تفسیر موضوعی قرآن بخش (۱۹) ادامه … (خلاصه ی بحث ارتداد)

(حقوق فطری انسان) حق حیات 

ادامه … (خلاصه ی بحث ارتداد 

۱۰- کسانی که « شک » در معارف دینی را موجب کفر می شمارند ، گمان برده اند که « یقین » در این امور ، کالایی است که به فراوانی یافت می شود و در دسترس همگان است .

آنان در « توهم » به چنگ آوردن « یقین » اند و نمی دانند که بیشترین کالایی که در این وادی ، در دسترس بشر قرار دارد ، از نوع « ظن = گمان » و « احتمال راجح » است که منجر به « اطمینان » می شود و از آن به « علم عادی » نام برده می شود و وجود احتمال خلاف در آن برسمیت شناخته می شود ، نه از نوع « قطع » که هرگونه احتمال خلاف در آن منتفی شمرده می شود .

گرچه در بحث های کلاسیک ؛ « اصول فقه » سخن از « قطع » در برابر « ظن و شک » است ، ولی روشن است که مفهوم « قطع » چیزی جز « یقین » نیست .

برای نمونه به چند روایت در خصوص « یقین » توجه کنید ؛

یکم ؛ در روایتی با سند معتبر از امام صادق (ع) می خوانیم ؛ « همانا ایمان از اسلام برتر است و یقین از ایمان برتر است و هیچ چیزی کمیاب تر از یقین نیست » ( کافی ۲/۵۱ شماره ی ۱ =  ابو علی الأشعری عن محمد بن سالم عن احمد بن النضر عن عمرو بن شمر عن جابر قال : قال لی ابو عبدالله (ع) : یا اخا جعف ، إنّ الإیمان افضل من الإسلام و إنّ الیقین افضل من الإیمان و ما من شیئ اعزّ من الیقین ) 

دوم ؛ در گزارش معتبر دیگری از امام موسی بن جعفر (ع) آمده است ؛ « ایمان ، یک درجه برتر از اسلام است و تقوی ، یک درجه برتر از ایمان است و یقین ، یک درجه برتر از تقوی است . و هیچ چیزی کمتر از یقین ، بین مردم تقسیم نشده است » ( کافی ۲/۵۱  شماره ی ۲ = عدة من اصحابنا عن سهل بن زیاد و الحسین بن محمد عن معلی بن محمد جمیعا عن الوشاء عن ابی الحسن (ع) ، قال : سمعته یقول : الإیمان فوق الإسلام بدرجة و التقوی فوق الإیمان بدرجة و الیقین فوق التقوی بدرجة ، و ما قسّم فی الناس شیئ اقلّ من الیقین ) .

سوم ؛ در گزارشی با سند صحیح ، از امام علی بن موسی الرضا (ع) ، مشابه بیان پدر بزرگوارشان را می خوانیم ( فقط عبارت پایانی آن ، بجای « ماقسّم فی الناس » از تعبیر « لم یقسّم بین العباد » استفاده شده است – کافی ۲/۵۲  شماره ی ۶ =  محمد بن یحیی عن احمد بن محمد بن عیسی عن احمد بن محمد بن ابی نصر عن الرضا (ع) : الإیمان فوق الإسلام بدرجة و التقوی فوق الإیمان بدرجة و الیقین فوق التقوی بدرجة ، و لم یقسّم بین العباد شیئ اقلّ من الیقین ) .

البته در همین بخش از کتاب « کافی » روایات معتبره ی دیگری نیز با همین مضمون گزارش شده است . ( کافی ۲/ ۵۲ شماره های ۴ و ۵ ) . 

۱۱- امام باقر (ع) رفتار و اندیشه ی « دوگانه دیدن رویکرد بشر نسبت به حقیقت » و « مؤمن یا کافر » دانستن تمامی آدمیان را باطل می شمارد و « محبت یا نفرت » نسبت به آن دو گزینه را شدیدا مورد انکار قرار می دهد و رسما از حضور « رویکرد های غیر جانبدارانه و میانه » ( در کنار رویکردهای مؤمنانه و کفرآمیز ) یاد کرده اند و انکار وجود این گرایش ها را به منزله ی « گمراهی » و « بی اعتنایی به سخن خدای سبحان » دانسته اند . ( در روایتی صحیحة ، « زرارة بن اعین » نقل کرده است که ؛ من با یکی از برادرانم نزد امام باقر (ع) رفتیم . من به امام گفتم که ؛ … هرکس با عقیده ی ما موافق باشد اورا دوست می داریم و هرکس مخالف ما باشد ، از او دوری می گزینیم . امام (ع) گفت : ای زرارة، سخن خدا از سخن تو درست تر است ، پس کجااست جایگاه آنانی که خداوند در باره ی ایشان گفته است « الا المستضعفین … مگر افراد ضعیف نگه داشته شده ای که نه چاره ای به کفر می یابند و نه راه هدایتی به ایمان می برند » ؟ کجا است جایگاه آنانی که « مرجون لأمرالله = امیدوار به رحمت خدایند ، کسانی که کارها ی نیک و بد را به هم درآمیختند » ؟ کجا است جایگاه « اصحاب اعراف » ؟ و کجاست جایگاه « مؤلفة قلوبهم » ؟ = عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : دَخَلْتُ أَنَا وَ حُمْرَانُ أَوْ أَنَا وَ بُکَیْرٌ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ ع . قَالَ : قُلْتُ لَهُ ؛ إِنَّا نَمُدُّ الْمِطْمَارَ . قَالَ : وَ مَا الْمِطْمَارُ ؟ قُلْتُ : التُّرُّ . َمَنْ وَافَقَنَا مِنْ عَلَوِیٍّ أَوْ غَیْرِهِ تَوَلَّیْنَاهُ وَ مَنْ خَالَفَنَا مِنْ عَلَوِیٍّ أَوْ غَیْرِهِ بَرِئْنَا مِنْهُ . فَقَالَ لِی : یَا زُرَارَةُ ، قَوْلُ اللَّهِ‏ أَصْدَقُ مِنْ قَوْلِکَ . فَأَیْنَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلًا ؟ أَیْنَ الْمُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ ؟ أَیْنَ الَّذِینَ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً ؟ أَیْنَ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ ؟ أَیْنَ الْمُؤَلَّفَةُ قُلُوبُهُمْ ؟ – الکافی ‏۲ / ۳۸۲ ) .

در روایتی دیگر ، امام باقر (ع) نیز از رویکرد جزمی « تقسیم بر ۲ کردن » آدمیان و « مؤمن یا کافر دانستن خلق خدا » شدیدا پرهیز داده است و با « قسم به خدا » ( که شدید ترین نوع تأکید را می رساند ) این رویکرد جزمی و تنگ « دو گانه دیدن رویکرد آدمیان و کافر یا مؤمن خواندن ایشان » را « مردود » می داند ( فَقَالَ : مَا تَقُولُ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ ؛ « إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلًا  » إِلَى الْإِیمَانِ ؟ فَقُلْتُ : مَا هُمْ إِلَّا مُؤْمِنِینَ أَوْ کَافِرِینَ . فَقَالَ : وَ اللَّهِ مَا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ وَ لَا کَافِرِینَ . ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَیَّ فَقَالَ : مَا تَقُولُ فِی أَصْحَابِ الْأَعْرَافِ ؟ فَقُلْتُ : مَا هُمْ إِلَّا مُؤْمِنِینَ أَوْ کَافِرِینَ ، إِنْ دَخَلُوا الْجَنَّةَ فَهُمْ مُؤْمِنُونَ وَ إِنْ دَخَلُوا النَّارَ فَهُمْ کَافِرُونَ . فَقَالَ : وَ اللَّهِ مَا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ وَ لَا کَافِرِینَ … – کافی ۲ / ۴۰۳ ) . 

۱۲- در بسیاری از روایات معتبره ، سخن از گروه هایی چون ؛ « مستضعفان فکری » و « امیدواران غیر مؤمن = مرجون لأمر الله » و « مؤلفة قلوبهم = کسانی که ایمان به رسالت پیامبر خدا پیدا نکرده اند و در حال شک نسبت به آن هستند » و « اصحاب اعراف » یاد شده است و تصریح شده است که این گروه ها « نه مؤمن اند و نه کافر » و یا « به برخی معارف دینی ایمان آورده اند و به برخی ایمان ندارند »  و این برداشت ها را را با مستند قرآنی غیر قابل انکار ، معرفی کرده ند و از « تبری جستن از آنان » شدیدا پرهیز داده ند ( نگاه کنید به ؛ کافی ۲ / ۳۸۱ و ۴۰۳ تا ۴۱۱ ) . 

۱۳- در روایتی ، از امام صادق (ع) نقل شده است که ؛ « مؤلفة قلوبهم ، بیش از دو سوم مردم را تشکیل می دهند » (عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ غَالِبٍ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع : یَا إِسْحَاقُ ، کَمْ تَرَى أَهْلَ هَذِهِ الْآیَةِ-، فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ یُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ یَسْخَطُونَ ؟ قَالَ : ثُمَّ قَالَ : هُمْ أَکْثَرُ مِنْ ثُلُثَیِ النَّاسِ // الکافی ۲ / ۴۱۲ ) .

از امام باقر (ع) نیزنقل شده است که ؛ « آنان در هیچ دوره ای از دوره های گذشته ، بیش از امروز نبوده اند » (عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَکْرٍ عَنْ رَجُلٍ قَالَ : قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع : مَا کَانَتِ الْمُؤَلَّفَةُ قُلُوبُهُمْ قَطُّ أَکْثَرَ مِنْهُمُ الْیَوْمَ وَ هُمْ قَوْمٌ وَحَّدُوا اللَّهَ وَ خَرَجُوا مِنَ الشِّرْکِ وَ لَمْ تَدْخُلْ مَعْرِفَةُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ص قُلُوبَهُمْ وَ مَا جَاءَ بِهِ فَتَأَلَّفَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ تَأَلَّفَهُمُ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص لِکَیْمَا یَعْرِفُوا // الکافی ۲ / ۴۱۲ ) . 

۱۴- در روایات معتبره و متعدده ی شیعی ، سخن از « تحریف گسترده ی شریعت » به میان آمده است ، به گونه ای که هیچگونه تردیدی در « وقوع تحریفات ظاهری و باطنی » در میان روایات اسلامی و برداشت های رایج ، نمی توان کرد .

در برخی از روایات یادشده ، می گوید : « زمانی می رسد که ؛ … ورود در مساجد آن زمان ، موجب کفر به خدا و شریعت می گردد » ( دخول مساجدهم کفر بالله العظیم ) و یا « فقیهان آن زمان ، شرورترین فقیهانی هستند که در زیر آسمان زیسته اند ، و تمامی فتنه ها از آنان آغاز می شود و به آنان ختم می گردد » ( فقهاء ذلک الزمان ، شر فقهاء تحت ظل السماء ، منهم خرجت الفتنة و الیهم تعود ) .

برخی از این روایات ، صریحا اقرار می کنند که ؛ « دینداری در آن زمان ، تعجب آور است » . یعنی ؛ « خروج از دین ، امری طبیعی و عادی است » و هیچ تعجبی بر نمی انگیزد .

مسلم است که ؛ انسان های متوسط ، باید مســــیر عادی و طبـــیعی زندگی را بــپیمایند و انتـــظار « کارهای تعجب آور » را نمی توان از همگان داشت ، چرا که اگر کارهای تعجب آور و غیر عادی ، تبدیل به رویکردی همگانی شوند ، دیگر « تعجب آور » نخواهند بود .

بنا بر این ، نمی توان « امــــری عادی و عمومی » را سبب کیـــفر دانست ، و گرنه باید اکثر آدمیــــان را « اعدام » کرد ، و شکی نیست که این بر خلاف مذاق شارع و امری غیر عقلانی است .

 

 

 

۶ نظر برای این مطلب

  1. سلام

    من سئوال مهمی دارم که براتون میل می کنم . اگه ممکنه جوابمو بدید . ممنون .

  2. سلام

    جناب اقای قابل از زحمات شما و دیگر روشنفکران دینی کمال تشکر را دارم و ارزو میکنم روزی فرا رسد که این اندیشه ها جایگزین پندارهای کهنه ی سنت گرایان شود  .

    بنده و دوستان همفکر در دانشگاه صنعتی اصفهان از مطالب وبلاگتان بهره ها خواهیم برد .(انشاء الله)

    از وبلاگ محقر ما هم دیدار کنید.

  3. سلام بر شما جناب قابل

    استاد از شما درخواستی دارم . استاد شما از معدود کسانی هستید که برای مقاله های خود ماخذ و رفرنس میگذارید ،استاد اگر امکان دارد ، برای قسمت ۱۴ مقاله اخیر خود نیز ماخذ بگذارید .

    ( برخی از روایات یادشده ، می گوید : « زمانی می رسد که ؛ … ورود در مساجد آن زمان ، موجب کفر به خدا و شریعت می گردد » ( دخول مساجدهم کفر بالله العظیم ) و یا « فقیهان آن زمان ، شرورترین فقیهانی هستند که در زیر آسمان زیسته اند ، و تمامی فتنه ها از آنان آغاز می شود و به آنان ختم می گردد » ( فقهاء ذلک الزمان ، شر فقهاء تحت ظل السماء ، منهم خرجت الفتنة و الیهم تعود ) .

    با آرزوی سلامتی برای شما

  4. آقای قابل با سلام و خسته نباشید

    سوالاتی را برایتان ای میل کردم ٬ بسیار خوشوقت و ممنون می شود اگر این سوالات را پاسخ دهید.

    با تشکر

  5. سلام ٬ وبلاگ چهل حدیث دست به کار مهمی زده که تا حالا کمتر بهش توجه شده!

    سلسله نوشته هایی با عنوان : روش(آسیب) شناسی وبلاگ دینی.

    خیلی برای بلاگران دینی مهمه که چرا مخاطب ندارند و چه کار کنند زیاد شه.

    این نوشته ها با تبادل نظر همه ی بلاگران دینی و مخصوصا روش شناسی وبلاگ های موفق دینی نوشته می شه.

    خواهش تمنا و التماس می کنم جامعه بلاگران دینی را از پیشنهادات و تجربیات ارزنده خود محروم نسازید!!!

    پیشنهاد شما موجب بهبود وضع آشفته بلاگران دینی می شود.

    اولین مقاله از سلسله مقالات ذکر شده نوشته شد : با کمک چند تا از دوستان : اینجا ببینید : http://40hadith.ir

    همیشه موفق باشید

  6. سلام استاد بزرگوار مطالب بسیار ارزنده ای دارید برایتان از درگاه باریتعالی موفقیت مسالت دارم.