پاسخ به چند پرسش اساسی در باره ی « ازدواج موقت »

سرکار خانم … ، سلام بر شما .

با احترام و عذرخواهی به مناسبت تأخیر در پاسخ به پرسش های شما ، لطفا متن پرسش های ۱۶ گانه ی خود و پاسخ آن را مطالعه کنید ؛ 

۱- متعه در چه جامعه ای حلال اعلام شد ٬ و در چه شرایطی تجویز گشت ؟

درجامعه ی اسلامی زمان حضور پیامبر خدا (ص) و در شرایطی که برخی مردان دور از دیار خود بوده و به همسران خود و زنان برده ای که مالک آنان بودند ، دسترسی نداشتند . 

۲- ویژگی جامعه پیامبر در مورد زنان چگونه بود ؟ آیا باکرگی دختر ارزش محسوب می شد ٬ یا اینکه زن فقط به پاکدامنی و نجابت شهرت داشت کفایت می کرد ٬ به دیگر سخن ٬ آیا زنان جوانی  که به پاکدامنی شهره بودند ولی باکره نبودند ٬ می توانستند به راحتی ازدواج کنند یا خیر ؟ 

الف ) باکرگی دختر ارزش اجتماعی خاص خود را داشت .

ب ) پاکدامنی و نجابت زن ، در اکثر موارد کفایت می کرد و آنان به راحتی می توانستند ازدواج کنند . 

۳- چند همسری در عرف عرب قرن ۶ میلادی چه چهره ای داشت ؟ آیا اصولا زنان از چند همسر داشتن مردانشان ناراحت بودند یا اینکه اصولا مسئله ای با این موضوع نداشتند ؟

در تمامی جوامع بشری گذشته و حال که فرهنگ چند همسری رایج بوده و هست ، حساسیت های خاص هریک از همسران نسبت به دیگر همسران شوهر خویش وجود داشته است . حتی همسران پیامبر خدا (ص) هم به یکدیگر حسادت می ورزیده و گاه پیامبر را به عدم رعایت عدالت ، متهم می کردند ، هرچند با توضیحات رسول خدا از التهاب آنان کاسته می شد و آرامش برقرار می گردید .

البته شدت حساسیت نسبت به این موضوع ( و هر موضوع حساسیت بر انگیز دیگر ) با توجه به عمومیت و رواج اینگونه روابط و مناسبات ، تقلیل می یافت و با شرایط فعلی جوامع مدرن و یا در حال گذار ، مثل ایران ، قابل مقایسه نبوده و نیست . در زمان ما حساسیت ها و نگرانی های زنان ، به مراتب شدید تر از دوران حضور پیامبر خدا (ص) است . 

۴- چرا خداوند در سوره ی نور رعایت عفاف و پاکدامنی را برای آنان که فرصت ازدواج دائم ندارند تجویز می کند و چرا خداوند نفرموده است ٬ آنها که فرصت ازدواج دائم ندارند از زنان بیوه و مطلقه به صورت متعه کام گیرند تا فرصت ازدواج برایشان به وجود آید ؟

خداوند به آنانی که امکان ازدواج دائم را نداشتند و ندارند ، توصیه به « عفاف و پاک دامنی » کرده است ، یعنی آنان را از رویکردهای خلاف اخلاق و مخالف طبیعت ( که مخالف شریعت هم هستند ) منع کرده است .

آیا دلیل عقلی محکم یا نقل معتبری از صاحب شریعت وجود دارد تا نشان دهد که « رویکرد ازدواج موقت » خلاف عقل و یا خلاف شرع است ( به گونه ای که همه یا اکثریت عقلاء یا متشرعان آن را پذیرفته باشند ) و یا ثابت کند که این رویکرد ، از نوع رویکردهای « خلاف عفاف و پاک دامنی » است ؟!

به گمان من ، منظور خدای سبحان این است که سراغ « زنا یا لواط و یا افراط در خود ارضائی » نروید ، چرا که این رویکردها بر خلاف « عفاف و پاک دامنی » و مخالف طبیعت و اخلاق انسانی است .

اگر در این آیه به صورت خاص ، سخنی از « متعه » نیامده است و از عنوان کلی « عفاف » بهره گرفته است ، در آیه ی دیگر ( النساء : ۲۴ / فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فریضة ولا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة ) به این رویکرد پرداخته است تا ثابت شود که یکی از موارد عفاف و یا منجر به عفاف ، رویکرد « ازدواج موقت » است .

در روایتی از امام موسی بن جعفر (ع) در مورد ازدواج موقت آمده است ؛ « هی حلال مباح مطلق لمن لم یغنه الله بالتزویج فلیستعفف بالمتعة = این مطلب مباح و آزاد است برای کسی که خداوند او را با ازدواج دائم از ازدواج موقت بی نیاز نکرده است ، چنین کسی می تواند عفاف ورزد به وسیله ی بهره بردن از ازدواج موقت # کافی ۵ /۴۵۲ و ۴۵۳ ) . پس با برداشت امام کاظم (ع) ازدواج موقت یکی از مصادیق عفاف است که خدای سبحان در سوره ی نور به آن فراخوانده است .

به یاد آوریم که هیچ دانشمند و حکیمی را نمی توان یافت که در مواجهه ی عمومی ، با یک جمله و یا یک متن مختصر ، تمامی نظریات و مطالب ارزشمند خود را بیان کند ، که مختصر گویی برای مخاطبان عمومی ، بر خلاف حکمت است . بنابر این ، خدای علیم و حکیم نیز در صدد بیان تمام مطلوبات خویش در یک آیه و یا یک سوره نبوده و نیست و باید تمامی قرآن را برای پیدا کردن مطلوبات خدا ، جست و جو کرد و به حقایق آشکار آن ملتزم شد .      

۵- ویژگی جامعه امروز ایران چگونه است ؟ آیا “باکرگی” دختر امری مهم در انتخاب شدنش توسط مردان دارد یا امری فرعی و حاشیه ایست ؟ 

در رویکرد عرفی جامعه ی ایران ، موضوع « بکارت دختر » امری مهم و حیثیتی است ولی ازدواج با غیر باکره ( در شرایط ظاهری برابر ) حتی اگر از نظر نجابت و ایمان ، بر باکره برتری داشته باشد ، با رویکردی منفی مواجه می شود .

این رویکرد عرفی ، از نظر شریعت محمدی (ص) دارای دو سویه ی ؛ مثبت و منفی است . یعنی ؛ از نظر شریعت ، ازدواج با باکره ، در شرایط برابر از نظر ظاهری و باطنی ، توصیه شده است و امری مثبت تلقی می شود ولی « ازدواج با غیر باکره ای که دارای نجابت و ایمان باشد ، ارزشمند تر از ازدواج با باکره ای است که از نظر نجابت و یا ایمان ، در سطحی پایین تر است » (   ) .

بنا بر این و به گمان من ، باید بین رویکرد شریعت با رویکرد عرفی ( متشرعان ) تفاوت بگذاریم . یعنی گرفتاری های اجتماعی و رویکرد های ناعادلانه ی عرفی را نباید و نمی توان به حساب شریعت گذاشت و یا « این آثار منفی عملکرد و رویکرد عرف » را مانعی برای ارائه ی « راهکار شرعی » دانست .    

۶-  اگر هدف حل مشکلات جنسی جوانان است ، آیا جوانان فقط پسران هستند و دختران در این مورد هم مثل بقیه موارد در جامعه به حساب نمی آیند ؟! و اگر مشکل دختران نیز است ، با توجه به جواب سوال ۵ ، دختر چه باید بکند ؟! شما خود در مقاله تان اذعان کرده اید که فرقی بین دختر و پسر نیست ولی جامعه چگونه نگاه می کند ، قدری دورنگرباشیم ! و البته لطفا آن روایت امام صادق را ارجاع ندهید که،بسیاری از چیزها را ممکن است شما نپسندید ولی خدا می پسندد . پس چون جامعه برای دختران نمی پسندد ، دختران هرچه بیشتر محرومیت بکشند ؟! 

همانطور که درمتن پرسش آورده اید ، من در متن مقاله ام اذعان کرده ام که ؛ « از نظر شریعت محمدی (ص) هیچ تفاوتی بین دختر و پسر ، در بهره گیری از امکان ازدواج موقت نیست » .

مشکل موجود در مورد دختران در جوامع اسلامی ( مثل ایران ) مشکلی ناشی از « قانون شرع در مورد ازدواج موقت » نیست بلکه ناشی از « رویکرد عرفی » است ، که در برخی موارد ، برخلاف رویکرد شریعت است .

من در متن همان مقاله ، بارها تاکید کرده ام که ؛ « کارشناسان مسائل اجتماعی و متخصصان جامعه شناسی و روان شناسی و حقوق و فقه ، باید در کنار هم بنشینند و نسبت به حل مشکل « تعارض پدید آمده بین رویکرد شریعت با رویکرد عرف » راهکارهای مناسب را پیدا کنند .

عمده ترین دغدغه ی من در مقاله ی منتشر شده در روزنامه ی « هم میهن » تعارض شدید موجود بین « رویکردهای شریعت و عرف ، در مورد دختران » بود ، چرا که نگاه مرد سالارانه ی موجود در فرهنگ رایج اسلامی و ایرانی ، پذیرش رویکرد شریعت در مورد پسران را آسان تر جلوه می دهد .

می بینید که ؛ « واقعیت جامعه ی ایران و فرهنگ حاکم بر آن ، محرومیت دختران را درپی داشته و دارد » و البته راهکار ازدواج موقت در شریعت محمدی (ص) با این واقعیت ناسازگار است و ان را تآیید نمی کند .

اگر توصیه کرده ام که ؛ « در جوامعی که فرهنگ عمومی و عرف رایج ، وجود هرگونه رابطه ی دختر و پسر را قبل از ازدواج دائم ، موجب هتک حیثیت و شرافت خانوادگی می دانند و تاب تحمل برخی همراهی ها را ندارند ، مراعات اذن پدر و حفظ شرافت خانوادگی ، خصوصا از سوی دختران ، عقلا لازم است . بی توجهی به این امر ، گاه منجر به خشونت ها و جنایت هایی شده و می شود که عقل و نقل بر لزوم پرهیز از آن تأکید می کنند » به این نکات هم اشاره کرده ام که ؛

الف ) در محیط های اجتماعی بسته تر ( که امکان رضایت خانواده ها فراهم نیست ) اگر امکان ازدواج دائم برای جوانان فراهم نباشد و امکان برطرف کردن نیاز های جنسی از طرق مشروع دیگر نیز وجود نداشته باشد ، به گونه ای که امکان ارتکاب گناه و استفاده از راههای نامشروع تقویت شود ، برخی روابط رقیق تر جنسی بین دختر و پسری که به یکدیگر احساس تمایل می کنند ( علیرغم عدم رضایت پدر یا خانواده ی دختر ) از باب « ضرورت » مشروعیت می یابد … ( برای دیدن تمام متن ، به مقاله ی یادشده مراجعه شود ) .

 

ب ) در شرایط فرهنگی امروز جوامعی مثل ایران ، که فضای اجتماعی آن بسته و بی توجه به طبیعت و احساسات انسانی جوانان است و فراوانی مشکلات اقتصادی ، مانع ازدواج دائم و تشکیل زندگی مشترک آنان شده است ، به پدر و مادر ها نیز توصیه می شود که از برخی سخت گیری ها بپرهیزند و به رابطه ی کنترل شده و تحت نظارت خانواده ها ، رضایت دهند تا خدای نخواسته شاهد تعدی و گناه فرزندان خویش نباشند … طبیعتا دختران در این رابطه ی سالم ، باید بیشتر مراقب باشند تا گرفتار مشکلات اجتماعی ناشی از عدم مراقبت ، نشوند .  

پ ) تغییر نگرش فرهنگی در این خصوص ، گرچه دشوار می نماید ولی با تدبیر و اندازه گیری صحیح ، می توان به آن رسید . بسیاری از امور اجتماعی در جوامع اسلامی ، ریشه در تعصبات و فرهنگ جاهلیت دارد و توصیه ی شریعت محمدی (ص) که مبتنی بر رحمت و گسترش محبت است ، برخلاف عادات و سنن اجتماعی آن ها است .  

ت ) با توجه به فرهنگ « ضد شرعی » موجود در جامعه ی امروز ایران … در مورد زنان بیوه ، علیرغم توصیه های مکرر و تأکید های فراوان شریعت محمدی (ص) به ازدواج مجدد ، برخلاف توصیه های شریعت رفتار می کند ، البته تغییر فرهنگ در مورد [ ازدواج موقت ] « دختران » دور از انتظار جلوه خواهد کرد ، ولی مطمئنا می توان با برنامه ریزی صحیح فرهنگی ، این مطلب را به عنوان درخواست عمومی جوانان جامعه مطرح کرد . 

ث ) به گمان من ، جوانان باید خود پیشقدم شوند و با تشکیل همایش های مشترک علنی ، در محیط های علمی و یا مراکز مذهبی ، با حضور پدر و مادر ها ، این « حق طبیعی » خود را مطالبه کنند . باید در دانشگاه ها و دبیرستان ها ، نشست های علمی برپا شود و در یک کلام ، با نهضتی فراگیر و تبلیغاتی مناسب ، مسئولان جامعه را به تدوین قانون و برنامه ای مدون و علمی در این خصوص وادار کنند و زمینه ی رسیدن به حقوق خویش را فراهم کنند …

ج ) باید از پدر و مادر هایی که راهکار ازدواج دائم ، نیازهای فروکش کرده ی جنسی شان را بطور طبیعی برآورده می کند پرسید که ؛ در هنگامه ای که « وضعیت نامطلوب فرهنگی و اقتصادی خانواده و جامعه » راه بهره مندی های طبیعی و امکان ازدواج دائم را بر جوانان بسته است ، دختران و پسران جوان و محجوبی که « دیو سرکش اشتهای جنسی » را در هنگامه ی « شور و نشاط جوانی » سال های طولانی به بند می کشند و قهرمانانه در برابر آن ایستادگی می کنند ، آیا باز هم باید « محرومیت طولانی » را تجربه کنند تا شاید دری به تخته بخورد یا دلی برای آنان بسوزد و آب « ازدواج دائم » را بر « آتش نیاز های جنسی » شان بریزد ؟!!

همه ی زنان شوهر داری که مخالفت با ازدواج موقت را « از منظر نفع و ضرر خویش » تجربه کرده اند ، آیا برای یکبار « از منظر نفع و ضرر فرزندان جوان خویش » به این مطلب اندیشیده اند ؟!! آیا در یک بحث صمیمی و دور از « شرم و حیای فرزند و مادری » نظر فرزند خویش را پرسیده اند ؟!!

آنانی که « نیازهای جنسی خود را از طریق ازدواج دائم برطرف کرده و می کنند » و اکنون در جایگاه پدر یا مادر قرار گرفته اند ، برای فرزندانی که « درشتی اندام و سن بلوغ و برخی قرائن و شواهد دیگر ، بر اشتیاق و اشتهای جنسی شان گواهی می دهد » و خود می دانند که « تشکیل زندگی مشترک و تأمین هزینه های کمر شکن ؛ مسکن و خوراک و پوشاک و تحصیل و کار » امکان منطقی « ازدواج دائم فرزندان » را شدیدا پایین آورده است ، آیا مسئولیتی در قبال « نیاز فوری جنسی فرزندان » ندارند ؟!!

آیا فقط در برابر « خوراک و پوشاک و مسکن و تحصیل » فرزندان ، مسئولیت شرعی و قانونی دارند ؟ آیا ارزش توجه به نیاز جنسی شدید ، کمتر از توجه به نیاز آنان به خوراک و پوشاک است ؟ آیا در شریعت محمدی (ص) تفاوتی بین « حق ازدواج » و « حق پوشاک و خوراک و مسکن » گذاشته اند ؟!!

آیا رویکردهای عرفی ما ، با توصیه های شریعت در این زمینه ، هماهنگ است ؟!! 

چ ) به گمان من ، تصمیم گیری نسل های میانسال و کهنسال ، در مورد « ضرورت ها و عدم ضرورت های مربوط به نیاز های جنسی جوانان » کاری غیر عادلانه و غیر منطقی است ، چرا که « امکان درک حقیقی کم و کیف آن نیازها » برای نسل هایی که دوران جوانی را پشت سر گذاشته اند ، به گونه ای واقعی ، وجود ندارد .

گمان می کنم که « سوء استفاده ی میانسالان ، از راهکاری که عمدتا اختصاص به جوانان دارد ( ازدواج موقت ) باردیگر جوانان را به محرومیت کشانده و می کشاند » .

در روایتی معتبره از امام صادق (ع) نقل شده است که به پرسشی از امکان ازدواج موقت با دختران باکره ، پاسخ دادند ؛ آیا این راهکار جز برای آنان قرار داده شده است ؟!! 

۷- فرض کنید در جامعه ، متعه رواج پیدا کرد ، ولی همچنان ، دوشیزگی دختر اهمیت داشت . آیا به عواقب این کار فکر کرده اید ؟ جامعه ما در آن زمان با پسرانی مواجه است که از سن ۲۰ سالگی تا ۲۹ سالگی ( متوسط سن ازدواج پسران درحال حاضر و نه در آن زمان) با زنان مختلف ” متعه ”  کرده اند . و پس از کسب تمام لذت ها ، به سراغ دختران ” دست ناخورده ” خواهند آمد ، آیا دختر در اینجا احساس حقارت نخواهد کرد . دختری که مجبور است ، همسر پسری شود که بارها و بارها ، و با زنان مختلف همبستر یوده است !! پسر را در نظر آرید ، پسری که در این سالها به نیازهای جنسی اش توسط زنان مطلقه ، بیوه و یائسه ، رفع شده است .با توجه به شرایط سخت ازدواج دائم ( چون ترویج ازدواج موقت پاک کردن صورت مسئله های دیگر است ) ، آیا رغبتی به ازدواج دائم خواهد داشت ؟ این خود سن ازدواج پسر و به تبع آن سن ازدواج دختر را بالاتر نخواهد برد ؟! پسری که تنوع طلبی جنسی را تجربه کرده است ، آیا پای بند به یک نفر خواهد بود ؟! و این عدم پای بندی ، آیا خود زمینه ساز مشکلات حادتر بعدی نخواهد بود ؟ آیا تمام اینها ظلم به دختران نیست ؟!

الف ) استفاده ی دختران از راهکار « ازدواج موقت » لزوما مرادف با « ازدست دادن بکارت » نیست . درمتن مقاله ی یادشده به این نکته پرداخته ام که دختران می توانند با پسران شرط کنند که استفاده ی جنسی آنان محدود به « عدم زناشویی » باشد . بنابر این ، می توانند مثل دوران نامزدی و یا انتظار تشکیل آغاز زندگی مشترک ، علیرغم عقد شرعی و رسمی ( که گاه به یکی دو سال می رسد ) از زناشویی پرهیز کنند و از سایر بهره مندی های جنسی بهره ببرند .   

ب ) فرض کنید که در جامعه ای ملتزم به قوانین شریعت و فرهنگ خاص آن ( و نه مثل ایران امروزی ) رویکرد « ازدواج موقت » رواج پیدا کرد ، اگر همچنان دخترانی باشند که خود را در برابر نیازهای طبیعی جنسی محافظت کنند و از این امکان طبیعی و شرعی استفاده نکنند ، به هر حال ( از منظر مردان و پسران ) دارای مزیت و فضیلت نسبی « باکره بودن » خواهند بود که امکان انتخاب خویش را در شرایط برابر با سایر دختران ، افزایش داده اند . البته این مزیت ، چندان دارای اهمیت نخواهد بود که همه ی شرایط و مزایای دیگر را از یادها ببرد و یا آن ها را از ارزش تهی کند . 

پ ) دخترانی که خود را حفظ کرده اند و هیچ گونه رابطه ی  جنسی قبل از « ازدواج دائم » نداشته اند ، اگر سایر مزایای وجودی آنان با دیگر افراد برابر باشد ، می توانند از میان خواستگاران بیشتری نسبت به دیگران ، همسر خود را بر گزینند ، چرا که خواستگاران بیشتری خواهند داشت . 

ت ) تصور شما نسبت به روابط پیش از ازدواج در جوامع غیر اسلامی و خصوصا غربی چیست ؟ آیا تمامی آن روابط را غیر اخلاقی و نامشروع ارزیابی می کنید ؟!

تردیدی نیست که در عرف همان جوامع نیز بین « روسپیان » که از روابط جنسی به عنوان « کسب و کار » بهره می گیرند با « زوج هایی که روابط مستمر انسانی قبل از ازدواج دائم دارند » تفاوت آشکاری می گذارند و هرگز این دو رویکرد را « یکسان » فرض نمی کنند .

به گمان من ، دیدگاه شریعت محمدی (ص) این است که ؛ تمامی روابط تعریف شده ی انسانی که مبتنی بر اخلاق و منطق باشند ، مشروع اند ، مگر آنکه در متون اولیه ی شریعت ، نهی صریح و معتبری در مورد آن رسیده باشد . 

ث ) تنوع طلبی جنسی ، امری است که از نظر احکام شریعت ، حرام نیست . زن و مرد در تنوع طلبی جنسی و یا پرهیز از آن ، حکم مشابهی دارند . گرچه تنوع طلبی افراطی برای هردو جنس ، اخلاقا مذموم و ناپسند است و در نتیجه از نظر حکم شرعی « مکروه » شمرده می شود . 

ج ) از نظر امکان تحقق خارجی تنوع طلبی جنسی ، می دانیم که در « ازدواج دائم » این راهکار مبتنی بر نظریه ی رایج ، امکان بهره مندی مرد را چهار برابر زن می داند . یعنی بصورت همزمان ، مرد می تواند چهار همسر دائمی اختیار کند ، در حالی که زن نمی تواند بیش از یک همسر دائمی داشته باشد . 

چ ) در باره ی « ازدواج موقت » مایلم به اطلاع برسانم که ؛ ( اگر بحث کراهت شرعی تنوع طلبی و زشتی همخوابگی با افراد متعدد از نظر عرف را نادیده بگیریم ) تنها موردی که از نظر شرعی می توان « ادعای برابری جنسی زن و مرد » را مورد توجه قرار داد و آن را به نظریه ی رایج فقهی تحمیل کرد ، همین مورد است .

این موضوع را در چند نکته شرح می دهم . خواهشمندم از یاد نبرید که تنوع طلبی جنسی از منظر شریعت ، نهایتا امری ناپسند است ( اما نه در حدی که آن را تحریم کند ، چرا که اساسا این موضوعی کاملا خصوصی و فردی است و با خصوصیات فردی افراد ، رویکردها متفاوت می شود ) ؛

۱- نظریه ی رایج فقهی شیعه ، در مورد زنان یائسه ( که احتمال حاملگی برای آنان وجود ندارد ) رسما معتقد است که این گروه از زنان ، در ازدواج موقت عدّه ندارند و می توانند پس از زناشویی با مردی که زمان توافق شده ی آنان سپری شده ، بلافاصله با مرد دیگری ازدواج موقت کنند .

۲- از مجموع ادله ای که در بحث ازدواج دائم و موقت و در خصوص « رعایت عدّه برای زن » وارد شده است ، چنین بر می آید که ؛ « اساس وجوب مراعات عدّه ، بخاطر اطمینان یافتن و آگاه شدن از عدم حاملگی است » . حال اگر عمل زناشویی صورت نگیرد و یا با وسایل پیشگیری انجام شود و اساسا به هر گونه ای که علم به عدم حاملگی حاصل شود ، لزوم مراعات عدّه از زن ساقط می شود و می تواند بلافاصله با مرد دیگری ازدواج کند .

۳- از آنجایی که ذات این ازدواج موقت است و با اتمام زمان توافق شده ی اولیه ( و یا با توافق بر پایان دادن به رابطه ی ازدواج موقت ، هرچند در توافق اولیه طولانی تر بوده باشد ) و بدون طلاق ، این ازدواج پایان می پذیرد ، زنان نیز می توانند در تنوع طلبی ، همپای مردان باشند .

۴- در ازدواج موقت ، ثبت رسمی یا قرارداد قابل ارائه به غیر ( که در ازدواج دائم لازم است ) لازمه ی آن نیست ، بلکه « معاطاة = رضایت همراه با اقدامی که نشانگر این رابطه ی انسانی باشد » کفایت می کند . 

ح ) ازدواج دائم مبتنی بر انگیزه هایی است که معمولا در ازدواج موقت مورد نظر طرفین قرار نمی گیرد . بحث ادامه ی نسل و داشتن فرزند و تربیت آنان در محیطی آرام و با ثبات ، نکته ای اساسی در ازدواج دائم است .

با توجه به اینکه در ازدواج موقت ، جدایی زوج بسیار آسان است و گاه با کوچکترین دلخوری ، به رابطه ی مزبور پایان داده می شود و لی در ازدواج دائم ، جدایی زن و مرد تابع مقرراتی است که به راحتی فراهم نمی شود ، زن و مرد انگیزه ی لازم برای تولید نسل در ازدواج موقت را ندارند ولی امنیت بیشتر برای ثبات زندگی در ازدواج دائم ، انگیزه ی کافی برای همسران فراهم می کند تا بچه دار شوند و به تربیت طولانی مدت فرزندان در کنار پدر و مادر ، امیدوار باشند .

بنا بر این ، ازدواج موقت نمی تواند تمامی مطلوبات آدمیان را بر آورد و به همین دلیل ، بازار آن از این طریق ، بی رونق نخواهد شد .

اگر انگیزه ی بچه دار شدن و تربیت فرزندان از رونق افتاده است ، بیشتر ناشی از وضعیت نامطلوب اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی است ، که تصور آن سبب دورباش دادن های مکرر شده و می شود . 

خ ) چه در ازدواج دائم و چه در ازدواج موقت ، فرض این است که « ازدواج » صورت می گیرد . یعنی یک دختر و یک پسر یا یک زن و یک مرد با هم پیمان می بندند . بنا بر این نسبتی مساوی بین مذکر و مؤنث وجود دارد و نمایشی از ظلم و ستم دیده نمی شود .

اگر ظلمی به دختران در جوامعی مثل ایران می شود ، از جانب شریعت نیست بلکه از جانب عرف و جامعه ای است که رویکرد خود را از رویکرد شریعت برتر می داند و متأسفانه به توصیه های شریعت توجه نمی کند . 

۸-  ویژگی جامعه رسول الله چه بوده است که زنان مطلقه و بیوه به راحتی ازدواج مجدد می کردند ، اما در جامعه ما ، زنان مطلقه و بیوه ، نه تنها امکان ازدواج مجدد برایشان نیست بلکه ، همیشه به چشم سوء به آنها نگاه می شود ، آیا رواج “متعه” ، مسئله این زنان را حل می کند یا تشدید ؟                       

اساسا در عرف عرب قبل از اسلام ، ازدواج دائم و مجدد و مکرر زنان شوهر از دست داده و یا زنان مطلقه ، امری رایج بوده است و مشکلی با رویکرد شریعت محمدی در این خصوص نداشتند .

مثلا « اسماء بنت عمیس » ابتدائا همسر دائمی « جعفربن ابی طالب » برادر امیر المؤمنین علی (ع) بود . پس از شهادت جعفر ، به همسری دائم « ابوبکر » در آمد و « محمد بن ابی بکر » را به دنیا آورد . پس از وفات خلیفه ی اول ( ابو بکر ) به همسری دائم امام علی بن ابی طالب (ع) در آمد . 

اصل بر این است که مدعیان پیروی از شریعت محمدی (ص) به رویکردهای شریعت ملتزم باشند ، ولی داستان ازدواج و روابط خانوادگی ، صرفا از شریعت تأثیر نمی پذیرد بلکه مناسبات فرهنگی قومی و ملی و تعصبات کور جاهلی نیز بر آن سایه افکنده و می افکند . مشکل این بانوان با التزام جامعه به فرهنگ اسلامی حل خواهد شد .

اگر رواج ازدواج موقت ، مبتنی بر مطالعات علمی دقیق و محاسبات روشن جامعه شناسانه و روان شناسانه و برآوردهای حقوقی دقیق و نظارت کارشناسان اجتماعی باشد ، مطمئنا یکی از راه های مثبت برای این گروه از بانوان ، ازدواج موقت خواهد بود . بسا که زندگی موقت آنان با متجلی ساختن مزایای اخلاقی و توانایی هاشان ، تبدیل به ازدواج دائم گردد . 

۹- آیا به حاملگی های ناخواسته فکر شده است ؟ اگر در طی این گونه روابط ، حاملگی رخ دهد ، مسئولیت بچه به عهده ی چه کسی است   ؟ با توجه به اینکه سقط جنین در کشور ما غیرقانونی است ، و آنهایی که مبادرت به این کارمی کنند ، در جاهای نامناسب از لحاظ بهداشتی و .. است ، چه کسی خطر را متحمل می شود ؟ جان چه کسی به خطر می افتد ؟ اگر فرض را بگیریم که سقط جنین ممکن نشد و یا اینکه ، در زمان نامناسب حاملگی فهمیده شد و زن ناگزیر بود که فرزند را به دنیا آورد ، مسئولیت مالی ، تربیتی و … به عهده چه کسی است ؟ آیا در این حالت باز “زن” و کودک قربانی نخواهند شد ؟ اگر زن ، کودک را خود بزرگ کند ، علاوه بر نگاهها و طعنه های جامعه ، خود باید به تنهایی ، بار مسئولیت یک انسان را به عهده گیرد ، کودک بدون پدر بزرگ خواهد شد ، و مشکلات خاص خود را پیدا خواهد کرد و… اگر بچه به پرورشگاه سپرده شود ، نیز ، مشکلات عدیده ای در سرپای یک انسان ، تنها رفع یک هوس، نهاده است ، آیا آینده انسانها از رفع هوس های زودگذر کم اهمیت تر است ؟ حتما فیلم “شوکران ” را دیده اید ، آینده زن و مرد آن فیلم چه شد ؟ هزینه کدام یک گزاف تر بود ؟  

مسئولیت فرزند ناشی از ازدواج موقت ، همچون ازدواج دائم بر عهده ی پدر فرزند است . نفقه ی او واجب است و ارث هم می برد .

زن در ازدواج موقت می تواند با مرد شرط کند که از ابتدای ازدواج و یا در صورت حامله شدن ، نفقه ی مورد توافق زن را نیز بدهد .

می بینید که تمامی نگرانی های مذکور در پرسش ، ناشی از نا آشنایی جامعه به احکام مربوط به ازدواج موقت است .

تفاوت ماهوی این ازدواج با نوع دائم ، در این است که ؛ « در ازدواج دائم ، اصل بر ارث بردن زن و وجوب نفقه ی او بر مرد است ، ولی در ازدواج موقت ، اصل بر عدم ارث و نفقه است » . این به معنای آن است که ؛ « اگر در ضمن قرار داد ازدواج موقت ، شرط کنند که نفقه پرداخت شود و از یکدیگر ارث ببرند ، مخالف شرع نیست و عمل بر طبق قرار داد واجب می شود . ولی اگر چنین شرطی نکنند ، از یکدیگر ارث نمی برند و نفقه ی زن واجب نخواهد بود . اما در ازدواج دائم ، حتی اگر نفقه را تعیین نکنند و اساسا به آن نپردازند ، خود بخود نفقه ای در حد متعارف بر مرد واجب خواهد بود » .  

۱۰- اگر دختر باکره ای اقدام به متعه کند ، پس از آن چه آینده ای برایش قابل تصور است ؟ آیا جز این است که این دختران ، شانس کمی برای ازدواج دائم دارند و تا آخر عمر تبدیل به کالای جنسی برای مردان هوس ران خواهند شد ؟ 

پاسخ این پرسش را در پاسخ سئوالات ۷ و ۸ شما داده ام . اولا ؛ لازمه ی هر ازدواج موقتی از دست دادن بکارت نیست . ثانیا ؛ چرا تصور می کنید که باید هزینه ی ازدواج موقت ، تبدیل شدن به کالای جنسی برای مردان هَوَسران باشد . لطفا توضیحات پیشین را مرور کنید تا معلوم شود که چنین نیست . ثالثا ؛ مشکلات شمرده شده در تمامی پرسش های شما ، ناشی از رویکرد غلط عرف در جوامعی مثل ایران است و ارتباطی به « طرح شریعت محمدی » ندارد . 

۱۱- فرق روابط خارج از ازدواج که در غرب رایج است با “متعه” چیست ، چه آنکه خودتان این دو را قابل مقایسه دانسته اید ؟ 

اگر در روابط پیش از ازدواج که در غرب رواج دارد ، زن فاقد همسر باشد و مرد نیز امکان بهره مندی از همسر خود را نداشته یا اصولا فاقد همسر باشد و مراعات حاملگی و عدم آن بشود ، تفاوتی بین آن رویکرد با مقوله ی « ازدواج موقت » وجود نخواهد داشت .

البته نظریه ی رایج فقهی شیعه و سخت گیری هایی در مورد خواندن صیغه ی عقد و لزوم مهریه ، تفاوت هایی با رویکرد غربیان دارد که من مدافع آن نیستم . 

۱۲-  با رواج متعه ، آیا شمار خیانت های مردان همسردار افزایش نخواهد یافت ؟ اثرات روانی که این خیانت در خانواده می گذارد و جنگ ها و نزاعهای خانوادگی و … مترتب چه کسانی می شود ، جز این است که بیشترین آسیب را همسر آن فرد و فرزندانش (همان جوانهایی که وزیر کشور دلش برایشان کباب است) خواهند دید ؟! 

الف ) من هیچ نسبتی بین دفاع از نظریه ی شریعت محمدی (ص) و دفاع از وزیر کشور دولت نهم  نمی بینم .

همه می دانند که نه به لحاظ سیاسی و نه فقهی و علمی ، بنده با ایشان هم جهت نبوده و نیستم و اصولا ایشان را در طرح این موضوع ، معذور نمی دانم . دولت و حکومتیان ، باید به مسئولیت های قانونی خود بپردازند و از دخالت در حوزه های علمی و نظری ، بپرهیزند .

پوشاندن ناتوانی های دولت در ایجاد اشتغال و امنیت شغلی و حل مشکل مسکن و جلوگیری از رشد تورم ( که مانع اصلی بر سر راه ازدواج جوانان این مرز و بوم است ) با طرح لفظی و ناپخته ی « رواج شتاب زده و کارشناسی نشده ی  ازدواج موقت » نه ممکن است و نه از دید سیاست ورزان مخفی مانده و می ماند . وظیفه ی دولت چیزی است و مسئولیت آنانی که در حوزه ی مسائل علمی ( خواه منتسب به شریعت باشد یا خیر ) تلاش می کنند چیز دیگری است .

من از دیدگاه شریعت در این خصوص و با برداشت خود ، دفاع می کنم و این موضوع را مقطعی ارزیابی نمی کنم . البته منتظر نقد علمی و فقهی مسأله می مانم و اگر استدلالی قانع کننده ببینم و یا بشنوم ، از آن استقبال خواهم کرد . 

ب ) اگر نظر فقهی کسی این باشد که ؛ مردان دارای همسر ، جز در موارد اضطراری ( عدم امکان بهره مندی جنسی از همسر دائمی در مدتی طولانی ) حق بهره مندی از این راهکار را ندارند ، می تواند پاسخ دهد که این راهکار ، موجب برهم خوردن نظام خانواده و ازدواج های دائم نخواهد شد .

فراموش نکنیم که خیانت ها در همه ی جوامع مدرن و در حال گذار ، وجود داشته و خواهد داشت ولی نام « خیانت » را همچنان بر خود خواهد داشت . مهم این است که یک طرح و یا نظریه ، منجر به تشدید فساد و خیانت نشود که در این خصوص ، چنین است . 

پ ) اکنون که این مطلب رواج ندارد نیز شاهد خیانت های مختلف هستیم . باید هشیار بود که در صورت ضرورت طرح مجدد این مسأله ، از آمار فعلی غفلت نکنیم و آن را به حساب مطلب جدید نگذاریم .  

۱۳- واقعا ، استدلال شما ، در باب اینکه هرکس اهل سوءاستفاده باشد ، سوءاستفاده می کند و هرکس نباشد نمی کند ، در نوع خود جالب توجه است . اولا قانون چند همسری نیز به شدت زن ستیز است و فعالان حقوق زنان ، به لغو این قانون مصرند . ثانیا وقتی موضوعی رواج پیدا کند ، افراد بیشتری به سمت آن جذب می شوند .وقتی ازدواج موقت در جامعه رواج پیدا کند ، به   طوریکه درصد زیادی از پسران ، از این فرصت استفاده کنند ، مطمئنا ، درصد بیشتری از مردان زن دار نیز به سمت این موضوع گرایش پیدا می کنند (ولو اینکه در شرایط عادی فکر سوءاستفاده اصلا به مخیله این مردحتی خطورهم نکند) ، با توجه به مخفی بودن و ارزان بودن و راحتتر بودن “متعه” ، احتمال خیانت این مردان افزایش می یابد . شما از مرحوم کلینی فاکت می آورید ، ولی قانون مدنی ما چه می گوید ؟ “مرد تا بی نهایت بار می تواند صیغه کند” . و اگر الان درصد کمی هستند که این کار را می کنند به خاطر “قبح ” و ” عدم پذیرش” این موضوع از سوی آحاد جامعه است ، والا در صورتی که صیغه قبحی نداشته باشد ، چرا فرد از این امکان استفاده نکند ؟!  

اولا ؛ من از برداشت مورد قبول خود دفاع می کنم و مدافع قانون مدنی و برداشت های رایج فقهی و اجتماعی نیستم .

به گمان من ، روایتی که از امام موسی بن جعفر (ع) نقل شده و تأکید کرده اند که ؛ « این مطلب مباح و آزاد است برای کسی که خداوند او را با ازدواج دائم از ازدواج موقت بی نیاز نکرده است … » ( هی حلال مباح مطلق لمن لم یغنه الله بالتزویج فلیستعفف بالمتعة … # کافی ۵ /۴۵۲ و ۴۵۳ ) و روایت علی بن یقطین از ایشان که همین مضمون را دارد ( و ما أنت و ذاک فقد أغناک الله عنها # کافی ۵ /۴۵۲ ) ملاک تعیین کننده ی این مبحث است .

ثانیا ؛ کدام قانون را سراغ دارید که فرد یا افرادی از آن سوء استفاده نکرده و یا نکنند ؟ من مدعی هستم که ؛ نمی شود بخاطر برخی سوء استفاده ها ، حقوق طبیعی دیگران را از آنان سلب کرد .

ثالثا ؛ بارها تاکید کرده ام و اکنون نیز می گویم که ؛ « باید کارشناسان و متخصصان علوم اجتماعی و انسانی و حقوقدانان و فقیهان ، در کنار هم بنشینند و با توجه به تمام جوانب قضیه ، راه های مناسب بهره گیری جوانان از این حق مشروع و طبیعی را شناسایی کرده و آن را به جامعه عرضه کنند . اینگونه از دغدغه ها کاسته می شود و بن بست ها گشوده خواهد شد .  

۱۴- به نظر من همان طور که در بند ۱۲ هم گفتم ، ضرر مادران ، ضرر فرزندانشان هم خواهد بود و نه منفعت شان .

اگر اطمینان دارید که برداشت شما مورد قبول اکثریت جوانان این مرز و بوم و یا جوامع اسلامی است ، حق شما است و عیبی نیست که این گونه نظر دهید ، ولی اگر آمار ها برخلاف برداشت شما باشد ، مطمئنا قضاوت شما نیز تغییر خواهد کرد .  

۱۵- آنچه برای من و بسیاری از افراد دیگر مسئله است ، “رواج” این موضوع است و نه خود این موضوع ، انجام متعه کاملا در حوزه خصوصی هر فرد قرار می گیرد و هرکسی با توجه به فرهنگ خانواده اش و باورهایش می تواند ، “متعه” کند یا نکند و صد البته که عواقب آن را هم باید بپذیرد . ولی رواج “متعه” در جامعه ، به علت ماهیت به غایت زن ستیزی که دارد ، مورد نقد است .

من با عنوان « ماهیت به غایت زن ستیز » ازدواج موقت ، که شما بر آن تأکید ورزیده اید ، موافق نیستم و دلائل خود را در پاسخ پرسش های پیشین شما ارائه کرده ام .

صرفنظر از این نکته ، من هم با شما موافقم که در مقام عمل ، این امر مربوط به حوزه ی خصوصی زندگی افراد است .

البته بازتاب اجتماعی روابط مستمر دو جوان دختر و پسر ، پیش از ازدواج ، نیز باید در نظر گرفته شود . در اینجا است که دوگانگی برداشت ها ( مثبت و منفی ) می تواند آینده ی این دو جوان و خانواده های آنان را دستخوش تحولات مثبت و منفی اجتماعی کند . بنا بر این ، نمی توان این ارتباط را « صرفا مربوط به حوزه ی خصوصی زندگی افراد » دانست .  

۱۶- و در اخر ، با بهبود شرایط اقتصادی ،تبلیغ برای رفع تبعیض های قانونی علیه زنان در امر ازدواج (مثل حق طلاق یک طرفه ، تعدد زوجات ، و…) که زن را “برده” همسر خود می سازد ، و به نظر جامعه شناسان همین قوانین ، میزان مهریه را بالا برده است . و نشان دادن این موضوع که بسیاری از این قوانین لازمه شرع نبوده و مختص شرایط زمانی و مکانی قرن ۶ میلادی و عرب جاهلیت بوده است و با تغییر این قوانین ضربه ای متوجه اسلام نمی باشد ، سعی در تسهیل “آزدواج دائم” داشته باشیم ، امری پسندیده تر و عقلانی تر نسبت به رواج “متعه” نیست ؟ چه آنکه رواج این پدیده ، پاک کردن صورت مسئله های بزرگتر و رفع تکلیف از آنان که مسئولند ، می باشد .  

الف ) من در مورد حق طلاق یک طرفه از سوی زن ( خلع ) مقاله ای را در سال ۸۱ یا ۸۲ منتشر کرده ام که نگارش جدیدتر آن را در آرشیو وبلاگ می توانید پیدا کنید . بنا بر این برداشت فقهی ، سه گونه جدایی در احکام شریعت پیش بینی شده است ؛ ۱- زن به تنهایی می تواند از شوهر خود جدا شود ( خلع ) ۲- مرد نیز می تواند به تنهایی از زن جدا شود (طلاق ) ۳- هردو می توانند با توافق از یکدیگر جدا شوند ( مباراة ) .

ب ) در مورد حقوق متقابل زن و مرد بر یکدیگر ، قائل به تساوی و مماثلت حقوق آنان هستم  . مسئولیت الزامی مردان از دید شریعت محمدی (ص) در همه ی زمان ها ، رفتار مبتنی بر معرفت و پذیرفته شده از سوی عقلاء بشر در زندگی مشترک و نسبت به همسران است ( البقرة :  ۲۲۸ / وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ … # النساء :  ۱۹ / … وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فیهِ خَیْراً کَثیراً ) .   

پ ) تسهیل در امر ازدواج دائم ، توصیه ی مکرر و مؤکد شریعت محمدی (ص) است . من هم در پایان مقاله ی منتشره در روزنامه ی « هم میهن » آرزو کرده ام که این مطلوب ، برای همه ی جوانان فراهم آید تا نیاز چندانی به ازدواج موقت وجود نداشته باشد . 

در خاتمه ی این پرسش و پاسخ مکتوب ، مایلم به اطلاع برسانم که رویکرد حقیقی شریعت محمدی (ص) در کلیه ی احکام مربوط به روابط انسانی ، مبتنی بر اصالت آزادی و مجاز بودن است ( اصالة الإباحه ی عقلیه ) مگر آنکه دلیلی اطمینان آور ( عقلی یا نقلی ) خلاف آن را ثابت کند .

موضوع « روابط جنسی » نیز مشمول این « قاعده ی کلیه » است . بنا بر این ، تنها با دلایل قانع کننده ی عقلی یا نقل معتبر و اطمینان آور ، می توان این « حق طبیعی » را محدود کرد ، وگرنه به همان حکم اصلی خود ( یعنی مباح و مجاز بودن عقلی ) باقی خواهد ماند .

تعجب آور خواهد بود که « مدافعان آزادی و حقوق بشر » در این موضوع ، مدافع محدودیت ها و سلب حقوق طبیعی باشند ، آنهم با اتکای به چند « امکان و احتمال » برای برخی خسارت های ناشی از رویکرد های اجتماعی و مبتنی بر « تعصبات قومی » و فرهنگ « مردسالارانه » .      

از خدای بزرگ می خواهم که ما را قدر دان حجت مستمر و دائمی خود بر بشریت ، یعنی « عقل » قرار دهد تا نه تنها به تحقیر او نپردازیم ، که او را فراتر از هر حجت ظاهری ، پاس بداریم و از او بهره گیریم و اقتضائات پای بندی به آن را دریابیم . او را سپاس می گویم که سلامتی و هشیاری ام داد تا این متن را بنگارم .

از شما که با پرسش های نسبتا دقیق خود ، سبب ساز جمع آوری و انتشار این پاسخ ها شدید و نشان دادید که با « تفکر » در پی دانش می گردید ( که خود برترین عبادات است ) نیز سپاسگزارم .

شاد و سالم و پیروز باشید . 

احمد قابل …………………  ۲۳/۵/۱۳۸۶ ……………………. فریمان

۲ نظر برای این مطلب

  1. کاش در چند جای مقاله شما ، تامل بیشتری میفرمودید.

    مثلا در مورد ۴ : والیستعفف الذین لا یجدون نکاحا

    شما گفتید متعه ، استعفافه در حالیکه نه متعه هم جزو بخش نکاحه : «و عفت بورزند کسانی که نکاحی (اعم از دائم یا موقت) پیدا نمیکنند.»

    بد نیست کمی به مبانی علم اصول و رجال و … بیشتر توجه کنین که باز هم ضعفهایی مثل نهی ابن یقطین ، (که به خاطر تقیه بوده) و … در کلامتون دیده نشه.

    اینکه روابط اسلام را سختگیرانه دانستید و گفتید با روابط قبل ازدواج غرب یکیه هم منو مکدر کرد.

    در پایان هم آرزوی موفقیت روز افزون دارم برای شما

    همین که در این ظلمت هواها ، و مدعیان فراوان دینداری ، سکوت را شکستید و حرف مورد نظر شریعت را بیان کردید متشکرم.

    وفقنا الله لمرضاته

    من باب ترویج این سنت ، در اینجا آمادگی خودم رو برای این سنت حسنه اعلام میکنم ، بجنبید تا دیر نشده ، حداکثر ظرفیت ۲۰ تا !!!

  2. جناب آقای قابل عزیز.

    سلام و التماس دعا. راستش نمیتوانم این حرفتان را بپذیرم. یک سوال دارم: شما خودتان دختر دارید. آیا حاضرید ایشان را صیغه بدهید؟

    ببخشید که رک پرسیدم.