- شریعت عقلانی – احمد قابل - http://www.ghabel.net/shariat -

پاسخ به پرسشی در مورد عشق

Posted By احمد قابل On اسفند ۲۹, ۱۳۸۷ @ ۱۱:۱۹ ب.ظ In مصاحبه، پرسش و پاسخ | 28 Comments

سلام، جناب آقای قابل.
من عاشق دختری بودم که با مخالفت خانواده‌اش، سر انجام به ازدواجی تحمیلی رضایت داد و اکنون چند سال است که در کنار همسر و فرزندانش زندگی می‌کند. او نیز به من علاقه‌مند بود. گرچه من هم چند سال بعد، ازدواج کردم تا شاید او را فراموش کنم و سرگرم زن و فرزند شوم، ولی تمام وجودم به عشقی وابسته مانده‌است که هیچ راهی برای ابراز یا فرار از آن ندارم.
گاه او را در مسیر رفت و آمد می‌بینم. در نگاه‌های حسرت‌زده‌ی هر دو نفر‌‌مان که تنها با سلامی کوتاه همراه است و به سرعت به پایان می‌رسد، شور و شرار عشقی را می‌توان دید که هنوز زنده است. تنها موانع عرفی و شرعی، ما را از هم دور نگه می‌دارد وگرنه در شهر بزرگی مثل شهرما، به راحتی می‌توان قرار و مدار‌هایی گذاشت و ساعت ها در کنار هم بود.
گاه احساس گناه می کنم و نمی‌دانم جواب خدارا چه بدهم اگر مرا مورد عذاب خود قرار دهد که چرا علاقه‌ی خود را به زنی شوهردار، حفظ کرده‌ام و محبتی را که باید به همسر و فرزندانم اختصاص دهم، به کسی اختصاص داده‌ام که ناموس دیگری است.
آیا این به معنی خیانت به ناموس دیگری نیست؟ آیا نگاه من به او، نگاه حرام نیست؟ آیا او نیز گناهکار است اگر که هنوز به مردی مثل من علاقه دارد؟
نمی دانم شما از عشق چیزی می‌دانید یا نه، ولی خواهش می کنم که به این مسئله توجه کنید. آقای قابل، فکر می‌کنم کسی که عشق را تجربه نکرده باشد، نمی تواند در باره‌ی عاشقان نظر بدهد. از مطالعه‌ی نظریات و برخی سروده‌های شما که در وبلاگ«از نگاه من» منتشر کرده‌اید، احساس کردم که شما عشق را می‌فهمید. امیدوارم مرا راهنمایی کنید. البته فکر می‌کنم که این مشکل خیلی از آدم هایی است که مثل من بوده‌اند. داستان‌های بسیاری خوانده‌ام که دخترانی را از ازدواج با فرد مورد علاقه‌شان منع کرده‌اند و به زور به ازدواج با دیگری وادارشان کرده‌اند. پس باید قبول کرد که خیلی ها گرفتار این مشکل هستند و جواب شما می‌تواند راهنمای همه‌ی کسانی باشد که مثل من می‌خواهند پابند دین باشند ولی گرفتار عشق‌های نافرجامی شده‌اند که عامل آن، ناهنجاری‌های فرهنگی و اجتماعی است.
می‌دانم که بسیاری از عشق‌ها به همین صورت، ناکام مانده‌اند و عاشق آن است که با فراق یار بسازد، ولی سئوال من این است که آیا نگه‌داشتن عشقی چنین در دل، گناه است؟ آیا اندک نگاهی که امکانش فراهم می‌شود، حرام است؟
خدا به شما قوت بدهد که به سئوال های کسانی مثل من توجه می‌کنید. منتظر جواب شما هستم.
۱۶/۱۲/۱۳۸۷
******************
به نام خدا
سلام بر شما
از اینکه به من اعتماد کرده و پرسش خود را مطرح کرده‌اید، سپاس‌گزارم. در پاسخ به پرسش‌های شما، چند نکته را یادآوری می‌کنم؛

۱- اساسا «عشق» حقیقی، مقوله‌ای است که نمی‌توان در مورد آن حکم الزامی صادر کرد. چرا که «امری غیر اختیاری» است و از نوع انفعال نفس است و در امور غیر اختیاری، تکلیف و مسئولیتی متوجه کسی نیست.

۲- عشق حقیقی، هیچ نسبتی با «شهوت جنسی» ندارد. علاقه‌ی شدیدی که در عشق پدید می‌آید، به تنها چیزی که میدان نمی‌دهد، پدیده‌ی «شهوت‌رانی» است. به همین دلیل می‌گویند:«عشق زمینی، شعبه‌ای از عشق الهی است». بنا بر این، قرار دادن این مقوله در کنار «نگاه حرام» یا «خیانت به ناموس» که «اموری اختیاری» اند و جرم و گناه به‌شمار می‌آیند، اساسا غیر منطقی و ناموجه است.

۳- گاه دیده شده است که «اغراض شهوانی» را اشتباها به عنوان «عشق» معرفی می‌کنند. یا آغاز یک رابطه‌ی عاشقانه، از مسیری شهوانی و غیر عاشقانه گذر کرده و سرانجام به عشقی حقیقی منجر شده است(مثل آن‌چیزی که در مورد علاقه‌ی «زلیخا» به یوسف اتفاق افتاد). این موارد را باید کاملا از یکدیگر تفکیک کرد و حکم هریک را باید درجای خود قرار داد.
روابط گناه آلود شهوانی را باید با روابط شهوانی مشروع سنجید و مقوله‌ی عشق را باید در جای دیگری مورد توجه قرار داد و در باره‌ی آن سخن گفت.

۴- در قرآن کریم و روایات معتبره، نسبت به تحقق پدیده‌ای به نام «عشق» اقرار شده است و آن را به عنوان حقیقتی محقق، به رسمیت شناخته است(…قد شغفها حبا…/یوسف،۳۰#بحارالأنوار۱۲/۲۵۳). طبیعتا این حقیقت، در عالم واقع با پدیده‌هایی از نوع مورد پرسش شما مواجه می‌گردد که آن موضوعات و وقایع، می‌توانند احکام الزامی خود را داشته باشند.
در موارد تزاحم و تعارض «رخصت های عشق» و «الزامات شرعی یا عرفی» باید چاره‌جویی کرد و حتی المقدور با مراعات هردو طرف، اقدام به رفع تعارض و تزاحم کرد.
بنابراین، نباید بدون توجه به لوازم طبیعی و عقلانی «عشق و محبت»، آن را با زنجیر احکام الزامی شرعی و عرفی مربوط به روابط عادی و شهوانی، به بند کشید و حکم به تحریم و خیانت کرد، و نباید بدون توجه به الزامات شرعی و عرفی ناشی از «قرارداد ازدواج»، متکی بر پدیده‌ی مبارک عشق، باب «بی‌وفایی به عهدو پیمان ازدواج» یا «تجویز همه‌گونه روابط عاشقانه‌ی غیر شهوانی» را گشود.

۵- مطمئنا «نگاه عاشقانه و غیر شهوانی» برای کسی که حقیقتا عاشق است(خواه زن باشد یا مرد) حرام نیست، چرا که نگاه، حداقل رابطه‌ای است که می‌تواند وجود داشته باشد و عاشق، در حالت «اضطرار» قرار دارد و از باب «ضرورت اکتفاء به حداقل ضرورت» عقلا و شرعا نمی‌توان این حداقل را ممنوع کرد.
بنا بر این، مرد عاشق یا زنی که عاشقانه مردی را دوست دارد، علی رغم داشتن همسر، عقلا و شرعا مجاز اند که به یکدیگر صادقانه و عاشقانه نگاه کنند، ولی از رفتارهای مشهود خلاف عرف، که سبب برانگیختن حساسیت‌های فساد انگیز دیگران می‌شود، لزوما باید پرهیز کنند.
پس باید از هرگونه ارتباط دیگری که خلاف شرع و یا عرف باشد(حتی از نوع غیر شهوانی و عاشقانه) پرهیز کنند. البته از نگاه کردن به یکدیگر نیز، صرفا به اندازه‌ی رفع اضطرار بهره‌گیرند تا گرفتار دغدغه‌ی «بی‌وفایی نسبت به همسر» یا «خیانت به ناموس دیگری» نگردند.

۶- مؤید نقلی این تجویز عقلی، روایت معتبره‌ای است که راوی آن (علی‌بن‌سوید) در مورد «مبتلا شدن خود به نگاه کردن به زنی زیبا»(که مقصود وی «عاشق»شدن است)می‌پرسد. در حقیقت، موضوع این روایت،همان پرسشی است که شما پرسیده‌اید. امام کاظم(ع) در آن روایت، تصریح می‌کند که؛ «لابأس إذا عرف اللَّه من نیتک الصدق=هنگامی که خدا می داند نیت تو از نگاه کردن، صادقانه (عاشقانه) است، اشکالی ندارد»(صحیحة علی بن سوید، قال: قلت لأبی الحسن (علیه السلام): إنّی مبتلى بالنظر إلى المرأة الجمیلة فیعجبنی النظر إلیها، فقال: «یا علی، لا بأس إذا عرف اللَّه من نیتک الصدق، و إیاک و الزنا فإنه یمحق البرکة و یهلک الدین/ موسوعة الإمام الخوئی ‏۳۲/ ۴۲).
دلیل بر این‌که این روایت، موضوع «عاشق شدن به زن شوهر‌دار» را می‌گوید، اولا؛ «اطلاق» عبارت «المرأة الجمیلة» است که بر همه‌ی زنان و از جمله بر زن شوهردار اطلاق می شود. ثانیا؛ در خصوص زنی که شوهر ندارد، توصیه‌ی شریعت به ازدواج است و فرد مبتلی، می‌تواند مشکل خود را با ازدواج دائم یا طولانی مدت، برطرف کند و جایی برای تحیر و سئوال فردی عالم و جلیل القدر همچون «علی‌بن‌سوید» نمی‌ماند. پس معلوم می‌شود که مشکل وی از این طریق حل نمی شده است. و ظاهرا این اطلاق، منصرف به «زن شوهر‌دار» است.

۷- مرحوم آیة‌الله خویی، در همین کتاب خود، ضمن تأیید «صحیحة» بودن روایت به لحاظ سندی، در «دلالت» این روایت، به خاطر «تجویز نگاه شهوانی» به زن نامحرم، تردید می‌کند و چنین رویکردی را از فردی به عظمت علی‌بن‌سوید، بعید می‌داند. ایشان تصریح می‌کند که به همین جهت، فقهاء نسبت به مفاد این روایت اعتنایی نکرده‌اند.
گمان می‌کنم که جناب آیة الله خویی، هیچ توجهی به مقوله‌ی «عشق» نکرده‌اند و بین «نگاه عاشقانه و صادقانه» (نیتک الصدق) و «نگاه شهوانی» (قصد التلذذ) تفکیک نمی‌کنند.
لازم نیست که فقیهی مثل ایشان، شخصا تجربه‌ی عشق زمینی داشته باشند تا به این تفاوت‌ها پی‌ببرند، بلکه عقلا و عرفا، تجارب دیگر همنوعان نیز به عنوان تجربه‌ی ما تلقی می‌شود. بعید است که جناب ایشان هیچ اطلاعی از «عشق» و به‌رسمیت شناخته شدن موجودیت آن در شریعت محمدی(ص) نداشته باشند. لازمه‌ی پذیرش موجودیت آن نیز پذیرش «غیر اختیاری بودن عشق» است که عملا فرد مبتلی را مسلوب الإختیار می‌گرداند. چنین مبتلایی را اساسا نمی‌توان تکلیف کرد.
البته مبنای آیة الله خویی این است که «اعراض فقهاء از عمل به یک روایت صحیحة، از اعتبار آن روایت برای فتوا دادن نمی‌کاهد و همچنان می‌توان به آن فتوا داد». بنابر‌این، استناد به این روایت، کاملا علمی و روشمندانه است.

۸- وادار کردن دختران به ازدواج با کسی که به او علاقه‌ای ندارند و یا بازداشتن آنان از فرد مورد علاقه‌شان (اگر دلیل یا دلایل منطقی برای این بازداشتن وجود نداشته باشد) هیچ مجوز شرعی ندارد و بسا منجر به ازدواج‌هایی می‌شود که باطل و نامشروع است. علاوه بر آن، مشکلاتی از قبیل آنچه در پرسش شما آمده است نیز می‌تواند بیافریند.
لازم است که درفقه شریعت، بر «حق انتخاب همسر از سوی دختران» تأکید بیشتری شود تا از آثار منفی بسیاری که تاکنون از بی‌توجهی به این امر، دامنگیر جامعه شده است، از این پس در امان بمانیم.
به امید آن روز و با آرزوی صبر و استقامت در مراعات اخلاق و احکام انسانی شریعت محمدی(ص) و آرزوی تندرستی و شادکامی برای شما و همه‌ی حقیقت‌جویان، از شما التماس دعا دارم.

احمد قابل ……………….. ۲۸/۱۲/۱۳۸۷ …………………… فریمان


Article printed from شریعت عقلانی – احمد قابل: http://www.ghabel.net/shariat

URL to article: http://www.ghabel.net/shariat/1387/12/29/568

مطالب مورد نظر متعلق به سایت شخصی احمد قابل بوده و برداشت و استفاده از این مطالب با ذکر منبع بلا مانع است