بیم و امید های دینداری خلاصه ی سخنرانی روز عاشورا در تهران ۱۰بهمن ماه ۱۳۸۵

ای نام تو بهــــترین سرآغاز // رحمـــان یگانه ی سبب ساز

وی خالق بی بدیل هستــی// کـــو را نـــبود قرین و انبــــاز

ما را نـــــــبود به محضرت ره // جز آن که ز مـهر کرده ای باز

لطفی کن و جلوه ای ز نورت // بر جمع اسیر خود بیـــــانداز 

امام حسین بن علی (ع) : « النّاس عبید الدّنیا و الدّین لعق علی ألسنتهم . یحوطونه ما درّت به معایشهم ، فإذا محّصوا بالبلاء قلّ الدّیانون = آدمیان ، بردگان دنیایند ، و دین ، سخن کم بهایی است بر زبان هاشان . گرد او جمع می شوند و او را در بر می گیرند ، تا هنگامی که زندگی های روزمره ی مادی شان را  پربار گرداند ، پس هنگامی که به سبب گرفتاری ها آزمایش شوند ، دینداران کم می شوند » .  

امیر مؤمنان علی (ع) و امام جعفر صادق (ع) : « من أخذ دینه من أفواه الرجال أزالته الرجال ، و من أخذ دینه من الکتاب و السنة زالت الجبال و لم یزل = کسی که دینش را از دهان افراد گرفته باشد ، افراد دیگری دین او را از بین می برند ، و کسی که دینش را از قرآن و سنت گرفته باشد ، کوه ها از بین می روند ، و دین او از بین نمی رود » .

بیم ها ؛

۱- دینداری در زمان ما ، کار دشواری است . همان که گفته اند ؛ « همچون نگه داشتن فلزی مذاب در دستان آدمی است » . چیزی که برای پیامبر خدا (ص) نیز « تعجب آور » بوده است ( من لا یحضره الفقیه – الشیخ الصدوق – ج ۴ – ص ۳۶۶ / یا علی أعجب الناس إیمانا و أعظمهم یقینا قوم یکونون فی آخر الزمان لم یلحقوا النبی ، و حجب عنهم الحجة فآمنوا بسواد على بیاض ) .

دشواری آن در دو بعد ؛ درونی و بیرونی است . هم در عالم ذهن و هم در عالم عین . در دو عالم نفس و عالم خارج . 

۲- در عالم ذهن ، مشکلاتی از قبیل ؛

الف ) نا آشنایی با بسیاری از مفاهیم مورد نظر شریعت محمدی (ص) و اختلاف نظرهای بی شمار عالمان شریعت ، که عملا پیدا کردن حقیقت را برای عموم مسلمانان بسیار دشوار کرده است .

ب ) نا شناخته ماندن نسبت بین عقل بشری با نقل وحیانی و تفسیری شریعت ، و چگونگی رفتار صحیح ، در هنگامه ی تعارض عقل و نقل .

پ ) ممانعت های فراوانی که در مقام عمل ، حتی بسیاری از نیازهای فطری بشر را نادیده می گیرد ، به نام شریعت منطبق با فطرت بشری .

ت ) چهره ی عبوس و ماتم زده ی اندیشه های رایج به نام شریعت محمدی (ص) و تبلیغ غم و اندوه و محرومیت از شادی و نشاط و امید .

ث ) نگاه تعصب آلود و غیر مدارا جویانه ی اندیشه های رایج شرعی ، نسبت به غیر مسلمانانی که مسالمت جو و خوش اخلاق اند . همه ی غیر مسلمانان را اهل عذاب الهی دانستن و فقط همفکران خود را اهل نجات شمردن .

ج ) وجود تبعیض آشکار بین ؛ « زن و مرد ، مسلمان و غیر مسلمان و … » در اندیشه های رایج اسلامی ، ذهن نیمی از جامعه ی اسلامی ( زنان ) را از آغاز اسلام به این امر مشغول کرده و بخش های اندیشمند نیم دیگر ( مردان ) را نیز ، گاه به میدان تردید و پرسش های توبیخی و انکاری ، کشانده است و در این خصوص البته کمتر پاسخ قانع کننده ای شنیده اند .  

۳- در عالم خارج نیز با مشکلاتی از قبیل ؛

الف ) نگاه سنگین عقلگرایانی که نتیجه ی عملی اندیشه های آنان ، نه تنها اوضاع فردی و اجتماعی بدتر از وضعیت دینداران را در دنیا برای شان فراهم نساخته که در برخی مجامع ، وضعیتی با ؛ سلامت ، امنیت ، آبادانی ، رفاه و آسایش بیشتر را برای غیر متدینان پدید آورده است .

ب ) ناکارایی اندیشه های اسلامی برای ایجاد جامعه ای نمونه و برتر ، علیرغم ادعای برتری اندیشه ی اسلامی بر سایر اندیشه های الهی و بشری .

پ ) وجود احکام و اندیشه هایی که امکان تعامل مثبت با بسیاری از انسان های مسالمت جو ، حق پذیر ، منطقی و وفادار به اخلاق انسانی غیر مسلمان را از پیرو اندیشه های رایج شرعی ، دریغ می دارد .

ت ) رویکردهای جهانی « تساوی طلب و حقوق بشری » که تنها عامل و ملاک « صاحب حق بودن » را « انسان بودن » می داند ، و جبهه گیری آشکار مجامع علمی ، سیاسی و فرهنگی جهانی در برابر رویکردهای تبعیض آمیز جوامع اسلامی و شکل گیری « افکار عمومی بشری » علیه اسلام و مسلمانان .

ث ) ناشناخته ماندن رویکردهای مسالمت جو و رحمانی اسلام ، در میان اکثر متدینان .

ج ) مشکلات بی شمار اجتماعی ناشی از « شکل گیری احساسات شدید و عواطف غیر طبیعی » پیرامون اندیشه های رایج و استمرار این وضعیت و تبدیل شدن آن به « خو و خصلت » در جوامع مذهبی ، تا جایی که افراد آشنا با رویکردهای رحمانی شریعت نیز از تبعات آن خو و خصلت ها در امان نبوده و نیستند . گویا محذورات اجتماعی و هماهنگی با عادات و رسوم مذهبی ، به عنوان وظیفه ای غیر قابل تردید ، همچنان روح و ذهن همگان را در تسخیر خود دارد و امکان اندیشیدن ، بررسی حقیقت موضوعات ، فوائد و مضار آن ها را از همه سلب کرده است .

چ ) نبودن همفکری و همکاری علمی و فرهنگی ، در میان جامعه ی دگر اندیش مذهبی و نداشتن انسجام در طراحی و اولویت های مباحث و عدم ارائه ی برنامه ی مشخص و منسجم علمی و فرهنگی ، برای دوران گذار و یا دوران ثبات اندیشه های رحمانی شریعت .

ح ) اندک بودن امکانات ( امنیتی ، مالی و فرهنگی ) عالمان اصلاح طلب اندیشه های دینی . ( … کرم داران عالم را درم نیست ) و طبیعتا در چنین وضعیتی ، امکان رشد بیش از این ، وجود ندارد .

خ ) فشارهای کمرشکن طرفداران اندیشه های رایج و بهره گیری از انواع محرومیت ها ، تهدیدها و تکفیرها .

د ) همراهی حاکمان در ایجاد محرومیت ها و تهدیدها ، برای دینداران خردورز ، که معمولا نمی توانند با سیاست های حاکمان ، همراهی کنند .

ذ ) کمبود شجاعت لازم برای اظهار یافته های علمی ( در حوزه ی معارف شریعت ) از سوی بسیاری از عالمان شریعت ، و سکوت سنگین بعضی از آنان ، و رفتار برخلاف مبانی نظری ، از سوی برخی دیگر ، که عملا هزینه ی حمایت از اندیشه های اصلاح طلبانه را بسیار بالا برده است .

ر ) اظهارات منفی « برخی روشنفکران غیر دینی » در مورد « اندیشه های اصلاحی شریعت » . هرگونه نواندیشی و اصلاح طلبی دینی ، از سوی این گروه از روشنفکران ، با مارک « عدول از آموزه های شریعت » مواجه شده و می شود . جالب است که ملاک اظهارات این گروه ، اظهارات انحصارطلبانه ی طرفداران اندیشه های رایج اسلامی است ( که این دو گروه ، خود را شدیدا مخالف یکدیگر می دانند ) . بنابر این ، اصلاح طلبان اندیشه های دینی ، از سوی دو گروه « روشنفکران غیر دینی » و « طرفداران اندیشه های رایج سنتی » به اتهام یگانه ای متهم شده است ، که عبارت است از « ارتداد و خروج از دین و مذهب » !!!

ز ) اظهار نظر های « شبه عالمانه » از سوی افرادی که اطلاع چندانی از متون اصلی شریعت ندارند و یا مبنای علمی روشنی برای دیدگاه های خویش تهیه نکرده اند ، آفتی است که « نهضت اصلاح اندیشه های شریعت » را تضعیف می کند . نمونه ی این افراد را در میان برخی روحانیان ، برخی دانشگاهیان ( اساتید و یا دانشجویان ) و برخی از فعالان سیاسی می توان دید . « شتابزدگی » در طرح سخنانی جدید و نوین و انتساب آن به شریعت ، بدون ارائه ی دلائل محکم عقلی یا نقلی ، و بی توجه به روش های پذیرفته شده ی علمی ، می تواند به « شکل گیری نگاه منفی » نسبت به گرایشات اصلاحی ، منجر شود .

امید ها ؛

۱- خوشبختانه ، دست « اصلاح طلبان اندیشه های رایج شرعی » از دلایل عقلی ، و ادله ی معتبره ی نقلی موجود در متون اولیه شریعت ( قرآن و روایات معتبره ) نسبت به مسائل اختلافی ، پُر است.

۲- درگیری علمی با عالمان اصلاح طلب ، برای هیچیک از دوگروه رقیب ( روشنفکران غیر دینی و سنت گرایان طرفدار اندیشه های رایج ) آسان نیست ، چرا که در بسیاری از مسائل مورد اختلاف ، دست رقبا از دلایل قانع کننده ، تهی است . 

۳- در بسیاری از مسائل اختلافی ، ادله ی نقلیه ی متعارضی وجود دارند که گزینش هریک از دوطرف مورد نزاع را از نظر علمی ، ممکن می سازد . گزینش در باب تعارض ادله ، اصلی عقلی و پذیرفته شده است . نهایتا باید مجموعه ی گزینش ها ، آدمی را به تناقض و یا تضاد در اندیشه ی مورد پذیرش خویش نرساند . 

۴- خوشبختانه ، در موارد بسیاری از مسائل اختلافی ، اندیشه های رایج را دچار  تناقض در گزینش ها می بینیم . عدم پای بندی به مبانی اعلام شده و پذیرفته شده ی خود ، به فراوانی در اندیشه های رایج وجود دارد ، که به همین خاطر شدیدا آسیب پذیر شده است .

۵- پیدایش و تکثیر مراکز پژوهشی علوم اسلامی ، در حوزه های علمیه ، آینده ی امید بخشی را نوید می دهد . دلایل این امیدواری را به اطلاع می رسانم ؛ 

الف ) نگرش علمی به مسائل شریعت ، نکته ی اصلی تفاوت دیدگاه اصلاح طلبان و سنت گرایان مدافع نظریات رایج است . تکثیر رویکردهای علمی در حوزه ها ، به معنی تکثیر نهادهای آموزش و پرورش اصلاح طلبی دینی نیز هست . حوزه های علمیه ، هرچه علمی تر شوند و از نظریاتی که در سایه ی  احساسات غیر طبیعی و تعصبات بی مورد رشد یافته اند ، دور تر شود ، مطمئنا به نفع دیدگاه های اصلاح طلبانه است .  

ب ) افراد پرورش یافته در این مراکز تحقیقاتی ، آدمیانی بسیار نزدیک تر به اندیشه های اصلاح طلبانه بوده و هستند .

پ ) اقتضای طبیعت افراد شاغل در این مراکز ، پرهیز از اظهار نظرهای صرفا احساساتی و متعصبانه است . میزان تحمل طرفداران اندیشه های رایج ، که شاغل در این مراکز بوده و هستند ،  لااقل با افراد پرورش یافته در غیر این مراکز ، متفاوت است و این امر ، به نفع اندیشه های اصلاح طلبانه است .

ت ) گروه مدافع نظریات رایج ، کم و بیش در حال از دست دادن نیروهای خود است و لا اقل از نظر رشد ، متوقف شده است ، در حالی که اصلاح طلبان اندیشه های شرعی ، در حال تکثیر تدریجی اند . کندی این رشد را ناشی از مسائلی می دانم که در بخش بیم ها ، به آن اشاره شد .

ث ) توانایی های مناسبی در برخی از روحانیان کمتر شناخته شده ، برخی اساتید دانشگاه ، برخی از فعالان سیاسی و برخی انسان های آشنا با مطالعات اسلامی ، وجود دارد . با اندک سرمایه گذاری عالمان اصلاح طلب شریعت و تشکیل نهادهای علمی ، آموزشی و پژوهشی ، و با تشکیل جلسات مشترک برای بحث استدلالی در مسائل نظری ، و یا تدوین « سیر مطالعاتی مناسب » ، امکان تأمین  بیشترین نیروی ممکن آشنا به مبانی نظری اندیشه های اصلاحی و آماده ی دفاع از برداشت های اصلاحی را خواهیم داشت .     

۶- روند افکار عمومی جهانی و نزدیکتر شدن فرهنگ ها و آسان و ارزان تر شدن ارتباطات در دنیای امروز ، و روند رو به گسترش آن ، و گرایش عمومی جهانیان به « صلح و همزیستی مسالمت آمیز » و گسترش فرهنگ « عدالت به مفهوم تساوی » ( که برترین مفهوم عدالت است ) و آشنایی اجمالی افکار عمومی جهانیان با « اسلام رحمانی و مسالمت جو » در برابر اندیشه های خشونت طلب مدعی اسلام ، نشان از آینده ای امیدبخش برای « اصلاح طلبی دینی » در سطح جهانی دارد . طبیعی است که پیروان شریعت محمدی (ص) نیز به عنوان جزئی از پیکره ی بشر عصر حاضر ، از این قاعده مستثنا نیستند . هرچه آگاهی های عمومی و دانش بشری گسترش می یابد ، آگاهی نسبت به آموزه های حقیقی شریعت نیز افزونتر می شود . به همین دلیل ، امکان گسترش تفکرات اصلاحی در حوزه ی شریعت ، نسبت به دوره های پیشین ، بیشتر می شود . 

۷- بن بست طبیعی « برداشت های ضد عقلی و مخالف عقلانیت » از شریعت ، امری است که از متن شریعت نیز می توان شکست گریز ناپذیر آن را دریافت . تمامی شرایع الهی قبل از شریعت محمدی (ص) از آن جهت دچار مشکل شدند که به رویکردهای خلاف عقل ، ملتزم شدند . شکست رویکردهای ضد عقلی ، سنت الهی است و قطعا سرنوشت رویکردهای مشابه در شریعت محمدی (ص) نیز همان خواهد بود . این بن بست طبیعی ، با رویکرد عقلانی به شریعت ، شکسته می شود و راه برای دینداری مبتنی بر عقلانیت ، باز می شود . بنا بر این ، امید توجه عمومی به این رویکرد در آینده ای نه چندان دور ، وجود دارد .

                                                       *****

مسئولیت دینداران در عصر حاضر ، تلاش برای از بین بردن « بیم ها » ( در دو عرصه ی  فردی و اجتماعی ) و تقویت « امید ها » است .

« جهاد فی سبیل الله » در عصر حاضر ، تلاش خستگی ناپذیر و همگانی در این زمینه است . هرکس به میزان امکانات و توانایی های خویش ، باید در جهت رشد فرهنگ « اسلام رحمانی » ( که مبتنی بر اندیشه های اصلاحی است ) و تضعیف فرهنگ « اسلام خشونت طلب » ( که عمدتا مبتنی بر بعضی از اندیشه های سنتی رایج است ) تلاش و کوشش کند .

وظیفه ی عالمان شریعت ، تلاش علمی و فرهنگ سازی است . آنان باید خود از جمله ی پیشروان عمل به اندیشه ها و لوازم سخنان خویش باشند . نباید تناقض و تضادی بین عمل و نظر آنان دیده شود . اگر این مجاهدت علمی و عملی ، تحقق پذیرد ، می توان اندک اندک شاهد پذیرش و رشد عمومی فرهنگ اصلاحی در جامعه ی اسلامی بود .

هرکس با هر امکان و توانی ، می تواند جایگاه خود را در « این جهاد فرهنگی و علمی » پیدا کند و سهم خود را از این مسئولیت اجتماعی ، بشناسد و ادا کند .       

از خداوند رحمان و رحیم می خواهیم که ؛ « ما را نسبت به حقایق شریعت محمدی (ص) که منطبق با سرشت عقلانی بشر بوده است ، عالم گرداند ، و نسبت به حقایقی که درک کرده ایم ، عامل قرار دهد » ( اللّهم ما عرّفتنا من الحقّ فحمّلناه ، و ماقصرنا عنه فبلّغناه ) . آمین ربّ العالمین .                

۷ نظر برای این مطلب

  1. سلام

    مواردی که در بیم معرفی کردید با واقعیت منطبقه … من خیلیهاشو دیدم و همیشه برای جای سئوال بوده که چرا باید اینگونه باشه ؟

  2. به گمان من علت العلل، عدم درک ساختاری از قرآن است. و تا این درک- که می باید از عالمان دینی دنیا شروع شود- حاصل نشود، مسلمانان روز بروز از بقیه دنیا عقب تر می افتند. فقر و فحشا و تروریسم از به جان آمدگی تشدید می شود. منابع سرشار آنان روز روشن دزدیده می شود. مثل سگ زن و بچه آن ها را بابمب چند تنی می کشند و کسی هم صدایش در نمی آید.  بقیه پول دلارها نفتی را هم با فروش تسلیحات از چنگ آن ها در می آوردند(مثلا  با القای کینه بین شیعه سنی).

  3. و اما اول:

    درک ساختاری از قرآن با این اصل آغاز می شود که «کلمات» خدا- بنا بر نص صریح و مکرر قرآن – بی نهایت است. باید به این حماقت تاریخی که می خواسته اند همه چیز را را قرآن در بیاوردند برای همیشه پایان داد.

    دوم:

    فرق است بین شریعت و دین. دین یونیورسال لست و شریعت قومی-منطقه ای. هیچ شریعتی منجمله شریعت موسی، عیسی، محمد یونیورسال نیست. خداوند هر یک از آن ها را به لسان قوم خویش و برای ارسال پیام به قوم خودش فرستاده است.

    سوم:

    پیامبران ورای محدوده ی وحی، داری قدرت و اختیار شرعی نمی باشند.

    چهارم:

    در ُقرآن حتی برای جوراب بلقیس آیه آمده است. اما حسرت یک آیه را بر دل آن هایی که می خواهند آیه ای برای حانشینی پیامبر پیدا کنند گذاشته است. نباید خدا را این قدر کوچک و خرف فرض کرده  که برای مسئله ای به این مهمی- آینده بشریت( مثلا برای صد ها میلیون سال بعد) با ایما و اشاره حرف شود. حال بگذریم که این ایما و اشاره هم تشویق دوستی بین مردم بوده است.

  4. خب این درک که با آیه های زیادی از قرآن قابل اثبات است، نه تنها به بسیاری از ابهامات پایان می دهد، که به خود متن هم انسجام می دهد. طوری که می توان اگر اشتباهاتی هم در زمان جمع آوری آیات و تدوین قرآن رخ داده، فیلتر کرد.

    از استاد بزرگوار هم انتظار می رود فعال تر در یک کار جمعی و سیتماتیک با سایر متقکرین اسلامی داخل کشور و سپس با سایر متقکرین جهان اسلامی به پژوهش بیشتر بپردازند.. و آثاری را منتشر کنند که در دسترس همگان گذاشته شود. این پروژه ای است که عزم و اراده ای پولادین و پشتکاری مومنانه را می طلبد. هر دختری که در کشورهای اسلامی برده سکس می شود … هر جوانی که با اعتیاد از بین می رورد … هر خونی که ریحته می شود ..هر طنابی که بر گردن قربانیان بی کفایتی و بی سوادی حاکمان کشورهای اسلامی می افتد من و شما در آن مسئولیم. چون ما می دانیم علت چیست و تلاش بایسته  نمی کنیم.

  5. حقیقت این است که امروز کسان بسیاری که به ظاهر برای دین کف به دهان می‌آورند در باطن به هیچ چیز معتقد نیستند.

  6. من همچنان منتظر هستم…..

  7. کامنت درباره نوشته های آقای گنجی درباره مرحوم دکتر شریعتی:

    به گمان من آقای گنجی در این وادی دارند مقداری زیاده روی می کنند. این مقدار وقت گذاشتن روی موضوعاتی که “علت العلل” بیشتر آن ها بر می گردد به دوران “جنگ سرد”؟  دورانی که دولت های جهان غرب عموما پشت دیکتاتورها و حکومت های فاسد قرار گرفته بودند و کشورهای بلوک شرق پشت جنبش های ضد استعماری و آزادیخواهانه.

    الان مشکل مردم ایران ارتجاع مذهبی و جهلی است که مرحوم شریعتی برای رهایی از آن بسیار کوشید و خون دل ها خورد!!! شاید مشکل دکتر شریعتی (علیرغم آکادمیک بودن) این بود که بیشتر از مقداری که فکر و پژوهش می کرد حرف می زد و خطابه می خواند. به عبارت دیگر دکتر شریعتی به نوعی خود تبدیل به یک آخوند شد که از راه پژوهش علمی فاصله گرفت و خیلی  از دروغ های تاریخی در تاریخ اسلام را بدون پژوهش پذیرفت و درباره آن ها احساسی “متن ادبی” نوشت (روضه خواند).

    امیدواریم آزادیخواه  و مبارز کبیر ما آقای گنجی خود از این تجربه بیاموزد و از شیوه های گزینشی در یک کار علمی بپرهیزد!