بررسی اجمالی رؤیت ماه

بسم الله الرحمن الرحیم

نظریات مشهور و مختلف در مسأله ی رؤیت ماه و کیفیت اثبات آن در فقه اسلامی، بخصوص در دهه های اخیر و پس از پدیدار شدن وسایل ارتباطی جدید و امکان تبادل سریع اطلاعات بین دورترین مناطق، به یکی از مشکلات اجتماعی و علمی مبدل شده است.

تأثیر نظریات متفاوت فقهاء در این زمینه بر زندگی اجتماعی، از طریق مسائلی چون؛ تعیین ماه های حرام و ارتباط آن با بحث دیه، تعیین ایام حج وروز عیدقربان، تعیین ابتداء و انتهای ماه رمضان، غیر قابل تردید است.

مسأله ی کیفیت آشکار شدن حقیقت این قضیه برای مسلمانان در عصر حضور پیامبر خدا(ص) و ائمه ی هدی(ع) و لزوم پایبندی و اکتفاء به همان امکانات و روشها در عصر حاضر یا لزوم بازنگری در آن و اعتماد به اظهارات منجمان(ستاره شناسان) و علم نجوم، عملا منجر به اختلافاتی شده ومی شود که دربرخی موارد غیرقابل دفاع است و قطعا سبب وهن شریعت اسلامی می شود. حتی در برخی سالها، در مجموعه ی کشورهای اسلامی سه روز به عنوان عیدفطر(روز اول شوال) اعلام شد، در حالی که حداکثر تفاوت افق درجهان اسلام(حتی با فرض پذیرفتن آن) کمتر از ۱۲ ساعت است و منطقی و معقول نیست که این تفاوت به بیش از ۴۸ ساعت بکشد(تا سبب اختلاف ۳ روزه شود). بنابراین، حداکثر این اختلاف(مبتنی بر نظریه ی اختلاف افق) می تواند خود را در ۲ روز نشان دهد و نه بیشتر.

از سوی دیگر، در قرآن کریم توصیه ی مؤکد به اجتماع و عدم اختلاف شده است. آیه ی«واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا» شامل دو جمله است. ۱- وجوب اجتماع و اعتصام به حبل الله ۲- حرمت تفرقه و پراکندگی. بسیار بعید است که اختلافاتی بزرگ در مسأله ای کوچک(رؤیت ماه) را بتوان از عموم این حکم مؤکد الهی خارج کرد و قائل به «جواز اختلاف عملی» در این مسأله شد.

اسلامی که داعیه ی هدایت بشر و دور کردن آنان از اختلاف و فراخواندن به وحدت و اتحاد را دارد، با عملکرد مسلمین در قضایایی همچون «ثبوت ماه» بیش از پیش مورد استهزاء و توهین قرار می گیرد. کاش این اختلاف، در حدی بود که دفاع علمی و منطقی از آن ممکن بود.

با توجه به اهمیت مسأله، نگاه مجدد فقهی و بررسی علمی این مسأله ضرورت دارد. برای این منظور، به بررسی اجمالی آن پرداخته و برداشت خود را در معرض قضاوت و داوری اهل فن قرار می دهم. شاید به عنوان نوشتاری که ارزش یک بار خواندن را داشته باشد، مورد بررسی و توجه قرار گیرد.

البته لازم است که در جایی دیگر، این مسأله به تفصیل مورد نقد وبررسی قرار گیرد و تمامی نظریات، ادله ی آنها و احتمالات مسأله ارائه شود(به امید آنروز).

*   *   *

پیشینه ی بحث؛ 

ملاک اصلی فقهاء در مسأله ی اثبات حلول ماه، «رؤیت حسی» است. پس از پذیرش این اصل، اختلاف عمده در مورد وحدت یا اختلاف افق است.

۱- مشهور فقهاء از نظریه ی «اختلاف افق» بین مناطق جغرافیایی و امکان دیده شدن ماه در شبهای مختلف و در نتیجه متفاوت بودن اول ماه برای هر یک از آنها، دفاع می کنند.

۲- تعداد زیادی از فقهاء نیز از نظریه ی «وحدت افق» دفاع می کنند که در نتیجه، پس از دیده شدن ماه در یکی از مناطق جغرافیایی، در تمامی مناطق(بطور یکسان) اول ماه خواهد بود.

۳- برخی از فقهاء، فاصله و اختلاف بیش ازحد مناطق(مثل فاصله ی قاره ی امریکا با مجموعه ی به هم پیوسته ی اروپا، آسیا و افریقا) که موجب اختلاف زیادی در افق آنان می شود را ملاک تفاوت اول ماه دانسته اند.

۴- بسیاری از فقهاء(از هر سه گروه پیش گفته) دیده شدن ماه در مناطق شرقی را ملاک اثبات اول ماه در مناطق غربی نیز دانسته اند در حالیکه عکس آن را صادق نمی دانند.

۵- نظریه ی دیگری وجود دارد که با ملاک«رؤیت حسی» فقط با نظریه ی«وحدت افق» سازگاراست(البته با ملاک «رؤیت علمی» با نظریه ی اختلاف افق هم سازگاراست). طبق این دیدگاه«اگر هلال ماه تاقبل ازظهر روز بعد(تقریبا۱۶ساعت پس از غروب آفتاب) در هر یک از مناطق جغرافیایی دیده شود، آن روز برای همگان اول ماه خواهد بود».

البته ممکن است از این پس فقیهی پیدا شود که علیرغم پذیرش نظریه ی اختلاف افق، آن را مشروط به رؤیت ماه تاقبل از ظهر روز بعد کند. در این صورت، ظهر روز بعد(زوال شرعی) هر منطقه ی جغرافیایی، برای همان منطقه ملاک خواهد بود. بنابراین تفاوت چند دقیقه ای هم می تواند منجر به اختلاف اول ماه در هر یک از آنها شود.

مثلا، ظهر شرعی مشهد، نیشابور، سبزوار، شاهرود و هر شهری که غربی تر از آنان باشد، باهم متفاوت است. به لحاظ محاسبات ریاضی، ممکن است هلال ماه در یکی از مناطق غربی که اختلاف افق آن با ایران بیش از کل ساعات بین غروب آفتاب تایک ثانیه قبل از ظهر شرعی(که معمولا بیش از شانزده ساعت) است، دیده شود. در نتیجه ممکن است اختلاف افق بین منطقه ای که ماه در آنجا دیده شده با شهری غربی(مثل نیشابور نسبت به مشهد، تا چه رسد به تهران یا تبریز یا دمشق یا مادرید که ظهر آن دیرتر ازشهر شرقی است) منطبق با چند ثانیهقبل از ظهر آنان باشد. در این صورت، قطعا رؤیت ماه با بعد از ظهر شرعی شهر شرقی همزمان می شود و درنتیجه آن روز برای شهرهای شرقی اول ماه نخواهد بود، در حالی که برای شهرهای غربی اول ماه خواهد بود. البته ملاک مورد نظر هرفقیهی در میزان و مقدار ( کمیت) دوری و نزدیکی لازم برای هم افق دانستن یا ندانستن مناطق، همچنان در تعیین مناطقی که اول ماه برای آنان ثابت میشود و آنانی که آن روز را به عنوان آخر ماه گذشته باید محسوب کنند ، تأثیر گذار خواهد بود.

بررسی برخی متون؛

این دیدگاه های مختلف ، همگی با محوریت «رؤیت حسی» به عنوان تنها ملاک پذیرفته شده نزد اکثریت فقهاء ، ارائه شده است.

اگر به مجموعه ی متون اولیه ومعتبرشریعت محمدی(ص)مراجعه ای مجدد داشته باشیم، با راههای دیگری برای« اثبات حلول ماه» نیز مواجه میشویم که برخی از آن راهها ازسوی برخی علما ء ( هرچند اندک) پذیرفته شده است وانحصار موجود نسبت به رؤیت حسی رامنتفی میکند.

اتفاقا برخی از آن راهکارها ، اطمینان بیشتری برای اثبات حلول ماه ایجاد می کندکه می توان ازآن به عنوان «رؤیت علمی» تعبیر کرد. رایج ترین موارد یاد شده درروایات عبارتند از؛

۱- دربرخی روایات،ازراهکار محاسبه ی ریاضی واعلام اول ماه بودن شصتمین روز پس از اولین روزدوماه قبل، سخن به میان آمده است. به عبارت دیگر؛ محاسبات تجربی و علمی درخصوص ۵۹ روز بودن هر دو ماه قمری، رسما پذیرفته شده است.بنابراین روایات،روز شصتم ازآغاز ماه رجب،به عنوان روز اول ماه رمضان معرفی شده است. این امر به معنی برسمیت شناختن محاسبات دقیق علمی برای اثبات اول ماه است. ( وسائل الشیعة ۱۰/۲۸۵ شماره ۵ و۷)  

۲- در برخی روایات، به راهکار محاسبه ی ۵ روز بعد از آغاز ماه رمضان سال گذشته( از نظر ایام هفته)در هر سال وشش روز در سالهای کبیسه، برای تعیین اول رمضان سال جاری توصیه شده است. این مطلب نیز به روشنی نشان میدهد که راهکارهای تجربی و علمی برای اثبات حلول ماه ، مورد تأیید شریعت محمدی(ص) است.(کافی۴/۸۰و۸۱ احادیث۱ تا۴٫وسائل الشیعه۱۰/۲۸۳،۲۸۴و۲۸۶ ش۱ تا۴ و۸).

۳- روایاتی وجود دارند که غروب هلال ماه را در دقایق مختلف،نشانه ی اثبات اول یا دوم ماه دانسته اند. در این روایات ، غروب هلال ، قبل از ناپدید شدن شفق(سرخی طرف مغرب) را نشانه ی اول ماه و غروب پس از ناپدید شدن شفق را نشانه ی شب دوم ماه ، دانسته اند.

این مطلب نیزامری است که مبتنی بربعضی محاسبات تجربی وعلمی ارائه شده است وارتباطی بانظریه ی رؤیت حسی ندارد. ( کافی۴ /۷۷ و۷۸  ش۷ ، ۱۱ و۱۲ . من لایحضره الفقیه ۲/۱۲۴ ش ۱۹۱۶  و۱۹۱۷  و۱۹۲۱٫ تهذیب۴ /۱۵۷ و۱۷۸ .استبصار۲/۷۵ ).

۴- گذشتن ۳۰ روزتمام از اول ماه قبل (درصورت عدم رویت ماه، قبل از۳۰روز )باعث اثبات اول ماه میشود،که مبتنی بر رؤیت حسی نیست و متکی بر اصلی تجربی وعلمی است که تغییرات ماه(قمر)راحداکثر درمدت۳۰ روز ارزیابی میکند.( کافی ۴/۱۶۹ ش۱٫ من لایحضره الفقیه ۲/۱۶۸ ش۲۰۳۷ ).

اکنون می توان گفت که؛راه اثبات حلول ماه،منحصر در« رؤیت حسی» نیست،بلکه اگر از راههای اطمینان آور دیگر،برای کسی اطمینان پیداشود که اول ماه فرارسیده است،میتواند به اطمینان خویش عمل کند.البته درجایی که آدمی مطمئن نشده است،نباید مبتنی برشک وتردید اقدام کند.

این ازنظر تکلیف فردی میتواند مشکل را حل کند،ولی مسأله ی اثبات اول ماه،ازمنظر تکلیف ونظم اجتماعی

نیز مورد توجه شریعت اسلامی است.مسأله ی عید فطر و قربان و نماز عید و مناسک اجتماع عظیم حج( که مبتنی بر وحدت اجتماعی مسلمانان است) و احکام جزائی مرتبط باماههای حرام (بنابرنظریه ی رایج فقهی) کاملامربوط به حوزه ی عمومی واجتماعی است.

از این منظر، باید به راهکار یا راهکارهایی اندیشید که علاوه برعلمی و شرعی بودن، منجر به اتحاد کلمه ی مسلمانان شود واز این پراکندگی غیر منطقی وغیرعلمی مانع شود.

***

رؤیت قبل از ظهر؛  

اگر به نظریه ی شماره ی ۵ در پیشینه ی بحث مراجعه کنیم،می بینیم که با آن راهکار تجربی و مشروع، میتوانیم به اختلافات موجودپایان دهیم (مگرآنکه قائل به اختلاف افق حتی درحد چند ثانیه باشیم که دراین صورت،به ندرت ممکن است که بازهم اختلاف باقی بماند، آن هم فقط در مناطقی که بیش از ۱۶ ساعت با یکدیگر اختلاف افق داشته باشند).

این نظریه،از روایات متعددی برای اثبات مشروعیت خویش بهره می برد.دربین روایات یادشده، روایات معتبره ، درحد استفاضه وجود دارد(صحیحه، موثقه و…) و جمعی از بزرگان فقهاء آن را پذیرفته اند ویااحتمال صحت آنرا منطقی دانسته اند.

ظاهرا علت عدم پذیرش این نظریه توسط بسیاری از فقهای گذشته، تلقی نامعقول بودن دیده شدن ماه در روز و بخصوص تانزدیکی ظهر بوده است.

به یاد آوریم که بحث کروی بودن زمین وکراتی چون ماه وگردش آنان به دورخورشید ووضعیت هریک نسبت به دیگری و تأثیر آن بردیدگاه های فقهی در این مسأله، تاحدود قرن دهم هجری قمری دربین اکثر قریب به اتفاق مسلمانان مطرح نبوده است و در بیانات فقهای قرون یازدهم و دوازدهم  نیز  تردید هایی در این خصوص دیده می شود به گونه ای که یکی از عمده ترین دلایل  برای نپذیرفتن ادعاهای منجمان را اعتقادات آنان مبتنی بر حرکت ستارگان شمرده اند. بنابر  این ،وجه معقولی برای بحث رؤیت ماه درروز نمی دیده اند.

مرحوم شیخ طوسی ، در کتاب « استبصار۲ /۷۴ » (بعد از نقل روایاتی که مسأله ی رؤیت قبل و بعد از زوال رامطرح میکنند) مینویسد؛ « و لم یکن لرؤیته قبل الزوال و بعد الزوال معنی یعقل…= معنای معقولی برای دیده شدن ماه در قبل و بعد از زوال (ظهرشرعی) قابل تصورنیست» . همین نظریه را مرحوم میرزا ابوالقاسم گیلانی معروف به قمی در «غنائم الایام ۵ /۳۲۴» با ادعای اجماع درعدم قبول اثبات ماه از این طریق، یاد آوری کرده است.

حتی فقیهانی مثل سیدمرتضی وبرخی همفکران او در گذشته وحال،ظاهرا تنها از باب تعبد و یا امکان تحقق آن در هنگامه ی اتفاقات بسیار نادری (مثل کسوف) این نظریه را پذیرفته اند ( آیةالله محمدسعیدحکیم، منهاج الصالحین ۱ /۳۴۶ ) درحالیکه بیان این نظریه از سوی اولیاء خدا ، همچون معجزه ای است که بسیار پیش از زمان درک صحیح وهمه جانبه ی آن توسط اکثرمردم ، درمتن شریعت محمدی(ص)تعبیه شده است.

با توجه به وسایل و امکانات آن روزگار وتقریبا ناممکن بودن انتقال سریع اخبار ، آنهم درعرض یک یادو روز و از فاصله هایی درحد بیش از۱۶ ساعت اختلاف(چند هزارکیلومتر )تنها گزینه ی معقول آن زمان،امکان باخبرشدن مسلمانان مناطق شرقی (مثل عراق یاعربستان)از رؤیت اول ماه رمضان(مثلا ) در مناطق غربی(مثل مغرب یا مراکش فعلی، اندلس و…) در اواسط یا اواخر ماه رمضان بود ، که البته در تعیین آخر ماه رمضان یا اول ماه بعد می توانست موثر واقع شود( آنهم درصورت عدم رویت حسی ماه در پایان روز ۲۹ رمضان درعراق).

در هر صورت ، با توجه به اینکه اختلاف افق از شرقی ترین منطقه ی مسکونی عمده ی زمین ، مثل ژاپن واسترالیا ، تا غربی ترین ایالت های امریکا و کانادا و امریکای جنوبی ،حد اکثر درهمان محدوده ی ۱۶ ساعت(یا یکی دوساعت بیشتر ) قرار میگیرد واحتمال اختلاف (مبتنی برنظریه ی اختلاف افق) به کمتر از یکی دو درصد میرسد ، می تواند مبنای محکمی برای اثبات اول ماههای قمری و رفع اختلافات باشد.

امروزه که انتقال اخبار و وقایع جهان بصورت همزمان و یا با چند ثانیه اختلاف، صورت می پذیرد، این راهکار علمی وشرعی کاملا قابل درک است و به گمان من،حلال مشکلات جهان اسلام خواهد بود.

البته با دیدگاه بزرگانی چون مرحوم آیةالله خوئی،که قائل به وحدت افق برای کل جهان است،این مشکل تاحدودزیادی برطرف میشود و به همین جهت ایشان با این نظریه (ملاک بودن رؤیت قبل ازظهر )نیز همراهی میکند و پس ازنقل روایات مربوط به رؤیت ماه درقبل وبعداززوال،رسما میگوید:«فلانری مانعا من العمل بهاتین الروایتین المعتبرتین السلیمتین عن المعارض…= ما برای عمل کردن به این دو روایت معتبره که معارضی هم ندارند مانعی نمی بینیم» (کتاب الصوم۲/۹۹) . ولی اگر فقیهی همچنان بر ملاک بودن « رؤیت حسی» تأکید کند ، در صورت عدم رؤیت ماه در هیچیک از مناطق (مثلابخاطر ابری بودن) و اثبات علمی آن توسط محاسبات ستاره شناسانه ، این اختلاف همچنان باقی خواهد ماند . گرچه نسبت به نظریه ی دیگر(اختلاف افق) نتیجه بخش تر است.

بزرگان وفقیهانی که این نظریه را پذیرفته یااحتمال صحت آن راداده اند،عبارتنداز؛ ۱- مرحوم سید مرتضی. او ادعا کرده است که ؛ « هذا صحیح مذهبنا = این نظریه ی صحیح در مذهب شیعه است » . برداشتی که سایر فقهاء از این کلام او کرده اند این است که«وی ادعای اجماع کرده است».گرچه اطمینان به عدم صحت اجماع (در صورت ادعای سید مرتضی) وجود دارد ولی این ادعا نشانگر آنست که تعداد زیادی از فقها ء قبل یامعاصر او به این نظریه معتقدبوده اند(به نقل از،مجمع الفائدةوالبرهان۵/۳۰۰) .۲- مقدس اردبیلی که می گوید ؛ « لانها مؤیدة =روایت مربوط به اثبات ماه درصورت رؤیت قبل از زوال مورد تأییداست»( مجمع الفائدة و البرهان۵  /۳۰۱ ).  ۳- مرحوم صاحب مدارک، روایات را معتبر دانسته و بی اعتنایی به آنها را بسیار مشکل میداند. (مدارک الاحکام ۶/۱۸۱) . ۴- محقق حلی در دو کتاب « مختصر النافع » و « معتبر » بخاطر اهمیت این روایات ، در حکم مسأله تردید کرده است . ( به نقل از ، مدارک الاحکام ۶ /۱۸۱ ). ۵ -  محقق سبزواری در کتاب « ذخیرة » . ۶ -  فیض کاشانی در « وافی » از این نظریه دفاع کرده است . ۷ -  علامه ی حلی در «مختلف» درخصوص اثبات ماه رمضان پذیرفته است. ۸- مرحوم نراقی در«مستندالشیعة»با استدلال درمورد عدم اختلاف افق، اثبات اول ماه با رؤیت قبل از زوال را  حجت می داند . ۹ – آیةالله ابوالقاسم خوئی ، می گوید: « قدعمل بهما جمع من الاصحاب=به دو روایت اثبات ماه بادیدن قبل اززوال،جمعی از فقهای شیعه عمل کرده وآنرا پذیرفته اند- کتاب الصوم۲/۹۹»(پیش ازاین نیز از نظرایشان مطلع شدیم). ۱۰- آیةالله محمد صادق روحانی ( فقه الصادق ۸/۲۷۲ ) رسما ثبوت هلال به این ترتیب را پذیرفته است . ۱۱ – آیةالله محمد سعید حکیم ، رؤیت قبل اززوال رااثبات کننده ی اول ماه میداند.(منهاج الصالحین ۱/۳۴۶). 

عمده ترین دلیل این نظریه ، روایاتی است که یا صراحتا و یا تلویحا بر این مطلب دلالت می کند؛

۱- صریح معتبره ی حماد از امام صادق(ع)،(که از سوی فقهاء به عناوینی چون؛ صحیحه،مصححه، موثقه و حسنه ،متصف شده و میشود) که متن آن اینگونه است؛«اذا رأو الهلال قبل الزوال، فهو للیلته الماضیة، و اذا رأوه بعد الزوال، فهو للیلته المستقبلة = اگر هلال ماه راقبل از زوال ببینند، مربوط به شب گذشته است واگر آن رابعداززوال ببینند،مربوط به شب آینده است».(کافی۴/۷۸ ش۱۰ . استبصار۲/۷۳ ).

۲- صریح معتبره ی عبیدبن زرارة وعبدالله بن بکیر از امام صادق(ع)که فرمود:«اذا رئی الهلال قبل الزوال،فذلک الیوم من شوال،واذارئی بعدالزوال فهو من شهررمضان=اگر هلال ماه ،قبل ازظهرشرعی رؤیت شود ، آن روز از «شوال» محسوب میشود، و اگر بعد از زوال دیده شود، آن روزازماه رمضان محسوب میگردد».(استبصار۲/۷۴).

۳- صریح معتبره ی محمدبن عیسی،که درپاسخ پرسش او(که اگرقبل یا بعد از زوال،ماه راببینیم، افطارکنیم یاخیر؟  پاسخ مکتوب امام(ع) را اینگونه نقل میکند:«…فانه ان کان تاما رئی قبل الزوال =…اگر ماه تمام باشد، قبل از زوال دیده میشود» (تهذیب ۴/۱۷۷ شماره۶۲ .استبصار ۲/۷۳ ).

۴- مفهوم روایت محمدبن قیس از امام باقر(ع) نیز تأیید میکند که؛ « اگرقبل از وسط النهار(ظهرشرعی)دیده شود ، آن روز اول شوال است ».( من لایحضره الفقیه ۲/۱۲۳ ش۱۹۱۱٫ تهذیب ۴/۱۵۸ ش۱۲٫ وسائل الشیعه ۷/۴۳۲ ).

۵- مفهوم معتبره ی اسحاق بن عمار نیز رؤیت قبل از وسط النهار رابرای افطار واول شوال بودن آن روز،کافی میداند.(تهذیب ۴/۱۷۸ ش۶۵).

***

نتیجه ی بررسی؛

۱- راه اثبات حلول ماه منحصر دررؤیت حسی نیست.تأکید وتکرار بیشترآن نسبت به سایر راهکارها ، ناشی از عدم وجود امکانات کافی برای استفاده ی اکثرمردم از سایر راهها و امکان بیشتر بهره گیری از رؤیت حسی بوده است.

۲- راههای علمی و محاسبات « ژئوفیزیکی» برای تعیین زمان حلول وانعقادماه جدید،باتوجه به دقیق بودن آن و اطمینان حاصل ازآن ، تنهاراه برای جلب اعتماد عمومی درسراسرجهان و پایان بخشیدن به اختلافات پیش گفته است. سایر راهها عملا به اختلاف موجود منجر میشود.

۳- ملاک عدم اعتماد پیشینیان به محاسبات حسابگران و منجمان،سو ءاستفاده هایی بوده است که آنان از دانش خود می بردند وگاه همچون ساحران،ازجهل مردم زمان خویش بهره برداری میکردند وبا افسانه بافیهای تعجب برانگیز از آنان اخاذی میکردند. اختلاط مسائل علمی وادعاهای خرافی، موجب تردید و مشکوک شدن دستاوردهای علمی نیز شد . در  بسیاری از متون دینی ، رد پای  خرافات عرضه شده   به عنوان محاسبات نجومی و نیک و بد دانستن ایام ولیالی(سعد ونحس)و مبارزه ی قولی وعملی اولیاءدین(ع) با آنان دیده میشود. عدم امکان تفکیک برای توده ی مردم و ادامه ی سو ء استفاده ها،سبب اصلی برای اقدامات پیشگیرانه وتوصیه به دوری گزیدن از منجمان وحسابگران درآن زمانها بوده است.

اما درزمان ما که صحت پیش بینی های علمی دراز مدت (درحد چندسال) مؤسسات ژئوفیزیک راباتمامی جزئیات مشاهده کرده ومیکنیم وامکان سو ءاستفاده های گذشته به کلی ازبین رفته است( کسی درصدد بهره برداریهای خرافی نیست) و نتایج علمی آنان اطمینان آوراست، دوری گزیدن وپیشگیری توصیه شده در برخی روایات، موضوعا منتفی است.

دقت فراوان محاسبات زمان ما(درحدچندصدم ثانیه)درپیش بینی نسبت به اتفاقاتی که ازچندده سال پیش ، گزارش داده اند و کثرت وقایع مورد گزارش وتحقق بدون تخلف آنها ، هرگونه تردید در صحت آن نتایج را منتفی میکند.

درهمین موضوع اثبات حلول ماه،مرحوم شیخ طوسی روایتی را ازمحمدبن عیسی نقل میکند که؛«ابوعمر به امام(ع) نوشت:گاه بدون وجود مانعی درآسمان،نمی توانیم ماه را ببینیم. مردم آنروز را افطار میکنند وماهم افطار میکنیم.گروهی از حسابگران دراینجا میگویندکه:ماه درهمان شبی که ما آن را ندیدیم ، در مصر و افریقا و اندلس دیده میشود . آیا جایزاست که به گفتار آنان اعتماد کنیم؟ … امام(ع)در پاسخ نوشتند : لاتصومن الشک ، افطر لرؤیته و صم لرؤیته = البته روزه ی مشکوک نگیر ، افطار کن و روزه بگیر بخاطر رؤیت ماه » (وسائل الشیعه ۱۰/۲۹۷ ش ۱۳۴۵۹ – باب۱۵ ش۱).

روشن است که امام (ع)هیچ سخن صریحی در عدم قبول نظر حسابگران نفرموده اند ، بلکه به نتیجه ی آن اشاره کرده اند.مفاد فرمایش امام این است که؛«به راه های شک برانگیز اعتماد مکن،بلکه از راههای اطمینان بخش بهره بگیر».درحقیقت این سخن مؤید آن است که سخن حسابگران در آن زمانها فقط تولید شک میکرده است.چراکه پرسشگر همچون سایرمردم،امکان بررسی صحت وسقم ادعاهای آنان رانداشته است.به عبارت دیگر،مفهوم سخن امام(ع)این است که؛ « اگرسخن همان حسابگران برای فردیا افرادی تولید اطمینان کند، مطمئنا درموردآنان نافذاست».

۴- همانگونه که مرحوم آیةالله خوئی به تفصیل گزارش داده است،مسأله ی روز وشب ماههای قمری از نوع طلوع وغروب خورشید برای اهل زمین نیست .

گردش زمین ، که عامل تفاوت افق در طلوع و غروب خورشید برای مناطق مختلف زمین است ، هیچگونه دخالتی در انعقاد یاعدم انعقاد ماه برای مناطق مختلف زمین ندارد ، بلکه چگونگی قرار گرفتن ماه نسبت به زمین،برای تمامی مناطق آن یکسان است.یعنی درساعت ودقیقه وثانیه ای مشخص،ماه منعقد میشود(بخش نورانی ماه درحد اقل آن روبروی زمین قرار میگیرد).البته ممکن است که آن ساعت،دربرخی مناطق زمین ،مصادف باساعتی پس ازغروب آفتاب،شب ویا ساعات روزباشدکه عملا امکان رؤیت حسی برای مردم آن مناطق وجود نداشته باشد ، در حالی که برای آنانی که ساعت انعقاد ماه مصادف با دقایقی پس از غروب آفتاب در منطقه ی محل سکونت آنان است،عملا قابل رؤیت خواهدبود.بنابراین،مسأله ی ایام ماه ، به مسأله ی ایام هفته بیشتر  شباهت دارد تا به بحث اختلاف افق. هیچکس در روز های هفته اختلاف نکرده است . تمامی شرایع و همه ی دانشمندان، ستاره شناسان و مؤسسات ژئوفیزیک دراطلاق عناوین برای ایام هفته، اتفاق نظر دارند.

بایدمسأله ی ایام ماه نیز پیش همه یکسان باشد . یعنی برای مبدأقمری یاخورشیدی یا هرچیز دیگر( پس از پذیرش آن مبدأ ) همین اتفاق نظر پدیدارشود.

۵- تآیید این مطلب (تأثیرقبل یابعد ازظهر ،درتغییر محاسبات ایام )را در محاسبه ی سالهای شمسی نیز میتوان مشاهده کرد.مثلا اگر زمان تحویل سال،یک ثانیه بعد از ظهر روز سی ام اسفند ماه باشد، آن روزرابه عنوان آخراسفندثبت می کنند وسال را« کبیسه»میخوانند،درحالی که اگرتحویل سال، یک ثانیه قبل از ظهر همان روز باشد،آن روز را روز اول فروردین میدانند.بنابراین معلوم میشود که مبنای محاسبه ی روزهای هرماه،مبتنی برشاخص « نصف النهار» (زوال) است.

تایید این شاخص درروایات معتبره،به منزله ی « تأیید سیره ی عقلاء» از سوی شارع است وبه همین جهت راهکاری معقول ومنطقی وکاملا مشروع است.

۶- اقدام لازمی که این نظریه را به عنوان « برطرف کننده ی اختلافات موهن» تثبیت می کندودر حقیقت آن را تکمیل کرده ومتجلی میسازد، گزارش یکسان دانشمندان موسسات ژئوفیزیک است که باید زمان دقیق انعقاد ماه جدید (حلول ماه)را پیش از پایان هرماه به اطلاع عموم برسانند.

حتی اگر خود آنان از نظریات فقهایی پیروی می کنندکه فقط رؤیت حسی رامعتبرمی شمارند ، مانع شرعی برای بیان محاسبات علمی خود نخواهندداشت وبهتر است که درخصوص تعیین دقیق زمان حلول ماه براساس ملاک های علمی، مشارکت جویند تا هرگونه تردید درصحت زمان تعیین شده برطرف گردد.

اهمیت این اظهارنظر ونقش تعیین کننده ی اطلاع عموم مردم از محاسبات علمی،درتحقق عملی این راهکار درمجامع اسلامی،بی بدیل است ونشان میدهدکه نقش دانشمندان سایرعلوم درتبیین وتثبیت احکام شرعی کمتر از نقش فقیهان نیست.

به امید روزی  که شریعت متکی بر علم و عدل و اخلاق ، مجددا به عامل برانگیزاننده ی بشر به سوی اتحاد و همزیستی مسالمت آمیز مبدل شود و جایگاه تربیتی ، نشاط انگیزی و اطمینان بخشی خود به نوع بشر را به عنوان « جایگاه اصلی » دوباره به دست آورد . (آمین رب العالمین) .

احمدقابل………. تاجیکستان………….۱۲/شعبان/۱۴۲۵ …………..۷/۷/۱۳۸۳………….۲۷/۹/۲۰۰۴

۶ نظر برای این مطلب

  1. سلام علیکم

    تناقض نظریه شما وآقای منتطری بسیار برایم سوال برانگیز است! چون همانطور که حتما در جریان هستید ایشان روز شنبه را عید اعلام کردند

  2. درود به همه هم وطنان ایرانی

    از تمامی دوستان (وبلاگ نویسان) محترم تقاضا می شود در ویلاگ ” دریای خزر ”

    اعتراض خود را در مورد تقسیم قسمتی از میهنمان( ایران عزیز ) ثبت و این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنند. که شاید کوچکترین کاری در جهت حفظ سرزمین مادری باشد .

    http://www.khazareiran.blogfa.com

  3. بحث شما سودمند و فرمایش شما متین.

    در حاشیه، می خواستم نقدی بر نظر آقایانی داشته باشم که می گویند هرجا هلال ماه دیده شود، برای همه ی بلاد حجت است و یکی از دلایلی که می‌آورند این است که شب قدر یکی است، عید فطر یکی است و … . گیریم که همین طور باشد. اگر آغاز شب قدر را پس از غروب آفتاب بگیریم، تکلیف بلادی که اختلاف ساعت دارند چه می‌شود؟

    منظورم این است که می‌گویند شب قدر برای همه یکی است، پس چرا وقتی برای عده ای در یک شهر شب قدر است، عده ای دیگر در نیمروز اند؟ شب قدر در نیمروز که نمی‌شود!!

  4. آقای قابل رفتنتان به تاجیکستان مقطعیست یا طولانی ؟ امیدورام هر کجا که هستید در پناه حضرت حق برقرار و پاینده باشید و روزی برسد که وطن عزیزمان اینگونه فرزندان غیور و ارزشمندی چون شما را دور از خود نیابدو مشتاقان علم و عمل شما توان بهره گیری آزادانه از محضر شما را داشته باشند . زنده باد آزادی  و ننگ بر هرگونه جور و ستم .

  5. من اکنون در شهر فریمان ، استان خراسان رضوی و در کشورم ایران سکونت دارم . این مقاله را درسال ۱۳۸۳ که در تاجیکستان ساکن بودم نوشته بودم و در همان زمان نیز در وبلاگ ، منتشر کردم . اکنون و پس از اعلام روز جمعه ۲۰ مهرماه ۱۳۸۶ به عنوان عید فطر ، و دلایل مختصری که یادآوری کرده بودم ، در پاسخ به خواسته ی برخی دوستان مبنی بر شرح مطلب ، مجددا به انتشار آن اقدام کردم

    موفق باشید.

  6. باسلام

    آقای قابل مقاله یک دین چند شریعت شما را در زمانه خواندم و نظرم را در دین خدائی(جهان وطنی)

    و دین عربی(قومی گرائی و ملی گر ائی)بیان داشتم.

    اما در رابطه با زمان ( تقویم قمری) البته اگر بشود آنرا تقویم نامید.

    تقویم قمری تقویمی است که در زمان خلافت عمر

    که دست به اصلاحات بنیادی در اسلام زد درست شده وهیچگونه ربطی به قرآن و حضرت محمد(ص)

    ندارد فقط جای بسی تاسف است که با این عمل

    یک بحث علمی را با تفاسیر غلط به آیات قرآنی تحمیل نموده اند.

    در این رابطه میتوانید مقاله را در وبلاکم و یا در باشگاه اندیشه زیر ( نظریه ای بر روی تقویم قمری)

    مطالعه نمائید.mrezamahdi.blogfa.com

    باتشکر: محمدرضا-مهدی