پاسخ به پرسش های شرعی

با سلام خدمت ….. آقای قابل

قبل از هر چیز می خواستم از مطالبی که در وبلاگ شریعت عقلانی ارائه می کنید، با اینکه در این اواخر به ندرت به روز می شود، قلبًا تشکر کنم؛ …. واما غرض از ارسال این ایمیل مطرح کردن چند سؤال احکامی بود؛

الف – در بحث تقلید (تقلید آگاهانه) در احکام، آیا انسان می تواند در هر مسأله، به رسائل وفتاوی فقها و مجتهدین مختلف رجوع کند وبه مناسبترین حکم ( از نظر خود ) عمل کند؟ یا آنکه باید طبق عرف جاری از یک نفر تقلید کرد؟ در هر صورت، اگر مراد کسب نظر شما و عمل به آن باشد، آیا تنها راه دسترسی به نظرات حضرتعالی، پرسش از طریق ایمیل است؟

به نام خدا

سلام بر شما

۱- اگر در مطالب منتشره در وبلاگ «شریعت عقلانی» توجه کرده باشید، اصل بر «پذیرش اندیشه ای هماهنگ و منسجم» است که نتایج جزئی و فروع آن تابع کلیات و اصولی باشد که منجر به آن نتایج شده اند. بنا بر این نمی توان بر اساس «میل شخصی» اقدام به گزینش نظریاتی کرد که دارای مبانی متفاوت و گاه متضاد اند.

تنها در صورتی که مبانی و اصول یگانه، منجر به احتمالات گوناگون شود و «درک شخصی افرادی که اهل دانش و پژوهش عمیق در مسائل شریعت نیستند» (وتابع نظر کارشناسان اند) اما اطلاعات عمومی آنان در حدی است که از نظریات مختلف کارشناسان،آگاهی دارند و در نتیجه امکان بررسی نظریات و ترجیح یکی از آن ها را در حد «علم عادی» دارند، می توانند در مسائل اختلافی مبتنی بر مبانی یگانه، از نظریات مختلفی که عقلا و علما ترجیح می دهند، تبعیت کنند و ملتزم به «نظریات یک نفر» نباشند.

۲- دیدگاه های من در احکام شریعت، برای کسانی که اجمالا از نظریات کارشناسان مطلع اند و با مبانی مورد نظرم در خصوص شریعت محمدی(ص) آشنا هستند و دلایل مورد استنادم در مسائل مختلف را «اطمینان بخش» ارزیابی می کنند، قابل استناد است و می توانند به «علم و اطمینان خودشان که حاصل استدلال ها است» عمل کنند.

فعلا تنها رسانه ای که امکان اطلاع رسانی را برایم فراهم می کند، اینترنت و از طریق نامه های الکترونیکی و همین وبلاگ است و گاهی از اوقات نیز برخی نشریات داخلی، زحمت اطلاع رسانی بسیار محدودی را متقبل می شوند. البته با شماره ی تلفن همراه ۰۹۱۵۱۱۹۷۱۲۴ نیز در خدمت هستم.

ب- در کشور سوئد که ما زندگی می کنیم، در ماه های تابستان خورشید هیچگاه غروب کامل نمی کند،و به دلیل اینکه فجر واقعی وجود ندارد، تعیین وقت شرعی اذان صبح غیر ممکن است؛ اکنون با نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان و تقارن آن با تابستان ، دراین مورد چگونه باید عمل کرد؟

در جاهایی که خورشید هیچگاه غروب کامل نمی کند و در نتیجه فجر هم وجود ندارد ( مناطق نزدیک به قطب) باید به عرف عمومی همان مکان ها (که مبتنی بر محاسبات علمی خاص آن مناطق در تعیین روز و شب است) اعتماد کرد و با غروب علمی خاص آن مناطق افطار کرد و حدود یک و ساعت و نیم قبل از طلوع علمی خاص آن مناطق از خوردن و آشامیدن پرهیز کرد.

ج- بعد مسافت و دوری راه ها در اینجا به گونه ای است که انسان برای انجام برخی امور نظیر سر زدن به آشنایان، خرید و… مجبور به پیمودن مسافت های بسیار طولانی در شهر خود می باشد، که مسلمآ بیشتر از حد شرعی هشت فرسخ می باشد؛ آیا انسان با پیمودن این فواصل که بعضی اوقات حداقل یک بار در هفته می باشد مسافر به حساب می آید؟

به گمان من، ملاک اصلی در صدق عنوان «سفر شرعی» برای مسافرت های زمینی، اشتغال کامل یک روز کاری (۸ ساعت) به «سفر برون شهری» است. این نکته ای است که در روایات معتبره به آن تأکید شده است. بنا بر این سفرهای زمینی که کمتر از این مقدار وقت را به خود اختصاص می دهند، مشمول تخفیف الهی در نماز های چهار رکعتی نمی شوند و اصطلاحا «سفر شرعی» محسوب نمی شوند.

«سفرهای درون شهری» مشمول تخفیف الهی نیستند و بعد مسافت یا زمان اشتغال به تردد در خیابان های یک شهر، اساسا از بحث سفر شرعی خارج است.

د- در بسیاری از فرآورده های غذایی در اینجا مانند کره، پنیر و حتی بعضی نانها از ژلاتین با منبع حیوانی استتفاده می شود، و حیوان مورد نظردر اکثر موارد خوک است و در غیر این صورت هم مسلمآ حیوان بدون ذبح شرعی است؛ در حالیکه در هیچکدام از مواد غذایی فوق وجود ژلاتین و خواص آن به هیچ وجه قابل تشخیص نیست؛ و تنها از روی مواد تشکیل دهنده که روی بسته بندی فرآورده های فوق چاپ شده می توان به وجود آن پی برد ؛ حکم شرعی در مورد مصرف این قبیل مواد چیست؟

۱- با توجه به عدم انحصار فرآورده های غذایی به مواردی که دارای ژلاتین خوک اند، مسئولیت شرعی پیروان شریعت محمدی(ص) اقتضا می کند که با دقت کامل، از مواردی بهره گیرند که فاقد چنین افزودنی هایی هستند.

مصرف اشتباهی موارد ممنوعه، اشکال شرعی ندارد ولی بررسی و دقت در خرید مواد یاد شده، لازم و ضروری است.

با آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون برای حضرتعالی و آزادی هر چه زودتر اخوی گرامی والتماس دعا در ایام ماه مبارک رمضان

……

استکهلم/سوئد

با تشکر و احترام

احمد قابل …………… ۱۵/۶/۱۳۸۷………….. فریمان

۲۹ نظر برای این مطلب

  1. در http://ghabel.persianblog.ir/1383/12 و ذیل پستی با عنوان ز ملک تا ملکوتش حجاب برگیرند دو مطلب متفاوت بلکه متخاصم آورده اید:

    “تردیدی بین اهل شریعت نیست که تنها حجت بشر در حوزه ی کلام ، عقل مستقل از شریعت است . من این حجیت را در حوزه ی اخلاق و فقه نیز جاری می دانم ”
    “« عقل مستقل مطلق » تصور و خیالی بیش نیست و همه ی افراد بشر ، دانسته یا ندانسته، خواسته یا ناخواسته از تجارب دیگرانی بهره می گیرند که آنها نیز از تجارب پیشینیان بهره مند شده اند”

  2. سلام
    از آنجا که سوال اینجانب تا کنون بی پاسخ مانده ناچار به طرح مجدد آن هستم.
    امید است که به روشن شدن حقیقت یاری رساند.

  3. حال میتوان پرسید که اگر امروز این عقل مستقل مطلق خیالی بیش نیست و از طرفی تنها حجت بشر در حوزه ی کلام، اخلاق و فقه همین عقل مستقل مطلق موهوم است پس شریعت عقلانی نیز تصور و خیالی بیش نیست؟

  4. من عقل مستقل از شریعت محمدی (ص) یا هر شریعت خاص دیگر را قبول دارم و آن را «حجت باطنی خدا» می دانم که به تمامی بشریت ارزانی داشته و حقایق هستی به واسطه ی آن برای آدمیان کشف می شود.
    این عقل مستقل، قدرت کشف تمامی ملاکات احکام شریعت را نیز دارد. به همین دلیل، به «شریعت عقلانی» معتقدم.
    آنچه در مقاله ی «زملک تا ملکوت…» آورده ام نفی «اطلاق» از «عقل مستقل» است. یعنی معتقدم آنچه عقل مستقل از دین و شریعت خوانده می شود، حقیقتا از دین و شرایع الهی نیز بهره های فراوانی گرفته است و لذا «استقلال عقل، نسبی است و نه مطلق».
    ادعا کرده ام که «عقل مستقل مطلق» تنها توهم و خیالی بیش نیست ولی معتقدم که «عقل مستقل نسبی» حقیقتی غیر قابل انکار است و حقیقتا «حجت باطنی خدا» است.
    امیدوارم همه ی مراجعان گرامی، سالم و شادمان و پیروز باشند.
    با تشکر و احترام.

  5. سلام
    با تشکر از جناب آقای قابل که سرانجام به انتظار یک حق پژوه پایان بخشیده و جرعه ای نثار این کام تشنه فرمودند.
    باید به عرض جنابعالی برسانم که جرعه فرو نداده، آتش درون زبانه کشید و شعله کاوش خرمن اندیشه را به کام گرفت و ناچارم ساخت باز هم دست به دامان شما یازم و فریاد استغاثه سر دهم که : مشکل دوچندان شد.

  6. ۱-*”تردیدی بین اهل شریعت نیست که تنها حجت بشر در حوزه ی کلام ، عقل مستقل از شریعت است . من این حجیت را در حوزه ی اخلاق و فقه نیز جاری می دانم ”
      *”معتقدم که «عقل مستقل نسبی» حقیقتی غیر قابل انکار است و حقیقتا «حجت باطنی خدا» است.”
    ۲-*”من عقل مستقل از شریعت محمدی (ص) یا هر شریعت خاص دیگر را قبول دارم و آن را «حجت باطنی خدا» می دانم که به تمامی بشریت ارزانی داشته و حقایق هستی به واسطه ی آن برای آدمیان کشف می شود.”
      *”«عقل مستقل مطلق» تنها توهم و خیالی بیش نیست”

  7. کامنتی دیگر برای نوشته های اخیر آقای گنجی “قرآن محمدی”
    (۱)
    با سلام خدمت آقای گنجی و سایر دوستان:

    نگارنده بیش از شش سال روی قرآن پژوهش مستقل داشته ام و سعی کرده ام از هیچ منبع دیگری چه تفسیر و چه روایت و حدیث استفاده نکنم. و تا آنجا که ممکن است آموزه های دوران دبستان و مسجد را هم فراموش کنم. روش هم یک روش سیستمایتک قرآن با قرآن بوده است! و هر نتیجه گیری هم حداقل با دو آیه مستقل از قرآن بوده است! باور کنید به نتایجی رسیدم که ایمان وراثتی من هزاران برابر شد. به چند نکته کلیدی اشاره می کنم دوستان می توانند درباره آن فکر و پژوهش کنند:
    ۱) ببینید قرآن خود بارها و بارها به آیاتی خارج ار قرآن مراجعه داده است، همچنین طبق حداقل دو آیه قرآن به روشنی کلمات خدا بی نهایت است. بنابر این منبع دانش ما “کتاب های آسمانی+ سایر آیات خداوند” است! این نگاه و روش ما را در جستجوی حقیقت عوض خواهد کرد.
    مثلا چون کلمات خدواند بی نهایت است در صدق و کذب زیاد عجله نمی کنیم و نمی خواهیم پرونده همه چیز را یک شبه باز کنیم و روز بعد هم به خیال خود ببندیم!
    ۲) اگر ما نتوانیم بین جمعیت مکه و مدینه و “نوع انسان”

  8. (۳)

    - چند تا دین نداریم. شریعت های گوناگون داریم برای اقوام مختلف. هیج شریعتی برتر از شریعت دیگر نیست. هر شریعت متناسب با فرهنگ هر قوم آمده و ما باید همه پیامبران را قبول داشته باشیم. حالا اثر این نوع نگاه قرآنی را بر صلح جهانی ببینید.
    - بشر در جستجوی بیشتر کلمات خداوند که بی نهایت است می باشد. پژوهش در آیات بیکران خدا. این جا دیگر تضادی بین علم و دین نمی ماند. زیرا که دین سلیم بودن راه است نه مقصد… مقصد لایتناهی است و جستجو تمام ناشدنی. بجای یوزه کردن در زباله گذشتگان، پرواز آدمی است تا مرز بی نهایت و کشف کلمات بیشتر خدا با تقکر و تعقل و …. در عین حال خضوع و خشوع در برابر این همه عظمت و زیبایی و بیکرانی… و عدم سرکشی و یاغی گری انسان در استفاده ناجور کردن از دانشی که بنابر خلقتش (هوشمندی) می تواند از آیات خدا استخراج کند. و این که به حقیقت مطلق هیچگاه دست پیدا نخواهیم کرد!!! زیرا لازمه آن کشف همه کلمات خداوند است که آنهم بی نهایت است.
    - یا مسله آزادی و دمکراسی. وقتی که لزوم شریعت های گوناگون خود بر مبنای آفرینش اقوام گوناگون است؛ دیگر چه محل نزاع و اجباری باقی می ماند؟ یا جایی که آفریده شدی برای جس

  9. (۲)

    ۳) این که پیامبر در زمان حیات خود دستور تدوین آیات و جمع آوری آن را نداد، خود نیاز به پژوهش دارد. چطور می شود کتابی را که بنا به فرض خیلی ها قرار است برای همیشه بین بشریت حکم کند، اینقدر غیر مسولانه ول کرد تا دو دهه بعد توسط افرادی از قبیله های گاه رقیب جمع آوری و تدوین شود. بنا بر نص صریح و مکرر قرآن پیامبر هیچ دانش و اختیاری خارج از وحی ندارد و آن هم قرآن است. فرضیه من این است که شاید بعضی حرف های پیامبر- که در اثر اصرار مردم مبنی بر نزول آیه ای برای موضوعی به زبان آورده- اشتباها در زمان جمع آوری آیه تلقی گردیده است. یعنی این که به این دلیل و {…..} به گمان من تمام قرآن عین وحی نیست.
    ۴) اشکالی که من به کار اندیشمند و مبارز کبیر آقای گنجی می گیرم این است که خود نظام فکری-فلسفی ارایه نمی دهد و به نوعی به یک آنارشیسم فکری دامن می زند… که شاید زیاد سازندگی در آن نمی توان دید. من در همین قرآن غور کردم و از آن به نوعی نظام فکری (فلسفی) منسجم رسیدم که نه تنها به رشد و پیشرفت کمک میکند که تکلیف بسیاری از ابهامات قرن ها را مشخص می کند. مثلا این که:

  10. پ.ن. با پوزش این قسمت در کپی و پست جا افتاده:

    ۲) اگر ما نتوانیم بین جمعیت مکه و مدینه و “نوع انسان” فرق بگذاریم، در نتیچه گیری های خود بسیار  به خطا خواهیم رفت.  مخاطب اکثر آیات قرآن، عرب بدوی بیرحم و غارتگر زمان و مکان ویژه بوده است نه “نوع انسان”. عمدتا هم با بشارت و ترسانیدن آن ها و به زبان قابل فهم آن ها خواسته آن ها را به فطرت انسانی بازگرداند و در مسیر رشد قرار دهد. این که بارها و بارها این بشارت دادن و ترسانیدن تکرار شده است. (بطوریکه شاید بیش از ۸۰ در صد آیات را شامل می شود )… یا این که  اکثر آنها را لایعقلون خوانده، خود گویای چالش بزرگ پیامبر بوده است که با چه موجودات عقب مانده و شروری و دیر آدم شویی مواجه بوده است. البته در قرآن آیاتی هم برای “نوع انسان” آمده است.

  11. پ.ن۲٫ با پوزش این قسمت آخر هم  در کپی و پست جا افتاده:

    … یا جایی که آفریده شدی برای جستجوگری که مرز آن بی نهایت است..خب باید آزاد باشی تا پرواز کنی تا مرز بی نهایت. جد فرهیخته ما حضرت آدم که سلام بر او باد، پاداش جستجوگری خود را از خداوند گرفت و خداوند به او کلمه (مفاهیم) را القا کرد. وگرنه می بایست به یک زندگی ربات گونه چون فرشتگان ادامه دهد. عمل جستجوگری او در نزدیک شدن به درخت ممنوعه باعث شد  افتخار حیات در روی زمین و کشف اسرار آفرینش نصیب نوع انسان شود.
    - حدیث و روایت هیچ جایگاه مقدسی ندارد. چرا که قران تکلیف خود پیامبر را بارها و بارها روشن کرده است. بشری است مثل بقیه که نمی داند چه بر سر خودش و دیگران می آید و دانشی جز آنچه به وی وحی شده ندارد!!… و بسیاری از تاکیدات مکرر قرآن چون تعداد زیادی از آیات که گفته تو وکیل مردم نیستی. حال دیگر تکلیف صحابه و ایمه خود به خود مشخص است.

  12. سلام
    با تشکر از جناب آقای قابل که سرانجام به انتظار یک حق پژوه پایان بخشیده و جرعه ای نثار این کام تشنه فرمودند.
    باید به عرض جنابعالی برسانم که جرعه فرو نداده، آتش درون زبانه کشید و شعله کاوش خرمن اندیشه را به کام گرفت و ناچارم ساخت باز هم دست به دامان شما یازم و فریاد استغاثه سر دهم که : مشکل دوچندان شد.

  13. ۱-*”تردیدی بین اهل شریعت نیست که تنها حجت بشر در حوزه ی کلام ، عقل مستقل از شریعت است . من این حجیت را در حوزه ی اخلاق و فقه نیز جاری می دانم ”
     *”معتقدم که «عقل مستقل نسبی» حقیقتی غیر قابل انکار است و حقیقتا «حجت باطنی خدا» است.”
    ۲-*”من عقل مستقل از شریعت محمدی (ص) یا هر شریعت خاص دیگر را قبول دارم و آن را «حجت باطنی خدا» می دانم که به تمامی بشریت ارزانی داشته و حقایق هستی به واسطه ی آن برای آدمیان کشف می شود.”
     *”«عقل مستقل مطلق» تنها توهم و خیالی بیش نیست”

  14. شماره ۱و۲ نقل جملاتی از خود جنابعالی است که کاملا متخاصم اند.
    ۲عدد از آنها در پاسخی که خودتان در چهارمین نظر از همین صفحه برایم نگاشته اید و ۲عدد دیگر در http://ghabel.persianblog.ir/1383/12 و ذیل پستی با عنوان ز ملک تا ملکوتش حجاب برگیرند درج گشته است.

  15. از آنجا که نظرات جناب آرش مانع مشاهده سوال و جواب ما توسط حق جویان و حقیقت پژوهان گشته، لذا ناچارم آن را مکررا تکرار کنم.

  16. پاسخی هست یا اینکه تئوری شریعت عقلانیتان به بن بست خود رسیده؟

  17. آقای قابل یانقدر ملت رو رنج نده
    آخه چرا با قلم قرمز نوشتی؟
    چشم ما ز کاسه در آمد
    مطلب جالبی بود استفاده کردیم

  18. شما چطور از یک طرف عقل مستقل از شریعت رو تنها حجت بشر می دونین و از طرف دیگه اونو موهومی و خیالی خطاب می کنین؟!!!!

  19. سلام آقای قابل
    کامنتی که در پایین همین صفحه و بعنوان پاسخ گذاشتید، خیلی گنگه و بالاخره روشن نمیکنه که شما کدوم یکی رو حجت میدونید!

  20. با سلام بر همه ی دوستان؛
    ۱- برخی «مطلق گرایانه»گمان می کنند که عقل، هیچگونه بهره ای از علوم و تجارب جوامع دینی و پیروان شرایع در طول تاریخ نبرده اند و عقل بشری هیچگونه تأثیری تاریخی از آموزه های وحیانی نبرده است. گرچه بهره بردن عقل بشری از آموزه های وحیانی، به صورت غیر مستقیم بوده و هست، ولی انکار تأثیر پذیری بشر در علم و تجربه ی طولانی خویش از آموزه های وحیانی انبیاء و اولیاء الهی، مورد قبول نیست.
    من این «مطلق گرایی» را انکار کرده ام و هنوز نیز همین ادعا را دارمو به همین جهت معتقدم که «عقل مطلقا مستقل» (از آموزه ها و تجارب وحیانی) ادعایی موهوم و خیالی است.
    ۲- هیچ منافاتی بین نفی  «استقلال مطلق عقل» و پذیرش «استقلال نسبی عقل»از نظر منطقی نیست.
    تردیدی نیست که بسیاری از استدلال های عقلی، ریشه در سرشت انسانی او دارد و کاملا مستقل از شرایع الهیه، اعتبار و حجیت دارند. ولی در همین حال ، بسیاری دیگر از اطلاعات و دانش بشری، ریشه های وحیانی داشته و در استدلال های عقلانی بشر، دخالت داشته اند. چرا که تردیدی نیست که «علم» نقشی بنیادین در «عقلانیت بشری&#

  21. …چرا که تردیدی نیست که «علم» نقش بنیادینی در «عقلانیت بشری داشته و دارد و این امر، صرفنظر از برچسب های «وحیانی» یا «بشری» همواره مورد استفاده قرار می گرفته است. نهایت امر، بسیاری از انبیاء الهی، مأموریت داشته اند که خود را به عنوان «نبی» معرفی نکنند و همچون عالمان و حکیمانی غیر مرتبط با وحی، اندیشه های خود را به جوامع خویش ارائه کنند.آموزه های این گروه(که اکثریت انبیاء را تشکیل می دهند) به عنوان دستاورد های صرفا عقلانی در مجامع علمی شناخته شده و مورد بهره برداری قرار گرفته است.
    ۳-حجیت عقل، خواه در جایی که استدلالش ظاهرا مستقل از شرایع باشد و مبتنی بر امور فطری، یا در جایی که آشکارا در برخی جهات، ملهم از آموزه های وحیانی باشد(استقلال نسبی)، مورد تردید نیست و بر «ادله ی نقلیه ی شرایع» ترجیح دارد.
    ۴- مبتنی بر استدلال فوق، مطلق دانستن استدلال عقل با توجه به مفهوم منطقی آن(که نفی دخالت آموزه های غیر استدلالی را می رساند) ظاهرا منطقی به نظر نمی رسد.
    شاد و سالم و پیروز باشید.  

  22. توصیه می کنم که مقالات مربوط به «عقل و شرع» و مناظرات مکتوب پیرامون آن، بین من و آقای مهدی خلجی را در سال ۸۳ و ۸۴ مطالعه کنید. آرشیو وبلاگ می تواند جزئیات مربوط به این مطلب را در اختیار دوستان قرار دهد. اگر بازهم ایرادی بود، در خدمت دوستان خواهم بود.
    با تشکر و احترام.

  23. سلام بر همه ی عزیزان
    محققین خردمند و گرامی عنایت دارند که جناب آقای قابل در آخرین نظر خود مطلق گرایی را انکار کرده اند و بر این ادعا مصرند که «عقل مطلقا مستقل» (از آموزه ها و تجارب وحیانی) ادعایی موهوم و خیالی است.
    حال مشکل این جاست که به فرض قبول این مدعا، بشر در  حوزه ی کلام، اخلاق و فقه  هیچ حجتی نخواهد داشت چرا که پیشتر فرموده بودند:  
    “تردیدی بین اهل شریعت نیست که تنها حجت بشر در حوزه ی کلام ، عقل مستقل از شریعت است . من این حجیت را در حوزه ی اخلاق و فقه نیز جاری می دانم ”

  24. ضمنا اگر به پستی که ایشان ارجاع داده اند (http://ghabel.persianblog.ir/1383/11 و ذیل پست … در باره ی عقل وشرع ( در سه بخش )  ۲ …) رجوع فرمایید به روشنی خواهید یافت که در جواب یکی از ناقدان خویش فرموده اند:
    “آیا ناقد محترم تردید دارند که در مباحث اعتقادی شریعت محمدی ، تمامی فقهاء ومتکلمان( شیعه و معتزله ) معتقد به حجیت عقل مستقل اند ؟ ( پیش از این بیان شد که اگر مراد آنان « عقل وابسته به شرع » باشد ، مستلزم « دور باطل » است )…”
    سپس چنین نتیجه گرفته اند:
    “بنابراین ، در اصلی ترین و مبنایی ترین بخش شریعت ، « محوریت وحجیت عقل مستقل از شرع » توسط فقیهان شیعه پذیرفته شده است.”
    اکنون هر خردمندی با مختصری دقت درمی یابد که جناب قابل چگونه پاسخ اعتراض فعلی خویش را قبلا داده اند!

  25. سلام جناب آقای قابل
    از مطالب بسیار خوبتان به ویژه مطلب نسبت اخلاق و فقه بسیار استفاده کردم.
    پاینده و پوینده باشید

  26. سلام
    شما با نفی «اطلاق» از «عقل مستقل» گرفتار همان « دور باطل » شدید که در سال ۸۳ فرموده اید.

  27. سلام جناب آقای قابل
    شما که با نفی اطلاق از عقل، پایه و بن شریعت عقلانی را زدید.
    یکی بر سر شاخ بن می برید!

  28. آیا شما این جمله خودتون رو قبول ندارین که تنها حجت بشر عقل مستقل از شریعته؟
    اگه قبول دارین پس چطور اطلاق عقل رو صریحا انکار می کنین؟

  29. Salam
    I read your prediction for the first and last day of Ramadan.It seems it is 31 days in Iran which is different from all over the world (29 Days)! How does this possible? could you please give me more explanation
    Thanks