه به بیانی که شما مکتوب کرده اید.میبینید که بحث لغوی تفسیری است با شمه ای قوی از اصول و لذا برداشت و انصراف مجمل قابل قبول نیست عقلا.
    یا حق

  33. شما از ظاهر آیات برداشهایی داشته اید،لذا بنده هم طبق همان به مسئله اکمال دین،خاتمیت،امر به ایمان به مثل یهودیان،کتمان حقیقت ارسال رسول توسط دانشمندان اهل کتاب ، طلب اسلام م ایمان به آنچه خداوند نازل کرده که آخرینش اسلام است و … که اشعار مستقیم به جهان شمولی قران و اسلام دارد و عدم محدودیت قومی یا زمانی.
    علقه ای پیدا نکردم تا تردیدی حاصل شود.
    یا حق

  34. آیات ظاهر و باطن نداردو تفسیر هم به گمان من وقت تلف کردنه. خدایی که بلد نباشه منظورش را روشن و بدون ابهام بیان بکنه، برای لای جرز دیوار خوبه :) خدا داره خودش در دو آیه روشن میگه برای اهالی مکه و حومه پیامبری را به زبان همان قوم فرستادیم. همانطور که برای این اصل کلی برای هر قوم پیامبری به زبان همان قوم آیه فرستاده.

  35. از این ها گذشته در قرآن همه جا گسترش بعد مکان را با کلمه “ارض” مشخص کرده. (نمونه: سیرو فی الارض) یعنی خدا می تواند این قدر بی دقت باشد که چیزی را برای همه ارض بفرستد، ولی بلد نباشد آن را درست آدرس بدهد؟ این که کوچک و بیسواد جلوه دادن خدای سبحان می شود؟؟ مگر آیه روشن “برای هر قوم پیامبری به زبان آن قوم” را فراموش کرده اید؟ آیا همه دنیا یک قوم است؟ آیا زبان همه دنیا عربی است؟ آیا برای مردم مکه و حومه قبلن کتاب و نذیری آمده بود؟ اگر آمده بود که خدا پیامبر جدیدی برای آن ها نمی فرستاد.
    تا نتوانیم آیات را در یک ارتباط نظام وار با هم بررسی کنیم، به یک تبیین “بهینه” نمی رسیم. حال این تبیین بر مبنای همه آیات نخواهد بود بلکه “بیشترین” آیات که بهترین انسجام را فراهم آورد. چرا که کتاب در دست ما توسط انسان جایزالخطا و در این مورد بیسواد و یا خیلی کم سواد جمع آوری و تدوین شده است.

  36. استدلال من درباره قومی بودن مخاطب همه پیامبران در چند محور و از چند زاویه و با آیات گوناگون مستقل است که این با “تفسیر” فرق دارد.

    مثلن برای “حولها” ها به خود قرآن مراجعه کنید:

    توبة آیه ۱۲۰
    مَا کَانَ لِأَهْلِ الْمَدِینَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ…
    اهل مدینه و اعرابیان پیرامونشان را نرسد…

    می بینیم باز دوباره بر عربی بودن حومه مدینه تاکید شده؛ چناچه بر عربی بودن قرآن و محمد در آیات مورد استناد تاکید شده.

    یا مثلن غارت مردم در حول حرم امن:

    عنکبوت آیه ۶۷
    أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَیُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ یَکْفُرُونَ
    آیا ندانسته‏اند که ما حرمى امن (از کعبه‏) قرار داده‏ایم‏، حال آنکه مردمان را در پیرامونشان تاراج مى‏کردند و مى‏ربودند؛ آیا به باطل ایمان مى‏آورند و به نعمت خداوند کفران مى‏ورزند؟

  37. اصلن این که خدا بخواهد پیامبری را برای همه زبان ها و مکان ها بفرستد با آیات قرآنی نمی خواند. دیگر پیامبران هم برای قومی خاص آمده اند. یعنی اگر مثلن حضرت میسح برای اعراب مکه و حومه هم آمده بود، خدا پیامبر جدیدی برای آن ها نمی فرستاد. در قرآن از پیامبری یاد شده که فقظ برای یک جمعیت صد و ده هزار نفری آمده است.

    خود قرآن هم به مخاطبین حضرت محمد می گوید چون برای شما قبلن نذیر و کتابی نفرستاده بودیم، کتاب و پیامبری برایتان فرستادیم.

    حال نباید پیام را با دامنه مخاطب اشتباه گرفت. پیام توحید جهانی است. یعنی هر جا غیر ار کره زمین هم توحید یکی است. اما مخاطبان پیامبران و کتاب هایشان محدود و مشخص است. خدا در قرآن تاکید می کند که پیامبرانی دیگری هم فرستاده ایم که در قرآن از آن ها یادی نشده است.

    به عبارت دیگر پیام پیامبران تکامل یافته پیامبر پیشین نیست. دلیلش هم که آشکار است. خدا رشد و تکامل پیدا نمی کند که بخواهد با دانش جدید، پیام جدیدی بفرستد. ولی از آن جا که خلق و خوی اقوام مختلف فرق می کند و سطح رشد آن ها هم فرق می کند، کتاب شرایط ویژه هر قوم را در فرستادن پیام و چگونه مسلم کردن آن ها در نظر گرفته. و این است ق

  38. نمی دانم این مطلب از کجا آمده:” از این ها گذشته در قرآن همه جا گسترش بعد مکان را با کلمه “ارض” مشخص کرده ” .اما میگویم خب اولا مگر الان یک امت داریم،یا ۱۰۰ سال پیش مثلا یک امت بوده؟
    اصلا برای همه مناطق زمین پیامبر آمده؟ چرا هجمه پیغمبران در غرب آسیاست؟ ملاک تغییر یا تباین یک امت چیست تا بگوییم آنها پیامبر میخواهند و این پیامبر مال آنها نیست؟

  39. متخصص این روح ظاهر بین و باطن بین هم حتما  آخوندهایی هستند،  که تا حالا با یه کلمه “ولی” به جای “دوستی” با مردم ،  برای خودشون حاکمیت بر ملت صغیر و مجنون جعل کرده اند. از این بصیرت ها اگه دنبالش هستی برو آقا متخصصشه. از تو جیبش مثل حبه قند تو دهن مقلداش میذاره :) ))

  40. در ثانی ،هنگامیکه به حکمت و علک خداوند، تکامل و ظرفیت بشری آماده پذیرفتن کاملترین برنامه پیشرفت نفسانی و اجتماعی شده باشد،انگاه پیامبری بفرستد با کتابی برای راهنمایی کل بشر،این بعدی دارد؟
    باید مثلا ۱۰۰۰ پیامبر میفرستاد به زبانهای مختلف و کتب مختلف؟ این سنت خداوند نبوده،میبینیم که در گذشته هم اینطور نبوده که در آن واحد همه جا پیامبر باشد.اینطور که نبود که  مثلا اعراب عربستان تا زمان پیامبر مثل گوسفند باشند و بی تکلیف.

  41. اگر عربی مثلا در زمان حضرت عیسی به بیت المقدس مسافرت میکرد و با کلام خدا و خواست او آشنا میشد،آیا میتوان گفت که هیچ وظیفه ای ندارد،باید برود پی کارش تا سالهای آینده که شاید او هم زنده نباشد،پیامبری برای عربستان بیاید . تا آن موقع مانند بی خبران دور از حق بچرخد تا بمیرد؟
    البته که نه،همان ” سیروا فی الارض” که عقلانی است و نه نظر بعضی فطری است حالتش،به او می گوید دنبال حقیقت باشد و هر جا یافت محکم اخذ کند،نه بگوید اینها که مال قوم من نیست…

  42. اتفاقا خداوند سنتش بر بیان همه حقیقت نیست،بلکه آدرس میدهد و البته عقل هم که راهنماست،و لذا لازم نیست هر چیزی به ظاهرش در قران بیاید،اگر چه هر رتب و یابسی در قران هست لکن برای باطن بین.لذا ۳۰۰ آیه برشمرده اند برای بیان حالات یا ولایت حضرت امیر(البته این قضیه فحص و تسلط بر مبانی می خواهد نه چشم باطن بین)کلا عرض میکنم.خداوند خود میفرماید برای مومن و متقی فرقان قرار میدهد.این فرقان چیست؟ و کی؟

  43. برای آن کلمه ولی هم ارجاع به کتاب قدر “شبهای پیشاور” که مخاطبین علمای اهل سنت بوده اند و بحث هم کاملا علمی.آنجا معلوم است که چه چیزی جعل است و چه چیزی جهل.
    متخصص(در این باب) هم اگر عمدتا از قشری باشند که شما دوست نداری،در اصل عقلایی که رجوع باید کرد به مرجع و منبع خدشه ای نیست،یا رجوع و پرسش یا جهل و تفسیر برأی.

  44. راجع به خاتمیت هم :دلالت آیه تام است و حتی نیاز به آیات اکمال و…ندارد بلکه آنقدر ظهور دارد که آیات دیگر موید میشوند.
    راجع به :امنوا” و “الناس” هم مطلب گذشت و چیزی نفرمودید که نیاز باشد بیشتر توضیح دهم.(مرحله ترغیب و امر مومنین بعد از ایمان در رابطه با خود درون دینشان و مرحله خطاب عام صرفنظر از ایمان و یا اصلا دعوت به ایمان که مرحله مقدم است بعضا و موازی هست بعضا.
    یا حق

  45. بنابر قرآن ملاک “قوم” است و ویژگی بارز آن هم زبان آن قوم است. در قرآن سرگذشت پیامبرانی آمده که قرابت بیشتری با آن سرزمین داشته اند. داستان سایر پیامبران که ضرورت نداشته نیامده و خدا این را در قرآن هم تصریح کرده.

  46. “اگر چه هر رتب و یابسی در قران هست لکن برای باطن بین.لذا ۳۰۰ آیه برشمرده اند برای بیان حالات یا ولایت حضرت امیر(البته این قضیه فحص و تسلط بر مبانی می خواهد نه چشم باطن بین)”

    دوست گرامی می بخشین ولی شما خیلی از قضیه پرت هستید. کتابی که در آن هر رتب و یابسی آمده قرآن نیست. در قرآن هم برای قران و هم برای برای ام الکتاب و یا لوح محفوظ، کلمه “کتاب” بکار رفته است. در صورتی که قرآن زیر مجموعه کوچکی از ام الکتاب است. تعداد کلمات خدا بی نهایت است. در یک کتاب نه می توان و نه لازم است که همه کلمات خدا بیاید.

  47. دوست گرامی درباره ناس من با مثال مجموعه و زیر مجموعه سعی کردم توضیح بدهم. فرض کنید شما دارید با یک هم حجره ای خود درباره مردم علی آباد بالا حرف می زنید. او می گوید عجب “مردم” دروغگویی هستند. “همه شون”  به جهنم واصل خواهند شد. خوب وقتی حدود جمعیت پیشینی است، هر ارجاع عام بعدی بر خاص دلالت دارد. از این “مردم” و “همه” نمی توان گفت کافه مردم دروغگو هستند و به جهنم واصل می شوند. وقتی آیه هایی صریح دامنه جمعیت را روشن کرده هر ارجاع عام کلمه ناس به آن جمعیت خاص بر میگردد.

  48. هر چند که توحید جهنانشمول است. ولی شریعت که ابزار است قومی است. در سوره مائده هم آمده که ما برای هر قومی راه و روش و شریعتی قرار دادیم. در جایی دیگر ار حتی از تنوع “مناسک” برای اقوام سخن رفته است. تنوع اقوام بر مبنای اصل تنوع در آفرینش است. و تنوع شرایع برای سبقت گرفتن مردم در کارهای خیر.

    کثرت شرعیت و راه و روش و مناسک در عین وحدت در توحید و جهانی که هر ذره اش “رحمت” است.

  49. خشای گرامی

    ولی من استقبال می کنم. چون بعضی اشتباه های پایه ای مثل همین “هر رتب و یابسی” چون مدت هاست درباره آن بحث شده و پرونده اش را بسته بودیم، برای من خنده دار آمد. شما مثل این که اینجا تازه تشریف آورده اید. بحث ما اینجا خیلی جلوتر رفته است.

  50. درباره ولی و الوالامر و ولایت فقیه هم این مقاله پ}وهشی کوتاه را بخوانید، به شهادت بسیاری از حوزویان تحصیل کرده از یک کتاب بیشتره موثره:

    http://doust114.persianblog.ir/post/75

  51. اون پاره آیه درباه خاتمیت نه با خود آیه می خواند نه با بقیه قرآن. می تواند به مفهوم مهر زدن و تایید برای پیام سایر پیامبران باشد که این موضوع چندین بار در قرآن آمده است.

    اگر خدا می خواست یک کتاب و برای همیشه (میلیون ها سال بعد احتمالی) بیاورد، یه کم از مغزش بیشتر استفاده می کرد. بجای تکرار مطالب و مثلن چندین آیه برای چگونگی مدیریت کردن زنان پیامبر، یه آیه درباره جانشین پیامبر میاورد. و اجازه نمی داد این همه مردم بیگناه در اثر جهالت آخوندها و مفتی ها بیخودی کشته بشن.
    یعنی خدایی که این قدر برای لذت پیامبرش در پیرانه سری رحمت است، می تواند این قدر بی حکمت و سنگدل باشد که برای سایر  بندگانش این قدر بیخیال و تنبل شود؟؟؟

  52. در سورهای “یا ایها الذین امنوا” که موارد مهمی از شریعت محمدی است می بینیم که خطاب به تازه ایمان آورده هاست، یعنی همان مکه و حومه که بت پرست بوده اند و قبلا هم برای آن ها کتاب و نذیر نیامده بوده است. یعنی تاییدی دیگر بر قومی-محلی بودن شریعت حضرت محمد منتاسب با سطح رشد و فرهنگ و خلق و خوی آن قوم،  مثل شریعت سایر پیامبران. یعنی جهانشمول بودن توحید،  اما شریعت ویژه  خود آن ها برای رام کردن و تسلیم کردن آن مردم نیمه وحشی.

  53. آیات ظاهر و باطن دارند ،چون بشر روح ظاهر بین و باطن بین دارد که به آن بصیرت گویند و راهبر را هم فرقان.
    نظر متعلق به صاحبنظر است که مثلا در باب قران علاوه بر اطلاع بر تاریخ ازمنه مربوطه ،به تسلط بر ادبیات عرب و معانی و بیان،علم لغت،تسلط بر مبانی دقیق منطق و اصول و فلسفه ،احتیاج است.لذا بنده شما را مفسر یا صاحبنظر قلمداد نکردم و برای دوری از جهل مرکب بهتر است شما هم همین کار را بکنید

  54. آیات مختلف هستند با مقاصد گوناگون و بنده نمونه هایی که اشعار به عدم محدودیت حیطه شریعت محمدیه و قران دارند را ذکر کردم.
    ترغیب به ایمان اهل کتاب و اکمال دین و خواستن اسلام به عنوان شریعت و راه دینداری از اهل کتاب شبه ای باقی نمی گذارد بر جهان شمولی شریعت اسلام که البته مبسوط گذشت.

  55. “در ثانی ،هنگامیکه به حکمت و علک خداوند، تکامل و ظرفیت بشری آماده پذیرفتن کاملترین برنامه پیشرفت نفسانی و اجتماعی شده باشد،انگاه پیامبری بفرستد با کتابی برای راهنمایی کل بشر،این بعدی دارد؟”
    دوست گرامی حضرت محمد، قوم خودش را از مرحله “بت پرستی” به مرحله “خداپرستی” ارتقا داد. هنری نکرد. کاری کرد که چند هزار سال قبل حضرت موسی کرد. چه بسا اگر قوم حضرت محمد بت پرست نبودند و خود موحد شده بودند برایشان پیامبری نمی آمد. یام پیامبران تکامل یافته پیامبر پیشین نیست. دلیلش هم که آشکار است. خدا رشد و تکامل پیدا نمی کند که بخواهد با دانش جدید، پیام جدیدی بفرستد. ولی از آن جا که خلق و خوی اقوام مختلف فرق می کند و سطح رشد آن ها هم فرق می کند، کتاب شرایط ویژه هر قوم را در فرستادن پیام و چگونه مسلم کردن آن ها در نظر گرفته. و این است قدرت و علم خدا.
     بشر هوشمند آفریده شده . باید کون گشادی را کنار بگذارد و با جستجوگری (سیروفی الارض) و کنجکاوی و  تقکر و تعقل و تدبر در “آیات خدا” روز به روز  کلمات بیشتری از کلمات بیکران خدا را کشف کند.در قرآن از آنجا که خودش به آیات خارج از خودش ارجاع داد

  56. …. آیات خارج از خودش ارجاع داده است، همه چیز آمده است. ولی باید به کون مبارک تکانی داد. مغز را بکار گرفت (نه این که  توی حوزه ها کپک زد و مغز  را به پهن تبدیل کرد).  کلمات خدا را کشف کرد و خود خالق شد. این اوهام به اسم بصیرت را یک بار سر مستراح نشست و تخلیه  کرد و تازه آدم شد.

  57. … ولی هی او را بفرستد آیه ظاهری برای مدیریت زنان پیامبر بیاورد. ترا خدا اگه وقت کردید یه کم تعقل کنید!

  58. درباره”  300 آیه برشمرده اند برای بیان حالات یا ولایت حضرت امیر” که بهتر است چیزی نگم. دوست عزیز مگر شما قرآن نخوانده اید. چند بار آمده که ما قرآن را آسان کردیم. پیام و آیات روشن و آشکار است. پیامبر هم آشکارا مردم را دعوت می کند. خب معلومه وقتی اصل را بر این می گذارید که همه چیز در قرآن آمده، بعد می بینید این خبرا نیست، می گویید حتما باید در باطن قرآن جایی پنهان شده باشد.( و همین جا  هم دکان شیادی و مردم فریبی باز میشود). مگر قرآن نخوانده اید که گفته پیامبر علم غیب ندارد. و هر موقع هم  پیامبر خواسته پایش را از گلیم خودش درازتر کند، خدا به او تذکر داده؟ شما سطح خدا را تا سطح یه  ابله پایین می آورید. خب خدا به خودش زحمت می داد یک آیه ظاهری درباره ولایت و جانشینی می فرستاد و بعد می گفت ۳۰۰ مورد هم در باطن سایر آیات است بروید خودتان کشف کنید. خدا نعوذبالله مگر سادیسم دارد که با این جور حماقت های “آیه های باطنی” از جنگ و خونریزی بین بندگانش لذت ببرد؟ مگر آن موقع می خواسته حضرت جبرییل را با بنزین بازار آزاد بفرستد که برای خدا گران تمام شود یه آیه در این مورد بفرستد؟ ولی هی او را بفرستد آیه ظاهر

  59. خشای بسیار عزیز، اگر هنوز در “کتاب” تردیدی” داری، آیه زیر را هر سپیده دم قبل از نماز  چند بار قرائت کن. تمام سلول های بدن را به ارتعاش وامیداره:

    الانعام آیه ۳۸
    وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُکُم مَّا “فَرَّطْنَا”  فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ.

    برادر،
    هر جنبده ای در روی زمین و هر پرنده ای که با دوبال پر می کشد، امتی هستند مثل ما. خدا از هیچ چیزی را در کتاب خودش فروگذار نکرده….  
    لامصب نمیشه  ”فَرَّطْنَا” را اینجا ترجمه کرد از بس معنی داره!

  60. بقرة آیه ۱۶۴ :

    إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاء مِن مَّاء فَأَحْیَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِن کُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَیْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ
    آرى در آفرینش آسمانها و زمین و در پى یکدیگر آمدن شب و روز و در کشتى‏اى که براى منافع مردم در دریا روان است‏، و آبى که خداوند از آسمان فرو فرستاده است و بدان زمین را پس از پژمردنش زنده داشته و جانورانى که در آن پراکنده است‏، و در گرداندن بادها و در ابرى که بین آسمان و زمین آرمیده است‏، آیاتی براى اندیشمندان است‏.

  61. ولی نباید نا امید شد:

    سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ!

    میشه این حجره های ظلمانی “موروثی” شرک و جهل و کینه  را به آفتاب تابان توحید و دانایی و مهر تبدیل کرد.

    انعام آیه ۵۴ (  نفسه: ۱ )
    وَإِذَا جَاءکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنکُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ
    و چون کسانى که به آیات ما ایمان دارند، به نزد تو آیند، بگو سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را برای خود نوشته است‏؛ هر کس از شما که از روى جهل مرتکب کار ناشایستى شود، سپس توبه و درستکارى کند (بداند که‏) او آمرزگار مهربان است‏.

  62. قبل از پاسخ به مسائل مطروحه از جانب شما، باید نکاتی عرض کنم.اول اینکه آن “سیروا فی الارض” به شما نمی گوید سری به محلی که مشهور به ام القری اسلام است بزنید و با کسانی که عقل و عرف حتی،آنها را عالم و متخصص دین میداند،بحثی انجام دهید تا ببینید اذهان کسانی که سالها با حجت و دلیل در ضمینه دین و معارف کار میکنند کپک زده است یا شما از جهل مرکب و تفسیر برأی  در ورطه خطرناکی گرفتارید. من از شما می پرسم که آیا شما متخصص قران و معارف هستید؟ همین ظاهر قران را هم اگر بخواهید خودتان بفهمید آیا تسلط به ادبیات عرب و

  63. معانی بیان و اصول و تاریخ و فلسفه  نیاز ندارد؟ از ترجمه ها استفاده میکنید؟ آقای عزیز بعض زنان خانه دار هستند که میگویند دکترها سواد ندارند،با همین جوشانده همه چیز درست میشود یا فلان قرص،کاری که شما میکنید در برداشت از قران و نظری که راجع به محل فحص و بحث دینی دارید،کاملا مرا بیاد این مطلب می اندازد.شما همینجا از آقای قابل راهنمایی می خواهید؟ مگر ادعای ایشان کسب علوم اسلامی در قم نیست؟
    از کوره در نروید و به یک مطلب عقلی پشت نفرمایید.اینکه در آن لینک که اتفاقا مطالبش عامیانه است و دانا را به خنده وا میدارد(مطالبی در باب سخیف بودن مندرجات آنجا  در خلال مطالبم عرض میکنم) فقط از آیات استفاده میشود

  64. باید دید چه نوع کلمه ای هست،نوع جمعش و نوع ال در آن و اینکه آیا انصرافی دارد یا نه(لغت و منطق و اصول) نه اینکه عامیانه طبقه بندی کنیم و …که شما انجام دادید.کلام خدا ساده بیان شده اما مفهومش این نیست که سوالی برای اذهان پیش نمی آید بخاطر عدم اطلاعشان از مبانی لازمه و باز مفهومش این نیست که در قران ابوابی عمیق وجود ندارد برای متعمقین(فحوی روایات) .
    شما که کلام خدا را در حد روزنامه پایین آوردید،در باب سوره توحید روایات داریم که مخصوص متعمقین آخر الزمان است.این معنایش این نیست که نمی توان از ان چیزی فهمید بلکه یعنی معارفی بس عمیق تر هم هست اما برای اهلش.در خلال بحث نکات ناشیانه ای که در آن لینک وجود دارد بعضا اشاره خواهد شد. فلذا طبق همان قاعده

  65. و به روایات مفسره نزدیک هم نمیشود جز این نیست که غرضش از شبه افکنی حاصل نمیشود.همان “سیروا فی الارض) اینجا را نمی گیرد که در کلمات نزدیکترین افراد به پیامبر مراجعه ای شود ، تفحصی صورت گیرد؟ شما که به آقای قابل رجوع میکنید ،از چه باب است؟از همان باب استفاده از علم بیشتر آیا نباید با تسلط به همه مبانی حدیث شناسی و استنباط که خود بابی عظیم است،به سراغ انبوه مطالب تفسیرس و منطقی از اهل بیت رفت؟ از چه چیز فرار میکنند؟ روش علامه طباطبایی همین روش تفسیر
    آِیه به آیه بوده است اما این کجا و آن کجا!!! اگر شما متخصص بودید بسیار عمیق تر و طبق اصول تفسیری و علمی با شما صحبت میکردم اما از همان طرز نگاهتان به مثلا کلمه ناس(الناس کلمه عربی است و اینجا هم مقام فهم آن،

  66. ضمن این مطلب که کلمات خداوند بسیارند،اگر منظور عالم طبیعت و خلقت است که بله بسیارند و قران نمی خواهد که آنها را بشمارد اما قران در صدد این نیست.بلکه آن مخلوقات همه اگر درست بهشان نگاه شود تنها توحید افعالی را میرسانند و نهایتا برهان نظم را،و حال آنکه توحید صفات و ذات برتر است و این با علم و تقوی بدست می آید نه صرف نگاه به مخلوقات. خداوند درست است عقال داده و فرمان به گردش در زمین اما برای فهم بهتر و کسب دانش،لذا بهترین جا و حداقل محتمل آن کجاست،اقلا برای شروع؟ در خانه و بدون علم لازم و صرفا تکیه بر ترجمه و آنگاه نتیجه گیری؟؟؟؟

  67. بی ادبانه ای که ناشی از فکر عوامانه شما دارد و در کامنت خود چندبار ذکر کردید،به فهم خود بسنده نکنید در جایی که متخصصین کلی کار و تحقیق انجام داده اند مدلل و “سیروا فی الارض” را از همین قم شروع کنید تا به جاهای دیگر.(فکر میکنم رجوع به اقلا محتمل اولی باشد از اقتحام  در جایی که مظنه ای هم نیست).در باب کتاب مبین نیز عرض کنم :در انکه لوح محفوظی وجود دارد محیط بر همه چیز شکی نیست اما  مفسرین قران را آینه علم خداوند و تجلی اسم علیم میدانند در فالب کلمات عرشی و لذا هر حکم کلی از اصول و فروع در آن هست و البته منظور من از رطب و یابس همین بود و نه کل ریز جزئیات مثلا زمان مرگ افراد و زمان سیل در فلان جا و …که در لوح محفوظ همه قرار دارد.البته مسامحه در تعبیر خودم را می پذیرم اما منظور من با توجه به مثالی هم که آوردم روشن بود.در

  68. حتما به کتبی مثل شبهای پیشاور یا احتجاج و ….مراجعه نکرده اید که این مسائل در باب ولایت اهل بیت را بیان میکنید.(کمی واکاوی منابع اهل علم بد نیست…مودبانه همان قاعده شما). در خذعبلاتی که در آن لینک بود باید بگویم اولا حضرت عیسی طبق نظر مسلمین که نویسنده آن مطالب هم ظاهرا مسلمان است به صلیب کشیده نشدند(که ایشان اتفاقا ذکر کرده بود مصلوب شدن ایشان را)  ثانیا همانطور که در مطالب مطروحه آقای منتظری خواهم آورد در باب اختلاف مردم با اولی الامر ،این نظر بعض اهل سنت است که نویسنده مطالب آنجا ،نظر را کلی فرض کرده حال یا از عدم سواد و یا شیطنت.بهر حال میبینیم که ایشان مقداری از مرحله پرت است.

  69. در قران کریم متشابهات داریم : هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ
    مجل رجوع برای فهم این آیات عرف و عوام نیست.
    فرمان پرسش از اهل ذکر داریم: وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿النحل: ۴٣﴾
    الراسخون و اهل الذکر اهل بیت هستند و بر این امر راوایات زیادی دلالت دارد(مثلا به البرهان مراجعه شود).

  70. مقام بیان هذه الاحکام لیست امرا وراء اطاعه الله،و اوامرهم فی هذا المجال ارشادیه لا المولویه.نظیر اوامر الفقیه.نعم ،للرسول غیر مقام الرساله مقام الامامه ایضا،و له”ص” و للائمه بعده مضافا الی بیان الاحکام الکلیه]اوامر مولویه صادره عنهم بما انهم ولاه الامر وساسه العباد.
    … و علی ما ذکرنا فالفقیه الجامع للشرائط علی فرض ولایته شرعا یصیر مصداقا للایه قهرا.وما ورد من اختصاص الایه بالائمه المعصومین “ع” فالمراد به الحصر الاضافی فی قبال ائمه الجور المدعین ما لیس لهم.و الحصر لا ینحصر فی الحقیقی فقط.و کیف یمکن الالتزام بولایه شخص و لو فی ظرف خاص و لا تجب اطاعته؟مع ان الغرض من جعل

  71. عباراتش کاملا عامیانه است و نشان از عدم رجوع به اهل علم و دلیل بر تفسیر برأی ایشان:
    و المخاطب فی قوله-تعالی-” فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول” هم المومنون المنادون فی صدر الایه،و الظاهر منه التنازع الواقع بین انفسهم لا بینهم و بین اولی الامر ،کما یظهر من بعض علماء السنه.
    میبینید که نظر اهل بعض اهل سنترا در قالب نظر شیعه آورده بود نویسنده آن مطالب.
    و ملخص ما ذکرناه هناک ان الامر باطاعه الله –تعالی-ناظر الی اطاعته فی احکامه.و اطاعه الرسول و الائمه”ع” فی

  72. معرفی راغب :آمدن چیزی است در پی چیز دیگر،بدون آنکه فاصله ای در میان آن دو باشد که لازمه چنین توانی و ترتبی،قرب و نزدیکی آن دو به یکدیگر است.از اینرو(با داشتن این ریشه معنایی) در معانی “حب و دوستی” “نصرت و یاری” “متابعت و یاری” و “سرپرستی” استعمال شده که وجه مشترک همه این معانی همان قرب معنوی است.خداوند جایی ولی مومنین است یعنی یاور آنها و در باب مشرکین و مومنین نسبت بهم نیز هم .
    حال مفسر مسلح به علوم مربوطه میبیند که کدام معنی اصل است و غالب که تعینا حتی وجود داشته باشد در یکی از این معانی، و کدام غالبی نیست که در این صورت برای انتقال آن حتما قرینه نیاز است(علم لغت و اصول)

  73. المنصب لا یحصل الا بالاطاعه و التسلیم.و ان شئت قلت:ان اطاعته اطاعه الامام المعصوم ایضا،فانه منصوب من قبله او مدیم طریقته.فتدبر.
    اینها بخش بسیار کوچکی از نظرات آقای منتظری در بحث اثبات ولایت فقیه است.مفصل این بخش و همچنین استفاده ایشان از روایات و دلیل عقلی جای خود دارد و از حوصله این مکتوبات خارج.
    در آن موهومات در لینک ،از معنای ولی سخن به میان آمده بود.چیزی که عقل سلیم می گوید بحث راجع به آن به آشنایی با لغت و استعمال عرب و اصول نیاز دارد که فقدان آن در نویسنده لینک مشخص است.معنای ولی طبق

  74. معنای غالبی ولی همان سرپرستی است و مثلا در معنای دوستی غالب با ود و حب است تا ولی و لذا قرینه میخواهد ولی در معنای دوستی و الا انصراف دارد به همان معنای غالبی،و این در نزد اعلش ثابت و واضح است.
    اینکه عوامانه آیاتی دیگر آورده شده در آن لینک کذایی و مقایسه شده ،ناشی از همین بی سوادی و عدم تسلط بر مبانی ابتدایی است.مثلا در قران برای زنبور عسل از کلمه وحی استفاده شده: وَأَوْحَىٰ رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ
    یا وحی در اینجا : وَأَوْحَیْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَلَا تَخَافِی وَلَا تَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ

  75. در اینجا : وَأَوْحَىٰ فِی کُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ذَٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ
    در این مواضع آیا معنای وحی با آنچه برای پیامبران آمده یکی است و یک شکل.در زنبور عسل وحی به معنای الهام است و یا غریزه اولیه که خداوند در او قرار داده،این با معنای فرستادن کلام حق بواسطه فرشته وحی یکسان است؟
    یا اینکه ایندو و بقیه موارد استعمال در حدی از ریشه کلمه وحی اشتراک دارند اما در مواضع مختلف عمل توصیفی و حاصل وضعیشان فرق میکند؟ پر واضح است که ریشه معنایی وجود دارد اما کاربرد طبق معنای غالبی بدون قرینه و معنای غیر غالبی با قرینه فرق میکند.(البته بیشتر از اینکه طرز برخورد این شخص با آیات خنده آور باشد مایه تاسف

  76. اما اگر مراد فعلیت ولایت آن جمع است باید بگویم که باز بیراهه، اولی الامر از نوع قضیه حقیقیه است (علم منطق) یعنی حکم با فعلیت و وجود موضوع فعال شده و عینیت می یابد ،یعنی در بحث اینجا ولایت هنوز برای بعد از نبی فعلیت نیافته فلذا ولی همان نبی اکرم بوده اند (ولی به معنای مورد بحث) تا غدیر خم که پیامبر در آن شرایط دشوار و بعد از نزول وحی در اتمام ماموریت ،تکلیف ولایت الهی بعد از خود را روشن میکند و انتصاب حضرت امیر را اعلام میدارد.(میبینید چه به بیراه رفته است آن دوست)

  77. بود برای خودش)
    البته نکته ای هم باید ذکر کرد که ولی در معنای فقهی با کلامی فرق دارد.دایره فقه مخصوصا باب بیع همان سرپرستی دیوانه و مفلس و میت و …است اما این در باب کلامی که بحث ماست سرپرستی جامعه اسلامی است طبق احکام شرع و این خلط معنایی واقعا بیراهه است که گفته شده.نشان از عدم آگاهی و بساطت اطلاعات است.
    در باب اولی الامر :مطلبی در مورد آن سابقا ذکر کردم.و اما اینکه گفته شده اولی الامر در همان زمان هم بوده اند:اگر وجود فیزیکی است و قوه ولایت بله ممکن است،کما اینکه بوده(حضرت امیر . حسنین علیهم السلام)

  78. ائمه هم در زمانشان قضاوت میکردند و هم مسئله شرعی پاسخ میدادند،به عرب بادیه نشین به شکلی ساده و ابتدایی و به یاران نزدیکشان با استدلال علمی و لذا مثلا مباحت مطروحه در جلسات درس امام صادق یا پرسش پاسخهای ابوبصیر یا زراره و … با ایشان درجه ای دیگر دارد.(توجه کنید که سالها بعد از پیامبر طبق همان”سیروا” مشتاقان علم به جایی که اقلا محتمل بود میرفتند و سوال میکردند و چه بسیار از مراد قران و حضرت نمی فرمودند که:مطلب واضح است ،چرا اینقدر راه آمدی ،خودت می خواندی میفهمیدی…تازه بسیاریشان نیاز به ترجمه هم نداشتند،اما سوال هست همیشه از ظاهر تا مقصود مدلل و محفوف که باید از اهلش پرسید)

  79. مباحث بسیاری در علت عطف اسم به اسم اولی الامر بر رسول وجود دارد که از حوصله خارج است.دقت اگر کنید تتمه کلام نویسنده در لینک تطویل کلام است و الا اینکه وکیل قرار ندادیم وعلوم است،وکیل با ولی فرق بسیار دارد.یکی ناظر به فعل است و یکی به شخص.و در باب اطاعت هم سوالی مطرح است که :اطاعت از پیامبر در چه؟؟؟ آنچه ایشان میفرمایند همان حدیث است و از همان احادیث چه بسیار ادله مستقله یا مویده بدست می آید.اطاعت از ایشان تا کی،تا چند نسل؟ اطیعوا امر مطلق است و محل فهم مطاع روشن است.

  80. میکند.اما سپس به دیگر افراد زیر مجموعه پیامبر اشاره میکند و چون مبحث ارث و مال است میگوید بعضی شان بر بعضی دیگر در این مورد ارجحیت دارند و مساوی نیستند.میبینید جهل نویسنده لینک را حتی به لغت و درک انتقال مفهموم، تفسیر برآی با ترجمه و بدون آشنایی با اولیات فن تفسیر به هلاک میکشاند این دوست را،باشد که ان شاءالله بازگردد به راه منطق و عقل و رجوع به اهل فن.
    عدم آشنایی ایشان بر نحوه درک طریقه استدلال از آیات هم خدشه جدی وارد کرده،و همانطور که گفتم برای همین وارد روایات نشده، به چه چیزی در آنجا تمسک کند،جهلش؟

  81. و در کل این مسائل شان ائمه را پایین نمی اورد مضاف بر اینکه نزاعات همیشه کوچه خیابانی نبود ،کما اینکه در آیه و مهبط آن مسئله اعتقادی و ریشه ای بود.
    در باب مسئله سوم که باید مرثیه سرایی کرد برای نویسنده.اولا اینجا اولویت است نه ولایت،یعنی آنچه اشاره شداه اولویت است و لذا با دلالت التزامی معلوم است که صدر و ذیل آیه متفاوت است.پیامبر اولی بالمومنین است از انفسشان یعنی مقدم است ،لذا در باب قضاوت یا دیگر شون جاری جامعه از آنها نسبت به خودشان ارجحیت دارد و یک کلام اینکه اختیار دارشان است کما اینکه در آیه ۳۶ باب قضا را مطرح و اختیار و اولویت پیامبر را تصریح

  82. اما تکرار کردید واضحات پاسخ گفته شده را: بعد از اینکه به علم خدا ،نوع بشر به نقطه ای رسید که توحید ذات برایش میسر گردید،دیگر باید دین به اکمال می رسید، و راه برای متعمقین که ظرفیت داشتند باز میشد.لذا آخرین شریعت که کاملترین برای نهایت ظرفیت بشر بود فرستاده شد.در همان عصر پیامبر کسانی بودند که به توحید ذات راه یافتند و لذا کار پیامبر صرفا بت شکنی نبود بلکه بت شکنی مقدمه رسالت ایشان بود.اینکه در قران آمده که از این کتاب حفاظت میکنیم یا پیامبر در حدیث ثقلین وعده عدم جدایی قران با اهل بیت را تا قیامت میدهد ، آوردن إِنْ هُوَ إِلَّا

  83. در قران آیات علم الکتاب(۴۳ سوره رعد) تطهیر ،مباهله(انفسنا که مراد پیامبر و حضرت امیر است) بسیار روشن است در باب اهل بیت،آنطور که فخر رازی هم همراهی میکند.ینابیع الموده،روح المعانی،قرطبی… از تفاسیر اهل سنت صحه گذاشته اند.خذعبلاتی نظیر تقدم مفضول بر فاضل و … را می آورند یا اجماع  را مثلا و الا دلالت علقه ای ندارد. تاکید میکنم به کتاب شریف شبهای پیشاور مراجعه شود تا سکوت علمای سنی را در برابر استدلالات خدشه ناپذیر آیت الله شیرازی شما را کمی به فکر فرو برد.

  84. … همه نشان از شمول و ختم رسالت پیامبر است. همانطور که گفتم سنت نبوده که در آن واحد در همه جا پیامبر باشد.بلکه با مصلحت خداوند ارسال رسل انجام میشد و آنهم طبق همان ظرفیت توحیدی. میبینیم که در کتب مقدس آمده بشارت احمد،آیا در قران بشارت برای پیامبر دیگری آمده؟ خداوند همه را ول کرده؟ یا این دین و شریعت عمیق همه خلق را تا قیامت در بر میگیرد؟  بحث مکفی است و واضح.

  85. ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ  چندین بار و امثال اشعار به شمول کلی، وجود امام منتظر ، و لَا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ۖ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ [۴١:۴٢]
    که هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمی‌آید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است!

  86. یکسرس مجردات است فضلا از محسوسات دنیا،که ایندو هیچ بعدی ندارد برای حتی غیر مومن در درجاتی.علم غیب بدون اتصال به وحی برای انبیاء و اولیاء وجود ندارد.علم غیب به شکل موازی به احاطه حضرت حق فرض نمی شود و محال است.اینکه در آیاتی به عدم وجود علم غیب برای مثلا پیامبر اشاره دارد،گاهی مرادش همان علم موازی و احاطه ای هست،گاهی علم صرف نظر از وحی در آنچه که با وحی منقح می شود و مکشوف. یک مسئله دیگر اینکه در قران فراوان داریم نگاه حیثیتی به موضوعات.مثلا پیامبر از این نظر که در ابتدای خلقت علمی نداشت به

  87. در باب مطلبی که اهل سنت به آن قائلند و آن علم غیب است.مطلبی در نهایت وضوح.چند سال پیش با یکی از عوامل قبرستان بقیع در این باره(در مدینه)بحث کردم،واقعا معلوم بود که فهمی ورای خود کلمات نداردو لذا بعد از بحث و تنقیح مطالب حداقل بعد ذهنی در این باب از ذهنش رفت .حال میگویم:
    علم یا حضوری است یا حصولی.اگر حصولی باشد یا به مبدا اراده اشراف دارد یا به یک روند علیّ و معلولی به عبارتی علم به اراده. گاهی مراد از علم غیب مطلبی است که برهان هنوز برایش بیان نشده و گاهی منظور علم به

  88. ضال توصیف شده که سپس هدایت شد ،یا از جنبه شکل وقتی مورد نزول وحی است،میگوید بشری مثل بقیه است.این ربطی به حقیقت کلی وجودی ایشان ندارد.هنگامیکه امیرالمومنین عالم به علم الکتاب است ،پیامبر که معلوم است(علم الکتاب آبه اش گذشت و منابعش). راجع به اتفاقات و عدم کنترل آنها هم قاعده همان علم به اراده و مبدأ اراده هست و واضح.دستیابی به این مقاماگر چه در ظرف ماده و حرکت،از حیث زمان متاخر است،ولی از حیث مرتبه وجودی و قوس نزولی،تقدم دهری دارد.توضیح بیشتر از حوصله خارج است.د ر این باب هم می توانید به کتاب پیشاور و امامت آقای یزدی یا علم امام آقای کوه کمره ای،یا امامت آیت الله جوادی  مراجعه کنید که مبسوط است.

  89. الا اینکه ادعای تخصص دارید که در صورت داشتن ادب و سعه صدر بنده با مبانی تفسیرکه در بالا ذکر مردم بحث خواهم نمود و اگر بحث شما مانند همان مثال اول مکتوباتم باشد(خانم خانه دار و پزشک) که این شما و این وقت و فضای بسیار برای نوشتن ونوشتن و نوشتن

  90. در پایان عرض میکنم که بجای بکارگیری کلمات سخیف کوچه بازاری و تکیه بر فهم بدون مبنای عقلایی خود(بدون داشتن حداقل مبانی ملزومه برای فهم دقیق زوایای قران)در ارض سیر کوچکی انجام دهید و از آگاهان بپرسید و  وارد عرصه تفسیر و ابراز نظر نشوید که انتهایش مجهول است و البته ظلمانی.اینجا مدرسه نیست که چون بنده تازه وارد شده ام ،پس چیزی نمی دانم و کلاس اولی هستم.

  91. انشاء الله عاقبت همه ما ختم بخیر باشد
    و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین
    والسلام علی من اتبع الهدی

  92. دوست گرامی:

    - تنها تنها تنها سخنی که حجت وحیانی دارد قرآن است. و بر اساس قرآن:

    -شیعه و سنی وجود ندارد. شیعه و سنی یا محصول جهل است یا دنباله  نزاع های قبیله ای قبل از بعثت

    - ائمه هم اولوالباب زمان خود بودند. سخنانشان حجت وحیانی ندارد

    -لذا اگر مایل به ادامه گفتگوی قرآنی هستید بسم الله در خدمتیم

    پ.ن. دورانی که  مردم بیسواد با چند تا قلنبه سلنبه و عربی دست و پا شکسته مرعوب می شدند، گذشته است.
    ولایت فقیه محصول جهل حوزه هاست و به زودی مردم با تیپا آخرین ولی فقیه را به زباله دانی تاریخ خواهند سپرد.

    -

  93. مطالعه و اتکا بر رجوع به اهل علم و قبول مبانی ورود در بحث،وارد بحث میشوند و لذا کسی وقعی به آن دسته نمی دهد.عجیب است که راه متخصصین و صاحبنظران عرصه دین و مذهب که سالیان کار کرده اند در فکر شما پوسیده است و البته همه حتما اشتباه کرده اند.همان ترجمه قران بدون هیج فنی کفایت از عالمیت است!!!!
    هر ساله بعضا دو بار در سال،نشست علمی ادیان برگزار میشود که متخصصین اهل کتاب هم حضور دارند.جالب است که آنها هم ول معطلند چرا که نحوه نگاهشان به مبانی و تخصص با توهمات شما متفاوت است!!!

  94. همانطور که انتظار داشتم ،پاسخی در چنته شما نبود.علی الظاهر مکتوبات بنده را کامل نخوانده اید و شاید همان چند خط اول.چرا که بنده بسیار کم از روایات در بحث با شما استفاده کردم و پاسخها کاملا مدلل بود.این اول بار نیست که با کسی مثل شما بحث میکنم.در سایتهایی که در باب بهاییت پژوهی یا ادیان ابراهیمی و … است عضو هستم و بحث میکنم.آنجا هم افرادی نظیر شما هستند که با دایره ای محدود از اطلاعات و با تکیه بر فهم ظاهری بدون دانستن مبانی اظهار نظر میکنند.البته هیچ گاه در بورس بحث واقع نمی شوند ،چرا که حتی طرفهای بهایی یا …یا حتی مسلمان که مخالف بنده نظر دارند،مشخص است که با

  95. نمی فهمید اطلاق در زمان و مکان را در بکارگیری افعال ،در تعلقات ظروف ،در قضایای حقیقیه و مجازیه …. که نزد همه متخصصین به عنوان اصل ثابت است،و لذا چه بیراهه ها در فهم آیات که نمی روید.چیزهایی که با علم به موارد اثبات شد علمی مثلا هیچ ربطی بهم پیدا نمی کنند را ،چون نمیشناسید اصول را، با هم خلط کرده و مشابه یا متضاد می پندارید.خنده دار نیست برای خودتان؟؟؟
    عاملش تنبلی است و دوری از همان قاعده بی ادبانه خودتان.سیری در ارض نزدیک خود میکردید و از آگاهان می پرسیدید.

  96. در کرمان شخصی هست به گمانم غلامعلی نام،که ادعای نبوت دارد.فقط از قران با ترجمه ای که بعلت وجود اشتباهات از بازار جمع آوری شده،استفاده میکند و استنباط میکند،بیا و ببین،اگر از علم منطق و فلسفه و کلام و لغت و ادبیات و… بپرسی،پاسخش اینستکه ،اینها بی فایده است و من قبول ندارم و حق همین است که من میگویم.آین آخریها باعث تفریخ دوستان بود بحث با این شخص. شما هم دقیقا همان منش تفسیری خانم های خانه دار را دارید و آن پیامبر کذاب را.

  97. در اقوام بنده کسانی هستند خانه دار که خود علاوه بر تخصص در پزشکی در علوم اسلامی هم ابراز عقیده میکنند.نمی توانم با آنها بحث کنم چراکه نه میشود به ماحث اثبات شده فلسفه ارجاع داد نه گفت مطلب شما با فلان قضیه منطقی اثبات شده نمی سازد(چراکه نمی فهمد و عدم فهمش را دال بر نا ثواب دانستن کل بحث و اشکال می پندارد.) هر روز قران می خواند البته با ترجمه و با کنار هم گذاری آیات نتیجه میگیرد.حال بیا و بگو با منطق محرز در تضاد است ،مگر میفهمد؟!!

  98. رد بر هر چیزی هم اول اطلاع کامل بر آن چیز می خواهد ،چقدر در کتب اصولی فلسفی کلامی غور کرده اید که حوزه را پوسیده انگاشتید و نا کارآمد.سیری میکردید تا مطلب دستتان آید و از خواب برخیزید.البته با وحشت چراکه به عمق جهل مرکب خود واقف میگشتید. علم است خم رمگرزی نیست آقا جان. در جهل و بی اطلاعی دست و پا زدن فقط در شدت حمق می افزاید و لا غیر.
    عربی هم کلامی است که برای کار با قران نیاز به آن است صد در صد.جهل شما به مطلب خدشه ای وارد نمی کند.خود را مطلع کنید نه اینکه خیال خود را راحت کنید با منشإ تنبلی. بنده با اصل کار میکنم و نه با توهم یا مجاز یا وجه ثانی علوم.

  99. حجیت داشتن روایات یا ظواهر یاووواثباتش یا نفیش در حیطه شما نیست. همه استفاده کرده اند چراکه کلام مفسرین آگاه به قران است. اطاعت از رسول در همه ازمنه نیازمند دانستن حرف او است که حدیث نام دارد.
    تنبلی در مطالعه و اخذ تخصص دلیل اصلی آن نظر موهوم است.البته گفتم تفسیر خانه داری همین است.خانه دار هم توان فحص و بحث عمیق و سیر در علوم و مواجهه با متخصص را ندارد لذا خود میبافد و خود میگوید و خود ارضاء میشود.
    بنده بحثی با خانه دار و کاری با این شیوه عامیانه ندارم.علم با تعمق و رفتن و پرسیدن از آگاهان و مطالعه فراگیر و تفکر حاصل میشود.شما در گجای این معرکه هستید؟!!!!

  100. شما که متخصص نیستید نباید بحث یا مناظره کنید بلکه باید بپرسید تا آگاه شوید و ایندو مقام فرقش از عرش تا فرش است.بنده چگونه با کسی که کلاس اول یادگیری مبانی نیست و چون رنان خانه دار بحث علمی میکند و جهل و تنبلیش را امام خود قرار داده و خود را مفسزی از آسمان افتاده میداند(همه با علم و فحص سالیان در آیات و روایات در اشتباه و ایشان با ندانستن مقدمات در سبیل حق!!!!!!!!!!!!!!!!) بحث کنم.من که عقل دارم. بنده که به حکم عقل در سکوت در هنگام جهل و جهد در یادگیری از منابعی که مربوط است از کتاب تا عالمتر از خودم، پایبندم.چرا خود را مشغول بحث زنانه کنم؟ خنده دار نیست در قاموس شما؟ البته که نیست،اما بدانید که عقلا میخندند.پس بنویسید و بگویید که نصب پایه بر شن است در استحکام ادله و اعتقاد یافتن.

  101. محکمه اثبات شده در این باب امامت مثلا.تزلزل و کج فهمی شما در باب آیات مشخص بود و دلیلش معلوم.مطالعه کنید قبل از بکارگیری الفاظتان.
    مطالعه کنید ،علم مثل باد در گوشتان نمی وزد و وارد ذهن مبارک نمی شود.مطالعه کنید و از اهلش سوال.

  102. دوران تفسیر خانه دار مابانه سر آمده پسر جان.می توانی مطلبی بیاور و الا سکوت،فرار به جلو که ناشی از ترس و حمق است.
    در باب ائمه سیری در خیابانها کنید و قاعده خود را بکار گیرید و کتابی چون پیشاور تهیه کنید و مطالعه،قطعا آن تتمه خذعبلات را که ناشی از نادانی است را نمی گویید.؟؟؟ اولوالباب زمان خود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نیازی نیست در آوردن و بازگویی آنچه با ادله

  103. خداوند عقلهای ما را بی غبار و قلبهای ما را روشن کند به فرقان خویش.
    آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
    والسلام علی من اتبع الهدی
    پایان بحث.

  104. شما هم به انتظار سقوط ولایت فقیه باشید و در لیست ۳۰ ساله ها که منتظر بودند نام نویسی کنید.چراکه بعنوان طولانی ترین لیست بی پایان انتظار در گینس ثبت میشود.

  105. :) ))))

    جالبه شگرد ها عین شگرد رمال هاست همه هم مثل همدیگه:

    اون از “بصیرت” اول بحث شما.

    از هر “رطب و یابسی” که در قرآن آمده،

    از ظاهر و باطن آیه ها

    اونم از ۳۰۰ آیه “مخفی” برای ولایت، ولایت “مافیایی”

    بعد هم قلمبه سلنبه بافتن و محکم و متتشابه کردن دلبخواهی

    بعد هم تهدید و ادعای فضل کردن و انگ بهایی زدن :) ))

    برادر “روش” شما اشتباه ست. غرق شده اید در “اوهام”.
    قرآن را، “متن” را ول کرده اید چسبیده اید به “حاشیه ها”…
    از قرآن فرار می کنید!

    اون گنبدها و مناره های طلای شرک را خراب کنید… بجاش تلسکوپ بذارید و در آیات خدا بنگرید…  در بیکرانگی و عظمت توحید عرق شوید… هر ذره این خلقت “رحمت” است. بیهوده آفریده نشده…. در آن جستجو کنید… تفکر و تعقل و تدبر کنید. تا نخواهید حتی برای درمان کم شدن قوه باء خود به انگلیس تشریف فرما شوید:))
    تازه  آغاز بحثه حاج آقا ناسلامتی شما با آقای خشای لوس آنجلس باید کمی فرق داشته باشید.

  106. ما هم که نیامده بودیم دست بوس جنابعالی. شما خودتان بر ما منت گذاشتید اینجا تشریف فرما شدید. کمی صبور باشید. سعی کنید مطالب خود را دسته بندی کنید. اهم و فی الاهم کنید. به تفکرات خود نظم بدهید. آیات را در رابطه با همدیگه بررسی کنید.

    خب هر وقت آرام شدید بفرمایید چرا در آیه ۲ و ۳ سوره سجده خداوند به پیامبر می فرماید این کتاب را برای هشدار به “قومت” فرستادیم که قبلا برای آن ها نذیری نفرستاده بودیم؟ یعنی این که پیامبران قبلی مثل حضرت موسی و حضرت مسیح برای قوم حضرت محمد نیامده بوده اند. حضرت محمد برای قوم خودش آمد. بعد هم بفرمایید رابطه آیات ۲ و ۳ سوره سجده با با آیه ۴ سوره ابراهیم که میگه ما هیچ پیامبری را جز به زبان قوم خود نفرستادیم چیه؟ لطفا فعلا درباره همین سه آیه صحبت بفرمایید.

  107. سجده:

     تَنزِیلُ الْکِتَابِ لَا رَیْبَ فِیهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِینَ «۲»  أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِیرٍ مِّن قَبْلِکَ لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ «۳»
    ابراهیم آیه ۴
    وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللّهُ مَن یَشَاء وَیَهْدِی مَن یَشَاء وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

  108. یه نکته هم در پرانتز برای این که خیالتان تخت باشد روشن کنم. بنا بر قرآن رسالت همه پیامبران قومی است. بهایی ها هم همانقدر چرت می گویند که بقیه. ما پیامبر جهانی نداریم آنطور که بهایی ها ادعا می کنند.

  109. پاسخی به لینک «تناقضات قرآن» در سایت بالاترین

    http://doust114.persianblog.ir/post/216/

    در سایت بالاترین بطور مرتب لینک های مطالبی در جهت  انتقاد از اسلام و قرآن و یا ضد اسلام و قرآن منتشر می شود. کاربران موافق و مخالف هم ساعت ها درباره این لینک ها بحث می کنند. علیرغم تکرار بحث ها برخی نکات کلیدی به دست فراموشی سپرده شده و باعث تکرار کامنت های مشابه می شود. این کامنت ها گاهی با خشونت زبانی هم همراه است.

    انتقادات و اشکالات

    سه اشکال اصلی به قرآن شامل موارد زیر می شود:

    ۱) ترویج خشونت،

    ۲) آیات ضد علمی، و

    ۳) تناقضات قرآن.

    برخی دوستان مذهبی هم گاه با بد دفاع کردن از اسلام؛ اغراق کردن در قرآن و آیات، در نظر نگرفتن برخی آیات، رد عقلانیت، و توهین به دیگران… ؛ برعکس منظورشان به نوعی آبروی اسلام را هم می برند.

    این نوشته جمع آوری و ویرایش کامنت هایی است که امروز زیر این لینک گذاشتم:

    اجازه بدین چند تا نکته کلیدی را مطرح کنم، فکر کنم به بحث کمک کند:

    در قرآن دو نوع آیه آمده است:

    ۱) آیات جهانشول که تمرکز آن روی توحید و سلیم کردن انسان (مسلمانی) است.

    ۲) آیات محلی مربوط به

  110. استاد قابل سلام بر شما

    این روزها سعی می کنم در سایت های اجتماعی به سخنان کاربران و نکاتی که در علت ضدیت آن ها با دین و مذهب و اسلام بیان می کنند بیشتر دقت کنم. باور کنید بیش از ۹۰ در صد اشکالات بر میگردد به فهم نادرست حوزه ها از قرآن که خب البته در رساله ها هم مشاالله کم بازتاب ندارد.
    برای این باید کاری کرد. این همه وقت و بودجه داره صرف قرآن پژوهشی میشه ولی متاسفانه خیلی کم نتیجه ای مشاهده می شود.
    نکته ای  می خواستم در میون بذارم که امیدوارم با  آیت الله منتظری و دوستان فرهیخته حوزوی خود روی آن  بحث کنید:

  111. ببینید بعثت پیامبر برای معرفی توحید و اسلام به عنوان یک “دین جدید” نبود. چون می دانیم که از چند هزار سال قبل پیامبرانی بوده اند که قوم خود را موحد و مسلمان کرده بوده اند.

      آن چه در ۲۳ سال حیات پیامبری حضرت محمد در مواجه و تعامل و درگیری و جنگ و تقابل… با کافران و مشرکین و منافقین و صاحبان کتاب و شخصیت های مقیم آن سرزمین رخ داد، و در قرآن انعکاس یافته، به شرایط و ویژگی های آن مردم و آن سرزمین ربط دارد و قابل تعمیم نیست. چرا که اگر شرایط طوری دیگری بود و مردم آن آگاهی و سواد بیشتری داشتند، رخدادها به گونه دیگری بود و چه بسا مثلن  پیامبر در طول پنج سال به اهداف رسالت خود می رسید و قرآن طور دیگری نوشته می شد.

  112. حال کتابی که بر این اساس تطور پیدا کرده چطور هر تک آیه آن می تواند مبنا قرار گیرد؟ اگر چه آن تک آیه خود کامل باشد و مفهومی یا دستورالعملی را هم برساند؟ این جاست که  به نظر می آید بین آیات  تناقضاتی هم وجود دارد.
    خب حال اگر آیه را هم همان “نشانه” بدانیم، چطور می شود با  فقط یک نشانه نتیجه گیری کرد؟؟ نکته ای که دارم سعی می کنم بگم ورای دانستن “شان نزول” آیات است. شان نزول آیه البته کمک میکند.  مهم  ”نتیجه گیری” های ماست که  باید بر اساس مجموعه آیات باشد و این متاسفانه مورد غفلت قرار گرفته است.  مثلن درباه  لفظ کافر و مشرک و منافق و ملحد و مرتد که مثل نقل و نبات بکار برده می شود و این روزها بیشتر اندیشمندان و فرهیختگان جامعه  در این نوع دسته بندی ها قرار می گیرند.
    الان که کامپیوتر هست و می توان آیات را دسته بندی کرد و آیات مربوط به یک موضوع یا یک کلمه (ریشه کلمه) را چاپ کرد و در کنار هم گذاشت،  و همینطور رابطه بین موضوعات و کلمات ….چرا این کار را نکنیم؟ خب همه “نشانه ها” یا حداکثر نشانه ها را بطور فیزیکی جلوی خود بگذاریم. ببینیم آیا در برداشت ها و “نتیجه گیری&quo

  113. ببینیم آیا در برداشت ها و “نتیجه گیری” های ما تغییری حاصل نمی شود. این روش در یک پژوهش دانشگاهی خیلی ابتدایی است. ولی دوستان حوزوی باید آن را جدی بگیرند.

  114. می بینیم آیه درباره تقسیم کمک مالی به نیازمندان است. چیزی از اهالی آبادی ها عاید پیامبر می شود و پیامبر هم بین نیازمندان تقسیم می کند. گفته بپذیرید هر چه به شما داده می شود و به قول ما ها چونه برای کم و زیادش نزیند. واقعا حیرانم این دیگر چگونه استنادی است؟؟ و آیا همه نتیجه گیری ها بر این سیاق است. اینجا حتی اگر تمام آیه خوانده شده بود چنین برداشتی نمی شد. مگر این که آیه واقعن باطنی دارد که مغز پوک ماها قدرت درک آن را ندارد؟؟

  115. اینجا یک مثال که اخیرا پیش آمد برای روشن شدن منظورم می آورم.

    در یک مکاتبه ای که با یکی از مراجع داشتم ایشان بر مبنای پاره آیه:

    «مااتیکم الرسول فخذوه وما نهیکم عنه فانتهوا»

    نتیجه گیری می کنند که “طبق فرمایش قرآن کریم، هر چه پیامبر برای ما بفرمایند، ما باید به آن عمل کنیم”.

    خب حال من نوعی به قرآن مراجعه می کند و آیه را می خواند:

    حشر آیه ۷
    مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لَا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاء مِنکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ
    آنچه خداوند  از  اهل آبادیها عاید پیامبرش گرداند، خاص خداوند و پیامبر و خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‏ماندگان است‏، تا در میان توانگران شما دستگردان نشود، و آنچه پیامبر شما را دهد آن را بپذیرید و آنچه شما را از آن باز دارد، از آن دست بدارید، و از خداوند پروا کنید؛ که بیگمان خداوند سخت‏کیفر است‏.

    می بینیم آیه

  116. پ.ن. در آیه ۷ سوره حشر:

    «مَا آتَاکُمُ»  بر می گردد به آن چه پیامبر به نیازمندان می دهد؛

    «مَا نَهَاکُمْ» بر می گردد به نهی از گردش این مال در دست اغنیا.

  117. چطور می شود از این آیه آیه ۷ سوره حشر «نتیجه گیری»  کلی کرد که سخن پیامبر مثل سخن خداست؟؟؟

  118. یادش بخیر، روزگاری اهل فضیلت تواضعی داشتند و فروتنی در تار و پود وجودشان تنیده شده بود. انسان لذت می برد با آنان گپی بزند و گفت و شنودی بکند. این برادر گرامی جناب “خشا” آنچنان دم از فضیلت و تسلط می زنند و فخر فروشی می کنند که به یقین فاصله ای شگرف با تواضعی که ناشی از دانایی ست، دارند. بعدا ازخواندن کامنت هایشان احساس چندشآوری به انسان دست می دهد. تکبر و غرور از خط خط نوشته هایشان پیداست.

    با همین ادبیات می خواهید از اسلام دفاع کنید؟ آبرویی هم برای اسلام گذاشته اید؟

  119. ۱

  120. ۱

  121. این ۱ ها چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  122. ارش مقالات وبلاگdoust114رو کی مینویسه

  123. آقای خشا

    عالمین عالم غیب و شهاده است. هر چیزی که خدا آفریده است رحمت است (کلی شی رحمه). پیامبران که جای خود دارند. صحبت از این نیست که پیامبران نذیر نیستند و پیام توحید جهانی نیست. صحبت این است که بنا بر قرآن مخاطب همه پیامبران منجمله حضرت محمد قوم خود هستند که به زبان همان قوم هم آمده اند. حال این خیلی درکش خیلی پیچیده است؟
    ابراهیم آیه ۴
    وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللّهُ مَن یَشَاء وَیَهْدِی مَن یَشَاء وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
    تَنزِیلُ الْکِتَابِ لَا رَیْبَ فِیهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِینَ «۲»  أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِیرٍ مِّن قَبْلِکَ لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ «۳»

  124. آقای خشا
    درباره کلمه ناس:

    من می توانم لیست بلند بالایی از کاربرد کلمه ناس در قرآن برای شما بیاورم که منظورش جمعیت محدودی بوده است. مثل این که بگوییم: مردم ده بالا، مردم شیراز، مردم ایران…

    بقرة آیه ۱۳ : مردم ایمان آوردند همه مردم دنبایست؟؟؟
    وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ کَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـکِن لاَّ یَعْلَمُونَ
    و چون به ایشان گفته شود چنانکه (سایر) مردم ایمان آورده‏اند، (شما هم‏) ایمان آورید، گویند آیا ما هم مانند کم‏خردان ایمان بیاوریم‏؟ بدانید که خودشان کم‏خردند، ولى نمى‏دانند.

    احزاب آیه ۶۳ : همه مردم دنیا از پیامبر درباره قیامت می پرسیدند؟؟
    یَسْأَلُکَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَکُونُ قَرِیبًا
    مردم از تو در باره قیامت مى‏پرسند؛ بگو علم آن  با خداوند است‏؛ و تو چه دانى چه بسا قیامت نزدیک باشد.

  125. آقای خشا
    من د از شما پرسیدم:

    “چرا در آیه ۲ و ۳ سوره سجده خداوند به پیامبر می فرماید این کتاب را برای هشدار به “قومت” فرستادیم که قبلا برای آن ها نذیری نفرستاده بودیم؟ یعنی این که پیامبران قبلی مثل حضرت موسی و حضرت مسیح برای قوم حضرت محمد نیامده بوده اند. حضرت محمد برای قوم خودش آمد. بعد هم بفرمایید رابطه آیات ۲ و ۳ سوره سجده با با آیه ۴ سوره ابراهیم که میگه ما هیچ پیامبری را جز به زبان قوم خود نفرستادیم چیه؟ لطفا فعلا درباره همین سه آیه صحبت بفرمایید.

    اگر می خواهید بحث کنید به این پرسش درباره این سه آیه روشن پاسخ دهید تا بحث را ادامه دهیم. به شلوغ بازی و خلط مبحث به جایی نخواهیم رسید. حرف من بر اساس این است:
    تمام پیامبران به زبان قوم خود برای قوم خود آمده اندو حضرت محمد هم به زبان عربی برای قوم خودش که در مکه و حوالی آن زندگی می کرده اند آمده است.

  126. انبیاء آیه ۶۱ : همه مردم دنیا؟؟؟
    قَالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلَى أَعْیُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَشْهَدُونَ
    گفتند پس او را در پیش چشمان مردم حاضر کنید تا آنان حاضر و ناظر باشند

    انفال آیه ۲۶ : همه مردم دنیا ایمان آورده ها را آواره کنند؟؟؟
    وَاذْکُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِی الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآوَاکُمْ وَأَیَّدَکُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَکُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
    و یاد کنید آنگاه که در این سرزمین اندکشمار (و) مستضعف بودید (و) مى‏ترسیدید که ناس (کافر) شما را (از خانه و کاشانه‏تان‏) آواره کنند، ولى او شما را (نزد یارانتان‏) جاى داد و به نصرت خویش یاریتان کرد و از پاکیزه‏ها روزیتان داد، باشد که سپاس بگزارید.

  127. کاربرد کلمه ناس:

    عنکبوت آیه ۶۷ :همه مردم دنیا را اطراف کعبه به تاراج می بردند؟؟؟
    أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَیُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ یَکْفُرُونَ
    آیا ندانسته‏اند که ما حرمى امن (از کعبه‏) قرار داده‏ایم‏، حال آنکه مردمان را در پیرامونشان تاراج مى‏کردند و مى‏ربودند؛ آیا به باطل ایمان مى‏آورند و به نعمت خداوند کفران مى‏ورزند

    نمل آیه ۱۶ : سلیمان به همه مردم دنیا گفت؟؟؟
    وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ وَأُوتِینَا مِن کُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ
    و سلیمان از داود میراث برد و گفت اى مردم به ما (فهم‏) زبان مرغان آموخته شده است‏، و بسى چیزها به ما بخشیده شده است‏، این است که بخششى آشکار است‏.

  128. بهر حال این قومی بودن را قرآن از چند محور به آن پرداخته و آیات ان هم از زوایای زیادی موجود است منجلمه ایات:

    -شریعت و منهاج و مناسک برای هر قوم بنابر اصل تنوع در خلفت. شما که نمی توانید آفرینش را منکر شوید. با بازی با کلمات  شاید بشه ۱۰۰۰ سال دیگر مردم فریبی کرد. اما خلقت و اساس آن را نمی توان منکر شد.
    - آیاتی که نشان می دهد مخاطب همه پیامبران قوم خود بوده اند. چطور می شود کسی زبان مخاطب خود را بلد نباشد و بتواند آنان را مورد خطاب قرار دهد؟؟
    -دانش خدا ازلی است. خدا  رشد و تکامل ندارد که بخواهد بر مبنای دانسته های جدید نظرش را عوض کند و دین جدید بیاورد! این یک نکته محوری بسیار مهم است که در این رابطه باید به آن توجه داشت!  دلیل آن تنوع اقوام و زبان آن هاست.

  129. درباره اظهار فضل هایی هم که کرده اید. حال من نمی خواهم از خودم بگم که اگر بخواهم بگویم خیلی دارم که بگم.
    فقط خدمتتان عرض کنم من معنی کلمات را از خود قرآن در می آوردم به تمام موارد در قرآن مراجعه می کنم. آخر کار هم    به هشت ترجمه (۴ تا فارسی ۴ تا انگلیسی) مراجعه می کنم. شکمی حرف نمی زنم. چون شکم من از راه دین فروشی پر نمیشه.
    من پاره وقت ۶ سال روی قرآن کار کردم. ولی حاضرم در جمع فقها و مراجع قم تفسیر المیزان را بذاریم وسط و بگویم چه جاهایی چرت گفته است.

  130. شما ها غرق شده اید در جهالت ×××انباشته شده××××. حاشیه هایی که یه عده کم سواد تولید کرده اند، نمی گذارد متن را بفهمید. وقتی خشت اول کج گذاشته شد تا ثریا کج میره. مگه خود شما نبودی که اینجا شروع کردی ظاهر و باطن کردن و گفتی فقط ما هستیم که باطن را تشخیص میدیم. در حالی که خدا برای همچنین ادعاهایی تو دهن پیامبر خودش زده:
    دعوت “آشکار”، پیام هم “آشکار” و کلام هم “ساده”.
    زر مفت برای بندگان من ممنوع
    مگر شما نبودی که همین جا اول با اشتلم آمدی و گفتی هر رطب و یابسی در قرآن… فکر کردی اینجا هم دهات ابرقوست… من با این که نام و نشانی ندارم  تونستم در عرض یه مدت کوتاه اثری بذارم که حوزه های علمیه در طول ۱۰۰۰ سال نذاشتن. بعضی از مجتهدین که دایم داشتن از سنگسار و سایر احکام ضد انسانی مربوط به دوران وحشیگری اعراب جاهلیت دفاع می کردند، رها شدند خیال خود را راحت کردند و ابایی ندارن بگن این  ها مال همان دورانه و ارزانی همان مردم ….

  131. بار دیگر با صدای بلند اعلام می کنم “روش” حوزه های علمیه اشتباه است.
    بار دیگر با صدای بلند اعلام می کنم “روش” حوزه های علمیه اشتباه است.
    بار دیگر با صدای بلند اعلام می کنم “روش” حوزه های علمیه اشتباه است.
    اگر هم مایل بودند من می توانم با برگزاری یک کارگاه سه روزه و با استفاده و گفتگو درباره مثال هایی که در نتیجه گیری به اشتباه افتاده اند، کمکی به آن ها کرده باشم. هزینه سفر خودم را هم خودم می پردازم.

  132. میشه یه کم بیشتر خودتو معرفی کنی ارش من کنجکاو شدم

  133. چهار سال قبل که با برخی مراجع تعامل را از طریق ایمیل شروع کردم. بعد از دو سه مکاتبه متوجه این مساله شدم. دیدیم مثلا  سه تا کلمه  از یک آیه را میگیرن و بر خلاف مثلن ده آیه دیگر نتیجه گیری می کنند. گفتم جل الخالق این دیگر چه جور متدی است؟ بعد متوجه شدم این نتیجه گیری تاریخی ست. یکی چند قرن قبل گفته این بندگان خدا هم تکرار می کنند. یا مثلن درباره حفظ فروج می گفتند امام جعفر صادق گفته دو مورد منظورش این بوده یک مورد منظورش چیز دیگر. باز گفتم جل الخالق این دانش را ایشون از کجا آورده است؟؟
    نامه ای نوشتم و به آن ها پیشنهاد کردم قرآن را دوباره مرور کنید. و این بار این پیش فرض های ذهنی را که فلانی چی گفته  کنار بگذارید. ببینید باز هم همان را از قرآن می فهمید. منتها سن بالا و دلایل دیگر به آن ها این گستاخی علمی را نمی دهد.

  134. خلاصه کنم:
    به گمان من دیر یا زود گفتمان اسلام و مسلمانی بر مبنای گزاره هایی شبیه گزاره های زیر خواهد بود:

    - خدا و توحید مرکز و اصل است و هر ذره آفرینش «رحمت» اوست.
    - تعداد کلمات خدا بیکرانه است.
    -  اسلام «دین» (راه و روش) جهانشمول است؛ صلح با خود، صلح با دیگران و صلح با جهان (هارمونی با آفرینش).
    -  بر مبنای اصل تنوع در آفرینش، قرآن تنوع در اقوام و در نتیجه تنوع در شریعت متناسب برای هر قوم را ضروری می داند.
    - برای هر قوم پیامبری برای بشارت و هشدار دادن و به زبان همان قوم آمده؛ شریعت هر پیامبر ویژه قوم خودش است و «ابزار» است برای  مسلم (سلیم) کردن  آن ها.
    - «سنت» پیامبر حجت وحیانی ندارد؛ محمد پیامبر به قرآن محدود است و محمد محمد انسانی است مثل بقیه که به عالم غیب راهی ندارد.
    - امامتی وجود ندارد.

  135. فرمول ساده زیر که از قرآن گرفته شده، در رسیدن به گزاره های بالا کمک کرده است:

    منبع معرفت و دانش بشر= کتاب های آسمانی + سایر آیات خدا

    یعنی جستجو و پژوهش (تفکر،تعقل،تدبر…) در تمام آیات خدا و سعی در فهم آیات در یک “ارتباط نظام وار” با یکدیگر و کشف تدریجی کلمات بیکران خدا.

    حال منظور این نیست که درباره گزاره های بالا  مطلب منتشر شود. پیشنهاد خیرخواهانه نگارنده این است که حداقل بر خلاف این موارد زیاد مانور داده نشود.  شاید این گفتمان مرحله به مرحله و به تدریج به یک گفتمان عمومی تبدیل شود  (شاید یک مدت زمان ۵۰ ساله برای فراگیر شدن نیاز داشته باشد).

  136. مجهول جان خودت که بیشتر همه را کنجکاو می کنی :) )

    من دکترای مهندسی دارم. تخصصم هم سیستم ها و فرآیندهای تصادفی است.   Stochastic Processes

  137. یه نکته دیگه درباره “حولها”. وقتی آیات ۷ شوری و ۹۲ انعام را که روشن و مستقیمن به موضوع محدوده مخاطبین پیامبر بر می گردد، بامبول درباره “حولها” شروع می شود. میگیم خوبببا  برید به قرآن در مورد حولها نگاه کنید. در  کامنت بعد دو آیه برای نمونه آورده ام:
    شورى آیه ۷
    وَکَذَلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَیْبَ فِیهِ فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَفَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ
    و بدین گونه قرآن عربى به سوى تو وحى کردیم تا (مردم‏) مکّه و حومه آن را هشدار دهى‏، و از روز گردآمدن -که تردیدى در آن نیست‏- بیم دهى‏؛ گروهى در بهشتند و گروهى در آتش‏
    .
    انعام آیه ۹۲
    وَهَـذَا کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ مُّصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُونَ
    و این خجسته‏کتابى است که ما آن را فرو فرستادیم‏، (و) کتابهایى را که پیش از آن آمده تصدیق مى‏کند. و براى اینکه (مردم‏)ام‏القرى (=مکّه‏) وحومه آنرا هشدار دهى‏.

  138. مثلن برای “حولها” ها به خود قرآن مراجعه کنید:

    توبة آیه ۱۲۰
    مَا کَانَ لِأَهْلِ الْمَدِینَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ…
    اهل مدینه و اعرابیان پیرامونشان را نرسد…

    می بینیم باز دوباره بر عربی بودن حومه مدینه تاکید شده؛ چناچه بر عربی بودن قرآن و محمد در آیات مورد استناد تاکید شده.

    یا مثلن غارت مردم در حول حرم امن:

    عنکبوت آیه ۶۷
    أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَیُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ یَکْفُرُونَ
    آیا ندانسته‏اند که ما حرمى امن (از کعبه‏) قرار داده‏ایم‏، حال آنکه مردمان را در پیرامونشان تاراج مى‏کردند و مى‏ربودند؛ آیا به باطل ایمان مى‏آورند و به نعمت خداوند کفران مى‏ورزند

  139. حال من واقعن نمی تونم حدس بزنم آیا حاج آقا خشا تا حالا فرق  ”تفسیر” و روش مرا متوجه شده اند؟؟ تفسیر محلی از اعراب ندارد. درک ساختاری غلط وادار به تفسیر کرده. مثلن وقتی فرض این باشد که هر رطب و یابسی در قرآن آمده، و پس از زور زدن بسیار آن را پیدا نمی کنند، میگن خوب حتمن در باطن آیات است.
    دیگه نمیان کله را بکار بگیرن که بابا خدا مرض که ندارد بخواهد باعث رنج و دردسر و جنگ و کشتار خلایق خودش بشه که آن را به موهومات افراد واگذار کنه. خب آیات بیشتری نازل میکرد. یا اگر نمی خواست تعداد آیات بیشتر بشه باز هم راه داشت. مثلن  به جای به صحرای کربلا زدن وقت و بیوقت به داستان موسی و تکرار آن، چند تا آیه برای روشن تر شدن مسایل می فرستاد. من گاهی متاسف میشم وقتی این تفسیرها را می خونم و می بینم این آقایون چقدر خدا را بیسواد و حقیر فرض می کنند.
    البته عامل دیگر خطای احتمالی تدوین در هم ریخته قرآن است. اما اگر نظام وار به آن نگاه کنیم و ساختار آن را درست بفهیم اثرش ناچیز می شود.

  140. حال ما اصل را ول کرده ایم و چسبیده ایم به حاشیه ها. مثال نماز: خب “کارکرد” نماز مطرح بوده در جهت سلیم کردن ها (از سرکشی آن ها کم کردن و به آن ها نظم دادن و…)  نه “شکل” نماز.  اینجاست که تعداد رکعت چون مهم نبوده  در قرآن نیامده است.
    امیدوارم تونسته باشم منظورم را خوب بیان کرده باشم. حال اگر ما به همین یک نکته که بدیهی است اما در آن تاملی نشده، دقت کنیم بسیاری از مسایل و اختلافات و ابهام ها و درگیری ها حل خواهد شد.
    پ.ن
    این که روی موحد و مسلم تاکید میکنم برای اینه که موحد بودن تنها کافی نیست. باید مسلم هم باشی. یعنی  ایمان به خدای  واحد و گفتن  الله اکبر کافی نیست. باید مسلم و در جهت او باشی. یک “کنش” و پراتیک دائمی و مستمر. صلح و هارمونی با آفرینش.

  141. با سلام مجدد
    یه نکته ساده و خیلی مهم که تاکید مجدد می طلبد و امیدوارم دوستانی که بحث را دنبال می کنند به آن عنایت داشته باشند. خواهشن دقت کنید:
    ببینید بعثت حضرت محمد برای آوردن دین جدید نبود. پیامبر آمد مردم قوم خودش را از بت پرستی به مومن موحد مسلم تبدیل کند.   موحدین موجود دنیا هم مخاطب او نبودند. چرا که آن ها بت پرست نبودند و قبلن برای آن ها از طرف خدا نذیر و کتابی آمده بوده است.
    می بینیم که خدا هم در قرآن تاکید دارد که برای شما (قوم محمد) قبلن نذیری و کتابی نفرستاده بودم. حال ماموریت پیامبر مانند نویسنده یک کتاب یا نظریه پرداز نبود. نظریه قبلن وجود داشت. او یک مربی بود که می بایست با توجه به سطح فعلی آگاهی و دانش آن ها، دست آن ها را بگیرید و آن ها را موحد  و مسلم کند.
    حالا دیگه داستنا های گذشتگان، عبادات و احکام… در این راستا و برای این منظوره. مثلن خیلی آیات احکام با “از تو سئوال می کنند” شروع میشه. یعنی آن حکم آن قدر مهم نبوده که خود بخود برای آن آیه ای بیاید. بستگی به سرعت فراگیری آن مردم آیه ای می آمده یا نمی آمده است.
    حال ما اصل را ول کرده ایم و چسبیده ایم به حاشیه ها. مثال نماز:

  142. یه توضیح کوچک هم درباره سلیم بودن و در جهت خدا بودن و هارمونی با آفرینش … بدم. فکر نکنیم استفاده از این تعابیر  یه چیز لوکس و برای پز دادنه.
    ببینید همین بدن خودمون را در نظر بگیریم. باید اونا بشناسیم.  حساسیت هاش…  ضعف هاش… چه خوراکی بهش می سازه…  درباه اون و کارکردش دانش داشته باشیم… باهاش کنار بیاییم …باهاش مهربان باشیم.. بهش صدمه نزنیم… نرمش کنیم…
    تسلیم و هم جهت همدلانه او باشیم برای روی فرم نگاه داشتن و رشد و تقویت آن از روی آکاهی و دانش و غیره. ببینید چقدر عناصر مختلف و در رابطه تنگاننگ با همدیگه دخیله.
     خب حالا این ها را گسترش بدیم به جامعه..کشور.. دنیا… طبیعت…. و در رابطه تنگاتنگ با همدیگه…

    إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیفًا…

    ففَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ..

  143. حالا این فَطَرَ  به همه چیز برمی گرده که رحمت اوست. میگه هر جنبده ای روی زمین و هر پرنده ای روی آسمان هم امتی هستند مثل شما انسان ها. یعنی باید با حیواتن هم ه همدلی و هارمونی داشته باشید مثل امت های دیگر:

    انعام آیه ۳۸

    وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُکُم مَّا “فَرَّطْنَا” فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ.

    و هیچ جنبنده‏اى در زمین و هیچ پرنده ‏اى نیست که با دو بال پر می کشد ، مگر آنکه امتهایى همانند شما هستند؛ ما هیچ چیز را در کتاب فروگذار نکرده ‏ایم‏، آنگاه همه به نزد پروردگارشان محشور مى‏گردند.

    آدم این آیات را می خونه عرق شرم بر پیشانیش روان میشه. از توی موهومات و جهالت انباشته شده دین فروشان،”ولایت” یه آخوند چسنه در میاد که بهترین و فرزانه ترین “انسان” ها را به بند می کشه و تحقیر می کند که او را مقام عظمی خطاب نکرده اند.
    ننگ بر تو و راه تو و دین تو و خدای تو.

  144. کم پیش آمده بود یک حوزوی حرفی بزند و من از شرم مسلمانی سر به زیر نیندازم.
    از جلسه دیشب قدم بلند شده، در خیابان راست و محکم گام بر می دارم.

  145. سلام به همگی
    کاملا از نظر همه کسانی که من میشناسم و مطالب این وبلاگ رو میخوانند کسانی هستند که متاسفانه بیطرفانه اظهارنظر نمیکنند و با کینه صحبت و نظرشون رو میگن .

  146. سلام آقای قابل
    با عرض خسته نباشید میخواستم یشنهاد بدم اگر براتون مقدور است از جنگهای پیامبر(ص) و همچنین از دعوت های پیامبر به اسلام که خیلی ها میگویند بزور بوده و همچنین از فلسفه ریش گذاشتن مرد مطلبی بنویسیدو البته هرموقع که وقت کردید.
    در ضمن از تمامی زحمات شما تشکر میکنم و همچنین از انتقاد پذیری واقعی شما

  147. استاد قابل و حاج آقا خشا و سایر دوستان

    مساله قومی بودن رسالت همه پیامبران که اینجا بحث شد، بسیار مهم و تعیین کننده است. مجموعه دیگر از آیاتی که دلالت بر قومی بودن تمام پیامبران دارد، اینجا می گذاریم. امیدوارم درباره آن فکر کنید و راهنمایی فرمایید:

    ابراهیم آیه ۴
    وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللّهُ مَن یَشَاء وَیَهْدِی مَن یَشَاء وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
    و هیچ پیامبرى نفرستاده‏ایم مگر  به زبان قومش‏، تا  براى آنان روشن بدارد؛ آنگاه خداوند هر کس را بخواهد بیراه مى‏گذارد و هر کس را که بخواهد هدایت مى‏کند و او پیروزمند فرزانه است‏.

    یونس آیه ۴۷
    وَلِکُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ
    و هر امتى پیامبرى دارد؛ و چون پیامبرشان بیاید در میان آنان دادگرانه داورى شود و بر آنان ستم نرود.

    نحل آیه ۳۶
    وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَةُ فَسِیرُواْ فِ

  148. جمعة آیه ۲
    هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ
    اوست که در میان قوم بى‏کتاب  پیامبرى از میان خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان مى‏خواند و پاکیزه‏شان مى‏دارد و به آنان کتاب و حکمت مى‏آموزد، و حقا که در گذشته در گمراهى آشکارى بودند.

    مومنون آیه ۳۲
    فَأَرْسَلْنَا فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ
    آنگاه پیامبرى از ایشان به میان ایشان فرستادیم (و گفتیم‏) که خداوند را بپرستید که خدایى جز او ندارید، آیا پروا نمى‏کنید؟

    نساء آیه ۱۶۴
    وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَیْکَ مِن قَبْلُ وَرُسُلاً لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْکَ وَکَلَّمَ اللّهُ مُوسَى تَکْلِیمًا
    و پیامبرانى که سرگذشت آنها را پیش از این‏، براى تو باز گفته‏ایم‏؛ و پیامبرانى که سرگذشت آنها را بیان نکرده‏ایم‏؛ و خداوند با موسى سخن گفت‏.

  149. استاد قابل جدا روی این مساله تامل کنید. وظیفه انسانی و اسلامی و ملی ما ایجاب می کند تا دیر نشده این ملاهای نادان را سرجایشان بنشانیم و نگذاریم دین و ایمان این مردم و کشور ما را به باد دهند. باید آن ها را وادار کنیم در برابر آیات قرآن تمکین کنند وگرنه سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.
    در این سی سال هم در اثر جهالت (وجنون) این همه آدم کشتند.  قتل هر بیگناهی کشتن همه بشریت است و نباید در برابر آن ساکت بود. اجازه ندهید سی سال دیگر یکی از شاگردان شما بیاید و از مردم به خاطر قصور در انجام وظایف شرعی و ملی عذر خواهی کند.

  150. آیات رسولا منهم و منکم هم تعدادشان زیاد است. برای مثال:

    بقرة آیه ۱۲۹
    رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ
    پروردگارا و از ایشان در میانشان پیامبرى که آیات تو را بر آنان بخواند و به آنان کتاب آسمانى و حکمت بیاموزد و پاکدلشان سازد برانگیز که تو پیروزمند فرزانه‏اى

    ‏بقرة آیه ۱۵۱
    کَمَا أَرْسَلْنَا فِیکُمْ رَسُولاً مِّنکُمْ یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیَاتِنَا وَیُزَکِّیکُمْ وَیُعَلِّمُکُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُعَلِّمُکُم مَّا لَمْ تَکُونُواْ تَعْلَمُونَ
    همچنانکه پیامبرى از خودتان به میان شما فرستادم که آیات ما را بر شما مى‏خواند و پاکدلتان مى‏گرداند و به شما کتاب و حکمت مى‏آموزد و آنچه نمى‏دانستید به شما آموزش مى‏دهد

  151. با عرض سلام به همه
    به نظر شخصی من هر دین و پیامبری  اومده  به قومی که در اون زمان مخاطبش بودن  راه زندگی درست تر و منطقی و عاقلانه تر رو نشون بده البته با توجه به درک،فهم،سنت ،فرهنگ ، عادات ، اخلاق و نوع زندگی اون قوم .
    بنابر این یکی از مهمترین وظایف هر دین و پیامبری بهتر و متعادل تر کردن نوع زندگی قومش بوده و در مورد اسلام و اون قوم بسیار جاهل نمیشه خیلی انتظار داشت اسلام بیاد و دستوراتی ایده آل و دموکراتیک بده ولی به نظر من تا جائیکه امکان داشته این کار رو کرده  بنابر این عقل و تجربه و خرد جمعی و عقلای بشر  همون راه درسته و در مورد احکام عبادی در صورتی که اختیاری باشد نظر آقای قابل رو میپسندم .

  152. سلام
    خسته نباشید وبلاگ خوبی دارید ما شما را لینک کردیم
    اگر ما را قابل دونستید سری به وبلاگ بزنید نظری مرقوم کنید و ما را هم مهمون لینکستان خود کنید.

  153. استاد قابل این جدا سازی ها در دانشگاه ها و پرده کشی بین زنان و مردان آیا عکس العملی از جانب آیت الله منتظری نمی طلبد؟ باید سی سال طول بکشد؟

    پیامبر حالا بنابر هر دلیل (سیاسی یا غیره) در پیرانه سری زنان زیادی داشته که برخی هم بسیار جوان بوده اند. برای مدیریت زنان پیامبر آیاتی آمده است. از جمله آیه ۵۳ سوره احزاب. حالا دارن دانشگاه ها را با این آیه دخترانه پسرانه میکنند. فکر می کنید اگر پیامبر به یک زن اکتفا کرده بود این آیه می آمد؟؟ خطاب هم یا ایهاالذین آمنو است:

    اولا دستورات قرآن برای زنان پیامبر، فقط ویژه خود آن ها بوده است. کما آن که بعد از مرگ پیامبر اجازه ازدواج مجدد نداشته اند، حتی آن هایی که خیلی جوان بوده اند!! خود پیامبر هم از یک زمان به بعد مجاز به اختیار همسر جدید نبوده است (احزاب ۵۲ ). دوما پیامبر هم در زندگی روزمره (طبق آیات زیادی از قرآن) بشری مثل بقیه بوده است. ممکن است از ماندن بی جهت و غیر ضروری این افراد در خانه اش، پس از صرف غذای مجانی که به آن ها می داد، خرسند نبوده است. ممکن بود این افراد تازه ایمان آورده فقیر و «محروم» از ازدواج، به زنان متعدد و بعضا جوان و زیبای او نظر ب

  154. بعضا جوان و زیبای او نظر بدی بیندازند! حال این چه ربطی دارد که بخواهیم آن را به پرده کشیدن و جدایی مردان و زنان در جاهای دیگر و زمان های دیگر گسترش دهیم؟؟؟؟

    احزاب آیه ۵۳

    اى کسانى که ایمان آورده‏اید، داخل اتاقهاى پیامبر مشوید، مگر آنکه براى (خوردن‏) طعامى به شما اجازه داده شود، (آن هم‏) بى‏آنکه در انتظار پخته‏شدن آن باشید؛ ولى هنگامى که دعوت شدید داخل گردید، و وقتى غذا خوردید پراکنده شوید بى‏آنکه سرگرم سخنى گردید. این (رفتار) شما پیامبر را مى‏رنجاند و(لى‏) از شما شرم مى‏دارد، و حال آنکه خدا از حق‏(گویى‏) شرم نمى‏کند، و چون از زنان (پیامبر) چیزى خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید؛ این براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاکیزه‏تر است‏، و شما حق ندارید رسول خدا را برنجانید، و مطلقاً (نباید) زنانش را پس از (مرگ‏) او به نکاح خود درآورید، چرا که این (کار) نزد خدا همواره (گناهى‏) بزرگ است‏.

  155. جهت اطلاع  دوستان، مهرماه ۸۴ نامه ای به رهبر نوشتم که در زیر می آورم. ببییند ایشون اگر به این نامه عمل کرده بود الان سلطان قلب های مردم دنیا بود. و به این حقارت و فلاکت دچار نشده بود که  بخواهد سرنوشت خود را به چهارتا بچه پرروی متقلب مثل احمدی نژاد و دیگران گره بزند. خواهشن با دقت بخوانید. اینجاست که دانشمندان و فرهیختگانی مثل آیت الله منتظری و دیگران می بایست جلوتر از حوادث حرکت کنند نه سی سال عقب تر:
    —————————————————————

    چگونه رهبر می تواند سلطان قلب ها شود؟

    هر چه بیشتر فکر می کنم بیشتر به این نتیجه می رسم که کلید حل مشکلات، نه تنها ایران بلکه دنیا، در دست آیت الله خامنه ای است! می پرسید چگونه؟

    ۱) پذیرش این که قران بخش بسیار کوچکی از کلمات خداست، این که هدایت شدن یا نشدن مردم به خودشان مربوط می شود، این که پیامبر وکیل مردم نیست بلکه دوست و یاور (ولی) آن هاست، این که به «صاحبان خرد» باید فرصت خدمت به جامعه داده شود، این که نه تنها شیعه و سنی وجود ندارد که همه ادیان یکی هستند و چند تا دین وجود ندارد، و ….

    ۲) مبادله فکری این موارد، که همه با م

  156. دنباله نامه چهار سال قبل به آیت الله خامنه ای:

    ۲) مبادله فکری این موارد، که همه با مجموعه منسجمی از آیات قران قابل اثبات است، با محافظه کاران و اصول گرایان که راست یا دروغ ادعا می کنند از همه نظر از ایشان تبعیت می کنند.

    ۳) اعلام آشتی ملی و عفو عمومی و انتخابات آزاد بر اساس این قرائت از دین و قانون اساسی موجود.

    ۴) بهبود و تحکیم روابط با کشورهای مسلمان بر اساس این قرائت از دین و ایفای نفش رهبری در مودت و برادری و صلح جهانی.

    ۵) ایفای نقش میانجی بین پیکارجویان عراقی و دولت آمریکا توسط هیئتی از اندیشمندان (اولی الالباب) کشورهای مسلمان.

    ۶) تسهیل مبادله فکری این قرائت از اسلام با افراطیون و پیکار جویان اسلامی و رهبری در حل منازعه افغانستان و سایر کشور های اسلامی.

    با سخنان اخیر پرزیدنت بوش سرانجام اسلام رسما جای کمونیسم را گرفت، نه برای یک جنگ سرد دیگر، بلکه یک جنگ «گرم»!!! که قربانیان آن توده های محروم کشورهای مسلمان و سربازان آمریکایی هستند و برندگان آن سوداگران اسلحه و تجهیزات امنیتی!

    حال ببینید اگر آیت الله خامنه ای این گونه بیاندیشد، چگونه می تواند به اسلام و مسلمین و صلح جهانی کمک

  157. دنباله نامه چهار سال قبل به آیت الله خامنه ای:

    حال ببینید اگر آیت الله خامنه ای این گونه بیاندیشد، چگونه می تواند به اسلام و مسلمین و صلح جهانی کمک کند. آنگاه سلطان قلبهای مردم دنیا خواهد شد. در قران ۳۹ مورد «سلط/سلطان» و مشتقات آن بکار رفته است: نه به بعنوان پادشاه که بعنوان دلیل و حجت قوی و برتر! قسم به جد بزرگوارت بیا و «سلطان» باش!
    ———————————————————————-

  158. همین الان این نامه را به ۱۲ تن از مراجع تقلید نوستم:

    حضرات آیات عظام و دانشمندان فرهیخته جهان اسلام سلام بر شما.

    مهرماه سال ۱۳۸۴ توسط این حقیر نامه ای خدمت آیت الله خامنه ای ارسال گردید. پیام این  نامه چگونگی ایفای نقش رهبریت ایشان در ترویج مودت و دوستی و صلح در جهان اسلام و سرتاسر دنیا بود. متاسفانه اکنون کشور خودمان در آستانه فاجعه ای قرار گرفته است که  برای آشتی ملی و برقراری مودت و صلح بین شهروندان، نیاز مبرم به رهبریتی اندیشمندانه است.

    در دنیای سرعت و رقابت امروز نمی توان دنباله روی حوادث شد. بلکه می بایست هوشمندانه جلوتر از حوادث حرکت کرد. برای مثال حرکت اخیر آیت الله منتظری در تقبیح و فتوای فقهی درباره حادثه گروگانگیری سفارت آمریکا قابل تقدیر است؛ اما متاسفانه بعد از سی سال و پس از تحمیل آن همه خسارت بر ملت بسیار دیرهنگام بود.

    لطفا نامه ارسالی چهار سال قبل را به آیت الله خامنه ای مرور کنید. ببینید ایشان اگر در این راستا حرکت کرده بودند، آیا امروز در این فلاکت و حقارت گره زدن سرنوشت کشور با سرنوشت چند نفر زیاده خواه متقلب و دروغگو بودیم؟ یا این که کشور ما پرچمدار مودت و دوستی و صلح در جهان ب

  159. دوستان گرامی

    پیشنهاد می کنم سوره شعرا را چند بار با دقت بخوانید. دارای ساختار شگفت انگیزی هم هست. خلاصه ای از سرگذشت پیامبرانی چون موسی، ابراهیم، نوح، محمد و…. و تعامل آن ها را با قوم خود آورده است و برخی از آن ها که قومشان بر اثر نافرمانی نابود شده اند. همه یک ماموریت مشترک در رابطه با قوم خود داشته اند. که می توان در تکرار آیه ها هم دید. فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ.

    برای هیچ کدام به ادامه رسالت آن ها پس از مرگشان اشاره ای نشده است. هر چه بوده تعامل و آموزش قوم خود در زمان حیاتشان بوده است.

    آخر هم جالب است وقتی از حضرت محمد می گوید؛ تاکید بر عربی بودن قرآن است و این که اگر این کتاب عربی را بر مردم عجمی می فرستادیم به آن ایمان نمی آوردند. یعنی همان قانون هیچ پیامبری را جز به زبان آن قوم نفرستادیم.

    وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ «۱۹۸» فَقَرَأَهُ عَلَیْهِم مَّا کَانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ «۱۹۹»

    اگر وقت کردید حتمن بخوانید و به ساختار آن نیز توجه کنید.

  160. دنباله بحث اجازه بدهید به آیات دوستان اجازه بدهید به آیات ۵۷ تا ۶۹ سوره مائده نظری بیفکنیم. بسیاری از ابهامات را در رابطه با پیروان سایر شریعت ها و حقانیت همه آن ها  برطرف می کند.

    صحبت از **برخی اهل کتاب نااهل گناهکار و حرامخوار مقیم آن مکان** است که ایمان آورندگان جدید (پیروان حضرت محمد) را مسخره می کنند. می گوید چرا رهبران مذهبی شان آن ها از این گناهان باز نمی دارند. چرا که اگر به تورات و انجیل عمل کنند از برکت برخوردار خواهند شد.
    این اهل کتاب مقیم برخی معتدل ولی بعضی بسیار بد رفتار می کرده اند. به پیامبر می گوید: ای پیامبر آن چه را به تو نازل شده ابلاغ کن. به اهل کتاب (مقیم)  بگو تا به تورات و انجیل عمل نکرده اید، راه به جایی نمی برید.
    بعد هم می گوید:
    کسانی که ایمان آاورده اند (بت پرستان) و یهودی ها و مسیحی ها و صابئى ها هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار نیکو کند؛ نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین خواهند شد.

    حال ببینید اگر آیات را با هم نخوانیم و نتوانیم خطاب های متن و زمان و مکان را تجسم و درک کنیم، آن را به کل مسیحیت و یهودیت بسط می دهیم و اشتباهات فاحش بعد از آن. آخوندهای شیعه هم که

  161. آخوندهای شیعه هم که از آیه ۶۷ جانشینی حضرت علی را در آورده اند.
    سوره مائده

    ۵۷:
    خطاب به “ایمان آورده ها” میگوید: کسانی که دین شما را مسخره می کنند دوستان خود نگیرید.
    مسخره کنندگان را چگونه مشخص میکند؟
    ۱) کسانی که قبلن به ان ها کتاب داده شده
    ۲) کافران

    ۵۸:
    هنگامی که ندای نماز بلند کنید آن را مسخره و بازی می انگارند

    ۵۹:
    به اهل کتاب بگو مگر آن است که ما به خدا و آنچه به ما نازل شده و آنچه پیش از این نازل شده ایمان آورده ایم.

    ۶۰:
    به آن ها بگو شما را به بدتر از این کیفر خدا خبر دهم که خدا لعنت شان کرده و بر آن ها خشم گرفته…

    ۶۱:

    چون نزد شما آیند می گویند ایمان آورده ایم در حالی که با کفر می آیند و با کفر خارج می شوند (دروغ می گویند)

    ۶۲ ۶۳ :
    و بسیارى از آنان را مى‏بینى که در گناه و تعدّى و حرامخوارى خود شتاب مى‏کنند.. و چه کارهای بدی می کنند.

    ۶۴:
    چرا رهبران مذهبی آن ها را از گفتار گناه آلود و حرامخوارگی باز نمی دارند؟

    ۶۵:
    یهودی ها گفتند که دست خدا بسته است… آن چه از جانب پروردگارت برای تو آمده است به طغیان و کفر آن ها خواهد افزود.

    ۶۶:

    و اگر اهل کتاب ایمان آورد

  162. دنباله سوره مائده (آیات ۵۷ – ۶۹)

    ۶۶:

    و اگر اهل کتاب ایمان آورده و پرهیزگارى کرده بودند، قطعاً گناهانشان را مى‏زدودیم و آنان را به بوستانهاى پر نعمت درمى‏آوردیم‏.

    ۶۷:
    اى پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده‏، ابلاغ کن‏؛ و اگر نکنى پیامش را نرسانده‏اى‏. و خدا تو را از (گزند) مردم نگاه مى‏دارد. آرى‏، خدا گروه کافران را هدایت نمى‏کند.

    ۶۸:
    بگو: اى اهل کتاب‏، تا (هنگامى که‏) به تورات و انجیل و آنچه از پروردگارتان به سوى شما نازل شده است عمل نکرده‏اید بر هیچ (آیین بر حقى‏) نیستید.

    ۶۹ :
    کسانى که ایمان آورده و کسانى که یهودى و صابئى و مسیحى‏اند، هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار نیکو کند، پس نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین خواهند شد.

  163. استاد قابل حاج آقا خشا و دوستان

    درباره سوره مائده (آیات ۵۷ – ۶۹) به تفسیر المیزان مراجعه کردم.  
    ترجمه المیزان جلد ۶ صفحه ۹۱ آیه ۶۹ سوره مائده را چنین ترجمه کرده است:

    “بدرستى منافقینى که بظاهر ایمان آوردند و آنان که یهودى گرى را اختیار کردند و هم چنین بى دینان و نصارا هر کدام از آنان به خدا و روز جزا ایمان صحیح بیاورند و عمل صالح کنند ترسى بر ایشان نیست و (خداوند از کفر قبلیشان میگذرد) در آخرت اندوهى ندارند .(۶۹)”

    و شرح آن را به آیه ۶۲ سوره بقره ارجاع داده است. در باره آیه ۶۲ سوره بقره می گوید:

    “در این آیه مسئله ایمان تکرار شده ، و منظور از ایمان دومى بطوریکه از سیاق استفاده میشود، حقیقت ایمان است ، و این تکرار مى فهماند: که مراد از ((الذین آمنوا))، در ابتداى کسانى هستند که ایمان ظاهرى دارند، و باین نام و باین سمت شناخته شده اند،
    ترجمه تفسیر المیزان جلد ۱ صفحه : ۲۹۳

    بنابراین معناى آیه این میشود: (این نامها و نامگذاریها که دارید، از قبیل مؤ منین ، یهودیان ، مسیحیان ، صابئیان ، اینها نزد خدا هیچ ارزشى ندارد، نه شما را مستحق پاداشى مى کند، و نه از عذاب او ایمن میسازد).

    آیا حیرا

  164. آدم حیران می ماند که چطور مرحوم علامه   نتیجه گیری کاملن خلاف منظور آیه ها را کرده است. منظوری که برای تاکید دو بار برای آن در قرآن آیه آمده است و متضمن صلح جهانی است:
    مائده ۶۹
    إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ الَّذِینَ هَادُوا وَ النَّصرَى وَ الصبِئِینَ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ عَمِلَ صلِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ.

    بقره ۶۲
    إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ الَّذِینَ هَادُوا وَ النَّصرَى وَ الصبِئِینَ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ عَمِلَ صلِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ
    حالا خوبه این همه آیه آن هم آیات احکام با “یا ایهاالذین آمنو ” شروع شده. همین جور  دلبخواهی حضرت استاد علامه  اینجا  ”انَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا” شد:
    “بدرستى منافقینى که بظاهر ایمان آوردند”
    الله اکبر … باور کنید محکم کله مبارک را کوبیدم به روی میز :) )
    عجب جماعتی هستند این علمای حوزه. واقعن حیرانم!!!

  165. با توجه به مطالبی که قبلن درباره پیام جهانشول همه پیامبران و دین جهان شمول گفته شد، میگه بابا جان مسلمان و مسیحی و یهودی و صابیی… و هر کوفت و زهرمار دیگه ای که اسمش را بگذاریم، هر کس به خدا و روز جزا ایمان داشت و عمل صالح انجام داد رستگار است. بقیه دیگه دکان زرمفت زدن آخوندها و مفتی ها و خاخام ها و کشیش هاست.
    پیامبر حتی قرآن را جمع آوری نکرد و مهر خود را پای آن نزد. حالا  وقتی پیامبر برای حمایت از انسان کبیری چون علی، او را دوست و یاور مردم چون خودش معرفی میکند، با حقه از آن جانشینی و خلافت در می آوریم.  ( در جواب دلخوری هایی که بعضی از حضرت علی در سفرش به یمن داشتند و انتقادهایی که به حضرت علی شد). انگار خدا یه منگل است و حکمت آن را ندارد که حداقل یک  آیه  برای کسی که خودش و خاندانش قرار است تا قیامت بر جهانیان حکومت کنند بفرستد.

  166. حالا شارلاتان بازی  درباره آیه ۶۷ سوره مائده که واقعن جایزه نوبل باید بگیره. میگن آیه آمده رسالت تو تمام نمی شود مگر حضرت علی را به جانشینی معرفی کنی.  اما قسمت  مگر حضرت علی را معرفی کنی آن فقط برای خود پیامبر بوده نه این که در قرآن بیاورد.

    الله اکبر….

    مائدة آیه ۶۷
    یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ

    اى پیامبر آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده است (به مردم‏) برسان‏؛ و اگر چنین نکنى‏، رسالت او را نگزارده‏اى‏؛ و خداوند تو را از (آسیب‏) مردمان حفظ مى‏کند؛ خداوند خدانشناسان را هدایت نمى‏کند.

    حالا چندتا بچه پرروی ابله هم مثل احمدی نژاد و کودن ها و کردان های اطرافش که کشور را به گه کشیده اند؛  برای فرافکنی میگن مدارکی دارن که نشون میده آمریکایی ها عراق را برای جلوگیری از ظهور امام زمان اشغال کردند. خب مردکه پس چرا عوامل ولایت فقیه چون مقتدی صدر و حکیم و دیگر گرو های شیعه عراقی پیش از حمله آمریکا، هر کدام کشورشان را و امام زمان را با د

  167. …. و امام زمان را با دریافت چمدانی حاوی دویست و پنجاه هزار دلار نقد به آمریکایی ها فروختند.

  168. بنابراین ا میشه گفت از منظر تئوریک در این دنیا همه یان گروه ها در یک وضعیت هستند و بین آن ها تمایزی نیست. این ***عمل صالح*** است که آن ها را متمایز می کند. عمل صالح را هم باید در این دنیا آثارش را در کیفیت زندگی مردم دید. با زر مفت آخوندی زدن و بازی با کلمات حداقل در این دنیا نمی توان فخری فروخت؛ اگر دروغ و ریا و دزدی و فقر و فحش…ا جامعه را به گه کشیده باشد.

  169. پ.ن.

    فراموش کردم درباره ((الذین آمنوا)) و تکرار ایمان آوردن در آیات ۶۲ بقره و ۶۹ مائده  که مرحوم علامه را به چنین اشتباه فاحشی در تفسیر آیات  واداشته توضیحی بدهم. ایشان می فرمایند:
    “در این آیه مسئله ایمان تکرار شده ، و منظور از ایمان دومى بطوریکه از سیاق استفاده میشود، حقیقت ایمان است ، و…. ،” ایت تکرار ایمان در آیه سبب تفسیر اشتباه ایشان شده.

    ببینید در قرآن این عبارت  ((الذین آمنوا))  برای جمعیتی که بت پرست بوده اند و موحد شده بودند بکار رفته.  کلمه مسلمان هم به کار نرفته چون هنوز معلوم نبوده آن ها مسلمان شده باشند. چون همانطور که قبلن هم اشاره شد طبق قرآن باید موحد + مسلم بود. موحد بودن لازم است اما کافی نیست.
    پس اینجا مبشه گفت ((الذین آمنوا)) به نوعی اسم خاص است برای آن جمعیت بت پرست موحد شده تا صفت . بنابراین ایمان دوم در آیه منظور ایمان آوردن بوده است.

  170. یک نکته جالب آیه ۱۷ سوره حج است که گرو ه های ذکر شده در آیات ۶۲ بقره و ۶۹ مائده را یعنی

    ۱) الَّذِینَ آمَنُوا و
    ۲) یهودی و
    ۳) مسیحی و
    ۴) صابئی را
    به
    ۵) مجوس و
    ۶) مشرکان
    گسترش داده است. اگرچه نگفته رستگار می شوند، ولی گفته خداوند در روز قیامت درباره آنها داوری خواهد کرد:

    حج آیه ۱۷:
    إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ
    همانا خداوند در میان مؤمنان و یهودیان و صابئین و مسیحیان و مجوس و مشرکان در روز قیامت داورى خواهد کرد؛ بیگمان خداوند بر همه چیز گواه است‏.

  171. ارش یه سوال تو میگویی فرمایشات ائمه(ع) نمی تواند ملاک فتوا یا حکم دینی باشد اگه اینطوره پس درباره ی حدیث ثقلین چه میگویی

  172. ارش یه سوال تو میگویی فرمایشات ائمه(ع) نمی تواند ملاک فتوا یا حکم دینی باشد اگه اینطوره پس درباره ی حدیث ثقلین چه میگویی

  173. “ارش یه سوال تو میگویی فرمایشات ائمه(ع) نمی تواند ملاک فتوا یا حکم دینی باشد اگه اینطوره پس درباره ی حدیث ثقلین چه میگویی”

    مجهول گرامی:

    به استناد آیات زیادی از قرآن، وحی به قرآن محدود می شود. بنابراین سخنان پیامبر حجت وحیانی ندارد.

    اما سفارش پیامبر به  امتش درباره قرآن و خاندانش کار بسیار بجایی بوده است. امیین که هرگز کتابی را لمس نکرده بودند و دل هایی پر از کینه های قبیله ای  و حسادت داشتند.

    و اما درباره جانشینی : با هیچ منطقی جور در نمیاد که یک نفر و خاندانش که باید برای ابد بر این سیاره حاکمیت داشته باشند، در قرآن نیامده باشد. مگر این که خدا سادیسم داشته باشد و بخواهد از کشتار خلایق خود لذت ببرد.  قرآن گاهی آنقدر ریز می شود که از جوراب بلقیس یاد میکند…هزاران نفس شریف در این ۱۴۰۰ سال به خاطر این مساله کشته شده اند.
    تازه این به فرض این است که تعیین جانشین لازم بوده باشد. اگه تعصب کنار گذاشته شود، هیچ عقل سلیمی این مساله جانشینی را نمی پذیرد. مهم نیست کی به عنوان جانشین معرفی شده باشد. هر کدام از صحابه توسط پیامبر به جانشنی منتصب شده بود، یقه پیامبر را می گرفتیم که تو هم یک بشری و خا

  174. خارج از وحی (قرآن) حرفت حجت وحیانی ندارد. آیه آن را ارائه کن وگرنه فقط یک نظر فردی است.

    جد فرهیخته ما حضرت آدم که سلام بر او باد؛  یک بار و برای همیشه تکلیف فرزندانش را با خدا مشخص کرد. به او گفت مرا هوشمند و کنجکاو خلق می کنی بعد به من می گویی به فلان درخت یا هرچی نزدیک نشو. اگر کنجکاو شدم و نزدیک نشدم که ابروی خودت می رود که مرا درست خلق نکردی. برای همینه که خدا کلمه را به او القا کرد و او را به زمین فرستاد تا زمین را بهشت کند (حالا جلوی شیطان الکی دادی هم سر او کشید). بهشت هم ارزانی فرشتگان خنگ و منگلی که بیفکر و بی اراده  نوکری خدا را می کنند.

  175. بیچاره دانشجووووووووووو ناراحت

  176. “ملک” و  ”ولی” در قرآن

    استاد قابل

    در شگفتم چرا قرآن پژوشان به لفظ “ملک” که فرمانروایی از موضع **بالادستی** (اختیاردار و مالک بودن) است، در مقایسه با لفظ “ولی” و ولایت که  دوست و دوستی از موضع **خیرخواهی** (دوستی و یاوری) است، توجه کمی نشان می دهند؟

    حتی در آیاتی همزمان بین نقش نبی و ملک  تفکیک قایل شده است.

    در قرآن “ولی” و ” نصیر” اغلب  همراه هم آمده اند.

    این فقها و مفسران که از لفظ “ولی” چه در قرآن و چه از سفارش پیامبر فرمانروایی و حاکمیت را بیرون می کشند؛ این همه آیه را با مَلِکً و مَلِکً ندیده اند؟؟؟ چرا خداوند  با مَلِکً و مُلْکُ از  پیامبر  یاد نکرده ؟؟
    حالا بگذریم همانطور که قبلن هم از شما پرسش شد، حتی او را “وکیل” مردم هم ندانسته است. و می بینیم در قرآن “ولی” و ” نصیر” اغلب  همراه هم آمده اند.
    آیا ممکن است جهالت آخوندی این قدر عمیق باشد که با بد معنی کردن یک کلمه فقط یک کلمه “ولی” علت این همه کشت و کشتار در تاریخ شود؟؟؟؟

  177. کامنت برای مقاله جدید دکتر مجتهد شبستری:

    قرائت نبوی از جهان (۸)

    قرآن (مُصحف شریف) یک متن تاریخی است، نه یک متن ماوراء‌الطبیعی!
    کلام نبوی در نگاهی دیگر
    http://mojtahedshabestari.blogfa.com/post-42.aspx

    و اما درباره “مکانیزم” یا چگونگی وحی:

    به گمان من خدا قادر است به زبان رایج مردم (هر قوم) ، “ساده” و “روشن” با جملاتی مفاهیم مورد نظرش را توسط یک انسان به دیگران منتقل کند. این توقع بالای ماست که تردید احتمالی در کلام خدا بودن آن را ایجاد کرده است. مثلن این که فرض کنیم همه چیز در قرآن آمده یا آیات ظاهر و باطنی دارد و دیگر ادعاهای کسانی که برای دین دانی تخصصی قائلند و از این راه ارتزاق می کنند.

    وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ

    خدا می داند با “امیین” مخاطب پیامبر که هرگز کتابی را لمس نکرده بودند چگونه سخن بگوید. اشکال ما اینجاست که پیام دین جهانشول (توحید و سلیم بودن) را با مخاطب محلی-قومی هزاره ها عقب تر از بعضی جوامع اقوام در زمان پیامبر قاطی کرده ایم. همچنین نتوانسته ایم بین پیام جهان شمول و ابزار محلی-قومی آن (شریعت) تمای


  178. همچنین نتوانسته ایم بین پیام جهان شمول و ابزار محلی-قومی آن (شریعت) تمایز قایل شویم.