پاسخ به چند پرسش فقهی

به نام خدا

پاسخ پرسش را با پرسش دادن، درست نیست، مگر آنکه حقیقتا درپی دانستن باشی. اگر در این متن، پرسش هایی را پرسیده ام و یا پس از آن مفاهیمی را بکار برده ام که در پی انکار است، نشانگر عدم آگاهی من از پاسخ مخالف با برداشت های ذهنی ام تا کنون است و نه چیزی دیگر. امیدوارم پزشکانی دیگر هم به میدان آیند و نسبت به برخی بیانات این پزشک مسلمان و معتقد ولی دگر اندیش، اظهار نظر کنند تا حقیقت برای من و همه ی مخاطبان، آشکار گردد. از دوست پرسشگر و همه ی مخاطبان گرامی، صمیمانه سپاسگزارم.

استاد و برادر بزرگوار جناب احمد قابل

سلام علیکم

آغاز ماه صیام را تبریک گفته، سلامتی و توفیق روزافزونتان را در خدمت به شریعت محمدی آرزومندم.

به عنوان پزشکی مسلمان پرسشی درباره روزه داری مدتی است ذهن مرا به خود مشغول داشته است:

۱- در وجوب روزه بر هر فرد مسلمان تقریبا شکی وجود ندارد (آیات مختلف به خصوص در سوره بقره).

۲-شکل و شیوه روزه داری نیز کمابیش مورد اتفاق اکثر مسلمین است: خودداری از خوردن و آشامیدن و سایر مبطلات از بام تا شام.

۳- در عین حال لاضرار از اصول فقه اسلامی است و بدین جهت به هنگام بیماری وظیفه روزه داری از فرد ساقط می شود (سوره بقره).

۴- بحث درباره تاثیر روزه داری بر ساز و کار بدن مفصل است. به طور خلاصه شواهدی دال بر تاثیرات مثبت احتمالی قطع خوراک بر وضعیت جسمانی وجود دارد. گو اینکه در نهایت روزه داری به نیت بندگی و طاعت است نه قصد رژیم لاغری!

۵- نیاشامیدن بنا به نظر رایج و تحقیقات موجود نه تنها تاثیر مثبتی بر سلامت جسمانی ندارد بلکه در صورت استمرار مضر به کارکرد کلیه ها و زمینه ساز تولید سنگهای کلیوی است. به طوریکه نوشیدن مسمتر علی الخصوص در فصل گرما توصیه ی موکد اکثر پزشکان است.

چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد؛

یکم) استمرار نیاشامیدن درچه محدوده ای از زمان، مضر به کارکرد کلیه ها است؟ آیا نظر قطعی در این خصوص که مورد توافق پزشکان باشد، وجود دارد؟

دوم) آیا نوشیدن در زمان افطار تا سحر، در یک دوره ی زمانی حد اکثر سی روزه، و امساک در سایر ساعات روز، موجب ضرر قطعی برای سلامت انسان است؟ آیا محدوده ی زمانی مجاز برای آشامیدن، فرصتی کافی برای جبران نیازهای آدمی و تضمین سلامت او نیست؟

سوم) روزه، صرفنظر از انجام دستور خداوندی، تمرینی برای «ایجاد توان استقامت آدمی» در موارد اضطراری نیز هست. قرآن کریم از روزه به عنوان «صبر و استقامت» یاد کرده است(استعینوا بالصبر و الصلاة) و لزوم یاری گرفتن از آن را برای آدمیان، یادآوری کرده است.

در شرایطی چون؛ زلزله، دور ماندن از آبادی، قرار گرفتن در محاصره و … نیاز آدمی به «استقامت در برابر تشنگی و گرسنگی» کاملا آشکار می شود. برای «آمادگی» در برابر چنین مشکلاتی، معمولا احتیاج به تمرین و آمادگی است و اقدام به آن کاملا «منطقی و معقول» است و بی توجهی مطلق نسبت به آن «نامعقول» شمرده می شود. طبیعتا در تمرین و آمادگی، باید شرایطی مشابه شرایط اضطراری فراهم گردد و گرنه نمی توان نام آن را «تمرین و آمادگی» نهاد.

۶- موقعیت جغرافیایی جزیره العرب در نزدیکی استوا باعث می شود که طول روز (سوای فصل) در این منطقه کمابیش ثابت و حدود ۱۲ ساعت باقی بماند. حال آنکه در مناطق شمالی تر اختلاف طول روز بسته به فصل قابل توجه است: فی المثل در تورنتو طول روز (فجر تا مغرب) در ماههای تابستان به ۱۷ ساعت و ۴۵ دقیقه می رسد. این وضعیت در عرضهای شمالی تر به مراتب بارزتر است.

۱- در مناطقی چون «تورنتو یا سایر مناطق کانادا یا آلاسکا» یا «شمال اروپا» و یا «شمال آسیا» و حتی عرصه های میانی با طول و عرض جعرافیایی مشابه ایران، زمان های طولانی مشابهی برای روزه داران پدید می آید.

۲- در مناطق شمالی مثل تورنتو، طول زمان با توجه به سرد تر بودن هوا (نسبت به مناطق میانی و خصوصا استوایی) که مانع «تعریق» و از دست رفتن آب موجود در بدن انسان می شود، قابل تحمل است. اگر اعتراضی باشد باید از سوی مردم ساکن در مناطق میانی ( مثل ایران ) باشد که هم طول زمان را دارند و هم با دمای بیش از ۴۰ درجه ی سانتیگراد در تابستان ها مواجه اند.

۷- نیاشامیدن به مدتی چنین طولانی قطعا مضر به سلامت است، سوای آنکه در مواردی طاقت فرساست.

با این مقدمات چه استدلالی برای نیاشامیدن (با علم به زیان آن) به هنگام روزه داری دارید؟ آیا صرف علم به زیان روزه توجیه کافی برای تعطیل چنین واجبی در عرضهای شمالی است؟! یا به حکم تعبد باید زحمت و زیان نیاشامیدن ۱۷، ۱۸ ساعته را به جان خرید؟ آیا هیچ یک از فقهای شیعه (یا سنی) تا به حال حکمی بر تغییر شیوه روزه داری برای تطبیق با چنین شرایطی داده است؟

من با عبارت شما که؛ «قطعا مضر به سلامت است» نمی توانم موافقت کنم. چنین قطعیتی هنوز از سوی پزشکان گزارش نشده است. اگر اکثر کارشناسان پزشکی (صرفنظر از موافقت یا مخالفت با دستور شریعت و حب و بغض نسبت به آن) بر ضرر قطعی امساک از آشامیدن در مدت فرضی ۱۸ ساعت، توافق کنند، استفاده ی از مایعات در حد «رفع ضرر قطعی» برای کسانی که دچار اضطرار شده اند، واجب می شود و در بقیه ی موارد و مواقع روز، از آن باید امساک شود. این نکته مورد توافق گروهی از فقهای شیعه و سنی است.

گروه دیگری نیز مدعی اند که در چنین شرایطی، روزه بر افرادی که حقیقتا ناتوان از امساک اند و روزه برای آنان ضرر دارد، واجب نیست و باید در سایر اوقات سال، قضاء آن را بجا آورند.

لب فروبستن از طعام، لب گشادن جان تشنه است. پرسش بنده نیز نه از سر طغیان که به ضرورت نگاه عقلانی به شریعت است. والا:

گر نداری سرآنک از سر جان در گذری

چشم در نرگس مستانه‌ی جانانه مکن

جسمتان سلامت، جانتان آزاد و رمضانتان پربار

…..

تورونتو

 

سلامتی و سعادت و شادی و نشاط شما را از خدای رحمان خواستارم. رمضان شما هم مورد قبول حضرت دوست باد.

با احترام

احمد قابل

۲۸ نظر برای این مطلب

  1. سلام
    جناب قابل(در آخرین سخنشان در نظرات پست قبلی) راجع به تناقض مطرح شده در مورد تئوری شریعت عقلانیشان فرمودند:{اگر توضیح بیشتری لازم داشت، در متن مطالب وبلاگ مجددا به آن خواهم پرداخت} اما هنوز توضیحی ارائه نداده اند.
    برای یاداوری، سیر بحث را از ابتدا مرور می کنم:
    ابتدا جناب نامی با آوردن دو جمله از جناب قابل از کشف یک تناقض خبر دادند.
    جناب قابل در پاسخ، یکی را در مقام اثبات و دیگری را در مقام ثبوت دانستند و بدون این که این سخن زمینه قبلی در وبلاگشان داشته باشد فرمودند:{ “با این بررسی، معلوم شد که مراد نگارنده ی شریعت عقلانی از «عقل مستقل از شرع» از ابتدای بحث تا کنون، چیزی جز «استقلال مطلق از شرع، در حجیت عقل» و « مقام اثبات» و «استقلال نسبی» در «مقام ثبوت» نبوده است”}
    جناب نامی این ادعا را نپذیرفتند به این دلیل که باید بپذیریم: گاهی عبارت عقل مستقل از شرع= عقل مستقل مطلق از شرع و گاهی عبارت عقل مستقل از شرع= عقل مستقل نسبی و ضمنا جناب قابل هم هیچ تذکری هنگام ورود به بحث عقل برای اشاره به این معانی کاملا متفاوت نداده اند.

  2. سپس من دو جمله از فرمایشات جناب قابل را آوردم که نشان می داد اگر تمام ادعاهای جناب قابل در مورد تفکیک مقام اثبات و ثبوت در نوشته هایشان و همچنین کاربرد عبارت عقل مستقل از شرع به دو معنای بسیار متفاوت عقل مستقل مطلق از شرع  و عقل مستقل نسبی را بپذیریم باز هم نظر جناب قابل به بن بست می رسد.
    پس از آن جناب قابل فرمودند که دو جمله اخیر هر دو در مقام اثباتند نه ثبوت.
    من نشان دادم که به فرض قبول این مدعا، باز هم نظر جناب قابل به تناقض ختم می شود واین آخرین تناقض را دوباره تکرار می کنم:

  3. اگر (مطابق نظر جناب قابل که جناب نامی آن را نپذیرفتند) بپذیریم در مقام اثبات : عقل مستقل از شریعت= عقل مستقل مطلق از شرع:
    {تردیدی بین اهل شریعت نیست که تنها حجت بشر در حوزه ی کلام ، عقل مستقل از شریعت است . من این حجیت را در حوزه ی اخلاق و فقه نیز جاری می دانم}
    پس تنها حجت بشر در مقام اثبات در حوزه اخلاق، عقل مستقل مطلق از شرع است.
    {« نقل وحیانی و تفسیری » در حوزه های سه گانه ی شریعت ، یعنی ؛ عقائد ، اخلاق و احکام ، تنها در « منطقة الفراغ حکم عقل » به صورت مستقل ، اعتبار دارد}
    پس تنها حجت بشر در مقام اثبات در قسمتی از حوزه اخلاق نقل وحیانی خداست.  
    حجت بشر در مقام اثبات در  تمام حوزه اخلاق فقط عقل مستقل مطلق از شرع است.(از جمله اول)
    حجت بشر در مقام اثبات در قسمتی از حوزه اخلاق فقط نقل وحیانی خداست.(از جمله دوم)
    حالا بالاخره کدامیک حجت است؟ یعنی قسمتی از حوزه اخلاق هست که در آن درحالی که حجت، تنها وتنها عقل مستقل مطلق از شرع است در همان حال حجت، تنها و تنها نقل وحیانی خداست.
    نتیجه: عقل مستقل مطلق از شرع= نقل وحیانی
    این فرض هم به تناقض می رسد.

  4. رسانه ی ملی یا رسانه ی شخصی احمدی نژاد؟مساله این است

  5. اما اون دوتا نوشته ای که مریم خانم بهشون استناد کردن معناشون با این که الان میگین خیلی متفاوته و به نظر هم نمیرسه ربطی به نگارش داشته باشه!!!!!!
    شاید هم منظورتون اینه که یکی از اون دو جمله رو اشتباه نوشتین؟ خوب اگه اینطوره چرا صریح اعلام نمی کنین که اشتباه کردم؟ چرا با اگر و اما پیش می رین؟مگه عیبه که انسان به اشتباه خودش اقرار کنه؟
    خوب اعلام کنین که دقیقا کدوم یکی از جملاتتون به نظرتون غلطه.

  6. سلام بر جناب قابل
    امروز فرموده اید:{ در تمامی حوزه های سه گانه ی شریعت(کلام، اخلاق و فقه) عقل به عنوان حجتی مستقل حضور دارد. تنها در فروع احکام و برخی جزئیات کلام و اخلاق( منطقة الفراغ عقل)، نقل شرعی حجیت دارد }
    اما در گذشته فرموده بودید:{ تردیدی بین اهل شریعت نیست که تنها حجت بشر در حوزه ی کلام ، عقل مستقل از شریعت است . من این حجیت را در حوزه ی اخلاق و فقه نیز جاری می دانم}
    واژه “تنها” بار معنایی خاص خود را دارد که هر فارسی زبانی (چه نویسنده توانایی باشد چه نباشد) به انحصار موجود در آن واقف است.
    امروز عقل را تنها حجت بشر در حوزه ی اخلاق نمی دانید اما در گذشته صراحتا آن را تنها حجت بشر در حوزه اخلاق خوانده اید.

  7. سلام بر مریم خانم.
    من در توضیحات پیشین در کامنت ها پاسخ شما را دادم.
    در تمامی حوزه های سه گانه ی شریعت(کلام، اخلاق و فقه) عقل به عنوان حجتی مستقل حضور دارد. تنها در فروع احکام و برخی جزئیات کلام و اخلاق( منطقة الفراغ عقل)، نقل شرعی حجیت دارد و در این موارد به خاطر «سکوت و بی تفاوتی عقل» است که موجب ضرورت حضور شرع شده است.
    نمی دانم چه ابهامی در این سخن است که بازهم شما را به تردید وا می دارد.
    هر مفهوم دیگری که از سخن من برداشت شده باشد، درست نیست و اگر نا رسا بودن بیان من موجب آن گردیده است، از کمبودهای من در نگارش مطالب مورد نظرم ناشی می شود که هیچگاه منکر آن نبوده ام.  

  8. من تعجب می کنم با این که مریم خانم  چندین بار بر معنای واژه تنها تاکید کرده اند، آقای قابل باز هم هیچ اشاره ای به آن نکرده اند و در عین حال می فرمایند که در توضیحات پیشین در کامنت ها پاسخ مریم خانم را داده اند.

  9. کمی که تو این وبلاگ بودم و نظرات و چند پست قدیم نویسنده رو دیدم
    فضای سکوت از طرف نویسنده رو برداشت کردم
    البته شاید نظر من این باشه

  10. فکر کنم این دوستان مثلا اگر از منطق فازی اطلاع داشتد، چنین اوقات گرانبهای خود را صرف نمی کردند.

    کلمات خدوند سبحان رحمت است:مول و باقی.
    این جاست که در منطق خدا، “دوتایی”، آفرینش “زوج” است: تکمیل کننده و مولد، نه متناقض!!
    تازه این هم بدون “تکثر” کامل نمی شود. آنقدر متکثر که مثلا اگر آخرین زوج  بک نوع جاندار هم دوام نیاورد، حیات  همچنان با عظمت و زیبایی در جانداران دیگر ادامه خواهد داشت!!!

  11. با پوزش کامنت پایین تصحیح می شود:

    کلمات خدوند سبحان رحمت است:مولد و باقی

  12. امیدوارم خانم مریم  و دوستانشان روی این دو سه خط بیندیشند. شرع و عقل،  حتی با تعریف شما، هر دو کلمات خداوند سبحان است.  متنافض نیست که :

    رحمت است. مولد و باقی ست!

    در منطق “خالق”، “دوتایی”، آفرینش “زوج” است: تکمیل کننده و مولد، نه متناقض!!
    تازه این هم بدون “تکثر” کامل نمی شود. آنقدر متکثر که مثلا اگر آخرین زوج  بک نوع جاندار هم دوام نیاورد، حیات  همچنان با عظمت و زیبایی با جانداران دیگر ادامه خواهد داشت!!!

  13. آقا آرش از زوج بودن سخن به میان آورده اند و  آن را تکمیل کننده و مولد معرفی کرده اند  نه متناقض.
    حالا این چه ارتباطی به سخن آقای قابل دارد الله اعلم.
    آقا آرش، اگر کسی بگوید فلان موجود مذکر است و فردا بگوید همان موجود مونث است. این طرز فکر هم به نظر شما مولد است؟
    بهتر است مروری بر آن چه گذشت داشته باشید.

  14. آقای قابل در جایی عقل را تنها حجت بشر در حوزه ی اخلاق نامیده اند اما در جای دیگر صراحتا نقل را تنها حجت بشر در حوزه اخلاق خوانده اند.
    این ادعا مولد نیست متناقض است!!!

  15. معلوم نیست آقای قابل متنی علمی نوشته اند یا قطعه ای ادبی! که از جملات آن برداشت هایی می کنند که با ذهن خواننده کاملا غریبه است.
    حتی اگر شعر، داستان، نمایشنامه، فیلمنامه هم بود که لایه های متعددی دارد باید لایه های زیرین، یک نشانه یی در لایه رویی می داشت که بشود به آن پی برد.

  16. توجیهات آقای قابل مصداق «المعنا فی بطن الشاعر» گشته است. فرق است میان مضمون های پنهانی اثر و مضمون تراشی برای اثر.
    ایشان یکبار می فرمایند که برخی از جملاتم در مقام اثبات بوده بعضی در مقام ثبوت. گاهی مرادم از عبارت عقل مستقل از شرع، عقل مستقل مطلق از شرع بوده و گاهی عقل مستقل نسبی و حال در مورد انحصار ناشی از واژه تنها می فرمایند:هر مفهوم دیگری که از سخن من برداشت شده باشد، درست نیست و اگر نا رسا بودن بیان من موجب آن گردیده است، از کمبودهای من در نگارش مطالب مورد نظرم ناشی می شود و حتی حاضر به بررسی جمله خویش نمی باشند.

  17. این گیردادن سیستماتیک با اسم های متفاوت بودار است؟؟

  18. بیشتر بیندیشید و کمتر تهمت بزنید.

  19. آقا آرش شما اگر پاسخی داشتید به این تهمت ها چنگ نمی زدید. از چه وقت نقد کردن مساوی گیردادن شده است؟
    این حرفها نشان از ضعف و لجاجت در برابر حقیقت نیست؟

  20. حسین گرامی:

    به گمان من اگر در جستجوی حقیقت هستید، از قرآن شروع کنید. شما (چند نفر؟) آخرآخر آخرش  می خواهید بگویید که شرع مستقل از عقل است.  قرآن بخوانید خیلی چیزها دستگیرتان خواهد شد و وقت نازنین تان را صرف مچ گیریی بی اساس نخواهید کرد:

    - این که قرآن و سایر کتاب های آسمانی بخش بسیار ناچیزی از “کلمات” خداست که بی نهایت می باشد

    - این که فرق است بین “دین” و شریعت. دین یونیورسال است و شریعت قومی-محلی

    این که شریعت های گونگون  مانند رنگ و نژاد و زبان در قرآن به رسمیت شناخته شده است. تنوع شریعت از اصول لایتغیر دین قیم است

    - این که قرآن عربی برای اهالی ام القری (مکه) و حوالی آن آمده است

    - این که قرآن مثال هایی   از کلمات خدا  ( سطح مقطعی از ام الکتاب) است. بخشی از آن بیان کننده شریعت محمد است و بخش دیگری مربوط به “دین قیم” می باشد که به همه بشریت برمی گردد.

    -این که بسیاری از آیات قرآن “موردی” و برای هدایت و تربیت مردمی بییسواد و متناسب با فهم آن ها آمده است. بسیاری از این گونه آیات هم تکراری  است . مثل معلم که سر کلاس مجبور است متناسب پیشرفت دانش آموزان حر

  21. با سلام کامنت برای رادیو زمانه:

    {{آقای گنجی مرقوم فرموده اند:

    “آیا برابری و دموکراسی مورد نظر اصلاح‌طلبان، این است که نقدها علیه «قرآن محمدی» در ایران منتشر شوند، اما پاسخ «قرآن محمدی» امکان نشر نداشته باشد؟

    به عنوان مثال، سایت امروز، اولین نقد آقای مهاجرانی بر «قرآن محمدی» را منتشر کرد، اما پاسخ بنده را، با اینکه از طریق دوستان مختلف و مشترک پی‌گیری شد، منتشر نکرد. ”

    می دانم که این کامنت را منتشر نمی کنید. ولی خداوکیلی به آقای گنجی بگویید که سایت رادیو زمانه هم در هلند مقاله “بدفهمی قرآن” نوشته آرش سلیم را منتشر نکرد. با این که قبلا دبیر سایت رادیو زمانه با ایمیل گفته بود که از انتشار نقد آرش سلیم بر مقاله های آقای گنجی استقبال می کنند.}}

  22. باسلام
    ۱-لطفا تفسیر وتعبیرتان را از آیه۳۴ سوره نسا درباره عبارت
    واهجروهن…واضربوهن…
    بفرمایید.این موضوع امری انسانی است و ربطی به دنیای معاصر ندارد. حتی اگر قرآن را تجربه ای نبوی بدانیم هم پذیرش آن ناممکن است.
    ۲-اعتبار تاریخ طبری را درچه حد میدانید ونظرتان درباره جلد سوم ص۱۰۸۸ (ترجمه ابوالقاسم پاینده)درباره دستور پیامبر برای گردن زدن ۷۰۰تا۸۰۰نفراز یهودیان چیست؟
    متاسفانه تفاسیری را که دیدم مستدل نیافتم حتی تفسیر بزرگ علامه طباطبایی را . شاید هم من نتوانسته ام  آن را درک کنم.  با سپاس

  23. باسلام
    ۱-لطفا تفسیر وتعبیرتان را از آیه۳۴ سوره نسا درباره عبارت
    واهجروهن…واضربوهن…
    بفرمایید.این موضوع امری انسانی است و ربطی به دنیای معاصر ندارد. حتی اگر قرآن را تجربه ای نبوی بدانیم هم پذیرش آن ناممکن است.
    ۲-اعتبار تاریخ طبری را درچه حد میدانید ونظرتان درباره جلد سوم ص۱۰۸۸ (ترجمه ابوالقاسم پاینده)درباره دستور پیامبر برای گردن زدن ۷۰۰تا۸۰۰نفراز یهودیان چیست؟
    متاسفانه تفاسیری را که دیدم مستدل نیافتم حتی تفسیر بزرگ علامه طباطبایی را . شاید هم من نتوانسته ام  آن را درک کنم.  با سپاس

  24. سیر بحث تا کنون:
    ابتدا جناب نامی با آوردن دو جمله از جناب قابل از کشف یک تناقض خبر دادند.
    جناب قابل در پاسخ، یکی را در مقام اثبات و دیگری را در مقام ثبوت دانستند و بدون این که این سخن زمینه قبلی در وبلاگشان داشته باشد فرمودند:{ “با این بررسی، معلوم شد که مراد نگارنده ی شریعت عقلانی از «عقل مستقل از شرع» از ابتدای بحث تا کنون، چیزی جز «استقلال مطلق از شرع، در حجیت عقل» و « مقام اثبات» و «استقلال نسبی» در «مقام ثبوت» نبوده است”}
    جناب نامی این ادعا را نپذیرفتند به این دلیل که باید بپذیریم: گاهی عبارت عقل مستقل از شرع= عقل مستقل مطلق از شرع و گاهی عبارت عقل مستقل از شرع= عقل مستقل نسبی و ضمنا جناب قابل هم هیچ تذکری هنگام ورود به بحث عقل برای اشاره به این معانی کاملا متفاوت نداده اند.

  25. اگر (مطابق نظر جناب قابل که جناب نامی آن را نپذیرفتند) بپذیریم در مقام اثبات : عقل مستقل از شریعت= عقل مستقل مطلق از شرع:
    {تردیدی بین اهل شریعت نیست که تنها حجت بشر در حوزه ی کلام ، عقل مستقل از شریعت است . من این حجیت را در حوزه ی اخلاق و فقه نیز جاری می دانم}
    پس تنها حجت بشر در مقام اثبات در حوزه اخلاق، عقل مستقل مطلق از شرع است.
    {« نقل وحیانی و تفسیری » در حوزه های سه گانه ی شریعت ، یعنی ؛ عقائد ، اخلاق و احکام ، تنها در « منطقة الفراغ حکم عقل » به صورت مستقل ، اعتبار دارد}
    پس تنها حجت بشر در مقام اثبات در قسمتی از حوزه اخلاق نقل وحیانی خداست.  
    حجت بشر در مقام اثبات در  تمام حوزه اخلاق فقط عقل مستقل مطلق از شرع است.(از جمله اول)
    حجت بشر در مقام اثبات در قسمتی از حوزه اخلاق فقط نقل وحیانی خداست.(از جمله دوم)
    حالا بالاخره کدامیک حجت است؟ یعنی قسمتی از حوزه اخلاق هست که در آن درحالی که حجت، تنها وتنها عقل مستقل مطلق از شرع است در همان حال حجت، تنها و تنها نقل وحیانی خداست.
    نتیجه: عقل مستقل مطلق از شرع= نقل وحیانی
    این فرض هم به تناقض می رسد.

  26. سپس مریم خانم دو جمله از فرمایشات جناب قابل را آوردند که نشان می داد اگر تمام ادعاهای جناب قابل در مورد تفکیک مقام اثبات و ثبوت در نوشته هایشان و همچنین کاربرد عبارت عقل مستقل از شرع به دو معنای بسیار متفاوت عقل مستقل مطلق از شرع  و عقل مستقل نسبی را بپذیریم باز هم نظر جناب قابل به بن بست می رسد.
    پس از آن جناب قابل فرمودند که دو جمله اخیر هر دو در مقام اثباتند نه ثبوت.
    مریم خانم نشان دادند که به فرض قبول این مدعا، باز هم نظر جناب قابل به تناقض ختم می شود واین آخرین تناقض را دوباره تکرار می کنم:

  27. سپس مریم خانم پاسخ دادند:
    امروز فرموده اید:{ در تمامی حوزه های سه گانه ی شریعت(کلام، اخلاق و فقه) عقل به عنوان حجتی مستقل حضور دارد. تنها در فروع احکام و برخی جزئیات کلام و اخلاق( منطقة الفراغ عقل)، نقل شرعی حجیت دارد }
    اما در گذشته فرموده بودید:{ تردیدی بین اهل شریعت نیست که تنها حجت بشر در حوزه ی کلام ، عقل مستقل از شریعت است . من این حجیت را در حوزه ی اخلاق و فقه نیز جاری می دانم}
    واژه “تنها” بار معنایی خاص خود را دارد که هر فارسی زبانی (چه نویسنده توانایی باشد چه نباشد) به انحصار موجود در آن واقف است.
    امروز عقل را تنها حجت بشر در حوزه ی اخلاق نمی دانید اما در گذشته صراحتا آن را تنها حجت بشر در حوزه اخلاق خوانده اید.

  28. انتظار می رود آقای قابل پاسخی منطقی در جواب ارائه کنند و اگر پاسخی ندارند لااقل شهامت اقرار به خطای خویش را داشته باشند.