تفسیر موضوعی قرآن بخش (۱۵) خلاصه ی بحث ارتداد

(حقوق فطری انسان ) حق حیات   

پ ) در سوره ی « بقرة / ۱۷۸ » آمده است ؛ «  یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ فِی الْقَتْلى‏ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الأُنْثى‏ بِالأُنْثى‏ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخیهِ شَیْ‏ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسانٍ ذلِکَ تَخْفیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدى‏ بَعْدَ ذلِکَ فَلَهُ عَذابٌ أَلیمٌ = ای کسانی که ایمان آورده اید ، نوشته شده است بر شما ، قصاص در باره ی کشته شدگان ، آزاده در برابر آزاده و برده در برابر برده و زن در برابر زن ، پس هرکس که عفو شود از جانب برادر مؤمنش نسبت به حقی ، پیروی از معروف کرده و به او احسان کرده است ، این رحمت و تخفیفی است از جانب پروردگار شما ، هرکس از این پس از این قانون تجاوز کند ، برای او عذابی دردناک خواهد بود » .

در این آیه به چند نکته باید توجه کرد ؛

یکم ؛ حق قصاص در باره ی قتل ، یک در برابر یک است . برخلاف روش رایج در بین اعراب آن روز که برای « خون خواهی » یک نفر از یک قبیله ، به هجوم دستجمعی و تاراج جان و مال و ناموس دیگران اقدام می کردند و گاه به قتل دهها نفر در برابر قتل یک نفر می انجامید .

دوم ؛ حق عفو از قصاص را « پیروی از معروف و نیکی و احسان » دانسته است . یاداوری این نکته خالی از لطف نیست که خدای سبحان ، آدمیان را به « عدل و احسان » دستور داده است ( إن الله یأمر بالعدل و الإحسان / ۹۰ نحل  ) .

سوم ؛ تعدی و تجاوز از « حق قصاص یک در برابر یک » سبب « عذاب دردناک الهی » در دنیا و آخرت است . نوع دیگر تجاوز ، اقدام به قتل با عنوان قصاص است ، آنهم در جایی که صاحب حق قصاص ، آن را با بهره گیری از « حق عفو » منتفی می سازد . مجازات چنین افرادی نیز « عذاب دردناک الهی » در دنیا و آخرت خواهد بود .

ت ) در سوره ی « أنعام / ۱۵۱ » آمده است ؛ « قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلاَّ تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتی‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ = بگو : بیائید تا آنچه را خدا بر شما حرام کرده است ، برای شما بخوانم ؛ شریک برای خدا قرار ندهید ، به پدر و مادر خود نیکی کنید ، فرزندانتان را از ترس فقر و تنگدستی نکشید چرا که ما شما و فرزندانتان را روزی می دهیم ، به زشتی ها و پلشتی های آشکار و نهان نزدیک نشوید ، و نکشید انسانی را که خداوند گرفتن جان او را حرام کرده بدون داشتن حق . این چیزی است که خدا شما را به آن فرا می خواند ، شاید شما بیاندیشید » .

بخش مورد نظر در این آیه ، عبارت « لاتقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق = نکشید انسانی را که خداوند گرفتن جان او را حرام کرده بدون داشتن حق » است .

پیش از این و در تفسیر  آیه ی ۳۲ سوره ی مائدة بیان شد که « تنها در دو موضوع ؛ « قتل نفس و فساد در زمین » مجوّز گرفتن « حق حیات » از سایر انسان ها ، از سوی خداوند صادر شده است » ( من قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً ) و هر گونه تجاوز از این دو مورد ، موجب افتادن در دام « اسراف در قتل » می شود که در سوره ی « إسراء /  ۳۳ » مورد نهی صریح خداوندی قرار گرفته است ( وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتی‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً ) .

این عبارت در آیه ی « ۶۸ فرقان » نیز آمده است ( وَ الَّذینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتی‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لا یَزْنُونَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ یَلْقَ أَثاماً ) .    

نکته ی مهم ؛

در برخی روایات و رویکرد رایج فقهی مبتنی بر آن ها ، موارد « جواز قتل » به سه مورد افزایش یافته است . این سه مورد عبارتند از ؛ « قتل نفس ، فساد در زمین ، ارتداد » .

شیخ طوسی در کتاب « مبسوط ۷ / ۲۸۱ » نوشته است که ؛ « از پیامبر خدا (ص) روایت شده است که ؛ جایز نیست ریختن خون مسلمان ، مگر به یکی از سه دلیل ؛ انکار حقیقت پس از ایمان داشتن به آن ( ارتداد ) ، زنا کردن پس از ازدواج و امکان همبستری با همسر ( فساد فی الأرض ) و کشتن کسی بدون آنکه کسی را کشته باشد » ( روی عن النبی علیه و آله السلام أنه قال : لا یحل دم امرئ مسلم إلا بإحدى ثلاث : کفر بعد إیمان ، أو زنا بعد إحصان ، أو قتل نفس بغیر نفس . / نگاه کنید به ؛ ابن زهرة ، غنیة النزوع /۳۸۱ . علی بن محمد قمی ، جامع الخلاف و الوفاق /۴۹۹ . ابن قدامة الحنبلی ، المغنی ۱۰/۷۵ . ابن حزم الاندلسی ، المحلی ۱۱/۴۰۰ ) .

درهمین کتاب ( ۷ /۲۸۱ ) روایتی دیگر از پیامبر خدا (ص) نیز نقل شده است که ؛ « هرکس دینش را به دینی دیگر تغییر داد ، او را بکشید » ( روى عبد الله بن عباس أن النبی صلى الله علیه وآله قال : من بدل دینه فاقتلوه . / نگاه کنید به ؛ ابن زهرة ، غنیة النزوع /۳۸۱ . علی بن محمد قمی ، جامع الخلاف و الوفاق/۴۹۹ . شهید ثانی ، شرح لمعه ۹/۳۳۷ . فاضل هندی ، کشف اللثام ۷/۲۱۹ . شیخ یوسف بحرانی ، الحدائق الناضرة ۲۴/۳۸ . ابن قدامة الحنبلی ، المغنی ۱۰/۷۵ . ابن حزم الاندلسی ، المحلی ۱۱/۴۰۰ ) .

پیش از این و در بحث های مربوط به ارتداد ( که در آرشیو وبلاگ شریعت عقلانی موجود است ) بازگشت « حکم مرتد » به عنوان جزائی « فساد فی الأرض » توضیح داده شده است . مستند اصلی آن نیز برآمده از عنوان قرآنی « و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم ظلما و علوّا = انکارکردند حقیقت را بخاطر ستم و برتری جویی ، در حالی که نفس آنان به آن باور داشت » ( نمل/۱۴ ) است .

این همان « علوّ » ی است که در جای جای قرآن ، موجب و قرین « فساد » شمرده شده است ( تلک الدار الآخرة نجعلها للذین لایریدون علوا فی الأرض و لا فسادا / ۸۳ قصص # إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفینَ / یونس : ۸۳ #  وَ قَضَیْنا إِلى‏ بَنی‏ إِسْرائیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبیراً / الإسراء : ۴ # إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ یَسْتَحْیی‏ نِساءَهُمْ إِنَّهُ کانَ مِنَ الْمُفْسِدینَ / القصص : ۴ # مِنْ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ کانَ عالِیاً مِنَ الْمُسْرِفینَ / الدخان : ۳۱ ) .