- شریعت عقلانی – احمد قابل - http://www.ghabel.net/shariat -

تفسیر موضوعی قرآن بخش (۱۷) ادامه … (خلاصه ی بحث ارتداد)

Posted By احمد قابل On اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۶ @ ۱۲:۲۵ ب.ظ In مقالات | 3 Comments

حقوق فطری انسان ) حق حیات 

۵- قرآن کریم در آیات مختلفی به عنوان یا مفهوم ارتداد پرداخته است که قبل از ورود به بخش بررسی روایات ، موارد عمده ی آن را بررسی می کنیم ؛ 

الف ) یا ایّها الّذین آمنوا ، من یرتدّ منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبّهم و یحبّونه ، اذلّة علی المؤمنین اعزّة علی الکافرین ، یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومة لائم ، ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء والله واسع علیم = ای کسانی که ایمان آورده اید ، کسی که از دین خود مرتد شود ، زود است که خداوند ( به جای آنان ) گروهی را بیاورد که آنان را دوست بدارد و آنان نیز خدای را دوست بدارند ، در برابر مومنان باتواضع و در برابر منکران حقیقت با عزت و قدرتمند باشند و در راه خدا بکوشند و از سرزنش ملامت کنندگان هراسی نداشته باشند ، این برتری و شرافتی است که خداوند به هرکه خواهد دهد و خداست که توسعه دهنده و دانا است . ( مائدة /۵۴ ) . 

ب ) یسئلونک عن الشّهر الحرام قتال فیه، قل قتالٌ فیه کبیرٌ و صدٌّ عن سبیل الله و کفرٌ به و المسجد الحرام ، و اخراج اهله منه اکبر عند الله ، و الفتنة اکبر من القتل ، ولایزالون یقاتلونکم حتی یردّوکم عن دینکم ان استطاعوا ،و من یرتدد منکم عن دینه فیمت و هو کافر ، حبطت اعمالهم فی الدنیا و الآخرة و اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون = از تو در مورد ماه حرام می پرسند ، بگو جنگ در ماه حرام ، گناهی بزرگ و بازداشتن از راه خدا و منکر شدن حقیقت خدا و مسجدالحرام است ، و بیرون راندن اهل مکه از آن شهر گناهی بزرگتر است و گناه فتنه از کشتن بیشتر است . مخالفان اسلام همیشه با شما نبرد خواهند کرد تا اگر توان یابند شما را از دینتان برگردانند ، و هرکس که از دین خود برگردد ( تسلیم مخالفان گردد ) و در حالی بمیرد که منکر حقیقت باشد ، کارهای آنان در دنیا و آخرت بی اثر شده و یار و همراه آتش گردیده و در آن همیشه خواهند ماند . ( بقرة /۲۱۷ ) .

پ ) انّ الّذین ارتدّوا علی ادبارهم من بعد ماتبیّن لهم الهدی ، الشّیطان سوّل لهم و ابدی لهم = کسانی که به راه و روش پشت سر گذاشته ی خود بر می گردند ، پس از آنکه راه رسانای به مقصد برای شان روشن شده است ، شیطان گمراه شان کرده و آن را همچون راهی رسانا ، پیش چشم ایشان جلوه گر ساخته است . ( محمد / ۲۵ ) . 

ت ) ام تریدون ان تسئلوا رسولکم کما سئل موسی من قبل ، و من یتبدل الکفر بالإیمان فقد ضلّ سواء السّبیل . ودّ کثیر من اهل الکتاب لو یردّونکم من بعد ایمانکم کفارا ، حسدا من عند انفسهم من بعد ما تبیّن لهم الحقّ ، فاعفوا و اصفحوا حتی یأتی الله بأمره ، ان الله علی کل شیئ قدیر = [ آیا ...] یا اینکه اراده کرده اید که از پیامبرتان چیزی بخواهید ، آنگونه که پیش از شما بنی اسرائیل از موسی (ع) خواستند ، و هر کس که انکار حقیقت را جایگزین ایمان کند ، حقیقتا از راه و روش متعادل گمراه شده است . بسیاری از اهل کتاب ، دوست دارند که شما را به انکار حقیقت برگردانند ، پس از آنکه ایمان آورده اید ، و این خواسته ای از روی حسادت است پس از آنکه حقیقت برای آنان آشکار گردیده است ، پس با گذشت و مدارا رفتار کنید تا خداوند تصمیمش را آشکار کند ، همانا خداوند بر هر چیزی توانا است . ( بقرة / ۱۰۸ و ۱۰۹ ) . 

ث ) کیف یهدی الله قوما کفروا بعد ایمانهم و شهدوا ان الرسول حق و جائهم البینات والله لایهدی القوم الظالمین . اولئک جزائهم ان علیهم لعنة الله و الملائکة والناس اجمعین . خالدین فیها لایخفف عنهم العذاب و لاهم ینظرون . الا الذین تابوا من بعد ذلک و اصلحوا ، فان الله غفور رحیم . ان الذین کفروا بعد ایمانهم ثم ازدادوا کفرا لن تقبل توبتهم و اولئک هم الضالّون = خداوند چگونه هدایت کند ( به مقاصد و اهداف شان برساند ) گروهی را که بعد از ایمان به خدا و گواهی دادن بر حقانیت پیامبر و دیدن دلایل آشکار کننده ی حقیقت ، به انکار این حقایق پرداختند ، و خدا گروه ستمگر را به مقصد نمی رساند . جزای این گروه این است که از رحمت خدا محروم گردند و ملائکه و تمامی مردم نیز برای آنان دوری از رحمت خدا را آرزو کنند . در این محرومیت از رحمت خدا ، همیشه  خواهند ماند و از رنج و گرفتاری آن کاسته نخواهد شد و مورد توجه قرار نخواهند گرفت . همانا کسانی که پس از ایمان ، به انکار حقیقت اقدام کنند و سپس بر این انکار ها بیافزایند ، بازگشت آنان پذیرفته نمی شود و آنان همان گمراهانند . ( آل عمران / ۸۶ تا ۹۰ ) . 

ج ) من کفر بالله من بعد ایمانه ، الا من اکره و قلبه مطمئن بالإیمان ، و لکن من شرح بالکفر صدرا فعلیهم غضب من الله و لهم عذاب عظیم = چه کسی حقیقت خداوندی را انکار می کند پس از آنکه به آن اطمینان یافته ( ایمان آورده ) است ، جز کسی که مورد آزار دیگران قرار گرفته و با کراهت قلبی به انکار زبانی اچباری می پردازد ولی قلبش مطمئن به باورهای حقیقی ( ایمان ) است ؟ ولی آنکس که سینه اش مالامال انکار حقیقت ها است ، پس غضب خداوندی بر آنان است و رنج و گرفتاری بس بزرگی برای شان خواهد بود . (نحل /۱۰۶ ) . 

چ ) ان الذین اشتروا الکفر بالإیمان لن یضرّوا الله شیئا و لهم عذاب الیم = همانا کسانی که « انکار حقیقت » را به بهای « رها کردن ایمان » خریدند ، هرگز زیانی به خداوند نمی رسانند و برای آنان است رنج و گرفتاری دردناک. ( آل عمران / ۱۷۷ ) . 

ح ) ان الذین آمنوا ثمّ کفروا ثمّ آمنوا ثمّ کفروا ثمّ ازدادوا کفرا لم یکن الله لیغفر لهم و لا لیهدیهم سبیلا = همانا کسانی که ایمان آورده ، پس از آن به انکار حقیقت پرداخته ، باردیگر ایمان آورده ، پس از آن نیز به انکار حقیقت پرداخته و سپس بر انکارهاشان می افزایند ، خداوند آنان را شایسته ی بخشایش و هدایت به راهی رسانای به مقصد ، نمی داند . ( نساء / ۱۳۷ ) . 

خ ) و قالت طائفة من اهل الکتاب ، آمنوا بالذی انزل علی الذین آمنوا وجه النهار و اکفروا آخره لعلهم یرجعون = گروهی از اهل کتاب ( به یاران خود ) گفتند : در میانه ی روز به قرآن ایمان آورید و در آخر روز آن را انکار کنید ، شاید مؤمنان از ایمان خود برگردند . ( آل عمران / ۷۲ ) . 

د ) و من یکفر بالإیمان فقد حبط عمله و هو فی الآخرة من الخاسرین = و هرکس به انکار حقیقتی بپردازد که به آن اطمینان یافته ( ایمان آورده ) است ، مطمئنا کارهای خویش را بی اثر ساخته و در آخرت از زیان دیدگان است . ( مائدة / ۵ ) . 

گرچه برخی مضامین این آیات ، در بسیاری از آیات دیگر قرآن نیز تکرار شده است ، ولی همین مقدار برای نشان دادن رویکرد قرآن کریم به بحث ارتداد ، کفایت می کند .

اهم مطالبی که از مجموع این آیات برداشت می شود عبارت اند از ؛  

یکم ؛ همه جا سخن از « کفر بعد از ایمان » است . یعنی « ایمان » که برآمده از « آشکار شدن حقیقت » نزد آدمی ( بینات ، تبین لهم الحق ) و « شناخت و پذیرش قلبی » او است ( قلبه مطمئن بالإیمان ) ، در رویکردی غیر منطقی و غیر عقلانی ، با « انکار حقیقت » جایگزین می شود و به « افزایش انکار حقایق » می انجامد ( ازدادوا کفرا ، شرح بالکفر صدرا ) یعنی موجب پدیدار شدن روحیه ، روش و رویکرد « مخالفت همیشگی با حقایق » می گردد . به عبارت ساده تر ، آدمی را « کافر پیشه » می گرداند و عملا زندگی او را به گونه ای رقم می زند که هیچ حقیقتی ورای منافع شخصی را نشناسد و دائما در برابر دیگران قرار گرفته و علیه آنان اقدام کند .  

برآیند این آیات ، با توجه به واژه های « ردّ ، ارتداد » که مفهوم تکرار را در خود جای داده است ( الف ، ب ، پ و ت ) و تصریح برخی آیات در مورد ازدیاد کفر ( ث و ح ) و یا مالامال ساختن سینه ها از کفر ( ج ) و تکرار ایمان و کفر در چند نوبت ( ح ) این خواهد بود که « مکرر شدن ایمان و انکار نسبت به یک حقیقت » و پدید آمدن « روحیه و روش انکار ارادی حقایق آشکار و پذیرفته شده نزد شخص منکر » برای آدمی ، موضوع اصلی مورد نظر قرآن کریم در مبحث ارتداد است .

بنابر این مفهوم ، انگیزه هایی چون « توطئه و اقدام برای تزلزل ایمان دیگران » ( ب = الفتنة اکبر من القتل / خ = … لعلهم یرجعون ) در یک برنامه ریزی حساب شده از سوی مخالفان سیاسی و اعتقادی ، یا « حسادت » نسبت به گرایش و پذیرش عمومی در مورد « اندیشه های مخالف » یا « حسادت نسبت به سبقت رقیبان و مخالفان سیاسی در پذیرش حقیقت » ( ت = حسدا من عند انفسهم ) به عنوان عوامل مؤثر یا علل رویکردهای انکاری ، نباید از نظر محققان و فقیهان شریعت محمدی (ص) دور بماند .

به عبارت دیگر ، تمامی آیاتی که فاقد این جزئیات اند و به صورت « مطلق » از کفر سخن گفته اند ، در مقام رویکرد فقهی نسبت به مقوله ی ارتداد ، باید « مقید » به این جزئیات گردند ، چرا که بدون تردید ، تمامی این آیات در مقام تبیین موضوع یگانه ای به نام « ارتداد » اند که نزد پیروان سایر شرایع الهی نیز شناخته شده و دارای حکم مشخصی بوده است . 

دوم ؛ در آیات قرآن ، هرگز سخنی در باره ی کیفر دنیوی « مرتد » نیامده است . حتی نسبت به کسانی که دست به فتنه انگیزی زده و با توطئه ، در پی ایجاد تزلزل در ایمان افرادی برآمدند که به تازگی به پیامبر خدا (ص) ایمان آورده بودند ، در متن قرآن توصیه به « عفو و مدارا » شده است ( ت = فاعفوا و اصفحوا ) و البته تاکید شده است که این عفو ومدارا تا وقتی ادامه یابد که خداوند در مورد آنان تصمیمش را آشکار کند ( ت = حتی یاتی الله بامره ) . 

سوم ؛ در ادامه ی بحث ، توضیح خواهیم داد که تصمیم آشکار الهی ، اقدام به « مقابله به مثل » به عنوان اقدامی سیاسی و « اصلی عقلانی » و پذیرفته شده در عرف عمومی عقلاء بود که باید از سوی پیامبر خدا و مؤمنان بر علیه توطئه گران اعمال می شد .

مصداق این اصل عقلانی ( مقابله به مثل ) در خصوص موضوع « توطئه ی اهل کتاب برای ارتداد » در روایاتی که از پیامبر خدا (ص) و ائمه ی هدی (ع) با عنوان « حکم مرتد » صادر شده ، دقیقا همان حکمی است که یهودیان و مسیحیان ، نسبت به مخالفان اعتقادی خود ،  از جمله افراد یهودی یا مسیحی که به پیامبر خدا (ص) ایمان می آوردند ، در محیط هایی که اقتدار کافی داشتند اعمال می کردند . 

چهارم ؛ کیفر اخروی ، البته مبتنی بر دیدگاه تجسم اعمال بشر در آخرت ، چیزی جز « محصول کشت و کار ارادی خود فرد در دنیا » نیست . اگر سخن از « عذاب عظیم یا الیم » است ، هیچ اتفاق خاصی جز « رنج ها و گرفتاری های برآمده از رویکرد نارسا و گمراهی نسبت به اهداف انسانی مورد نظر خالق انسان »  نیست . یعنی در منطق قرآن و پیام آور وحی ، سخن از « عذاب اخروی » به منزله ی هشداری است نسبت به گرفتاری های شدیدی که از رویکرد مخالفت با حقایق ، برای آدمی در آخرت فراهم می آید . 

پنجم ؛ احتمال داده می شود که مفهوم « آخرت » در قرآن ، همیشه به معنی « عالم پس از مرگ » نباشد و در برخی موارد ( که قرینه ی خاصی برای اراده ی مفهوم « غیر دنیوی » وجود نداشته باشد ) در پی هشدار نسبت به « عواقب و آثار نهایی دنیوی » نیز باشد .

مبتنی بر این احتمال ( آخرت = آثار پایانی هر کاری در همین دنیا ) ، مخالفت پیاپی با حقایق ، زیان ها و رنج و گرفتاری های بزرگ و دردناک  بی شماری در همین دنیا برای آدمی فراهم می کند که « عذابی طبیعی » است و با منطق قرآن و اهل قرآن ، می توان آن را نوعی از « عذاب الهی » نیز به شمار آورد .

البته این آثار را نمی توان « کیفر دنیوی » دانست . با این منطق می توان گفت که عنوان « کیفر اخروی » نیز عنوانی « تسامحی » است . 

ششم ؛ در مورد « کفر ورزیدن به ایمان = و من یکفر بالإیمان » مطابق نظریه ی رایج فقهی نیز ، این آیه « اطلاق » ندارد . یعنی مطلق « کفر به ایمان » مصداق ارتداد نیست ، چرا که شامل « فسق » نیز می شود و تردیدی نیست که حتی منطبق بر نظریه ی اقلیت فقها ء ( که انکار حکم فرعی شرعی را به تنهایی موجب ارتداد می دانند ) « هر فسقی موجب ارتداد نیست » .

در هر صورت ، متن آیه نسبت به این مطلب که « انکار حکم فرعی شریعت ، موجب ارتداد باشد » تصریح نکرده است و در حقیقت « دلیل نقلی » بر این مطلب وجود ندارد . صرفا « اطلاق » آن می تواند مورد استناد قرار گیرد که آنهم در صورت اثبات « دلیلی لبّی » است . البته باید توجه داشت که « تمسک به اطلاق » مقدمات مختلفی لازم دارد که یکی از آن ها « نبودن قرینه بر خلاف اطلاق » است . در ادامه ی بحث روشن خواهد شد که نه تنها قرینه بر خلاف ،  وجود دارد بلکه « دلیل اطمینان آور » هم بر عدم اطلاق وجود دارد .

البته احتمال دیگری نیز وجود دارد که اصولا آیه ی یاد شده ( خ ، و موارد مشابه آن ) ارتباطی به بحث ارتداد نداشته و مربوط به مورد « فسق = گناه کبیره » باشد که بسیاری از فقهاء ، از اعتقاد به « حبط اعمال نیک مؤمن » بخاطر ارتکاب « گناه کبیره » دفاع کرده و می کنند . 

هفتم ؛ بحث از اینکه آیا صرفا « انکار اصول اعتقادی دین و شریعت » موجب ارتداد است یا « انکار احکام فرعی شریعت » به تنهایی موجب ارتداد می گردد ؟ در آیات قرآن موردی ندارد و هیچ سخنی در این باره مشاهده نمی شود .

این سکوت ، ناشی از سنخ نگاه قرآن به مسأله ی ارتداد است که متفاوت از دیدگاه رایج فقهی است . در ادامه ی بحث ارتداد ، قرائن و شواهد مختلفی را بیان خواهیم کرد تا نشان دهد که این پدیده ، حکمی دائمی نیست و صرفا اقدامی پیشگیرانه و سیاسی بوده است که در مقطع خاصی از زمان کاربرد داشته و در گرو اقدامات و نیت هایی بوده است که در صدر اسلام « موضوعیت » داشته و اکنون « منتفی » شده است .


Article printed from شریعت عقلانی – احمد قابل: http://www.ghabel.net/shariat

URL to article: http://www.ghabel.net/shariat/1386/02/29/517

مطالب مورد نظر متعلق به سایت شخصی احمد قابل بوده و برداشت و استفاده از این مطالب با ذکر منبع بلا مانع است