- شریعت عقلانی – احمد قابل - http://www.ghabel.net/shariat -

خلاصه ی از «شرح دعای مکارم الأخلاق» بخش (۳)

Posted By احمد قابل On اسفند ۳, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۰۶ ب.ظ In مقالات | 23 Comments

فراز سوم

اللّهمّ صلّ على محمّد و آله، و اکفِنی ما یشغَلُنی الاِْهتمامُ به، و استعمِلنی بما تسئلُنی غَدا عنه، و استفْرغ أیّامی فی ما خلقتَنی له، و أغنِنی و أوسِعْ علیّ فی رزقک، و لاتفتنّی بالنّظر، و أعزّنی و لاتبتَلیَنّی بالکبر، و عبّدنی لک و لاتفسِد عبادتی بالعُجب، و أجر للنّاس على یدیَ الخَیر و لاتمحَقه بالمَنّ، و هَبْ لی معالِی الأخلاق، و اعصِمْنی من الفخر= خدایا درود فرست بر محمد و آل او، مرا توانایی کافی بخش به چیزی که همّتم به آن مشغول می‌شود، و وادارم کن به چیزی که فردا از آن خواهی پرسید، و رها ساز روزگارم را برای چیزی که مرا بخاطر آن آفریدی، و دارایم کن و گسترش‌ده روزی‌ام را، و مرا گرفتار دیده‌ی بدخواهان قرار مده، و عزت وسرافرازی‌ام بخش و مرا گرفتار خود برتر بینی مکن، و مرا به بندگی خویش کش و بندگی‌ام را انگیزه‌ی خود شیفتگی قرار مده، و خیر و نیکویی را با دستان من در بین مردم راه انداز به گونه‌ای که آن را با سرزنش و خوار کردن مردم از بین نبرم، و خو و خصلت‌های نیکوتر و برتر را به من ببخش، و مرا از فخر فروشی و برتری جویی برکنار نگهدار.

امام سجاد(ع) در این فراز از دعا، نکات مهم و مصادیق ارزشمندی از درخواست اخلاق نیک را در کنار پرهیز از خصلت های ناپسند معرفی کرده است. این موارد را در قالب چند نکته بررسی می‌کنیم؛

۱- در سه جمله‌ی آغازین این فراز از دعا، درخواست یاری از خدای سبحان برای «نیرو، إعمال، کیفیت و جهت» رفتار آدمی در زندگی دنیوی است. «نیرو و توان کافی برای انجام کار، بکارگیری آن در امور اصلی زندگی، و کیفیت بکار بردن تمام همت و تمام فرصت در جهت رسیدن به اهداف خلقت خویش» مفهوم این سه جمله است.

۲- کارهای بزرگ و مهم، به گونه ای هستند که پرداختن به آن ها، تمامی وقت آدمی را اشغال می کند و یا باید اشغال کند. امام سجاد با اشاره می گوید: «کار مهم را باید با تمام همت و تمام وقت پیگیری کرد». سهل انگاری و کم فروشی، منجر به بی نتیجه ماندن کار می شود. نیکخویی در کار، یعنی جدیت و همت کامل برای انجام مطلوب و پرهیز از تنبلی و تن آسایی(و إکفنی ما یشغلنی الإهتمام به).

۳- اشتغال امروز و بکار گیری همت درحال، باید برای بهره گیری فردا باشد. کسی که فعالیت امروزش برای بهره گیری همان روز باشد، اهل تدبیر و تقدیر شمرده نمی شود و نمی تواند برای فردای خود چیزی پس انداز کند. نیکخویی آن است که برنامه ریزی آدمی به گونه ای باشد که هزینه ی امروزش را از دیروز ذخیره کرده باشد و تلاش امروزش، سرمایه ی فردای او را فراهم سازد(و إستعملنی بما تسئلنی غدا عنه).

۴- برنامه ریزی امروز برای فردا، باید درجهت «طبیعت و سرشت آدمی» باشد و رو به هدف مشخص و فطرت وی داشته باشد(و إستفرغ ایامی فی ما خلقتنی له). در زندگی آدمی، هیچ امر غیر فطری، پایدار نمی ماند و نتیجه ی مطلوب را نمی دهد حتی اگر نام «دین خدا» را بر آن نهاده باشند(فاقم وجهک للدین حنیفا، فطرة الله التی فطر الناس علیها، لاتبدیل لخلق الله، ذلک الدین القیم).

۵- در جایی از قرآن کریم آمده است: «و ما خلقت الجن و الإنس الا لیعبدون» و در جای دیگر آمده است؛ «و لذلک خلقهم» و در جای دیگر می گوید: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و… لیقوم الناس بالقسط».
«عبادت» به عنوان «علت خلقت» طبیعتا باید به کامل ترین نوع آن تعلق داشته باشد. یعنی مصادیق ناقص تر آن نیز به عنوان راه هایی برای تأمین نوع کامل، مورد توجه قرار می گیرند. تردیدی نیست که شریعت محمدی(ص) کامل ترین و برترین نوع عبادت را «تفکر» می داند(افضل العبادة التفکر/تفکر ساعة خیر من عبادة سبعین سنة).
«عدالت» به عنوان کامل ترین و جامع ترین وظیفه ی بشر، در متن قرآن به عنوان «وظیفه ی اصلی آدمیان» شمرده شده است که محصول اصلی تمامی شرایع خداوندی شمرده شده است.

۶- بنا بر این، بزرگترین و مهمترین اشتغال ذهنی آدمی، باید «تفکر» باشد و بزرگترین و مهمترین اشتغال عملی آدمی باید «عدالت» باشد. تفکر و عدالت، در اندیشه ی آدمی برای کشف مصادیق عدالت در رفتار و گفتار، با یکدیگر تلاقی دارند و مطمئنا کامل ترین مصداق این بخش از دعا، ترکیب «اندیشه در مورد عدالت» است.
نیکخویی اقتضا می کند که در تمامی مراحل اندیشه و عمل آدمی، دغدغه ی «عدالت» وجود داشته باشد و تمامی وقت و همت انسان، مصروف این مهم گردد.

۷- «واغننی=مرا بی نیاز کن» از غیر خود یا از کسانی که توجه و مراجعه ی به آنان، مرا از یاد تو باز می دارد. در برخی روایات آمده است که؛ «ازخدا نخواهید که شما را از غیر خود، بی نیاز گرداند چرا که طبیعت خلقت آدمی، او را نیازمند به دیگران قرار داده است. از خدا بخواهید که شما را از شرار خلق خود بی نیاز کند و نیاز طبیعی شما را از طریق بندگان شایسته اش برطرف کند».
به عبارت دیگر؛ اگر در امری باید به غیر خدا نیازمند شویم، آن غیر، از بندگان نیک خدا باشد و هرگز به افراد ناسپاس و آنانی که مسیر نادرست را در پیش گرفته اند، محتاج نشویم.
«و اوسع علیّ فی رزقک=در روزی من، گسترش و گشایش قرار ده» تا حتی المقدور، به غیر تو نیاز مادی نداشته باشم. سرمایه ی بزرگ و بلکه بزرگترین سرمایه ی آدمی، «خاطری آسوده» است که او را از بندگی دیگران نجات بخشد و متکی به خود و خدای خود، بار آورد. احتیاج مادی به دیگران داشتن، می تواند موجب «بندگی و در اسارت قرار گرفتن همنوعان» شود.
در روایت آمده است که؛ «احتج الی من شئت، تکن اسیره=به هرکسی خواهی نیاز مند شو، تا برده و اسیر او گردی» همانگونه که آمده است؛ «احسن الی من شئت، تکن امیره=نیکی کن به هرکه خواهی، تا رئیس، فرمانده و دستور دهنده ی او باشی» و تنها در هنگامه ی بی نیازی است که همتا و هموزن دیگران خواهی بود که اضافه کرده اند؛ «استغن عمّن شئت، تکن نظیره=بی نیازی پیشه کن از هرکه خواهی، تا همتای او باشی».
بنا بر این، درخواست «غناء و بی نیازی» از خدای سبحان، به منزله ی توجه به این راهبرد نظری است که؛ «بی نیازی موجب آزادگی است» و در حقیقت نوعی تلاش ذهنی و سپس عملی، برای رسیدن به «خوی پسندیده ی آزادگی و حریّت» است.

۸- «و لاتفتنّی بالنّظر=و مرا گرفتار نظر و دیده ی بدخواهان قرار مده» و یا «مرا دچار چشم و هم چشمی با دیگران مساز» (ولا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیوة الدنیا) تا همیشه چشمم به بهره مندی های بیشتر آنان نیافتد و در بازی زیاده خواهی و اسراف آنان شریک نشوم.
در برخی نسخه ها هم آمده است؛ «ولاتفتنّی بالبطر=و مرا دچار نشاط و سرمستی ناشی از برخورداری (که موجب بی توجهی نسبت به دیگران می شود) نگردان». شاید از جنبه ی تناسب سویه های سخن، واژه ی «بطر» در این کلام، مناسب تر از «نظر» باشد. امکان هردو وجود دارد، چرا که متن اصلی، بدون «نقطه» بوده و در هنگامه ی نقطه گذاری، قرائت هر دو مورد، از نظر نگارنده و نگارش، مساوی بوده است.
در هرصورت، عمده ترین آفات «غناء و برخورداری»، عبارتند از؛ «اسراف و تبذیر، حرص، طمع، بخل، خساست و بی توجهی به حقوق نیازمندان» و تمامی این رویکرد های منفی، به عنوان «خوهای ناپسند» شناخته می شوند.


Article printed from شریعت عقلانی – احمد قابل: http://www.ghabel.net/shariat

URL to article: http://www.ghabel.net/shariat/1387/12/03/566

مطالب مورد نظر متعلق به سایت شخصی احمد قابل بوده و برداشت و استفاده از این مطالب با ذکر منبع بلا مانع است