- شریعت عقلانی – احمد قابل - http://www.ghabel.net/shariat -

تظاهر به ساده زیستی

Posted By احمد قابل On شهریور ۳۰, ۱۳۸۶ @ ۱۲:۵۸ ب.ظ In مقالات | 4 Comments

متن پیش روی مخاطبان گرامی ، یادداشتی است که برای هفته نامه ی شهروند امروز

نوشتم و چندی پیش منتشر شد . امید است وقت شما را هدر ندهد .

تظاهر به ساده زیستی 

 به نام خدا 

«ساده زیستی» به مفهوم «آسان زندگی کردن» است. یعنی در زندگی فردی و اجتماعی انسان، می توان دو رویکرد را مشاهده کرد؛ سخت گیری و یا آسان گیری.

بسیاری از آدمیان ، در زندگی مادّی ، روحیه ای « سخت گیر » دارند . همه ی نمود های زندگی آنان پیچیده و دشوار است . در خوراک ، پوشاک ، مسکن ، تحصیل ، تفریح و … دشوار ترین خواسته ها و روش ها را بر می گزینند . همیشه بیش از حد لازم ، به « جوانب ظاهری زندگی خود » می اندیشند و گمان می کنند که تنوع طلبی های بی پایان ، آسایش را برای آنان  فراهم می کند .

بی تردید ، هزینه های فراوان تنوع طلبی بیش از حد ، آسان تأمین نمی شود و باید برای فراهم کردن مطلوبات بی پایان ، درآمدی بی پایان را فراهم کرد . بنا بر این باید تمام وقت خود را به تلاش فراوان برای تأمین خواسته های خود اختصاص دهد . نتیجه ی این رویکرد چیزی جز « رنج فراوان و ازدست رفتن فرصت ها » برای اهدافی کوچک و کم ارزش نخواهد بود .

طبیعتا در این رویکرد ، اهداف برتر انسانی ، مثل ؛ تفکر و آموختن دانش ، رشد معنوی ، شناخت و پاسداری از حقوق انسانی خویش همچون ؛ آزادی و برابری ، توجه به دیگران و تلاش لازم برای انجام وظایف اجتماعی و یاری رساندن به همنوعان برای رسیدن آنان به حقوق انسانی خویش و … فراموش می شود . در چنین صحنه ای است که « انسان خود بین و کوته فکر » نمایان می شود .

برخی آدمیان در زندگی مادّی ، روحیه ای « آسان گیر » دارند . آنان نیز از خوراک ، پوشاک ،  مسکن ، تحصیل ، تفریح و … برخوردارند . تنها تفاوت این گروه با گروه نخست ، ساده بودن خواسته ها و روش های رسیدن آنان به خواسته های شان است .

اگر گروه اول در انتخاب پوشاک خود ، هرروز با رنگ و نمونه ای متفاوت و پرهزینه و بیش از حد نیاز ، خود را می آراید ، گروه دوم به پوشش مناسب و پاکیزه و در حد نیاز و توان مالی خود بسنده می کند . همین رویکردهای دوگانه ، در انتخاب و آرایش محل سکونت ، وسیله ی نقلیه ، لوازم منزل و … نیز خود را نشان می دهد . به این موارد ، انتخاب و فراهم آوری خوراک ، ابزار و مقدمات تحصیل ، انتخاب تفریحگاه ها و ابزارها و روش های رسیدن به اماکن تفریحی ، رویکردهای درمانی لازم و غیر لازم و امثال آن را می توان دید . یکی برخود و بستگان و همراهانش سخت می گیرد و هزینه های هنگفت را تحمیل می کند و دیگری آسان می گیرد و به حد متوسط قناعت می کند .

شیخ اجل ، سعدی شیرازی می گوید ؛ « مرو در پی هرچه دل خواهدت / که تمکین تن ، نور جان کاهدت # کند مرد را نفس امّاره خوار / اگر هوشمندی عزیزش مدار # اگر هرچه باشد مرادت ، خوری / ز دوران بسی نا مرادی بری # تنور شکم دم به دم تافتن / مصیبت بود روز نا یافتن » .  

کسی نیست که تفاوت دو رویکرد « اسراف و قناعت » را نداند . کسی که به هنگام مصرف ، در حدی منطقی و معقول برای برطرف کردن نیازهای طبیعی خود متوقف می شود و به آن بسنده ( قناعت ) کرده و از آن تجاوز نمی کند با آن کس که پا را از حدود منطقی و معقول مصرف ، فراتر می گذارد ، در منظر عقل و نقل ( شریعت ) یکسان ارزیابی نمی شوند .

یادآوری این نکته را لازم می دانم که « ساده زیستی » به معنی عدم تلاش برای تولید هرچه افزون تر نیست ، که تلاش بی وقفه برای تولید ، بسیار مورد سفارش شریعت محمدی (ص) است . آنچه مورد نظر است ، مدیریت هزینه ها و مصارف است . ساده زیستی ، یعنی « کم هزینه کردن و به اندازه ی نیاز حقیقی مصرف کردن و پرهیز از زیاده روی در مصرف » و اسراف ، به معنی رویکردی متضاد با آن در مصرف است.

و اما « تظاهر به ساده زیستی » ناشی از درک اجمالی « تفاوت داوری عقلاء در باره ی مسرفان و قناعت پیشه گان » است . این گروه از آدمیان ، آشکارا می دانند که قضاوت عمومی آدمیان در مورد افرادی که تعادل در مصرف را مراعات می کنند « مثبت » است و در مورد افراد زیاده خواه و مسرف ، نگاهی « منفی » دارند . آنانی که ؛ « مسرفانه زندگی می کنند و خود را قناعت پیشه ، جلوه می دهند » مصداق حقیقی عنوان « تظاهر به ساده زیستی » اند . کسانی که « گندم نمای جو فروش » اند و « خر و خرما را باهم می خواهند » . آنان می خواهند از فضیلت اجتماعی « قناعت پیشه گان» به دروغ بهره برند ، در حالی که در نهان زندگی ، از رذیلت « مسرفان » حقیقتا بهره مند اند .

آنانی که در ظاهر و باطن « مسرف » اند ، حداقل در رفتار اجتماعی و معرفی خود به جامعه ، راه دروغ و نیرنگ را در پیش نمی گیرند و از « صداقت » ( که خود فضیلتی درخور است ) در این مورد بهره مند اند . ولی آنان که « تظاهر » می کنند و ظاهر خود را به گونه ای متفاوت از باطن خود می آرایند ، راه فریب و نیرنگ را می پیمایند .

زشتی رفتار « اهل تظاهر » بسیار بیشتر از رفتار « مسرفان » است . چرا که متظاهران ، می دانند که رویکرد حقیقی آنان ( اسراف ) عقلا و شرعا ناپسند است و برخلاف دانش خود رفتار می کنند .به همین دلیل است که از آشکار شدن رفتار حقیقی خود نگران اند و پرهیز می کنند . مسرفان اما به زشتی رفتار خود آگاه نیستند و تصور می کنند که کار آنان پسندیده است . به همین خاطر از ظاهر شدن رفتار حقیقی خود نگران نیستند و ظاهر سازی نمی کنند .

بدون شک ، افرادی که تظاهر می کنند ، از این عمل خود در زندگی اجتماعی بهره های فراوانی می برند و به همین خاطر ، رنج دوگانه زیستن را بر خود هموار می کنند . این بهره ها گرچه « فاقد مشروعیت » اند ولی متظاهران را دغدغه ی « شریعت » نیست تا با اثبات « عدم مشروعیت » از مسیر باطل خویش دست بردارند . بهره های بی شمار ناشی از تظاهر ، گاه آنچنان ارزشمند بوده و هست که « سال ها محرومیت تحمیلی » را می پذیرفتند تا در هنگامه ی خود ، محصول تلاش ریاکارانه ی خود را دریافت کنند .

بسا منکرانی که خود را مؤمن نمایش داده اند و بسا مسرفانی که خود را زاهد نمایانده اند و بسا دل به دنیا بستگانی که خود را روحانی دانسته اند و بسا بیدادگرانی که خود را دادگر شمرده اند و بسا نادانانی که خود را دانا جلوه داده اند .

در شریعت محمدی (ص) گناهانی که بین انسان با خدا و در رابطه ی « فرد با خدا » انجام می گیرد و تأثیر مستقیمی بر زندگی اجتماعی ندارد ، بسیار آسان تر بخشوده می شود از گناهانی که یکسوی آن ، حقوق سایر موجودات باشد . به عبارت دیگر ؛ مسئولیت های اجتماعی ، بسیار سنگین تر از مسئولیت های فردی است . روشن است که این رویکرد ، کاملا عقلانی است ، چرا که زیان ناشی از گناهان مربوط به حوزه ی خصوصی زندگی افراد ، عمدتا متوجه خود گناهکار می شود و معمولا تأثیر مستقیمی بر زندگی دیگران نمی گذارد . اما زیان ناشی از گناهان مربوط به حوزه ی عمومی و زندگی اجتماعی ، مستقیما به جامعه و افراد آن می رسد و گویی هریک گناه ، چندین گناه است که انجام می گیرد .      

شریعت محمدی (ص) برای کسی که گناهی را در خلوت انجام می دهد ، نسبت به کسی که آن را علنی انجام می دهد ، مجازات اخروی کمتری را در نظر گرفته است . استدلال آن هم این است که ؛ « تظاهر به گناه ، دو گناه محسوب می شود . ۱- خود گناه . ۲- بی حیائی در ارتکاب گناه » . بنا بر این ، کسی که از خلق خدا حیاء می کند و حرمت دستور خدا را پیش خلق خدا نگه می دارد ، بر کسی که در هر دو مورد بی پروایی و بی اعتنایی می کند ، شرافت دارد . اینجا سخن از « رابطه ی فرد با خدا » است که به حوزه ی خصوصی زندگی افراد مربوط می شود .

اما در مورد « تظاهر به ساده زیستی » و « خدعه و نیرنگ » داستان متفاوت است . اینجا سخن از اثبات یک « عنوان اجتماعی » است که با « تظاهر به ساده زیستی » شکل می گیرد ( در حالی که حقیقت و واقعیتی ندارد ) و باعث اعتماد عمومی به فرد متظاهر می شود ، و او می تواند از اعتماد عمومی سوء استفاده کند . در حالی که اگر حقیقت مطلب برای مردم آشکار شود ، به او اعتماد نمی کنند و راه سوء استفاده بسته می شود . بنا بر این ، موضوع مربوط به حوزه ی عمومی زندگی آدمیان است .

به همین جهت ، در شریعت محمدی (ص) ریاء و تظاهر را مترادف با « شرک » خوانده اند . در باره ی شرک نیز خداوند سبحان تضمین کرده است که ؛ « هر گناهی را می بخشد ، ولی شرک را نمی بخشد » .

تجربه ی امروز بشر ، خبر از آفات فراوان اجتماعی ناشی از « تظاهرات گوناگون » می دهد که یکی از آن ها « تظاهر به ساده زیستی » است . مگر آثار ناپسند « تظاهر به عبادت » یا « تظاهر به حکمت و عرفان » یا « تظاهر به علم » یا « تظاهر به عدالت و آزادی » در جهان و ایران را نمی بینیم و یا از زیان های ناشی از این تظاهرات نامبارک ، متأثر نشده ایم ؟!

کمترین اثر « تظاهر » را در انتشار روح « دورویی و نفاق » و رواج « دروغ و نیرنگ » و « رنگ ریا گرفتن جامعه » می توان دید . جامعه ی اسلامی اما مدعی است که « رنگ خدا » می گیرد . مطمئنا با  تظاهر نمی توان « رنگ خدایی » گرفت و « جامعه ای نمونه » ساخت .   

امروز اما ، سوکمندانه شاهد « رواج اسراف ، در میان خانواده های فقیر و متوسط » جامعه هستیم . یعنی با پدیده ی « تظاهر به اسراف » نیز مواجه هستیم . چیزی که زشتی و پی آمد های منفی آن کمتر از « تظاهر به ساده زیستی » نیست .

داستان چشم و همچشمی ها و سخت گیری های بی شمار در زندگی افراد متوسط و یا ضعیف از نظر اقتصادی ، در تمامی موارد یاد شده ( خوراک ، پوشاک ، مسکن ، تحصیل ، تفریح ، درمان و … ) بسیاری از زندگی ها را تلخ و در مسیری نامطلوب قرار داده است . مقایسه های نا متناسب بین خانواده های فقیر با ثروتمند و پا گذاشتن جای پای آنان ، امنیت ، آرامش و آسایش بسیاری از خانواده ها را مورد هجوم قرار داده و یا سلب کرده است . تنها راه برون رفت از این بن بست ، بازگشت به جایگاه طبیعی و قناعت در زندگی است .

مصلح الدین سعدی شیرازی خوش سروده است که ؛ « … خبر ده به درویش سلطان پرست / که سلطان ز درویش مسکین تر است # گدا را کند یک درم سیم ، سیر / فریدون به ملک عجم نیم سیر # نگهبانی ملک و دولت بلاست / گدا پادشاه است و نامش گدا ست # گدایی که بر خاطرش بند نیست / به از پادشاهی که خرسند نیست # بخسبند خوش روستایی و جفت / به ذوقی که سلطان در ایوان نخفت # … چو بینی توانگر سر از کبر مست / برو شکر یزدان کن ای تنگدست # نداری بحمد الله آن دسترس / که بر خیزد از دستت آزار کس » .  

احمد قابل ……………… ۱۴/۶/۱۳۸۶ ……………….. فریمان            

 

 


Article printed from شریعت عقلانی – احمد قابل: http://www.ghabel.net/shariat

URL to article: http://www.ghabel.net/shariat/1386/06/30/528

مطالب مورد نظر متعلق به سایت شخصی احمد قابل بوده و برداشت و استفاده از این مطالب با ذکر منبع بلا مانع است