خلاصه ی از «شرح دعای مکارم الأخلاق» بخش (۴)

۹- «و اعزّنی=و مرا عزت و سرافرازی بخش» چرا که «خواری و ذلّت» شایسته ی انسان های آزاده و کمال جو، نیست. همان که حسین بن علی(ع) نیز در مصاف با سپاه یزید، بر زبان آورد که؛ «هرکه در دامان پاک انسانیت بزرگ شده باشد، ذلت را نمی پذیرد، گرچه به مرگش منتهی شود».
نمی توان به کرامت های اخلاقی باور داشت و در برابر غیر خدا، خوار و ذلیل بود. خدا و فطرت انسان، آدمی را عزیز و سرافراز می خواهند. انسانیت را با کرامت ذاتی سرشته اند و هرکه و هرچه مسیر ذلت را می پیماید یا می نمایاند، غیر انسانی و غیر طبیعی است.

۱۰- و لاتبتلینّی بالکبر= و مرا گرفتار خود برتر بینی مکن» چرا که سویه ی دیگر دوری از عزت انسانی، افراط در عزیز شمردن خود خواهد بود که طبیعتا منجر به «خوار ساختن دیگران» خواهد شد و این با کرامت ذاتی آنان در تعارض است و به همین دلیل، غیر طبیعی و غیر انسانی است.
آدمی باید تفاوت میان «عزت نفس» با «تکبر و خود برتر بینی» را فراموش نکند. آنچنان بیاندیشد و رفتار کند که نه خود سرافکنده و خوار گردد و نه دیگران را خوار و سرافکنده سازد.
در این سخن، امام سجاد(ع) با صراحت از آفت بنیان برانداز «کبر» برای خو و خصلت پسندیده ای چون «عزت طلبی» یاد کرده است تا مخاطب را هشدار دهد که تشابه ظاهری این دو امر، راهزنی خطرناک است که تمامی انسانیت آدمی را می تواند به تاراج برد و او را به «طاغوت» سرکشی بدل کند که هیچ قدرتی را مانع خویش نبیند و پا در حریم خدایی گذارده و همچون ابلیس، از درگاه خدا رانده شود.
شاید به همین دلیل است که بلافاصله پس از «عزت خواهی» و درخواست «ایمنی از کبر» که در روایات آن را نشانه ی «کفر» خوانده اند، درخواست «عبودیت خدا» را می کند!!

۱۱- «و عبّدنی لک=مرا به عبودیت خود وادار» چرا که تو خالق بی همتا و بی نیازی و عبادت تو، نه تنها مرا به «بند» نمی کشد، که «مرا از هر بندی در عالم طبیعت، می رهاند» و فکر مرا شکوفا می سازد و توجه مرا به واقعیت های مختلف عالم وجود، جلب می کند تا از واقعیات مثبت نگریزم و به حقایق بیندیشم و واقعیات منفی را مبتنی بر حقایق موجود در عالم هستی، چاره کنم.
«و لاتفسد عبادتی بالعجب= و بندگی ام را انگیزه ی خود شیفتگی قرار مده» تا مبادا با آن فخر فروشی کنم و خود را از سایر آدمیان و عالمیان برتر دانسته و طلبکار بدانم و گفتار و کردارم همچون متکبران و طاغوتیان شود.
در روایت آمده است که؛ «سیئة تسوئک، خیر من حسنة تعجبک=کردار ناشایسته ای که تو را به سرزنش خود وادارد، بهتر است از کردار نیکی که تو را به خود شیفتگی بکشاند». بسا آلوده دامن شرمساری که پیش خدا عزیز تر از پاکدامن خودشیفته است!!

۱۲- و أجر للنّاس على یدیَ الخَیر= خدایا خیر و نیکویی را با دستان من در بین مردم راه انداز. مجری نیکی ها بودن و «رفتار نیک» داشتن با همه ی آدمیان(ناس) محتاج پیش زمینه های فکری اطمینان بخشی است که دین خدا و شریعت محمدی(ص) آن را تأمین کرده اند، هرچند ما مدعیان دین و شریعت، کمتر آن را شناخته و یا پذیرفته ایم.
باید این منش انسانی و عقلانی در جان آدمی نشسته باشد که؛ «آدمیان، یا برادر همفکر تو هستند و یا همنوع تو در خلقت، و این هردو موجب لزوم تکریم آدمی و ضرورت توجه به حقوق انسانی او است»(إما أخ لک فی الدین، أو نظیر لک فی الخلق).
خو گرفتن به این دو سویه ی الزام آور و مسئولیت آفرین انسانی، نمی تواند با اندیشه های بی پروایی همراه شود که در ارزش گذاری های ثانوی، نقد جان و حقوق آدمیان را به تاراج رویکردهایی بسپارد که با کمترین تفاوت و تضاد آدمیان، حق حیات آنان را نادیده می گیرد و یا سایر حقوق طبیعی یا قراردادی آنان را سلب می کند. چرا که در اندیشه ی عقلانی یا وحیانی، نباید از تناقض اثری دیده شود، چرا که تناقض باطل است و در سخن حق، باطل راهی ندارد. امیر مؤمنان(ع) در تأیید دلیل عقلی «بطلان تناقض» می گوید:«شرالقول مانقض بعضه بعضا=بدترین سخن، آن است که برخی از آن با بعضی دیگر از آن متناقض باشد».
در روایات معتبره آمده است که؛«محبوبترین خلق خدا در پیشگاه خدا، کسی است که بیشترین نفع را به خلق خدا برساند»( الکافی ‏۲/ ۱۶۳ و۱۶۴ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ قَالَ حَدَّثَنِی مَنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ أَحَبُّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ قَالَ أَنْفَعُ النَّاسِ لِلنَّاس‏).
البته در قرآن کریم و متون روایی، گاه لفظ «خیر» به معنی «مال و ثروت» بکار رفته است. مثلا در قرآن می خوانیم؛«و إنه لحب الخیر لشدید=انسان محبت شدیدی به مال و ثروت دارد» یا «إن ترک خیرا الوصیة للوالدین …=اگر مالی باقی گذاشت، وصیت می کند برای مادر و پدر و…».

۱۳- و لاتمحَقه بالمَنّ= به گونه ای که آن را با سرزنش و خوار کردن مردم از بین نبرم. در قرآن کریم هشدار شدیدی نسبت به «منت و اذیت» پس از انفاق داده شده است و آن را سبب باطل شدن نیکی دانسته است. حتی تصریح کرده است که؛«سخن دلنشین و دعای شما، بهتر است از انفاقی که اذیت و منت را درپی داشته باشد».
البقرة : الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (۲۶۲) قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُها أَذىً وَ اللَّهُ غَنِیٌّ حَلیمٌ (۲۶۳) یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏ کَالَّذی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ (۲۶۴)
ریشه ی منت گذاری نیز به برتری رتبه ی اجتماعی «انفاق کننده» بر می گردد. این امر در انفاقات مستحبی از نظر منطقی می تواند پدیدار شود و الا در انفاقات واجب، هرگز نباید چنین تصوری شکل گیرد.
در انفاقات مستحبی، انفاق کننده خود را موظف و مسئول نمی داند و به همین خاطر می تواند از نظر روانی، تصور کند که «از حق خویش می گذرد» و به همین خاطر از انفاق شونده انتظار خضوع و احترام را دارد. یعنی بر او منت می گذارد که من از حق خود گذشتم و به تو احسان کردم، وگرنه مقتضای عدل و انصاف چنین انفاقی نبوده است. به عبارت دیگر خود را منعم دیگری می پندارد و انتظار «شکر منعم» را دارد!!
خدای سبحان به همین جهت، دست خود را گیرنده ی انفاق معرفی می کند تا اگر کسی می خواهد منت گذارد، بر او منت گذارد و بگوید:«من معطی هستم و تو گیرنده!!» شاید در این تعامل بفهمد که «معطی حقیقی، خدایی است که بی منت و آزار، آن توان مالی را به آدمی داده است و در یک تعامل عاطفی، از آدمی طلب می کند که بخشی از اعطاء حق‌تعالی را به عنوان واسطه ی خیر، به بنده ی دیگر او برساند». آیا دشوار است که از او طلب کند تا بر بندگان نیازمندش منت نگذارد؟!!
با توجه به این رویکرد روانی(امکان برتری جویی و منت گذاری) است که باید از خدای منّان طلب یاری کنیم تا با دقت و توجه به حقیقت ماجرا، از این رذیله ی اخلاقی در امان بمانیم.
گمان می کنم از تأکید عقلاء و بزرگان شرایع و متون اصلی شریعت محمدی(ص) بتوان مزیت وجود نیروهای وسط و کثرت منطقی آن بین انفاق کننده و بهره گیران از انفاق را اثبات کرد. هرچند دربرخی موارد نیز باید ارتباط نزدیک و بی واسطه بین آن دو را برقرار ساخت تا لذت همیاری و دوستی بین آنان کاملا از سوی هردو طرف، تجربه شود.

۱۴- و هَبْ لی معالِی الأخلاق و اعصِمْنی من الفخر=و خو و خصلت های نیکوتر و  برتر را به من ببخش، و مرا از فخر فروشی و برتری جویی برکنار نگهدار. طبیعی است که دوری گزیدن از رذایل اخلاقی و روآوردن به فضایل، امکان تعالی اخلاقی را فراهم می آورد تا آنجا که خالق سبحان در وصف انسان دارای معالی اخلاق بگوید:«إنک لعلی خلق عظیم=همانا تو خو وخصلت بسیار ارزشمندی داری».
البته بلافاصله بیاد می آورد که؛«تعالی اخلاقی، خطر فخر فروشی بر سایرین را افزایش می دهد» پس باید از بیدار شدن دیو خفته ی «فخر فروشی» خود را ایمنی بخشیم و مراقبت کنیم که درچنگال اهریمنی آن قرار نگیریم.
این «خوف و رجاء=نگرانی و امیدواری» خود نعمتی است که از شکسته شدن مرزهای اخلاقی شدیدا پاسداری می کند و همیشه به تلاش و دقت بیشتر فرا می خواند.

فراز چهارم

اللهم صل على محمد وآله ، ولا ترفعنی فی الناس درجة إلا حططتنی عند نفسی مثلها ولا تحدث لی عزا ظاهرا إلا أحدثت لی ذلة باطنة عند نفسی بقدرها=خدایا؛ درود فرست بر محمد و خاندان و پیروانش. و مرا در بین مردم، درجه ای بالا مبر مگر آنکه به همان اندازه در درون خویش مرا پایین آورده باشی. و عزتی برایم در ظاهر و خارج ایجاد نکنی مگر آنکه خواری باطنی در درونم به همان اندازه ایجاد کرده باشی.

۱- رتبه های اجتماعی، آدمی را دچار «توهم» می کند تا خود را حقیقتا شایسته تر از دیگران بشمارند. «برتر دانستن خود از دیگران» منشأ «تکبر و غرور» است و طبیعتا رذایل اخلاقی بیشماری را درپی خواهد داشت. از طرفی نیز چاره ای نیست و باید کسانی را در مناصبی نشاند که ظاهرا مرتبه ی اجتماعی برتری از دیگران برای آنان بشمار می آید. یکی حاکم و امیر می شود و دیگری محکوم و مأمور. یکی استاد و یکی شاگرد. یکی پدر و یا مادر و یکی فرزند. یعنی رتبه های برتر و پایین تر همواره وجود داشته و دارد. پس چه باید کرد؟
راه خروج از بن بست اخلاقی، این است که متصدی مقام بالاتر، در درون خود این برتری را واقعی و حقیقی نپندارد و خود را دائما متهم شمرده و در درون خویش، تنزل رتبه دهد و به عدم شایستگی و برتری خود بر دیگران، گواهی دهد. در روایتی از امیر مؤمنان (ع) آمده است: «المؤمن من اتهم نفسه=مؤمن کسی است که خویشتن خود را متهم می کند».
البته نباید این امر، منجر به «تحقیر خود» و افراط در تنزل رتبه ی خویش تا حدی شود که آدمی را از تلاش و کوشش باز دارد و گرد «یأس و نومیدی» را بر چهره ی آدمی نشاند. تنها در حدی باید خود را تنزل رتبه دهد که کبر و غرور را از خویش براند و بلکه باید تلاش کند تا شایستگی مقام و مرتبه ای را که اشغال کرده است، حقیقتا پیدا کند، اما همیشه خود را در رسیدن به آن شایستگی، متهم کند. درحقیقت اینگونه بودن، سبب می شود که همواره تلاش بیشتری برای رسیدن به آن موقعیت از او صادر شود و هیچگاه به تصور رسیدن به ان شایستگی، از تلاش باز نایستد و به کوشش مستمر خود تا پایان تصدی، ادامه دهد.

۲۹ نظر برای این مطلب

  1. با سلام
    آقای عبدی
    این حجاب اجباری هیچ منشا قرآنی ندارد و  بر خلاف تصور آقای کروبی زنان  آن را نپذیرفته اند. از آن جایی که  آقای کروبی خیلی مشغله دارند، لطفا این نوشته کوتاه را بخوانید و هر طور صلاح می دانید با ایشان گفتگو کنید:
    http://doust114.persianblog.ir/post/83/

  2. بازی بازی بیمزه  بااین  دو کلمه “اصلاح طلب” و “اصولگرا” از شوربختی این ملت است. دو جناح بگویند در طول این سی سال چه گلی بر سر این ملک و ملت زده اند؟
    آقای توکلی و سایر اصولگرایان/ جمع شدگان سر سفره ی نفت، خداوکیلی  ”روند انحطاط” و خدای ناکرده فروپاشی را  نمی بینید؟ یا چون کبک سر در خاک فرو برده اید؟؟

  3. در حاشیه نامه آقای حجاریان به رئیس جمهور آینده درباره معضلات قانون اساسی:

    نمیدانم چرا ذهن بسیاری از بچه های مذهبی قادر به تجسم یک رابطه ی شبکه ای نیست (روحانیون که هیچکدام!)  رابطه علت و معلولی را فقط خطی و یکطرفه می بینند. مثال ساده زیر را روی کاغذ ترسیم کنید. تمرین خوبی است:
    یک دایره بکشید و داخل آن بنویسد A .
    یک دایره بکشید و داخل آن بنویسد B .
    یک فلش از دایره A  به دایره B وصل کنید.
    یک فلش از دایره B  به دایره A  وصل کنید.
    می بنید که  A می تواند روی B  اثر بگذارد.
    می بنید که  B هم می تواند روی A  اثر بگذارد.
    در یک پریود زمانی ۲۳ ساله خدا چهار بار نظرش را در مورد حلال و حرام بودن مشروب در دو قریه مکه و مدینه عوض کرد و کتابش را تغییر داد. قانون اساسی که از قرآن مقدس تر نیست؟ سرنوشت و عزت یک ملت کهنسال هفتاد میلیونی هم که کم اهمیت تر از سرنوشت اهالی بدوی قریه مکه و اطرافش نیست؟

  4. با سلام خدمت شما جناب آقای قابل. بسیار لذت می برم از وبلاگ روشن و امیدبخش شما,این رو بدون تعارف میگم. آخه من از دیدن یا شنیدن انسان های روشنفکر، متعهد و خردورز مسرور میشم. امیدوارم سالم و تندرست باشید…گل
    خوشحال میشم سری به وبلاگ این بنده حقیر بزنید و با نظراتتون منو راهنمایی کنید. بسیار خرسند خواهم شد که شما رو در شهر تاریخی لارستان زیارت کنم؛البته اگه قابل بدونیدمنتظر

  5. با سلام

    توضیح آقای احمدی نژاد درباره میلیاردها دلار گم شده مورد توجه قرار نگرفت. او گفت بدون اجازه رهبری دولت هیچ هزینه ای نکرده است!
    این را داشته باشید و به موارد بذل و بخشش های دیگری هم که پالیزدار به آن اشاراتی داشت، اندکی دقت کنید!

    انقلاب و اسلام و  اصول و … همه حرفه. اصل قضیه جای دیگری است. اصلاح طلبان و ایرانیان وطنخواه باید خیلی حواسشان جمع باشه. دچار خوش خیالی  نشوند. بایدمتحد و محکم یک جایی بالاخره ایستاد و این انتخابات فرصت خوبی است!!  

  6. با سلام

    از ویژگی های یک رهبر این است که هشتاد در صد وقتش صرف آینده می شود و فقط بیست درصد آن صرف امور جاری.

    برای جلوگیری از تقلبات این متقلبان حرفه ای، خوب است تیمی قوی از جوانان در ستاد میرحسین و آقای کروبی تشکیل شود. این تیم ها با کمک گرفتن از افرادی که دارای قدرت تجسم خوب هستند، تمام سناریوهای ممکن تقلب را بازسازی کنند و برای جلوگیری از آن راه حل ارائه دهند.

    یک کلک این متقلبان مثلا این است که از قبل در صندوق ها رای به اسم احمدی نژاد بیندازند. یا بعد از رای گیری به اسم او رای در صندوق ها بریزند. یا صندوق ها بعد رای گیری با صندوق هایی که از قبل آماده کرده اند عوض کنند. باید نماینده کاندید ها در هر حوزه انتخابی روی هر صندوق را امضا کنند و دستی تعداد رای هایی که در هر صندوق ریخته می شود ثبت کنند. حتی از هر صندوق در تمام مدت رای گیری ویدئو تهیه شود که بعدا بتوان تعداد رای های ریخته شده در هر صندوق را با آنچه احتمالا از صندوق ها در خواهد آمد تطبیق داد!
    یک احتمال دیگر تقلب، استفاده دو نوع رنگ است برای علامت دار کردن انگشت ها. انگشت رای ریزان خودشان را با رنگ پاک شونده رنگی کنند تا بتوانند چند بار با شنا

  7. … شناسنامه مرده ها یا شناسنامه های تقلبی رای بدهند.
    همچنین می توان با آدم هایشان که در دوره های قبل در تقلب دست داشته اند ولی حالا پشیمان شده اند، دوست شد و رمزهایشان را باز کرد!

  8. برادر حسین راست می گوید

    برادر حسین راست می گوید. او بازجو نبوده است. اما “ماموریت” خود را چنان با صداقت انجام داده است، که ‏همسر مرادش سعید امامی را هم بعد از اقدامات بازجو، به “مباحثه” گرفته است. شک نکنید آقای کروبی اگر نوبت شما ‏هم برسد، برادر حسین “ماموریت” خود را چنان خوب انجام می دهد که شما اعتراف کنید کافری هستید فطری و ‏مرتکب انواع و اقسام فساد: شرابخوره و زنباره و آن کاره
    باز تیر ملامت بر برادر حسین باریدن گرفته است.یاران سابق ازجمله ایشان را متهم کرده اند به “بازجو” بودن و ایشان ‏که همیشه حسرت خوار و دریغ گویند که از “ثواب” بازجوئی محروم مانده اند، سندی درتائید سخن مکرر درمکرر ‏خودآورده و “مباحثه” بااحسان طبری را یاد آور شده اند.‏
    این بنده کمترین، با اینکه بارها و بارها موردلطف برادر حسین وهمکاران ایشان قرار گرفته، انواع دشنام های سیاسی ‏را دریافت کرده و به عضویت در سازمانهای جاسوسی همه بلاد عالم مفتخر شده ام، باید شرط انصاف بجا بیاورم و ‏بعنوان یک “شاهد” بگویم:‏
    ‏- برادرحسین راست می گوید…‏
    دهه شصت بود. معروف به دهه وحشت

  9. برادر حسین راست می گوید

    برادر حسین راست می گوید. او بازجو نبوده است. اما “ماموریت” خود را چنان با صداقت انجام داده است، که ‏همسر مرادش سعید امامی را هم بعد از اقدامات بازجو، به “مباحثه” گرفته است. شک نکنید آقای کروبی اگر نوبت شما ‏هم برسد، برادر حسین “ماموریت” خود را چنان خوب انجام می دهد که شما اعتراف کنید کافری هستید فطری و ‏مرتکب انواع و اقسام فساد: شرابخوره و زنباره و آن کاره
    باز تیر ملامت بر برادر حسین باریدن گرفته است.یاران سابق ازجمله ایشان را متهم کرده اند به “بازجو” بودن و ایشان ‏که همیشه حسرت خوار و دریغ گویند که از “ثواب” بازجوئی محروم مانده اند، سندی درتائید سخن مکرر درمکرر ‏خودآورده و “مباحثه” بااحسان طبری را یاد آور شده اند.‏
    این بنده کمترین، با اینکه بارها و بارها موردلطف برادر حسین وهمکاران ایشان قرار گرفته، انواع دشنام های سیاسی ‏را دریافت کرده و به عضویت در سازمانهای جاسوسی همه بلاد عالم مفتخر شده ام، باید شرط انصاف بجا بیاورم و ‏بعنوان یک “شاهد” بگویم:‏
    ‏- برادرحسین راست می گوید…‏
    دهه شصت بود. معروف به دهه وحشت

  10. کشوری که رئیس جمهورش یک دلقک باشد و همه تلاشش جایگزین کردن احزاب و نهادهای مدنی  با دلقک بازی مداحان  باشد، نامزدهای ریاست جمهوری اش هم دلقک های کفن پوش می شوند. خاک بر سر آخوندهای دلقک   دلقک پرور!

  11. ادامه کامنت پایین:

    شخصا معتقدم مردم باید در این انتخابات شرکت کنند و متحد و یک پارچه به وضع موجود “نه” بگویند. اما نامزدهای اصلاح طلب نمی توانند از این پرسش مهم بگریزند. اگر می خواهند آن چه رای های خاموش نامیده می شود به صحنه بیایند؛ باید شهامت داشت، صادق بود و آنقدر که خود را مسئول نابسامانی ها می دانند برای مردم بگویند! به عبارت دیگر چه انتقادی به خودشان دارند؟

    این بخشی از کامنتی است که همین جا هم گذاشتم و هنوز هم به این بزرگان می گویم: باش تا صبح دولتت بدمد!

    “به گمان من آن هایی که الان در صحنه انتخابات هستند آگاهانه و صادقانه حرف می زنند و از گذشته هم بسیار آموخته اند… و ما هم قادریم آن ها را تغییر دهیم… دو نکته ای که می ماند این است:

    - این ها همه قبلا هم صاحب مقام بوده اند. می شود برای ما بگویند کجا و در چه حد خود را مسئول فلاکت های این ملک و ملت می دانند؟؟

    - و این که چگونه می خواهند از کسانی که تا کنون مادر وطن از استعدادهای آن ها بی بهره مانده استفاده کنند؟؟

    عدم پاسخگویی به این دو مورد بهای گزافی خواهد داشت!! باش تا صبح دولتت بدمد!”

    این بهای گزاف هم نه فقط بر

  12. با سلام بازهم درباره انتخابات:

    درصد زیادی از مردم نسبت به انتخابات در ایران بی تفاوت شده اند یا اصلا ضد شرکت در انتخابات هستند. و این در صد در هر انتخابات زیادتر می شود. اغلب اعتماد چندانی به انتخابات و این که ممکن است در زندگی شان اثر مثبتی داشته باشد، ندارند.

    یک نکته که در کامنت های قبلی به آن اشاره شد ولی نامزدهای اصلاح طلب به آن توجهی نمی کنند این است. ببینید مثلا آقای کروبی و میرحسین هر دو از مسئولین رده بالا در جمهوری اسلامی بوده اند. این روند قهقرایی راندن و یا حذف و بایکوت نخبگان،اندیشمندان و فرهیختگان، تبعیض ها، خودی و غیر خودی کردن ها ، اعدام ها، زندان ها،… هم که فقط در دولت جاری نبوده است. پرسش این است این آقایان کاندیداها کجاها و تا چه حد خود را مسئول می دانند؟؟ برای مثال می توانید پرسش های دانشجویان از آقای موسوی را در دانشگاه مازندران ببینید:

    http://www.autnews.ws/archives/1388,02,00023323

    اگر می گویند ما در مقامی نبودیم که بتوانیم جلوی این کارها را بگیریم، باید پاسخ دهند الان چه چیزی عوض شده که فکر می کنند می توانند کاری کنند.

    شخصا معتقدم مردم باید در این انتخابات شرکت کنند و م

  13. ادامه کامنت پایین:

    این بهای گزاف هم نه فقط برای آقایان نامزدها که برای ملت ایران: ادامه دولت موجود در چهار سال آینده؟؟

  14. … تا نهادینه شدن اقتدارگرایی و وضع فلاکت بار موجود!!

    اکنون همه آن هایی که خود روزی خواسته یا ناخواسته وزنه ای شدند برای سنگینی کفه اقتدارگرایی در برابر خردورزی، شکر خدا بیدار شده و در صدد جبرانند. اما هیچکدام نه تنها نمی خواهند نقدی بر گذشته خود داشته باشند، بلکه مدعی گذشته دیگران می شوند. دوستان بیایید منصف باشیم و با اظهاران نسنجیده خود به اقتدارگرایان هدیه ندهیم. آن ها عزم خود را جزم کرده اند که دولت فعلی را برای چهار سال دیگر سرکارنگهدارند. نباید خوش خیال بود و فکر و انرژی خود و دیگران را هدر داد که حریف سخت غدار است!!

  15. با سلام

    این توپیدن های گاه و بیگاه به افراد برای عملکرد گذشته شان در جمهوری اسلامی هم از آن پدیده هاست!
    سروش به میر حسین، دولت آبادی به سروش،… نمونه های چند روز اخیر.

    متاسفانه در این سی سال نخبگان ما شجاعت آن را پیدا نکردند که یک بار و برای همیشه به اشتباهات خود در جریان انقلاب و بعد از آن انتقاد کنند. تا هم خیال خود و هم منتقدان ( و بعضا مقرضان) را راحت کرده باشند.

    ببینید مردم ایران و در راس آن ها نخبگان کشور در مبارزات آزادیخواهانه خود پشت سر کسی راه افتادند که درباره تئوری و افکار خود کتاب ولایت فقیه را نوشته بود. حال آن تئوری قانون شد و اقتدارگرایان را بد جوری بر سرنوشت این ملت حاکم کرد!
    در شرایط دو قطبی آن روز آزادیخواهان بیشتر در مقابل غرب آن روز قرار گرفتند و متحد طبیعی شرق شدند که فلسفه سیاسی جذابی را هم یدک می کشید.
    خیلی از نخبگان ما در اثر شوک انقلاب خرد خود را به پای کسانی ریختند که سطح سواد آن ها بسیار پایین بود و درکی سطحی از نیازهای مردم و کشورداری داشتند. بعد کش دادن جنگ هم بر معضلات افزود و کفه اقتدارگرایی بد جوری در برابر کفه خردورزی سنگینی کرد و بقیه قضایا… تا نهادینه شدن اقت

  16. چهل دلیل برای “نه” گفتن به دلقک…

    برای “نه” گفتن به  لومپن های ریاکاری  چون احمدی نژاد، زاهدی، کردان، محصولی،… و سایر اراذل و اوباشی که هست و نیست این ملک و ملت را به باد دادند:

    http://www.ghalamnews.ir/news-13830.aspx

  17. ما که نفهمیدیم چطور شد آقای گنجی به فکر ارائه راه حل برای مشکلات تبعیض جنسیتی با استفاده از قرآن افتاده است؟ مگر او نبود که تا همین چند هفته قبل با برداشت های بنیادگرانه خود از قرآن، چاقوی اقتدارگرایان را برای بریدن گلوی دگراندیشان تیزتر می کرد؟؟

  18. خوک و بوزینه خواندن دگراندیشان توسط آقای گنحی از قول قران و رندانه از آیات زیر فرار کردن، عین بی مسولیتی است و موجب  بی اعتبار شدنش به عنوان یک اندیشمند است.
    برخی آز آیات مربوط به ضرورت تنوع شریعت برای اقوام مختلف این جا آورده می شود.

    همچنین آقای گنجی به کاربرد کلمه”دین” در قرآن توجه کنند.  کافران و مشرکان هم “دین” داشتند و پیروز شدن به “دین کافران و مشرکان”  به معنای نفی پیروان سایر پیامبران نیست! به عبارت دیگر تنافض ادعایی ایشان مبنی بر “پیروز گردانیدن شریعت محمد بر همه ادیان” بی پایه است!

    (الف)

    سوره مائده آیات ۴۵ ،۴۶،۴۷، ۴۸ و ۴۹ می گوید:

      1. یهودیان باید احکام تورات را اجرا کنند.
      2.  مسیحیان باید احکام انجیل را اجرا کنند.
      3.  مسلمانان باید احکام قرآن را اجرا کنند.
      4.  خدا برای هر قومی شریعت و راهی را قرار داده است.
      5.  خداوند همه شما را یک امت واحد نکرده تا در کارهای خیر رقابت کنید (بر هم سبقت بگیرید).
      6.   تو (حضرت محمد) بین قوم خودت به آنچه به تو فرستاده شده حکم کن.

    (ب)

    بعد در آیه های ۵۷ ، ۵۸، ۵۹ ، ۶۰ همین سوره مائده ادا

  19. دنباله کامنت پایین:
    (ب)

    بعد در آیه های ۵۷ ، ۵۸، ۵۹ ، ۶۰ همین سوره مائده ادامه می دهد:

      1. ای ایمان آورندگان (بت پرستان دیروز) با آن هایی که دین شما را مسخره می کنند دوستی نکنید.
      2.  آن ها وقتی شما ندای نماز سر می دهید شما را مسخره می کنند.
      3. به آن اهل کتاب بگو  مگر نه این که ما را سرزنش می کنید بخاطر این که  به خدا و آن چه برای ما فرستاده و به “آنچه قبلا فرستاده” ایمان داریم.
      4.  بگو آیا شما را به بدتر از  این کیفر در پیشگاه خدا خبر دهم همانان که خدا لعنتشان کرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزینگان و خوکان پدید آورده…

    خب ببینید بت پرستانی که تازه ایمان آورده اند، به پیروان سایر پیامبران که در همسایگی زندگی میکرده اند می گویند:

    مگر ما به چیزی غیر از آنچه شما ایمان دارید، ایمان داریم. چرا نماز خواندن ما را به بازی گرفته مسخره می کنید. پیش تر هم که گفته “خدا برای هر قومی شریعت و راهی را قرار داده است”

    پ)

    قرآن مسیحیان، یهودیان و صائبیان را که دگر اندیشان آن زمان و مکان بوده اند به رسمیت شناخته و می گوید با عمل نیک رستگار می شوند.
    مائدة آیه ۶۹:

    إِنَّ

  20. دنباله کامنت پایین:

    پ)

    قرآن مسیحیان، یهودیان و صائبیان را که دگر اندیشان آن زمان و مکان بوده اند به رسمیت شناخته و می گوید با عمل نیک رستگار می شوند.
    مائدة آیه ۶۹:

    إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالصَّابِؤُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ

    کسانى که ایمان آورده و کسانى که یهودى و صابئى و مسیحى‏اند، هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار نیکو کند، پس نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین خواهند شد.

    Those who believe, and those who are Jews, and Sabaeans, and Christians whosoever believes in Lord and the Last Day and does right action there shall no fear come upon them neither shall they grieve (Quran 5:69).
    بقرة آیه ۶۲ :

    إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ

    کسانى که ایمان آورده‏، و کسانى که یهودى‏ان

  21. دنباله کامنت پایین:

    کسانى که ایمان آورده‏، و کسانى که یهودى‏اند، و مسیحیان و صابئان‏، هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار نیکو کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت‏، و نه بیمى بر آنان است‏، و نه اندوهناک خواهند شد.

  22. در مدرسه روشنفکری اسلامی…

    “احکام موقت دوران نزول به عنوان احکام ثابت فرازمانی معرفی نمی‌شود.”

    جمله بالا از دکتر محسن کدیور است در بیانیه حمایت از مهندس میرحسین موسوی. مبارک است مبارک و چه مبارک روزی! شاید اولین بار باشد که  یک مجتهدصریجا  عصری بودن احکام قرآن را می پذیرد. امیدواریم علاوه بر “عصری” بودن، “محلی-قومی” بودن احکام هم پذیرفته شود که کلام مبین خداوند چنین می گوید.
    اندیشمندان و  علمای اسلامی هم رها می شوند .. رها از وصله پینه کردن و توجیه کردن های تکراری!

  23. سیری در زندگی جمال السالکین و بهجة العارفین حضرت آیت الله بهجت (قدس سره )

  24. در ضرورت شرکت در انتخابات:

    ۱)اگر تاریخ را نگاه کنیم می بینیم که بسیاری از تغییرات در نظام های سیاسی توسط کسانی انجام شده که خود روزی جزوی از آن بوده اند.
    ۲) این تغییرات مسلما “نسبی” خواهد بود. ولی “ادامه”  آن به عهده   من و شما و دیگران خواهد بود.
    ۳) یک سیکل سی ساله برای تغییر در تاریخ معنا دار است.
    ۴) در آمریکا اوباما انتخاب شده است!
    ۵) اگر قرار است کروبی و موسوی از درون همین نظام انتخاب شوند، مسلما نباید مانند من و شما این طور بی پرده سخن بگویند. چرا که اصلا نمی توانند کاندید شوند.
    ۶) ولی به آقایان   کروبی و موسوی  این انتقاد وارد است که چرا از گذشته خود در حدی که کاندیداتوری  آن ها را خدشه دار نکند، انتقاد نمی کنند. این می تواند بسیاری از آرای خاموش را یه صحنه بیاورد و به تغییرات کمک کند.
    ۷) مخالفت های “کلیشه ای” و آه و ناله در حسرت همه چیزهای خوب عالم، دردی از همنوطنان ما که در داخل کشور فقر و فلاکت و اعتیاد و… بی آیندگی فرزندانشان را با تمام وجود حس می کنند- دوا نخواهد کرد!

  25. اندر اعتراضات دانشجویان به میرحسین موسوی در رابطه با اعدام های سال ۶۷:

    دوستان گرامی:

    تردیدی نیست که جنایت هایی که در آن سال ها اتفاق افتاد روی هیتلر را سفید کرد. اما فراموش نکنیم که زندان ها و دادگاه های انقلاب دست “جمعیت موتلفه” و وابستگان آن ها بود. اتفاقا این گروه الان تنها حزب قدیمی است که از احمدی نژاد در انتخابات پیش رو حمایت می کند. این ها همان موقع نخست وزیری میرحسین موسوی هم ضد او بوده اند.

    نمی خواهم وارد تئوری توطئه بشوم. ولی نشانه های خوبی دیده نمی شود. می ترسم عوامل موتلفه و احمدی نژاد و بخش های افراطی سپاه این موج را عمدا راه انداخته باشند. باید مواظب بود:
    ما همیشه عزیز را به هیاهو باخته ایم؟؟

  26. تحلیل های سازمانی یا علمی، پاسخ های آقای تاح زاده به کاربران یاری نیوز:

    http://www.yaarinews.ir/default.aspx/n/1879/

    تا آن جایی که اسناد می گوید، اولین بار آیت الله خمینی بود که از کاندیداتوری ریاست جمهوری مسعود رجوی جلوگیری کرد. اگر آیت الله خمینی گذاشته بود گروه ها خود را به انتخاب مردم بگذارند، این همه فتنه پیش نمی آید. و کشور در این فلاکت کنونی نبود. خود اصلاح طلبان کنونی  بعد از دو دهه چالش اندیشمندان اصول رقابت دمکراتیک را پذیرفتند. هنوز هم کسانی مثل بهزاد نبوی نوع  مسلمانی مهندس عزت الله سحابی را قبول ندارد و او را غیر خودی می داند.

    اگر آقای تاج زاده و دیگران دنبال ریشه یابی و علت العلل هستند، خواهشا کتاب “ولایت فقیه” و “تاریخ نشر”  آن را بخوانند. متاسفانه  ”هیجانات” مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران، عقلانی فکر کردن بخش عظیمی از نخبگان را تحت تاثیر قرار داد. نتیجه آن شد که ناخواسته به سمت  ناکجا آبادی روانه شدیم که مصباح ها و احمدی نژاد ها پیروز میدان آن شدند!!

    خواهشا اگر این کامنت را منتشر نمی کنید برای آقای تاج زاده بفرستید. شوربختانه پس از این همه ناکامی و ام

  27. دنباله کامنت پایین:

    … شوربختانه پس از این همه ناکامی و امکان فروپاشی کشور، هنوز سازمانی تحلیل می کنیم و نه علمی،  و درد اینجاست. اول این را درمان کنیم؟

  28. ببینید دوستان ممکن است گفتن بعضی چیزها فعلا به صلاح نباشد. این حرف را روی چشم می گذاریم. اما این فرق دارد با تحریف تاریخ و سرسری گذشتن از علت العلل!

    وقتی یک نفر به صرف این که فقه خوانده، در اثر توهم ( یا از روی جهل) خود را جانشین پیامبر بداند و از موضع بالادستی به میلیون ها شهروند نگاه کند- مگر غیر از این می شود که جان انسان را چون بادمجان فرض کند؟ آن را بسپرد به دست هوی و هوس و کینه سه نفر که یا علی دو نفر گفتند بکش، بکش! آخر قدری انصاف و وجدان هم بد نیست. حال بگذریم که درقرآن بارها و بارها به خود پیامبر نهیب زده شده که تو وکیل مردم نیستی و پیام رسانی!

  29. خوبه این آرش هست که اینجا نظر می گذاره !!