تفسیر موضوعی قرآن بخش۲۲ (حقوق زنان و آیات مرتبط با آن – ارث)

موضوع : ارث

۱- در آیات ۱۱ و ۱۲ سوره ی نساء می خوانیم ؛ « خداوند به شما توصیه می کند در باره ی فرزندانتان ، برای هر مذکری دو برابر سهم مؤنث ،قرار دهید … اگر همسر (خانم ) شما از دنیا رفت و فرزندی نداشت ، نیمی از ماترک او برای شما خواهد بود … و برای همسر (خانم ) شما یک چهارم ماترک شما خواهد بود ، اگر شما دارای فرزند نبودید … » ( یوصیکُمُ اللَّهُ فی‏ أَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ فَإِنْ کُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَکَ وَ إِنْ کانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَ لِأَبَوَیْهِ لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِنْ کانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ کانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصی‏ بِها أَوْ دَیْنٍ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ لا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعاً فَریضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً @ وَ لَکُمْ نِصْفُ ما تَرَکَ أَزْواجُکُمْ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ کانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصینَ بِها أَوْ دَیْنٍ وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْتُمْ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ وَلَدٌ فَإِنْ کانَ لَکُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَکْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ تُوصُونَ بِها أَوْ دَیْنٍ وَ إِنْ کانَ رَجُلٌ یُورَثُ کَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ کانُوا أَکْثَرَ مِنْ ذلِکَ فَهُمْ شُرَکاءُ فِی الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصى‏ بِها أَوْ دَیْنٍ غَیْرَ مُضَارٍّ وَصِیَّةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَلیمٌ ) .

در این آیات ، اجمالا « تقسیم ارث بر اساس دو برابر بودن سهم مذکر نسبت به سهم مونث » در مورد ؛ فرزندان ، زن و شوهر و برخی دیگر از بستگان ، پذیرفته شده است .

۲- در آیه ی دیگر ( النساء :  ۱۷۶ ) همین نکته را تأکید و تکرار کرده است که ؛ « … اگر فرزند نداشته باشد … و برادران و خواهرانی داشته باشد ، برای هر مردی دو برابر سهم زن خواهد بود » ( یَسْتَفْتُونَکَ قُلِ اللَّهُ یُفْتیکُمْ فِی الْکَلالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَکَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَها نِصْفُ ما تَرَکَ وَ هُوَ یَرِثُها إِنْ لَمْ یَکُنْ لَها وَلَدٌ فَإِنْ کانَتَا اثْنَتَیْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثانِ مِمَّا تَرَکَ وَ إِنْ کانُوا إِخْوَةً رِجالاً وَ نِساءً فَلِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ ) . 

۳- روش رایج تقسیم ارث در شریعت محمدی ، سومین و آخرین نسخه ای است که اجرا شده است . پیش از این رویکرد اخیر ، دو روش دیگر آزمایش شده بود ؛

الف ) ارث بردن مبتنی بر « هم پیمانی بر اساس عقد اخوت و ولاء » که اساسا هیچگونه نقشی برای « خویشاوندی » در آن دیده نشده بود ، هرچه باز می ماند ، مستقیما به « برادر یا هم قسم » فرد از دنیا رفته می رسید و البته او هزینه ی بازماندگان هم پیمان خویش را تأمین می کرد .

ب ) ارث بردن مبتنی بر « ایمان همراه با مهاجرت » . بنا بر این ، بستگان درجه ی اول فرد از دنیا رفته ، در صورت ایمان آوردن به خدا و پیامبر (ص) و عدم مهاجرت به مدینه ( دار الإسلام ) از ارث محروم بودند و تنها بستگان مهاجرت کرده ، ارث می بردند .    

۴- مرحوم « علامه ی حلی » در کتاب « تحریر الأحکام ۵ / ۷ »همین مطلب را توضیخ داده است که ؛ « ارث در آغاز اسلام ، مبتنی بر « پیمان » بود و طرفین قرار داد از یکدیگر ارث می بردند و بستگان را سهمی نبود ( نساء / ۳۳ ). پس از آن « ایمان به اسلام » با شرط « هجرت خویشاوندان » آنان را مستحق ارث قرار می داد  . اگر فرد مسلمان دارای فرزندی بود که مهاجرت نکرده بود ، از ارث محروم می ماند ( انفال / ۷۲ ) . پس از چندی ، قانون ارث مبتنی بر ” پیمان ” و یا ” هجرت ” را با « ارث اولی الأرحام » نسخ کرد ( کان التوارث فی ابتداء الإسلام بالحلف ، فکان الرجل یقول للرجل : دمی دمک ، و ذمتی ذمتک ، و مالی مالک ، تنصرنی و أنصرک ، و ترثنی و أرثک ، فیتعاقدان الحلف بینهما على ذلک ، فیتوارثان به دون القرابة ، و ذلک قوله تعالى : ” و الذین عقدت أیمانکم فآتوهم نصیبهم ” (النساء : ۳۳  ) . ثم نسخ و صار التوارث بالإسلام و الهجرة ، فإذا کان للمسلم ولد لم یهاجر ورثه المهاجرون دونه ، و ذلک قوله تعالى : ” و الذین آمنوا و لم یهاجروا مالکم من ولایتهم من شئ حتى یهاجروا “ (الأنفال : ۷۲  ) . ثم نسخ ذلک بقوله تعالى : ” و أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض “ (الأنفال : ۷۵ ) و أنزل الله تعالى آیات التوارث ) .

مرحوم آیة الله شیخ محمد حسن نجفی ( صاحب جواهر ) در کتاب « جواهر الکلام ۳۹ / ۶ و ۷ » توضیح داده است که ؛ « … عرب ها و برخی اقوام مشابه آنان ، از زمان جاهلیت تا کنون از دادن ارث به زنان و کودکان ، پروا می کرده اند … و قرآن نیز در صدر اسلام ، این رویکرد آنان را پذیرفته بود . پس از آن با شرط « هجرت خویشاوندان مؤمن » آنان را مستحق ارث دانست ، ولی پس از چندی ، قانون ارث مبتنی بر ” پیمان ” و یا ” هجرت ” را با « ارث اولی الأرحام » نسخ کرد و این رویکرد را جایگزین راهکارهای پیشین قرار داد » ( خصوصا مع شدة تسامح الناس ، سیما الأعراب و من شابههم فی المواریث من الجاهلیة إلى یومنا هذا ، فإنهم لا یورثون النساء والصبیان . حتى أنه لما مات أوس الأنصاری عن زوجة و ولد و بنات عمد أبناء عمه و أخذوا المال ، فشکت زوجته إلى رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) فدعاهم ، فقالوا : یا رسول الله إن ولدها لایرکب و لاینکأ عدوا ، فأنزل الله تعالى : ” للرجال نصیب ” إلى آخرها – ثم أنزل : یوصیکم الله فی أولادکم إلى آخرها – . و لقد نسخ بذلک و بآیة أولی الأرحام و غیرها ما کان فی الجاهلیة من التوارث بالحلف و النصرة الذی أقروا علیه فی صدر الاسلام ، و على التوارث بالهجرة ، فقال عز من قائل : ” و الذین عقدت أیمانکم فآتوهم نصیبهم ” و قال : ” إن الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا بأموالهم و أنفسهم “ إلى آخرها ) . 

۵- یاد آوری این نکته لازم است که ؛ « در دوران جاهلیت ، نه تنها به زنان ارث داده نمی شد که در برخی رویکردها ، همسر فرد متوفی را جزو « ماترک = اموال بازمانده » می دانستند و او را همچون بردگان ، به عنوان سهم الإرث ، به یکی از فرزندان ناتنی او می دادند . آنان به کودکان نابالغ خود نیز ارث نمی دادند » .

مرحوم « ملا احمد مقدس اردبیلی » نیز در کتاب « زبدة البیان /۶۴۵ » و در تفسیر « آیه ی ۷ سوره ی نساء » آورده است ؛ « این آیه برای نفی رویکردی آمده است که به زنان و کودکان ارث نمی دادند » ( الثالثة : ” للرجال نصیب مما ترک الوالدان والأقربون وللنساء نصیب مما ترک الوالدان والأقربون مما قل منه أو کثر نصیبا مفروضا “. أی سهم ، … و المعنى أن الإرث بالنسب ثابت من الله فرضا و لازما من غیر اختیار أحد من الوراث سواء کان ذکرا أو أنثى . نزلت لنفی ما کان فی الجاهلیة من عدم الإرث للنساء و الأطفال ، فدلت على ثبوت الإرث فی الجملة » .

مرحوم صاحب جواهر ، در کتاب « جواهر الکلام ج ۳۹ » نیز همین نکته را یاد آوری کرده  است (  جواهر الکلام ۳۹ / ۶ ؛ خصوصا مع شدة تسامح الناس ، سیما الأعراب و من شابههم فی المواریث من الجاهلیة إلى یومنا هذا ، فإنهم لا یورثون النساء والصبیان #  ۳۹ / ۱۰۲ ؛ بل الآیة الأولى قد یتم الاستدلال بها … ردا على الجاهلیة الذین کانوا یحرمون النساء عن الإرث . و إلى من شارکهم فی ذلک فی بعض الأحوال أشار زید بن ثابت فیما رواه عنه أبو نعیم الصحاف فی کتابه مسندا إلیه بقوله : ” من قضاء الجاهلیة أن یورث الرجال دون النساء “ ) . 

۶- در متن آیات پیشین ، که از « دو برابر بودن سهم مذکر نسبت به مؤنث » سخن می گفت ، مواردی وجود دارد که بر خلاف تصور عمومی از این آیه مبنی بر کلی دانستن این رویکرد است . این موارد بخوبی نشان می دهد که ؛ « موضوع دو برابر بودن سهم مذکر نسبت به مؤنث ، کلیت ندارد و تخصیص بردار است » .

به این جملات نگاه کنید ؛ « اگر فرزند داشته باشد ، برای هریک از پدر و مادر وی ، یک ششم از اموال بجا مانده ، خواهد بود = لِأَبَوَیْهِ لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِنْ کانَ لَهُ وَلَدٌ  » ( ۱۱/ نساء ) . یا « اگر میت مرد باشد یا میت زن باشد و کلاله ی او ( افرادی غیر از فرزندان ، پدر و مادر و برادران و خواهران تنی ) وارث وی باشند ، و برادر و خواهری ناتنی داشته باشد ، پس برای هریک از آنان یک ششم خواهد بود و اگر بیش از یک خواهر و برادر باشند ، همه ی آن ها در یک سوم ماترک ، به نحو مساوی شریک خواهند بود = وَ إِنْ کانَ رَجُلٌ یُورَثُ کَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ کانُوا أَکْثَرَ مِنْ ذلِکَ فَهُمْ شُرَکاءُ فِی الثُّلُثِ » ( نساء / ۱۲ ) . 

۷- محرومیت زنان از ارث ، در بسیاری از جوامع بشری آن روز ، مثل ؛ هند و چین و ایران و … کاملا رواج داشت . در آیین زرتشت و متون تاریخی که در تبیین آن شریعت کوشیده اند نیز به دختری که ازدواج کرده و جهیزیه برده ، یا ارث نمی دادند و یا نصف پسر ارث می دادند . در مورد دختران ازدواج نکرده یا بدون جهیزیه نیز برخی گزارش ها از دو برابر بودن سهم پسر از دختر گزارش داده اند ( گرچه برخی مدافعان فعلی زرتشتی ، به تساوی دختر ازدواج نکرده یا بدون جهیزیه با پسر ، در میزان سهم الأرث ، قائل شده اند ) . نتیجه ی بررسی های متون مختلف ادیان هندی ، نشان می دهد که هیچیک آن ها تا قرن ۱۹ میلادی ، حق ارثی برای زنان قائل نبوده اند و تنها مسلمانان هند به زنان خود ارث می داده اند . 

ادامه دارد …

۵ نظر برای این مطلب

  1. موفق باشید مطالب خوبی بود

    یه سر بزن به بلاگ من یه مطلب جالب گذاشتم

  2. سلام…منتظر ادامه اش هستیم

  3. در جمیع امور روسا باید به اعتدال ناظر باشند چون هر امری که از اعتدال تجاوز نماید از طراز اثر محروم مشاهده شود مثلاحریت وتمدن اگر از حد اعتدال تجاوز نماید سبب وعلت ضررگردد…عدل چنین اقتضا می کند که حقوق نوع انسان جمیعا محفوظ ومصون ماند وحقوق عمومی یکسان باشد واین از لوازم ذاتیه هیات اجتماعیه است… اگر موافق این مهم هستید  لطفا بی هیج تعصب وپیش داوری و با دقت وب من را مطالعه بفرمائید چون مطالب آن تماما نمونه ای است از عدم رعایت اصل فوق نسبت به جامعه بهائی      منتظر نظر شما می مانم

    من هنوز منتظرم… http://hoob.blogfa.com

  4. چند وقت قبل که هادی آقا اومده بودند فریمان از آن آرامشی که در صدا و نگاه این فعال سیاسی موج میزد شگفت زده شدم .

    آزاد شدن ایشان را تبریک میگویم .

  5. بسیار عالی

    اما دوست دارم نظر شما را در رابطه با توجیه این مطلب (یعنی نصف بودن ارث زن نسبت به مرد) بدانم که می‌گویند مردان در امور مخارج خانه مسئول اند و بنا بر این باید سهم بیشتری ببرند. آیا این استدلال درست است؟

    (البته اگر قرار باشد این بحث در پست‌های بعدی مطرح شود، صبر می‌کنم)