اصل برائت

به نام خداوند جان و خرد

۱- به مقتضای اصول قانون اساسی ، مبنای حقوقی پذیرفته شده در « جمهوری اسلامی » چیزی جز « اصل برائت » نیست . قانون اساسی در هر کشور ، اصل و اساس و پایه ی تمامی قوانین آن کشور و رویکرد « نهادهای برآمده از قانون اساسی » است .

تصریح اصل ۳۷ قانون اساسی بر « اصل برائت » و اینکه « اصل‏، برائت‏ است‏ و هیچکس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمی‏ شود، مگر این‏ که‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد » و تصریح اصل ۲۰ قانون اساسی بر اینکه ؛ « همه‏ افراد ملت‏ اعم‏ از زن‏ و مرد یکسان‏ در حمایت‏ قانون‏ قرار دارند و از همه‏ حقوق‏ انسانی‏، سیاسی‏، اقتصادی‏، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ با رعایت‏ و موازین‏ اسلام‏ برخوردارند » و تصریح اصل ۲۲ قانون اساسی بر اینکه « حیثیت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسکن‏ و شغل‏ اشخاص‏ از تعرض‏ مصون‏ است‏ مگر در مواردی‏ که‏ قانون‏ تجویز کند » جای تردیدی باقی نمی گذارد که در تمامی مواردی که « حقوق شهروندی » موضوعیت دارد ، هرگونه رفتار مبتنی بر « عدم برائت شهروندان » اقدامی بر خلاف قانون اساسی است .

۲- از نظر شرعی ، قانون اساسی ( که با رأی یک ملت ، تأیید شده باشد ) در رابطه ی « ملت با حاکمیت » به عنوان « عهد و پیمان » و « میثاقی منطقی و شرعی » است که هرگونه « نقض عالمانه و عامدانه » ی آن به عنوان « نقض عهد » شمرده می شود که جزء « گناهان کبیره » است . مرتکب « گناه کبیره » از عدالت ساقط می شود و حق تصدی مقاماتی که طبق قانون ، مشروط به عدالت اند را ندارد .

۳- حتی اگر در متون اولیه ی شریعت ، سخنی در تأیید « اصل برائت » نیامده باشد ، توافق منطقی اکثریت ملت ایران بر قانون اساسی ( که شامل فقهای مجلس خبرگان قانون اساسی ، بنیانگذار جمهوری اسلامی ، اکثریت مراجع قبلی و فعلی ، تمامی اعضای شورای نگهبان و مقامات بلندپایه ی کشور نیز می شود ) ، در کنار اقاریر آنان بر عدم مغایرت اصول قانون اساسی با شریعت محمدی (ص) برای اثبات « مبنای حقوقی و شرعی » اصل برائت ، کفایت می کند . هیچکس نمی تواند و نباید متکی بر برداشت شخصی خود ، از « متن مورد توافق ملت و حاکمیت » تخلف کند ، مگر آنکه در توافقی دوباره ، صحت آن برداشت یا رویکرد را با رأی مستقیم اکثریت ملت در « همه پرسی » به دست آورده باشد .

۴- دلیل عقلی « اصل برائت » این است که ؛ « اگر اصل عقلی را بر عدم برائت بگذاریم ، باید بتوانیم در همه حال و همه جا ، هرکس را با اندکی احتمال و اتهام ، از حقوق خود محروم کنیم » ( چرا که دلایل عقلیه تخصیص بردار نیستند ) . از نظر منطقی ، محروم ساختن آدمیان در همه ی موارد زندگی ، به صرف اتهام و احتمال ، معقول نیست و بر خلاف مقتضای طبیعت و تکوین است ( اصطلاحا ؛ « تالی » باطل است ) . نتیجه ی منطقی بطلان تالی ، بطلان « مقدم » است ، یعنی ؛ اصل عقلی را بر « عدم برائت » گذاشتن ، عقلا ممنوع است و در نتیجه ، باید « اصل برائت » را عقلا مبنای تصمیمات حقوقی قرار داد .

۵- در متون اولیه ی شریعت ( قرآن و روایات معتبره ) مواردی وجود دارند که « اصل برائت » را ( به عنوان رویکردی عقلانی ) تأیید می کنند ؛

الف ) در « آیه ی ۳۶ سوره ی اسراء » آمده است ؛ « و لا تقفُ ما لیس لک به علم … = پیروی نکن از چیزی که نسبت به آن علم نداری … » . این آیه « مؤثر قرار دادن اتهاماتی که از نظر علمی ثابت نشده است » را موجب مؤاخذه و حسابرسی الهی در قیامت دانسته و پیروان شریعت محمدی (ص) را صریحا از آن پرهیز داده است .

ب ) در آیه ی ۱۱۲ سوره ی نساء ، نسبت دادن اتهام به « غیر مجرم » را به عنوان « رمی بریئ » مورد شماتت اخلاقی قرار داده و آن را از نظر حکمی « گناهی آشکار » دانسته است ( وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطیئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَریئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبیناً ) .

پ ) در آیات ۶ تا ۲۶ نسبت به « اتهام پراکنی » برخی پیروان شریعت نسبت به همسران خود و یا همسر پیامبر ، شدیدا هشدار داده است و از عناوینی چون « یرمون ازواجهم » یا « یرمون المحصنات » برای این رفتار زشت بهره گرفته است . قرآن کریم ، این رفتار ناشایست را موجب « لعنت = دوری از رحمت خدا در دنیا و آخرت » و « عذاب عظیم = کیفر شدید اخروی » شمرده است ( إِنَّ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ ) و تأکید کرده است که سبب این رفتارهای ناشایست ، چیزی جز « اعتماد به اطلاعات نا مطمئن و غیر علمی » و « اهمیت ندادن به نتایج ناپسند آن » نیست ( إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِکُمْ ما لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ / ۲۳ نور ) .

اگر مسئولان امر در هر جامعه ای ، نسبت به نتایج ناپسند « سلب حقوق شهروندان خود » بی تفاوت باشند و آن را « کم اهمیت یا بی اهمیت » بشمارند ، رفتاری مخالف با روش مطلوب الهی انجام داده اند ، چرا که این امور ، نزد خدای سبحان از اهمیت بسیاری برخوردار است ( وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظیمٌ / ۲۳ نور ) .

ت ) در آیات مختلف قرآن ، نسبت به « پیروی از ظن و گمان در باره ی آدمیان » پرهیز داده شده است . صریح ترین عبارت در این زمینه را در آیه ی ۱۲ سوره ی « حجرات » می یابیم ؛ « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ = » .

البته علت اصلی پرهیز دادن از « مؤثر قراردادن نتایج ظن گمان در داوری های آدمی نسبت به همنوعان و همکیشان » این است که « بسیاری از گمانها ، با حقیقت فاصله دارند = إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً » ( النجم : ۲۸ ) . گرچه بسیاری از گمان ها با حقیقت هم آغوش اند ولی وجود « کمترین احتمال خطا و رفتار بر خلاف حق » ( در مورد هرگونه داوری ، که منجر به « سلب حق » آدمیان شود ) مانع از « جواز سلب حقوق آنان » می شود ، چرا که در امور مهمه ، احتمال اندک نیز « مُنَجِّز = مسئولیت آور » است . بنا بر این ، تنها در مواردی که « انتساب جرم ، از نظر علمی آشکار باشد » می توان کسی را از حقی محروم کرد .

ث ) در روایتی معتبره از امام صادق (ع) تصریح شده است که ؛ « اگر در عفو خطایی صورت گیرد و مجرمی از کیفر رهایی یابد ، پشیمانی در آن بهتر و قابل تحمل تر است از آنکه بی گناهی را اشتباها کیفر دهند » ( مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْقَمَّاطِ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ النَّدَامَةُ عَلَى الْعَفْوِ أَفْضَلُ وَ أَیْسَرُ مِنَ النَّدَامَةِ عَلَى الْعُقُوبَة / الکافی ۲/۱۰۸ ) .

مفاد بیان امام صادق (ع) در مسأله ی مورد بحث ما ( انتخابات ) این است که ؛ اگر خطایی در امکان بهره مندی فرد یا افراد ناصالح از قانون صورت گیرد و کسانی از آنان در معرض انتخاب مردم قرار گیرند ، بهتر و قابل تحمل تر است از خطایی که از محروم کردن فرد یا افراد صالح از حقوق قانونی ( انتخاب شدن و نامزدی در انتخابات ) پدیدار گردد .

به عبارت دیگر ؛ پی آمدهای احتمالا ناگواری که از مراعات « اصل برائت » پدیدار می گردد ، از نظر شریعت محمدی (ص) قابل تحمل تر و منطقی تر است از پی آمدهای ناگواری که از اجرای « اصل عدم برائت » و « رد صلاحیت احتمالی افراد صالح » حاصل می شود .

ج ) در روایتی معتبره از امام صادق (ع) آمده است ؛ « کسی که حقی را از مؤمن سلب کند … خداوند او را عذاب کرده … و منادی در قیامت او را می گرداند و معرفی می کند که : این کسی است که حق خدا را سلب کرده است … پس او را چهل روز توبیخ کرده و سپس به دوزخ می اندازند » ( الکافی ‏۲/۳۶۷ : عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ جَمِیعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَان‏ عَنْ یُونُسَ بْنِ ظَبْیَانَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَا یُونُسُ مَنْ حَبَسَ حَقَّ الْمُؤْمِنِ أَقَامَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ خَمْسَمِائَةِ عَامٍ عَلَى رِجْلَیْهِ حَتَّى یَسِیلَ عَرَقُهُ أَوْ دَمُهُ وَ یُنَادِی مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هَذَا الظَّالِمُ الَّذِی حَبَسَ عَنِ اللَّهِ حَقَّهُ قَالَ فَیُوَبَّخُ أَرْبَعِینَ یَوْماً ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِ إِلَى النَّار ) .

این بیان امام صادق (ع) هشداری است به تمامی کسانی که با حقوق انسان ها سروکار دارند و تأکید می کند که از سلب حقوق آدمیان شدیدا پرهیز کنند و نسبت به « احتمال سلب حقوق آنان » احتیاط پیشه کرده و « تجرّی » نورزند . در حقیقت این بیان ، تکمیل کننده ی سخن پیشین ایشان است که ؛ « خطا در بهره مندی افراد ناصالح از حقوق ، بهتر از خطا در سلب حقوق افراد صالح است » چرا که مطمئنا « سلب حقوق افراد صالح » عذاب دردناک خداوندی را درپی دارد ، ولی « بهره مندی احتمالی افراد ناصالح از حقوق عمومی » هیچگونه مسئولیت عقلی و شرعی را درپی نخواهد داشت . علاوه بر اینکه مسئولیت انتخاب وکلای مجلس یا سایر مسئولان منتخب ، شرعا و قانونا بر عهده ی موکلان آن ها ، یعنی مردمی است که انتخاب کننده اند .

نتیجه ی این روایت نیز ، تأیید رویکرد عقلانی « اصل برائت » است ، چرا که با تکیه بر اصل برائت ، هیچ حقی از آدمیان سلب نمی شود و این مردم اند که با اکثریت آراء خود ، فرد یا افراد اصلح را از بین نامزدها انتخاب می کنند .

چ ) روایت صریحی در این خصوص ، از امیر المو منین (ع) در کتاب « الغارات ۱/۳۳۵ » نقل شده است که در جواب یکی از اصحاب ( مبنی بر درخواست بازداشت خِرّیت بن راشد ) فرمود : « انا لو فعلنا هذا لکل من نتهمه من الناس ، ملأنا السجون منهم . و لا ارانی یسعنی الوثوب علی الناس و الحبس لهم و عقوبتهم حتی یظهروا لنا الخلاف = اگر نسبت به هر فرد متهمی از انسانها اقدام به بازداشت کنیم ، زندانهارا از آنان باید پر کنیم . درحالی که من خود را ( از نظر شرعی و عقلی ) مجاز به چنین اقدامی علیه مردم و بازداشت و کیفر آنان نمی دانم ، تا وقتی که اقدام عملی بر خلاف حق ، از آنان نزد ما ظاهر نشود » .

استدلال امام (ع) این است که ؛ « اگر اصل را بر برائت نگذاریم و همه ی آنانی که به نوعی متهم اند را از حقوقشان محروم کنیم ، باید جمع کثیری را کیفر دهیم و این رویکرد ، مشروع و معقول نیست » .

تردیدی نیست که امیر مؤمنان با استدلال عقلی و منطقی ، بطلان رویکرد « عدم برائت » را اثبات کرده است و با بطلان آن ( که « نقیض » اصل برائت است ) ، رویکرد مبتنی بر « اصل برائت » را به عنوان رویکردی مشروع و معقول ، اثبات کرده است .

ح ) در کتاب « الغارات۱/۳۷۱ » به نقل از امیر المومنین (ع) آمده است ؛ « انی لا آخذ علی التهمة و لا اعاقب علی الظن و لا اقاتل الاّ من خالفنی و ناصبنی و اظهر لی العداوة … = من کسی را بخاطر اتهام ، دستگیر نمی کنم و براساس گمان ، کسی را کیفر نمی کنم و جز با کسی که بامن مخالفت کرده و درگیر شده و دشمنی اش را آشکار کرده ، درگیر نمی شوم … » .

این روایت نیز مانند روایت پیشین است و نشان می دهد که « سیره ی علوی » به عنوان « رفتار مستمر حکومتی ایشان » مبتنی بر « اصل برائت » بوده است .

خ ) در روایتی معتبره از امام صادق (ع) نقل شده است که ؛ « هرگاه مؤمنی برادر دینی خود را به چیزی متهم کند ، چون نمکی که در آب حل می گردد ، ایمان او از قلبش مضمحل خواهد شد » ( علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن حماد بن عیسى ، عن إبراهیم بن عمر الیمانی ، عن أبی عبد الله “ع” قال : إذا اتهم المؤمن أخاه انماث الایمان من قلبه کما ینماث الملح فی الماء / الکافی ج ۲ – ص ۳۶۱ – ۳۶۲ # وسائل الشیعة ( ۲۰ جلدی ) ج ۸ – ص ۶۱۳ ) .

عقل و شرع در این نکته توافق دارند که از « احتمال سلب ایمان » باید پرهیز کرد و این مطلوب ، در گرو « متهم نکردن مؤمنان » و دوری جستن از « سلب حقوق آنان » است ، که مفهومی جز لزوم اعتماد نظری و عملی به « اصل برائت » ندارد .

د ) در روایتی معتبره از امام صادق (ع) نقل شده است که ؛ « خدای سبحان فرموده است : خود را برای جنگیدن با من آماده کند کسی که بنده ی مؤمن مرا خوار شمارد ، و در امنیت من خواهد بود کسی که بنده ی مؤمن مرا مورد احترام و تکریم قرار دهد » ( أحمد بن أبی عبد الله البرقی فی “المحاسن” عن أبیه ، عن الحسن بن محبوب عن هشام بن سالم ، عن معلى بن خنیس ، عن أبی عبد الله “ع” قال : سمعته یقول : قال الله عز وجل : لیأذن بحرب منی من أذل عبدی المؤمن و لیأمن غضبی من أکرم عبدی المؤمن / وسائل الشیعة “۲۰ جلدی” ج ۸ /۵۹۰ و ۵۹۱ ) .

مطمئنا با رویکرد « عدم برائت » که به سلب برخی حقوق مؤمنان منجر خواهد شد ، نمی توان ادعای « اکرام مؤمنان » را داشت و به احتمال قریب به یقین « برخی مومنان ، خوار شمرده خواهند شد » . پرهیز از این احتمال ( اقدام به جنگ با خدا ) عقلا لازم و شرعا واجب است .

روایات بسیار دیگری وجود دارند که « تضمنا یا التزاما » به تایید حکم عقل در مورد « اصل برائت » می پردازند . هر پژوهشگر علوم اسلامی که حقیقتا اهل علم و پژوهش باشد ، می داند که عالمان شریعت ، با توجه به همین متون معتبره ، بحث « مذاق شرع = رویکرد مطلوب شریعت » را در رویکرد عمومی خود ( و در تمامی داوری های حقوقی ) مبتنی بر « اصل برائت » مطرح کرده اند . گروه معتنابهی از همین عالمان در « مجلس خبرگان قانون اساسی » حضور داشتند و با حضور آنان ، اصل ۳۷ قانون اساسی تصویب شد و به امضاء مراجع بزرگ فقهی ایران نیز رسید که « اصل بر برائت » است . اما در این نوشته ( که مبتنی بر اختصار است ) از آن همه روایت ، تنها به موارد یادشده ، بسنده می شود .

۶- در مورد « وجوب حفظ احترام آدمیان » متون معتبره ی فراوانی وجود دارد که نیازی به یادآوری آن ها نیست . اکنون نیاز بیشتری به یادآوری « وجوب حفظ احترام پیروان شریعت محمدی » داریم ( چرا که حرمت برخی از آنان نادیده گرفته می شود ، تا چه رسد به غیر آنان ) .

در روایتی صحیحه از امام صادق (ع) آمده است که ؛ « المؤمن أعظم حرمة من الکعبة = مؤمن از کعبه احترامش بالاتر است » ( الخصال – الشیخ الصدوق – ص ۲۷ ) .

آیا با « رد صلاحیت » برخی از کسانی که به خدای سبحان و پیامبر خاتم (ص) حقیقتا ایمان دارند و عملا به « احکام شریعت » وفادار مانده اند ، حرمت آنان نادیده گرفته نمی شود ؟!! آیا صرفا « مبتنی بر سوء ظن برخی مسئولان » می توان آنان را از حقوق قانونی خویش ، محروم کرد ؟!!

تأیید این سخن امام صادق (ع) را به نقل از پیامبر خدا (ص) در متون روایی برادران اهل سنت نیز می توان مشاهده کرد ( أخرج ابن ماجة عن ابن عمر قال رأیت النبی صلى الله علیه و سلم یطوف بالکعبة و یقول ما أطیبک و أطیب ریحک ما أعظمک و أعظم حرمتک و الذی نفس محمد بیده لحرمة المؤمن أعظم عند الله حرمة منک ماله و دمه و ان یظن به الا خیرا / الدر المنثور – جلال الدین السیوطی – ج ۶ – ص ۹۲ ) .

۷- محروم ساختن افراد غیر مجرم از حقوق قانونی و نادیده گرفتن « اصل برائت » با هر بهانه ای که باشد ( جز قوانین مصوبه ی منطبق بر قانون اساسی ) یقینا به عنوان « احترام و تکریم فرد محروم » انجام نمی پذیرد و بی گمان ، ناشی از « سوء ظن » نسبت به او است . بنا بر این و علی القاعده ، پای عناوین دیگری چون ؛ « ظلم ، سوء ظن ، افتراء ، بهتان ، نمیمه = خبر چینی ، تجسس ، اشاعه ی فحشاء ، حسادت ، تحقیر مؤمن ، هتک حرمت افراد ، خوار شمردن ارزشمندان ، تملق ، چاپلوسی و … » را نیز به میدان اجتماع می کشاند . گمان نمی رود که کسی نسبت به ناپسند بودن موارد یادشده از نظر عقلی و شرعی ، تردیدی داشته باشد .

رواج امور ناشایست اخلاقی به صحنه ی روابط اجتماعی ، عداوت و دشمنی ، شقاوت ها و نفاق ها را جایگزین محبت ها ، دوستی ها ، اتحاد و هماهنگی در بین افراد یک ملت می سازد . این بهای گزافی است که به خاطر « بی اعتنایی به اصل عقلانی برائت » در روابط حقوقی جامعه ، به هر جامعه ای که چنین کند ، تحمیل خواهد شد و اعتبار آن ها را نزد خدا و پیامبر خدا و اولیاء الهی و عقلای بشر به شدت تقلیل خواهد داد .

آشکار است که هرگونه روش و رفتاری که به « بسط رذائل اخلاقی » در افراد شاغل یا غیر شاغل در نهادهای رسمی کشور و آحاد ملت منتهی شود ، عقلا ناپسند و شرعا حرام است .

احمد قابل ………………. ۱۸/۱۰/۱۳۸۶ ……………………….. فریمان

موسوعة کلمات الإمام الحسین (ع) – لجنة الحدیث فی معهد باقر العلوم (ع) – ص ۳۱۶

( فی کتاب له “ع” الی معاویة ) : … وقلت فیما قلت : إنی إن أنکرتک تنکرنی ، وإن أکدک تکدنی ، فکدنی ما بدا لک ، فإنی أرجو أن لا یضرنی کیدک فی ، وأن لا یکون على أحد أضر منه على نفسک ، على أنک قد رکبت جهلک ، وتحرصت على نقض عهدک ، ولعمری ما وفیت بشرط ، ولقد نقضت عهدک بقتلک هؤلاء النفر الذین قتلتهم بعد الصلح والایمان والعهود والمواثیق ، فقتلتهم من غیر أن یکونوا قاتلوا وقتلوا ، ولم تفعل ذلک بهم إلا لذکرهم فضلنا ، وتعظیمهم حقنا ، فقتلتهم مخافة أمر لعلک لو لم تقتلهم مت قبل أن یفعلوا ، أو ماتوا قبل أن یدرکوا . فأبشر یا معاویة ! بالقصاص ، واستیقن بالحساب ، واعلم أن لله تعالى کتابا ( لا یغادر صغیرة ولا کبیرة إلا أحصلها ) . ( ۱ ) ولیس الله بناس لأخذک بالظنة ، وقتلک أولیاءه على التهم ، ونقل أولیائه من دورهم إلى دار الغربة ، وأخذک الناس ببیعة ابنک غلام حدث ، یشرب الخمر ، ویلعب بالکلاب ، لا أعلمک إلا وقد خسرت نفسک ، وبترت دینک ، وغششت رعیتک ، وأخربت أمانتک ، وسمعت مقالة السفیه الجاهل ، وأخفت الورع التقی لأجلهم والسلام .

۲۲ نظر برای این مطلب

  1. سلام
    اگه واقعا بدون چشمداشت فقط برای دین اسلام و تشیع کار میکنید خدا قدرتتونو هزاران هزار برابر کنه

  2. با سلام

    شرکت در انتخابات باید در راستای یک استراتژی باشد. با یک “روز” رای دادن یا ندادن راه بجایی نخواهیم برد. این فقط یک رویداد است که در بستر یک “فرآیند” معنا پیدا خواهد کرد.
    الان نه کاندیداهای اصلاح طلبان، آدم های دو دهه قبل هستند، و نه اقتدارگرایان می توانند چون گذشته برای خود مشروعیت الهی بتراشند. چرا که در سال های اخیر پنبه بسیاری از بنیادی ترین باورهای آن ها  زده شده است (بر مبنای قرآن)!
    غیر از یک جریان خاص و مشکوک که اتفاقا همین رئیس جمهور فعلی را سرکار آورد، نیروهای داخل نظام خود دنبال راهی برای برون رفت از فلاکت موجود هستند.
    باید با رای و اراده و تلاش “مستمر” به روند دموکراتیزاسیون ادامه داد و بعد ار شب انتخابات در گوشه نا امیدی و یاس و بی عملی خانه نگزید. و این جا نقش رهبران بسیار مهم است. با تداوم گرد هم آیی ها برای بحث درباره برنامه های آتی دولت و هدایت آن به سمت منافع ملت… برای پشتیبانی یا مخالفت با تصمیمات دولت… و.. و…  روحیه مشارکت و داشتن “نقش” در سرنوشت خود را در تک تک آحاد جامعه تقویت کرد. نهادهای مدنی را عمق بخشید و آن را به خانه ای تبدی

  3. … نهادهای مدنی را عمق بخشید و آن را به خانه ای تبدیل کرد که اعضا در آن “زندگی” می کنند، یاور هم هستند و در شادی و غم دست در دست یکدیگر دارند!

  4. سلام به آقای قابل عزیز
    بعد از مدت ها دوباره خواستم سلام کوچکی عرض کنم. البته همیشه از سایت دیدن کرده ام اما نیازی به نوشتن نبوده. خدا قوت…
    در ضمن ساختار نوشتاری شما هم خیلی بهتر شده. امیدوارم دوباره از آن طور مشکلات پیش نیاید.
    موفق باشید….

  5. آرش جان به شما هم سلام !
    خسته نباشی. ما شا الله هنوز فعالی. پاینده باشی…

  6. امیدوارم جناب آرش به وبلاگ خودشون بپردازن

  7. با سلام خدمت شما دوست عزیز
    برای حمایت از میرحسین موسوی لطفا لینک امید ملت را با عنوان میرحسین موسوی در وب سایت خود قرار دهید و برای اینکه نام شما در فهرست حامیان موسوی ثبت گردد و از مزایای آن در آینده بهره مند شوید به وسیله همین سایت و در قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهید تا در صورت لزوم با شما تماس گرفته شود. امید است که با حمایت شما هموطنان گرامی شایسته ترین و اصلح ترین فرد پیروز این انتخابات گردد، دوست عزیز به حمایت شما نیاز داریم و متقابلا حمایتتان خواهیم کرد.

    با تشکر: امید ملت / از طرف میرحسین موسوی

  8. به نام خدا و با سلام
    من همین نظر یعنی اصالت برائت را درباره راویان دارم. در علوم حدیث و اصول فقه و خلاصه نظر مشهور چنین است که راوی باید شروطی داشته باشد تا موثق باشد و بتوان به روایت او اعتماد کرد؛ نظیر بلوغ، عقل، ایمان(مذهب اثنی عشری) و عدالت، و لذا تا راوی چنین شروطی نداشته باشد، ضعیف خوانده می شود و البته در عمل خلاف آن را عمل می کنند و حتی به روایت راوی مطعون و مجروح هم اعتماد و عمل می کنند و از آن به روایت منجبره تعبیر می نمایند.
    حال آن که وقتی اصلی بنیان نهاده می شود، بر اساس، اکثر افراد است و اکثر راویان افرادی صادق و متدین هستند. معمولاً کسانی که به نقل روایت می پرداختند، افراد فاسق و کذّاب نبودند؛ بنابراین باید اصل را بر این نهاد که همه صادق اند، مگر این که خلافش ثابت شود. بدیهی است، هرگز به سبب وجود قلیلی ایدزی حکم نمی شود که همه ایدزی هستند، مگر آن که خلافش ثابت شود؛ بلکه حکم می شود، همه سالم اند، مگر آن که خلافش ثابت شود.
    عدم صداقت راوی نیز یا از قرائن موجود در متن روایت معلوم می شود یا از قرائن موجود در سند آن. اگر روایتی با ادله معتبر مثل قرآن، حدیث معتبر، عقل و تجربه مخالفت داشته باشد، غیر

  9. در حاشیه سری جدید نوشته های آقای گنجی در رادیو زمانه. در ضمن توده ای هایی که اخیرا رادیو زمانه را در دست گرفته اند، بیشتر از مهدی جامی و کافه ناصری اش سانسور می کنند:

    در شگفتم آقای گنجی از تکرار مطالب تکراری  چه منظوری دارند. به بسیاری از این حرف ها پاسخ داده شده است. به نظر می رسد ایشان بد جوری شیفته حرف های خود شده که نه به استدلال دیگران توجه می کند و نه به همه آیات قرآن.
    یکبار ایشان از روامداری خوانندگان تشکر کرد و قول داد به پرسش ها پاسخ خواهد داد. ولی متاسفانه به قول خودش وفا نکرد.
    ایشان با انتخاب عنوان های تحریک کننده و مورد پسند اقتدارگرایان، (مثلا تنها با استخراج دو کلمه از یک متن و نتیجه گیری از آن)، به گمان من  ارزش کار خود را بسیار پایین آورد.
    مثلا در جایی که قرآن در آن سرزمین بدوی و برای مردمی نیمه وحشی، از ضرورت تنوع شریعت ها برای رقابت در کارهای نیک سخن می گوید (آن هم بر مبنای تنوع در آفرینش)؛ آقای گنجی می گوید قرآن دگراندیشان را بوزینه و خوک می داند.
    مجموعه ای از آیات بطور منسجم روبروی آقای گنجی است و ما هر چه رواداری می کنیم، ایشان انگار نه انگار که این آیات هم وجود دارد و  انگار نه

  10. دنباله کامنت پایین:

    انگار نه انگار که این آیات هم وجود دارد و  انگار نه انگار  به یک خواننده باید پاسخ داد؟ آیات هم خوشبختانه از سوره مائده است که از آخرین سوره های نازل شده به حضرت پیامبر است.

    الان هم که دیگر کسی توجه چندانی به نوشته های ایشان نمی کند.  چند بار به ایشان یادآوری شد که پژوهش علمی راه و روش خود را دارد، و این رویکرد گزینشی جهت دار ارزش علمی کار را زیر سوال می برد. از ما گفتن و از ایشان مقاومت یک مبارز،  نه تواضع یک اندیشمند در برابر دلایل و  فکت ها!

  11. مهسای گرامی با سلام و تشکر از راهنمایی شما:

    نه نام دارم
    و نه نشانه ای-
    با نام
         نامی
                “عشق”،
    در هر کوی و برزن
                           مادر دلخسته وطن
                                                   پرسه می زنم…
    ***
    یاران
    بی نام و نشان
    نخوانید مرا-
    جاودانه خواهم شد
    روزی
    بر پلاک هر خانه،
    با لمس نسیم “آزادی”
    با عطر گل “صلح”!

  12. پویای عزیز سلام بر شما:

    پروانه ای
    بال میزند-

    آن سوی آب ها
    آنگاه  ،
    پرده ی
    ابر را
    از چهره ی
    خورشید
    پس می زند!
    کلمه
          با عشق
                   معنا می شود
    و عشق
    با کلام تو…

  13. اس ام اس های میرحسینی

  14. بنده ذر طول این ۳۰ سال انقلاب به آقای عسگراولادی و حزب موتلفه اردادت داشتم. چرا که آنان را افراد متدین و صادق میدانستم. اما متاسفانه اینگونه اظهارات غیر واقعی و ناصادقانه نسبت به موضوعات نظرم را برگردانده است. بنده در زمان نخست وزیری آقای موسوی از نظرات آقای عسگراولادی حمایت می کردم چرا که نظرات آنان را به اصول اسلامی بیشتر نزدیک می دیدم و بابت آن هرگونه هزینه ایی هم پرداخت کردم. اما آقای عسگراولادی چگونه تخریب نظام توسط احمدی نزاد را نمی بیند ؟ انتقاد نامزدها را تخریب می داند؟! جای علامت سوال است! آقای عسگراولادی باید خود را از حصار نیروهای استقراضی جریان حاکم در دولت رها کند. نفوذی هایی که تا خرخره ی آنان در حزبشان نفوذ دارند. اجازه ندهند حزبی که امام (ره) نسبت به آن عنایت داشتند و بعنوان دستاورد انقلاب محسوب می شود در اختیار جریان برانداز دین و انقلاب وجه المصالحه قرار گیرد . توسل به روح پرفتوح شهدای موتلفه  می تواند آنان را از چنین آلودگی اطلاعاتی و روانی نجات دهد. مسوولین عزیز موتلفه را به اظهارات مخرب احمدی نزاد طی ۱۰ روز گذشته احاله می دهم ، آیا این اظهارات علیه مسوولین خدمتگذار نظام در دولتهای گذشته ت

  15. بنده ذر طول این ۳۰ سال انقلاب به آقای عسگراولادی و حزب موتلفه اردادت داشتم. چرا که آنان را افراد متدین و صادق میدانستم. اما متاسفانه اینگونه اظهارات غیر واقعی و ناصادقانه نسبت به موضوعات نظرم را برگردانده است. بنده در زمان نخست وزیری آقای موسوی از نظرات آقای عسگراولادی حمایت می کردم چرا که نظرات آنان را به اصول اسلامی بیشتر نزدیک می دیدم و بابت آن هرگونه هزینه ایی هم پرداخت کردم. اما آقای عسگراولادی چگونه تخریب نظام توسط احمدی نزاد را نمی بیند ؟ انتقاد نامزدها را تخریب می داند؟! جای علامت سوال است! آقای عسگراولادی باید خود را از حصار نیروهای استقراضی جریان حاکم در دولت رها کند. نفوذی هایی که تا خرخره ی آنان در حزبشان نفوذ دارند. اجازه ندهند حزبی که امام (ره) نسبت به آن عنایت داشتند و بعنوان دستاورد انقلاب محسوب می شود در اختیار جریان برانداز دین و انقلاب وجه المصالحه قرار گیرد . توسل به روح پرفتوح شهدای موتلفه  می تواند آنان را از چنین آلودگی اطلاعاتی و روانی نجات دهد. مسوولین عزیز موتلفه را به اظهارات مخرب احمدی نزاد طی ۱۰ روز گذشته احاله می دهم ، آیا این اظهارات علیه مسوولین خدمتگذار نظام در دولتهای گذشته ت

  16. چرا در انتخابات شرکت می کنم ؟
    چرا از این حق سیاسی‌ام، که نامش حق شرکت در انتخابات است، صرف‌نظر نمی‌کنم؟ به چهار دلیل که اجمالشان بدین قرار است:
    الف) آیا خردپسندانه است که، وقتی که از انبوهه‌ی حقوق پرشمار حقوق سیاسی‌ای که به عنوان یک انسان و یک شهروند، باید داشته باشم فقط این یکی را دارم، این را نیز خودم از خودم مضایقه کنم؟ آیا وانهادن خودخواسته‌ی حقی که شاید مقدمه‌ای برای احقاق سایر حقوق سیاسی و اجتماعی تضییع‌شده باشد خردپذیر است؟
    ب) شرکت در انتخابات یگانه‌شکل و شیوه‌ی مقابله و مبارزه‌ی سیاسی است که، در عالم اندیشه‌ی سیاسی و در ساحت افکار عمومی جهانی، احدی بر آن سر سوزنی خرده نگرفته است. و نیز
    ج) یگانه شکل و شیوه‌ی فعالیت سیاسی است که هزینه‌ی اخلاقی و معنوی ندارد، یعنی مقتضی و مستلزم این نیست که از اصول و قواعد و احکام اخلاقی ذره‌ای عدول کنیم و از اخلاقی زیستن فاصله بگیریم.
    د)اصلاحات امری است که بر ضرورت آن میان نخبگان جامعه تردیدی وجود ندارد حال وقتی که نمی شود به اصلاحات حداکثری نائل شد می توانیم  با شرکت در انتخابات و رای به یک کاندیدای اصلاح طلب به اصلاحات حداقلی امیدوار باشیم

  17. چرا به مهندس میر حسین موسوی رای می دهم؟

    از اظهارات موسوی بوی ارزشهای آغاز انقلاب اسلامی به مشام می رسد: عدالت، آزادی، استقلال و اسلام بی ریا. این ارزشها هنوز هم عزیزند و خواستنی. با عدالت فقر و تبعیض رخت بر می بندد، با آزادی استبداد و خفقان به دَرَک می رود، با استقلال وابستگی و ذلت نوکری اجانب منتفی می شود، و با اسلام بی ریا ، ارزشهای مورد قبول اکثر مردم پشتوانه تصمیم سازی های کلان و قانون سازی های خُرد قرار می گیرد. انقلاب اسلامی یکی از بزرگترین وقایع قرن بیستم بوده است. به دلائل مختلف این انقلاب مردمی به همه اهداف متعالی خود نرسیده است. انقلاب ۱۳۵۷ بارقه امیدی در دل شیعیان، مسلمانان و همه توده های تحت ستم و انسانهای منصف بود.

    حکومت برآمده از این انقلاب یعنی جمهوری اسلامی قرار بود پیوند ارزشهای اسلامی در قالب جمهوریت و دموکراسی باشد. قرار بود قدرت در تمامی سطوح آن در مقابل ملت به شکل نهادینه پاسخگو باشد. قرار بود همه مقامات تحت قانون و مقید به قانون باشند و مقام فوق قانون مادام العمر با اختیارات نامحدود به زباله دانی تاریخ رفته باشد. قرار بود هیچکس به خاطر عقیده و فکر و اظهار نظر تحت تعقیب قرار نگیرد.

  18. ببینید دوستان در مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران تقریبا تمامی گروه ها و شخصیت ها شرکت داشتند. بعد از انقلاب هر روز که “مافیای” قدرت محکم تر شد، عده ای با تیپا بیرون انداخته شدند و عده ا ی هم خود به هر خفتی تن در ندادند (حال به دلایل مختلف). ولی یک قانون عامی که از این فرآیند نکبت می توان استخراج نمود این است:

    هرچه متفکرتر و صادق تر، زودتر از سیستم بریدن و بیرون زدن یا تیپا خوردن.

    مثلا زمانی مرحوم داریوش فروهر در جمهوری اسلامی وزیر بود ولی بعد خودش و همسر بیمارش آن چنان ددمنشانه با چاقوی مافیای قدرت سوراخ سوراخ شدند! یا مثلا مرحوم دکتر کاظم سامی که ناجوانمردانه کشته شد.

    حالا آیا بین کسانی مثل میرحسین و کروبی که خود ازسیستم تیپا خورده اند و احمدی نژادها که مثلا متهم به قتل  دکتر کاظم سامی است یا در جلسه دادگاه روزنامه سلام به عنوان شاکی حاضر بوده است… فرقی نیست؟؟ اژه ای وزیر اطلاعات احمدی نژاد قاضی دادگاه کرباسچی بود… وزیر ارشاد… نماینده رهبر در روزنامه کیهان… جنتی… لاجوردی قصاب اوین و سایر آدم کشان…

    دوستان از سیاه و سفید دیدن، خمرهای سرخ کامبوج در می آید… جمهوری ولایت فقیه

  19. دنباله کامنت پایین:

    …جمهوری ولایت فقیه دیگری در می آید.

    ما به یک دوران انتقالی نیاز داریم که بین خواسته های مردم و آن هایی که به هر حال شستشوی مغزی شده و مثلا در جریان همین انتخابات برای احمدی نژادها چماق می کشند و با اسپری فلفل به گردهمایی ها حمله می کنند؛ پلی ایجاد کند که “سمتش” دموکراسی باشد… وگرنه سمت دیگر آن علاوه بر فلاکت موجود حکومت نظامیان کوتوله خونخوار شکل گرفته در این سی سال خواهد بود

  20. قیافه دیدنی احمدی نژاد پس از مناظره با میرحسین،  سوار بر وانت مشت بر هوا می کوبد:

    http://i39.tinypic.com/28l6nwh.jpg

    بر باد می تازند
    با اسب سیاهی
    که واژگونه
    سم می کوبد
    بر سینه ی فضا!
    پشتش زخمی
    و یال هایش
    گوریده
    در دست سواری است
    که خدای حقیری با او در گفتگوست!

  21. بیانیه جماعت دعوت و اصلاح ایران

    در حمایت از مهندس میرحسین موسوی

    در آستانه برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، جماعت دعوت و اصلاح ایران، از بدو فعالیت غیررسمی انتخاباتی نامزدها، ضمن حفظ ارتباط با مجموعه‌های م‍ؤثر در این عرصه، دیدگاه‌ها و برنامه‌های مختلف را رصد نموده و مطالبات و انتظارات خود را از رئیس آینده قوه مجریه، در قالب صدور بیانیه، انعقاد جلسات با نامزدها و یا نمایندگان آنان و گفتگو با نیروهای اجتماعی و سیاسی حامی کاندیداها طرح کرده است  و اینک ضروری می‌داند موارد زیر را به عنوان جمع‌بندی‌ و نتیجه‌ی بررسی‌ها به اطلاع اعضا، هواداران و ملت شریف ایران برساند:

    ۱-    هریک از نامزدها دغدغه‌ها، خواسته‌ها و اولویت‌های طیفی از شهروندان را نمایندگی می‌کنند و از این حیث همگی مورد احترام هستند. بدیهی است انتظار منطقی از پیروز این رقابت، به عنوان رئیس جمهور ملت ایران، اهتمام جدی به اجرای  برنامه‌های اعلام شده در عین توجه به مطالبات قانونی همه شهروندان است.

    ۲-    در خصوص مطالبات شهروندان اهل‌سنت، که تلاش شده است عمده‌ترین و مهم‌ترین عناوین آن در بیانیه مورخ۳۱/۰۱/۱۳۸۸ جماعت دعوت و اصلاح ایران درج گر

  22. با اجازه تون یه قسمت از پستتون رو واسه تحقیق حقوق اساسی برداشتم…نزدیک امتحاناس تحقیق نوشتن خیلی سخته…راضی باشین