- شریعت عقلانی – احمد قابل - http://www.ghabel.net/shariat -

تفسیر موضوعی قرآن بخش (۲۱) حقوق زنان و آیات مرتبط با آن

Posted By احمد قابل On شهریور ۷, ۱۳۸۶ @ ۱۲:۲۲ ب.ظ In مقالات | 4 Comments

( ادامه ی بخش قبلی ) …..  

زدن زنان آری یا خیر ؟    

۱۰- در متن آیه ی ۳۴ سوره ی نساء ، از « جواز زدن زنان » آشکارا سخن به میان آمده است . پرسش اساسی این است که ؛ « آیا این توصیه ی شریعت محمدی و راهکار ابداعی و مطلوب حقیقی آن است یا صرفا به عنوان یک واقعیت رایج و از باب اضطرار است که مورد پذیرش قرار گرفته و حقیقتا مطلوب شریعت محمدی (ص) نیست ؟! » .

برای بررسی حقیقت قضیه ، به چند نکته ی اساسی باید توجه کرد ؛ 

الف ) تردیدی نیست که فرهنگ مورد قبول اکثریت نسل مخاطب آیه در زمان نزول وحی ، زدن زنان را به عنوان اولین گزینه ی تنبیهی ، پذیرفته بود . این مطلب چندان رایج بود که به هنگامه ی شروع زندگی مشترک ، مردان عرب با « شمشیر و تازیانه » خانه ی خود و یا حجله ی خویش را می آراستند تا به شریک تازه ی زندگی خویش و بستگان و هم قبیله ای های خویش بفهمانند که ؛ « شمشیر را برای حفظ امنیت اهل منزل از مهاجمان خارج از خانه بکار می گیرند و تازیانه را برای حفظ امنیت اهل منزل از مهاجمان داخل خانه بکار خواهند گرفت » ( نگاه کنید به ؛ زمخشری ، الکشاف ۱/۵۲۵ . تفسیر الثعلبی ۳/۳۰۳ ) .

این روش تنبیهی شدید و خشونت بار ، محیط زندگی را برای زنان ، بسیار نامطلوب ساخته و آنان را همچون بردگانی در اختیار شوهران قرار داده بود .

ب ) روش شریعت محمدی (ص) در نفی عادات و آداب و سنن ناپسند ، عمدتا بر اساس نفی مطلق عادات و سنن نبوده است . در اکثر موارد با ارائه ی راهکارهای مناسب و جایگزین ، سعی در فرهنگ سازی و تغییر عادات به صورت تدریجی داشته و با اظهار کراهت و غیر اخلاقی جلوه دادن رفتارهای ناپسند ، به مبارزه ی منفی با آن پرداخته است .

در اینگونه مسائل ، بخاطر موانع ذهنی ( عدم رشد آگاهی و علم ) یا خارجی ( مثل رواج شدید منطقه ای یا بین المللی ) گرچه اقتضای تحریم وجود نداشته ، ولی با ناپسند شمردن اخلاقی آن ، نامطلوب بودن آن از منظر شریعت را آشکار ساخته تا ابتدائا زمینه ی ذهنی لازم را برای نفی راهکارهای ناپسند ایجاد کرده و اقتضای نفی عملی آن را در مراحل بعدی فراهم گرداند .

مثلا در قضیه ی « برده داری » که امری رایج در سطح همه یا اکثریت ملل آن زمان بود ، شریعت محمدی (ص) به تحریم آن نپرداخت ، ولی با پیش بینی های بسیار برای آزاد کردن بردگان ( در احکام مختلف شریعت ) و توصیه های مکرر و مؤکد بر مطلوبیت شدید و ثواب عظیم « آزاد سازی بردگان » و مکروه شمردن شغل « آدم فروشی » و … صراحتا از نامطلوب بودن « برده داری » در دیدگاه شریعت ، خبر داده است .

یعنی هیچ کس نمی تواند مدعی شود که ؛ « اسلام مبلغ و مشوق برده داری بوده و آن را پدیده ای مطلوب دانسته است » چرا که « مجوز ارتکاب آن را داده است » بلکه می توان با صراحت از « نامطلوب بودن برده داری در شریعت محمدی (ص) و تلاش فراوان شریعت برای پایان بخشیدن به آن از جنبه های فرهنگی و عملی » سخن گفت و آن را به اثبات رساند .

در خصوص « زدن زنان » نیز بررسی این نکته که ؛ « دادن مجوز برای ارتکاب آن » آیا دلیل مطلوبیت است یا صرفنظر از نامطلوب بودن آن ، به عنوان یک واقعیت رایج ، تنها به منزله ی « عدم تحریم » است که منافاتی با « نامطلوب بودن اخلاقی » و « مکروه بودن شرعی آن » ندارد ؟

تردیدی در این مطلب نیست که ؛ « موردی که از نظر شریعت ، ناپسند است ، گاه در حدی از ناپسندی است که “تحریم” می گردد و گاه آنچنان شدت و لزوم و اقتضائی ندارد که تحریم گردد بلکه “مکروه” شمرده می شود » .

پ ) با توجه به اینکه اولین یا عمده ترین راهکار رایج در جامعه ی شبه جزیرة العرب در عصر نزول وحی ، زدن زنان بوده است ، قدم اول شریعت محمدی (ص) پیش کشیدن راهکار های منطقی و معقولی چون « دادن پند و اندرز و یا ترک همبستری » و توصیه به بهره گیری از آن ها و لازم شمردن تأخیر در بهره گیری از « زدن زن » تا آخرین مرحله ( و پس از به نتیجه نرسیدن راهکارهای دوگانه ی پیش از آن ) بوده است .

به عبارت دیگر ؛ « پیشنهاد های شریعت محمدی (ص) جایگزینی برای عادت زشت اهل حجاز در زدن زن بود » . البته برای اینکه عادت آنان را تحریم نکرده باشد ، به عنوان آخرین گزینه ، استفاده از آن را مجاز شمرده است . 

ت ) با توجه به روایات و رویکردهای پیامبر (ص) و ائمه (ع) نسبت به این قضیه ، روشن می شود که مفسران رسمی شریعت ، « زدن زن » را از نظر اخلاقی ، شدیدا نامطلوب ارزیابی کرده اند .

از پیامبر خدا در مورد همین آیه نقل شده است که ؛ « افراد نیکوکار هرگز زن خود را نمی زند » ( روى ابن نافع عن مالک عن یحیى بن سعید أن رسول الله صلى الله علیه وسلم استؤذن فی ضرب النساء فقال : اضربوا ، و لن یضرب خیارکم .// ابن العربی ، أحکام القرآن ۱/ ۵۳۶ ) .

در روایتی دیگر از پیامبر خدا (ص) نقل شده است که ؛ « إضربوهنّ ، و لایضرب إلاّ شرارکم = زنان را بزنید ، ولی نمی زند زنان را مگر افراد شرور » ( کنزالعمال ۱۶/۳۳۶ ) .

آیا اسلام به « شرارت » فرا می خواند یا به « نیکوکاری » ؟!! آیا می توان تردید کرد که شریعت محمدی (ص) دعوت به نیکوکاری می کند و از شرارت ، شدیدا پرهیز می دهد ؟!! ( نگا ه کنید به ؛ جامع احادیث الشیعة ۲۰/۲۵۰ ؛ قوله صلى الله علیه وآله : ان من شر رجالکم ، الضارب اهله و عبده ) .

در جایی دیگر ، پیامبر خدا (ص) با توجه به ضرورت روابط عاطفی زن و شوهر ، شدیدا نسبت به زدن زن ، از نظر عقلی و اخلاقی استبعاد می کند ( عن عبد الله بن زمعة ، قال : قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم : « أیضرب أحدکم إمرأته کما یضرب العبد ثم یجامعها فی آخر الیوم » . // محیى الدین النووی ، المجموع  ۱۶ /۴۵۰ ) .

همین مضمون را در روایات شیعه از ائمه ی هدی (ع) نیز می بینیم ( الحر العاملی ، وسائل الشیعة ۲۰ جلدی  ۱۴ / ۱۱۹ ). 

ث ) رویکرد دیگری که در برخی روایات نقل شده و مورد توجه اکثر فقهاء نیز قرار گرفته است ، به تمسخر گرفتن « فرهنگ نامطلوب زدن زن » است که با عباراتی چون ؛ « اگر می خواهید زنان را بزنید ، با چوب مسواک یا مشابه آن بزنید » نقل گردیده است ( فقه الرضا /۲۴۵ . زبدة البیان / ۵۳۷ . بحار الأنوار ، جلد ۱۰۱ ، صفحه ۵۸ ) .

طبیعی است که اگر زدن زنان ، مطلوب شارع می بود ، از سوی اولیاء الهی مورد تأکید و تشویق قرار می گرفت ، ولی چون به عنوان اضطرار ، آن را تجویز کرده است و عامل آن « عادت مردم به آن رفتار ناپسند » بوده ( به گونه ای که حتی در صورت تحریم ، از ارتکاب آن پرهیز نمی کردند و عملا به معصیت خدا می پرداختند ) ، سعی در مبارزه ی منفی با آن عادت ناروا داشته و همه گونه زمینه را برای بی اثر ساختن آن فراهم کرده است .

دخالت شرع در تعیین وسیله برای زدن زن که مثلا با چوب مسواک باشد و یا به گونه ای که هیچ لطمه ی بدنی برای زن در پی نداشته باشد ، برای خشونت ورزی مردان عرب آن روز ، لجامی بود که از تاخت و تاز آنان می کاست و دست آنان را از تازیانه ی آویخته بر دیوار منزل که آماده برای بهره گیری به هنگام زدن زنان بود ، قطع می کرد . تلاش مثبتی که مرد آماده ی خشونت ورزی را شدیدا مستأصل می کرد و او را به عبث بودن بهره گیری از زور ، راهنمایی می کرد . 

ج ) برخی روایات نیز مقصود از عبارت « فاضربوهن » را به تفسیری غیر از « زدن زنان » ارجاع داده اند . در آن روایات می خوانیم ؛ « عن النبی صلى الله علیه و آله أنه قال : إنی أتعجب ممن یضرب امرأته و هو بالضرب أولى منها ، لا تضربوا نساءکم بالخشب ، فان فیه القصاص ، و لکن اضربوهن بالجوع و العری حتى تربحوا فی الدنیا و الآخرة = پیامبر خدا گفت : من تعجب می کنم از مردی که همسر خود را می زند ، در حالی که خود او شایسته تر است که زده شود . زنان خود را با چوب نزنید که در اینصورت قصاص می شوید بلکه بوسیله ی گرسنگی ( عدم تهیه ی برخی خوراکی های مطلوب همسر ) و برهنگی ( عدم تهیه ی برخی لباسهای مطلوب همسر ) او را بزنید و تنبیه کنید تا در دنیا و آخرت سود برده باشید » ( جامع احادیث الشیعة ۲۰/۲۴۸ ) .

بنا بر این روایت ، می توان گفت که ؛ مقصود آیه از « زدن » چیزی جز تنبیه مختصر زن خطا کار نیست . پس « زدن فیزیکی » مورد نظر آیه نیست ، بلکه سخت گیری نسبت به تهیه ی خوراکی ها و پوشاک مورد نظر زن ، نوعی از زدن اصطلاحی است .

ممکن است این تفسیر پیامبر خدا (ص) پیشنهادی برای جایگزینی « سخت گیری های اقتصادی » بجای گزینه ی « زدن فیزیکی » باشد ، که در اینصورت هم تأکیدی بر نامطلوب بودن « زدن زن » خواهد بود . 

چ ) زدن زنان از سوی همسران ، گرچه امری ناپسند بوده و هست و خواهد بود ، ولی صرفنظر از رابطه ی زن و شوهر ، اصولا نگاه عمومی بشر به پدیده ی « زدن » به عنوان یک گزینه ی تأدیبی و تنبیهی ، آنچنان در فرهنگ بشری نفوذ کرده که کمتر پدیده ای را تا این حد رایج می توان دید .

اکثر افراد بشر ( حتی زنانی که خود از شوهرانشان کتک خورده اند ) ، در طول زندگی خود از یک یا چند جایگاه ؛ پدر ، مادر ، همسر ، برادر بزرگتر ، خواهر بزرگتر ، بزرگتر فامیل و امثال آن ، دست خود را به روی دیگری بلند کرده و او را کم و بیش نواخته اند . کمتر انسانی را می توان یافت که از دوران کودکی تا کنون ، کسی را نزده باشد .

البته جایگاه هایی مثل پلیس ( در عصر حاضر ) نیز برای حفظ نظم عمومی ، به جمعیت های معترضی که نسبت به سیاست های مجامع خویش گرد هم می آیند و احتمالا خلاف هایی مرتکب می شوند ، حمله می کنند و با باتوم و سایر ابزار در دسترس خویش ، آنان را مورد ضرب و شتم قرار می دهند .

به عبارت دیگر ؛ همه در حال درگیری و زد و خورد با یکدیگرند . فیلمها و تئاتر ها نیز پر از صحنه هایی است که زد و خورد را به نمایش می گذارند . گویا این عمل را « قبیح » نمی شمارند .

طبیعی است که در جامعه ی بشری ۱۴۰۰ سال پیش ، اگر بهره گیری از زدن ، بیش از امروز نبوده باشد ، قطعا کمتر از امروز نبوده و لااقل « زشت » شمرده نمی شده است .

در دنیای امروز که « مبارزه با خشونت » تئوریزه شده و بسیاری از « مجامع حقوق بشری » برای زدودن رویکردهای خشونت آمیز ، به عنوان « رویکردهایی ناپسند » از زندگی بشر ، کوشش می کنند ، هنوز هم رایج ترین راه تنبیهی و در دسترس ترین آن ، بهره گیری از زور و خشونت است .

شریعت محمدی (ص) که مدعی حمایت از نسخه های فطری برای زندگی بشر بوده است ، این واقعیت را در کوتاه مدت ، غیر قابل تغییر دیده و به همین جهت از « تحریم » آن پرهیز کرده است ، چرا که با علم به عدم امکان تحقق مطلوب شارع ( پرهیز از زدن ) از سوی اکثر قریب به اتفاق افراد بشر ، اقدام به تحریم ، اقدامی بیهوده ارزیابی می شود .

شریعت محمدی (ص) با آگاهی از ناتوانی اکثریت افراد بشر در « پرهیز از زدن » ، تنها راه ممکن را در زمینه سازی اخلاقی برای « پرهیز از خشونت » دیده و به آن بسنده کرده است تا روزی برسد که اکثریت افراد بشر ، به زشتی آن پی برده و از این راهکار زشت و ناپسند دوری گزینند و از راهکار های معقول جایگزین بهره گیرند . 

ح ) در روایتی از پیامبر خدا (ص) نقل شده است که ؛ « أیما رجل ضرب امرأته فوق ثلاث ، اقامه الله یوم القیامة على رئوس الخلائق ، فیفضحه فضیحة ینظر الیه الأولون و الآخرون = اگر مردی همسر خویش را بیش از سه ضربه بزند ، خداوند او را در روز قیامت و در پیشگاه خلق خویش رسوا و مفتضح می کند به گونه ای که پیشینیان و پسینیان به سوی او نگاه می کنند » ( جامع احادیث الشیعة ۲۰/ ۲۴۸ ) .

وقتی در فرهنگ شریعت محمدی (ص) نسبت به روابط زن و شوهر ، « زدن ملایم بیش از سه ضربه » توسط شوهر ، سبب فضیحت و رسوایی وی در روز قیامت شمرده می شود ، نمی توان گفت که « رخصت و جواز زدن » ناشی از رویکرد « مطلوبیت » برای شارع بوده است ، بلکه این سخنان او صریحا به « عدم مطلوبیت زدن » گواهی می دهد .

خ ) از نظر علمی و اصطلاح فقهی و حقوقی ، امر « اضربوهن » در این آیه ، صرفا در مقام « تَوَهّم حظر و منع » است ( یعنی جایی که گمان به ممنوعیت آن می رود ) و تنها « اباحه » ( مجاز بودن اجمالی ) را می رساند و نه چیزی بیشتر از آن را . این ترخیص و اباحه ی بمعنی الأعم ، با « کراهت شرعی » سازگار است و تباینی بین آن ها نیست . 

د ) بنا بر این بررسی ها ، آیه ی ۳۴ سوره ی نساء ، نه به برتری همه ی مردان بر همه ی زنان دلالت می کند و نه به مطلوبیت زدن زنان در شریعت محمدی (ص) دلالت می کند . تنها چیزی که از این آیه بدست می آید این است که ؛

۱- مردان موظف به تأمین نیازهای متعارف زندگی همسران شان اند .

۲- در صورت اقدام زن به تخلفات اخلاقی شدید ، اقدام مرد به زدن زن ( آن هم با رعایت تمامی حدودی که در روایات ذکر شده است ) ، گرچه حرام نیست ، ولی از نظر اخلاقی « عملی ناپسند » و عمدتا اقدام به « شرارت » شمرده می شود . 

۱۱- امر وجوبی و الزامی خداوند سبحان به مردان ، در مورد معاشرت با همسران در زندگی مشترک ، عبارت است از حکم قرآنی ؛ « عاشروهن بالمعروف = زندگی کنید مبتنی بر امور پسندیده ی نزد عقلاء » .

این دستور العمل الزامی شریعت محمدی (ص) در تمامی دوران زندگی مشترک و همه ی حالات آن ، بر هر توصیه ی دیگر شریعت ، حاکم و مقدم است و تمامی توصیه های دیگر شریعت ، باید مبتنی بر « معاشرت به معروف » تفسیر شوند . 

والله العالم .


Article printed from شریعت عقلانی – احمد قابل: http://www.ghabel.net/shariat

URL to article: http://www.ghabel.net/shariat/1386/06/07/524

مطالب مورد نظر متعلق به سایت شخصی احمد قابل بوده و برداشت و استفاده از این مطالب با ذکر منبع بلا مانع است