تفسیر موضوعی قرآن بخش (۱۶) خلاصه ی بحث ارتداد

(حقوق فطری انسان ) حق حیات 

۱- معنی و مفهوم « ردّ » در لغت عرب ( که واژه ای« مضاعف » است ، همچون مفهوم سایر واژگان مضاعف ) با « تکرار » عجین است . این مفهوم را از تصریف این واژه و واژگان هم خانواده ی آن نیز می توان دریافت .

مثلا واژه ی « تردید » به معنی « اضطرابی است که آدمی را به رفت و برگشت مکرر وادار می کند » . واژه ی دیگری که آشکارا بر تکرار دلالت می کند ، واژه ی « تردّد » است که به معنی « رفت و آمد مکرر » است . می گوییم « محل تردد عابر پیاده » یا « محل تردد حیوانات اهلی » و … که مقصود از آن ، جاهایی است که مکررا برای عبور و مرور از آن استفاده می شود .

در آیات قرآن که مربوط به بحث ارتداد شمرده می شوند ، دو آیه ی آن به این مفهوم تصریح کرده اند ؛

الف ) آیه ی ۱۳۷ سوره ی نساء ،که می گوید ؛ « انّ الّذین آمنوا ثمّ کفروا ثمّ آمنوا ثمّ کفروا ثمّ ازدادوا کفرا ، لم یکن الله لیغفر لهم و لا لیهدیهم سبیلا = آنانی که ایمان آورده ، سپس کفر ورزیده ، سپس ایمان آورده ، سپس کفر ورزیده ، سپس بر کفر خویش افزودند ، خداوند آنان را نمی بخشد و به راهی هدایتشان نمی کند » .

ب) آیه ی ۷۲  سوره ی آل عمران ، که میگوید ؛ « و قالت طائفة من اهل الکتاب، آمنوا بالّذی انزل علی الّذین آمنوا وجه النّهار و اکفروا آخره لعلّهم یرجعون  = گروهی از اهل کتاب گفتند : ایمان بیاورید به قرآن در وسط روز و کفر بورزید در پایان روز ، شاید مسلمانان از ایمانشان برگردند » .

مرحوم شیخ طبرسی در تفسیر « مجمع البیان » و در ذیل آیه ی ۱۳۷ سوره ی نساء ( آیه ی قبلی ) می نویسد ؛ « …احتمال سوم آنست که مقصود آیه گروهی از اهل کتاب باشند که خواستند عده ای از اصحاب رسول خدا را دچار شک کنند و به همین جهت در حضور مسلمانان اظهار ایمان می کردند و بعد می گفتند : برای ما شبهه ای پیش آمده و کفر می ورزیدند و این امر را تکرار می کردند …که همین موضوع در آیه ی دیگر قرآن ( یعنی همین آیه ) صریحا بیان شده است » . (۲/۱۲۶ ، انتشارات کتابخانه ی آیةالله مرعشی نجفی ).

راغب اصفهانی در « مفردات الفاظ القرآن /۱۹۷ و ۱۹۸ » نوشته است ؛ « قوله تعالی : « فردّوا ایدیهم فی افواههم » … و استعمال « الردّ » فی ذلک ، تنبیها انّهم فعلوا ذلک مرّة بعد اخری … = بیان خدا « پس رد کردند دست هاشان را بر دهان هاشان » … و بکار بردن واژه ی « ردّ » در این عبارت ، برای بیان این مفهوم است که ؛ آن ها این کار را پی در پی و مکرّرا انجام می دادند … »  

۲- در باره ی معنی و مفهوم « جحد » در متون اصلی شریعت محمدی(ص) توضیحات لازم ارائه شده است. از نظر آیات وروایات ، به دو رویکرد آدمی ، عنوان « جحد » داده اند ؛

یکم ؛ انکار حقیقتی که شخص انکار کننده ، به « ترجیح نظری » آن رسیده و اقرار کرده است و هنوز نیز در بحث های  علمی به آن اقرار می کند اما در شرایط خاص اجتماعی ، به انکار آن می پردازد . ( وجحدوا بها و استیقنتها انفسهم ظلما و علوّا = ستمگرانه و برتری جویانه انکار می کنند آن حقیقت را در حالی که نفس ایشان به آن مطلب باور دارد ) .

دوم ؛ انکار چیزی که علم به بطلان آن ندارد و از نظر عقلی آن را محتمل می داند . ( لو انّ العباد اذا لم یعلموا شیئا ، لم یجحدوا ، لم یکفروا = اگر بندگان خدا ، انکار نکنند چیزی را که نمی دانند و نمی شناسند، کفر نورزیده اند ) . بنا بر این ، مطلبی که نسبت به اثبات یا نفی آن قانع نشده ایم و نمی توانیم به ترجیح یکی از احتمالات برسیم را ( از جنبه ی نظری ) نباید نفی و انکار کنیم ، بلکه آن را به لحاظ عملی در زندگی خود مؤثر قرار نمی دهیم و به لحاظ نظری محتمل می دانیم .   

۳- مبتنی بر « اصالة الإباحه ی عقلیه » هرگونه پذیرش یا عدم پذیرش پدیده های ارادی ، برای همه ی آدمیان و در همه ی زمان ها « مجاز » است . پذیرش « عقائد » یا وانهادن آن ها ، اگر از نوع « پدیده های ارادی باشند که حقیقتا آدمی در پذیرش یا نفی آن نقش اصلی را داشته باشد » مباح و مجاز است . هیچ کس را به خاطر پذیرش عقیده ای خاص یا تغییر آن ، نمی توان مجازات کرد ، مگر آن که دلیل قانع کننده ی عقلی بر ممنوعیت پذیرش یا تغییر عقیده ای خاص ارائه شود . این حکم ، مبتنی بر « ارادی بودن » پذیرش یا عدم پذیرش است .

۴- به گمان من ، پذیرش یا عدم پذیرش نظریات و عقاید « امری غیر ارادی » است که گرچه آدمی در مقدمات و شرایط آن تأثیر گذار است ولی نفس « پذیرش = معرفت » از نوع « انفعال نفس = تأثیر پذیری غیر ارادی و غیر اختیاری » است و همچون « محبت ، نفرت ، شادی ، اندوه و… » به صورت غیر ارادی در وجود آدمی می نشیند یا از آن دوری می گزیند .

اصولا « وادار کردن افراد به پذیرش یا امتناع نسبت به امور غیر ارادی ، امری است که عقلا ممتنع خواهد بود و حکم به مجازات در امور غیر ارادی و غیر اختیاری ، حکمی قبیح و برخلاف عقل ارزیابی می شود » . به عبارت دیگر ؛ تمامی « تکالیف = مسئولیت ها » صرفا در محدوده ی « امور ارادی و اختیاری » توجیه عقلانی دارند و عقلا « تکلیف به غیر مقدور » قبیح و چنین اتفاقی نسبت به خدای سبحان و شریعت های منتسب به او « ممتنع » است .

در نتیجه « پذیرش یا تغییر عقیده ، محکوم به هیچ حکم الزامی شرعی نمی شود » . یعنی بحث « ارتداد » هیچ ارتباطی به بحث « عقیده یا بیان عقیده » ندارد ، بلکه به « شرایط و عوارض اختیاری مربوط به آن » می پردازد .

برخی از روایات معتبره ، غیر ارادی بودن پذیرش یا عدم پذیرش نظریات و عقاید را تأیید کرده اند . اکنون نگاهی به این روایات می اندازیم ؛  

یکم ؛ محمدبن یحیی و غیره عن احمد بن محمدبن عیسی عن محمدبن ابی عمیر عن محمدبن حکیم قال : قلت لأبی عبد الله (ع) : المعرفة من صنع من هی ؟ قال : من صنع الله ، لیس للخلق فیها صنع = به امام صادق (ع) گفتم : شناخت وپذیرش ، کار چه کسی است ؟ امام گفت : کار خداست و مخلوقات خدا در آن مورد کاری از دستشان بر نمی آید . ( کافی ۱/ ۱۶۳ ش ۲ . این روایت را با همین سند ، شیخ صدوق در کتاب « التوحید / ۴۱۰ ش ۸ » با اندک اختلافی در عبارات ، نقل کرده است ) . 

دوم ؛ محمدبن ابی عبدالله عن سهل بن زیاد عن علی بن اسباط عن الحسین بن زید عن درست بن ابی منصور عمّن حدثّه عن ابی عبدالله (ع) قال : ستة اشیاء لیس للعباد فیها صنع ؛ المعرفة و الجهل و الرضا و الغضب و النوم و الیقضة = امام صادق گفت : شش چیز است که از بندگان خدا در آن موارد ، کاری ساخته نیست ؛ شناختن و نشناختن ( پذیرش و عدم پذیرش ) ، خوشنودی و خشم ، و خواب و بیداری . ( کافی ۱/۱۶۴ ش ۱ . این روایت را شیخ صدوق از طریق « احمدبن محمدبن یحیی العطار عن ابیه عن محمدبن احمدبن یحیی عن موسی بن جعفر البغدادی عن عبید الله بن الدهقان عن درست بن ابی منصور … » نقل کرده است ، التوحید /۴۱۱ و ۴۱۲ ش ۶ ) .

سوم ؛ عبد الله بن محمد بن عبد الوهاب عن احمد بن الفضل ین المغیرة عن منصوربن عبدالله بن ابراهیم الإصبهانی عن علی بن عبدالله عن ابی شعیب المحاملی عن عبدالله بن مسکان عن ابی بصیر عن ابی عبدالله (ع) انه سئل عن المعرفة ، أهی مکتسبة ؟ فقال : لا . فقیل له : من صنع الله عز و جل و من عطائه هی ؟ قال : نعم و لیس للعباد فیها صنع ، و لهم اکتساب الأعمال . و قال (ع) : ان افعال العباد مخلوقة خلق تقدیر لا خلق تکوین = از امام صادق (ع) پرسیده شد : آیا شناخت و پذیرش ، امری ارادی و اکتسابی است. امام گفت : نه . پرسیده شد : آیا کار و داده ی خدای عز و جل است ( غیر ارادی است ) ؟ امام پاسخ داد : آری ، بندگان خدا در آن نقشی ندارند ولی در انجام کارهایشان دارای اراده اند . همانا کارهای بندگان ، به نحوی از سوی خداوند ، اندازه گیری شده است که با اراده و اختیار او سازگار است و اجبار ی در آن ها ندارد . ( التوحید / ۴۱۶ ش ۱۵ ) .

هفت روایت دیگر را در متن بحث های یادشده ( در ۸ بخش ) می توانید مطالعه کنید . از مجموع روایات یاد شده ( وروایات دیگری که این مضمون را تأیید می کنند ) اطمینان به گرایش صاحب شریعت نسبت به « غیر ارادی دانستن پذیرش و شناخت عقیده یا عدم پذیرش آن » پیدا می شود .

این « اقرار بزرگ » اساس بحث ارتداد را از « تلقی رایج و شایع » پاک سازی می کند و موضوع دیگری را برای حکم ارتداد ، مورد توجه قرار می دهد . موضوعی که متفکران و کارشناسان شریعت را به « تلاشی دوباره و نگاهی مبنایی به این مطلب » فرا می خواند .

۵ نظر برای این مطلب

  1. سلام,از اینکه  چنین    تعبیروتفسبرهایی رحمانی از دین نیز  یافت میشود  و توسط بعضی   علما تبلیغ میشود سخت به عاقبت جامعه مان باور دارم

  2. سلام. از مطالب روشنگرانه تان در مورد پوشش زنان متشکرم.

    آیا امکان دارد که فهرست یا آرشیو موضوعی برای این وبسایت ایجاد کنید تا بیشترو بهتر قابل استفاده و جستجو باشد؟ متشکرم.

  3. استاد قابل

    باسلام و خسته نباشید

    می خواستم از شما خواهش کنم در مورد حجاب نیز مطلب بگذارید

    ممنون از لطف شما

  4. سلام

    لطفا ایمیلتان را ببینید

  5. استاد روزتان مبارک

    سالم و سلامت باشید و خداوند پشتیبانتان .