- شریعت عقلانی – احمد قابل - http://www.ghabel.net/shariat -

تفسیر موضوعی قرآن بخش (۱۰) جایگاه انسان در هستی (شُرَکای انسان)

Posted By احمد قابل On بهمن ۲۷, ۱۳۸۵ @ ۳:۵۸ ق.ظ In مقالات | 6 Comments

۱- انسان موجودی است ؛ شریف ، با کرامت ، با اراده و اختیار ، دارای عقل و شعور نسبت به کلیات و جزئیات ، عالم به بسیاری از مسائل عالم طبیعت ، توانا نسبت به رشد و کمال علمی و معنوی و …

۲- نواقص و ناتوانی های آدمی نیز جزئی از حقایق وجود او را تشکیل می دهند . انسان از این منظر ، موجودی است ؛ ضعیف ، جهول ، ظلوم ، عجول و محدود ( از نظر ؛ علم ، شناخت ، توان جسمی و ذهنی ) که در بسیاری از جنبه های زندگی مادی ، بطور نسبی از بسیاری موجودات دیگر ناتوان تر است و سایر موجودات ، برتری هایی نسبی از آدمی دارند .

۳- ادعای رایج این است که ؛ « آدمی ، از آن جهت که دارای عقل و اختیار است ، بر سایر موجودات ، برتری دارد » . یعنی ملاک برتری آدمی « عقل و اختیار » است .

۴- این ادعا ، از چند جهت مخدوش است ؛

الف ) مطابق نظریه ی رایج ، جن ( شیاطین ) نیز همچون آدمی ، مکلف است و مختار . هم دارای عقل و شعور به کلیات است و هم با اراده و اختیار خویش ، به کار هاتی نیک و بد ، اقدام می کنند . سوره ی « الرحمن » خطاب به هردو موجود دارای عقل و اختیار ( انسان و جن ) مسائل را مطرح می کند .

ب ) برخلاف نظریه ی رایج در جوامع اسلامی، قرآن کریم ، همه ی موجودات را دارای شعور به کلیات ، معرفی کرده است . معلوم نیست که با وجود تصریح قرآن به عقل و اراده ی سایر موجودات ، این همه باورهای عجیب و غریب رایج در باره ی موجودات و نسبت آن ها با آدمیان ، مبتنی بر کدام گزاره ی صریح عقلانی یا قرآنی ، پدیدار شده است !!

برای نمونه ، چند آیه را بررسی می کنیم ؛

یکم ؛ آیه ی ۳۸ سوره ی انعام ، که می گوید : « وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِر یَطیرُ بِجَناحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ ، ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ‏ءٍ ، ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ = هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای در آسمان نیست ، مگر آنکه امت هایی چون شما آدمیان اند ، ما چیزی را در کتاب فرو نگذاشتیم ، سپس به سوی پروردگارشان بازگشته و محشور می گردند » .

در این آیه ، سخن از ؛ « مماثلت همه ی جنبندگان زمینی و هوایی با آدمیان » است که در دو جهت عمده ی ؛ « اُمّت بودن و محشور شدن در روز جزا » با آدمیان یکسان اند . در این آیه ، به چند نکته باید توجه کرد ؛

۱- هیچ امتی را نمی توان تصور کرد ، مگر آنکه در متن خود امامان ( پیامبران ) و مأمومان را جای داده باشد . چنین ترکیب اجتماعی ، صرفا در مورد جوامعی کاربرد دارد که با استفاده از عقل و تدبیر گروهی ، نیاز های عمده ی زندگی مادی و معنوی خود را تأمین می کنند ( و إن من أمة إلا خلا فیها نذیر [ ۲۴ فاطر ] = هیچ امتی نیست مگر آنکه فردی هشدار دهنده در آن حضور داشته است ) .

۲- بحث « حشر » صرفا در مورد موجوداتی معنا می یابد که دارای اختیار و حق و مسئولیت باشند . حشر آدمیان در روز جزا ، برای محاسبه و پاداش و کیفر است . پذیرش حشر و حسابرسی برای هر موجودی ، ملازم با پذیرش پاداش و کیفر خواهد بود و پاداش و کیفر ، از اختیار و اراده ی موجودی که محشور می شود ، خبر می دهد ، چرا که مبتنی بر « برهان إنّی » ( کشف علت از روی معلول ) ثبوت پاداش و کیفر ، کاشف از ثبوت اختیار و اراده است .

۳- در متن آیه ، در باره ی حیوانات از ضمیری استفاده شده که اختصاص به « ذوی العقول = صاحبان عقل » دارد . این مطلب ، نشانگر آن است که خدای سبحان ، جنبندگان زمینی و پرندگان را « صاحب عقل و خرد » دانسته است . این نکته را برخی از مفسران شیعه و سنی ، یادآوری کرده اند ( تفسیر المیزان ۷ /۸۲ ؛ ولذلک أرجع الضمیر المستعمل فی أولى الشعور والعقل # تفسیر أبی السعود ۳/۱۳۱ ؛ و إیراد ضمیرها على صیغة جمع العقلاء لإجرائها مجراهم ) .

۴- در مورد « حشر حیوانات » آیات دیگری در قرآن کریم وجود دارند که در برخی از آن ها به این نکته تصریح کرده اند . در سوره ی « تکویر » آیه ی ۵ ، می خوانیم ؛ « وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ » و در برخی دیگر ، متن آیات ، ظهور در حشر تمامی موجودات دارند . ( النمل/۸۳ ؛ وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ # الفرقان / ۱۷ ؛ وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَقُولُ أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادی هؤُلاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبیلَ ) .

۵- برای داوری بین ادعاهای رایج و ادعای « عقل و اختیار داشتن سایر موجودات » تنها خداوند سبحان ( که خالق تمامی موجودات است ) حق اظهار نظر دارد ، چرا که هر گونه اظهار نظر قطعی از سوی آدمیان ( صرفنظر از آموزه های وحیانی ) اظهار نظری یک جانبه و منفعت گرایانه از سوی یک طرف مقایسه ( یعنی انسان ) است .

داوری انسان در تعیین جایگاه خود در هستی ، در نسبت با سایر موجودات ، همچون داوری یکی از دو طرف مسابقه ( در مسابقه ای دوجانبه ) است . طبیعت چنین وضعی ، امکان داوری جانبدارانه نسبت به موضع خود است . یعنی تمامی اظهار نظرهای شخصی ادمیان در این مورد ، در مظان اتهام « نا آگاهی از توانایی های سایر موجودات ، و جانبداری از خود » قرار می گیرند .

اگر داور مسابقه ، هیچ نفعی از پیروزی یا شکست یکی از طرفین نداشته باشد ، امکان داوری عادلانه و صحیح ، افزایش می یابد . بنابر این ، باید در چنین بحثی ، از « داور عادل و آگاه به جایگاه حقیقی همه ی موجودات هستی » یعنی خدای سبحان ، یاری جوییم و داوری او را بدون دخل و تصرف جانبدارانه ، بپذیریم .

۶- دستگاه ذهنی بشر ، به گونه ای سرشته شده که تمامی مسائل مربوط به منافع و مضار زندگی خود را با کمک علم و تجربه ( از جمله علم الهی ) و آگاهی های ذاتی ، درک کند . اما تاکنون ، درک صحیحی از چند و چون زندگی سایر موجودات و اهداف حقیقی و راهکارهای لازم و کافی رسیدن به آن اهداف را نداشته است .

به عبارت دیگر ؛ اولا ؛ تردیدی در تفاوت اهداف و اولویت های زندگی مادی انسان با سایر موجودات وجود ندارد . ثانیا ؛ شاکله ی وجود آدمی و آگاهی های او ، برای درک مصالح و مفاسد زندگی غیر انسان ها ساخته نشده است و به همین خاطر از درک چند و چون رفتارهای سایر موجودات ، جز اندکی نمی داند . ثالثا ؛ معقول و منطقی نیست که با معیارهای خاص حاکم بر زندگی بشر ، زندگی سایر موجودات را تبیین و تفسیر کنیم .

نتیجه ی طبیعی این گزاره ها ، انسان را فاقد صلاحیت لازم برای ارزیابی زندگی مادی سایر موجودات ، معرفی می کند ، چرا که هرچه بگوید ، ناشی از « ارزیابی انسانی » و « ملاک و معیارهای حاکم بر زندگی بشر » خواهد بود و فرض ما این است که در مورد « غیر انسان » می خواهیم داوری کنیم و سخن بگوییم .

۷- داوری رایج عالمان شریعت محمدی (ص) در مورد نسبت انسان با سایر موجودات ، تفاوت چندانی با داوری عالمان اندیشه های مدرن بشری ندارد . اکثر آنان به گونه ای سخن گفته اند که ؛ « آدمی ، تنها موجودی است که دارای عقل و اختیار و در جایگاهی برتر از سایرین است » . آن ها در مقام مقایسه ، می گویند ؛

الف ) آدمی در زندگی مادی خود ، همه گونه تحول ، تکامل و تغییر را برای زندگی بهتر ، تجربه کرده و می کند ، در حالی که تمام موجودات دیگر ، بدون تحول و تکامل بوده اند .

ب ) انسان خود را بر سرنوشت تمامی موجودات دیگر مسلط ساخته است و در باره ی آنان تصمیم گیری می کند و به « محور هستی » بدل شده است ، در حالی که چنین اتفاقی برای سایر موجودات نیافتاده و نمی افتد .

پ ) آدمیان راه آسمان ها در پیش گرفته و به تسخیر فضا می اندیشند ، در حالی که سایر موجودات ، در محبس زمین و جوّ آن گرفتار شده اند و هیچ تلاشی برای تسخیر فضا از آنان صادر نمی شود .

ت ) خداوند سبحان ، آدمی را شایسته ی سجده ی فرشتگان و عروج به قرب الهی و برگزیده شدن به پیامبری دانسته است ، در حالی که چنین جایگاهی را برای سایر موجودات ، قرار نداده است .

ث ) در قرآن کریم و کتب مقدس دیگر آمده است که ؛ « خداوند تمامی آنچه در زمین و آسمان است را برای آدمیان خلق کرده است » و چنین سخنی در مورد سایر موجودات نیامده است . به همین خاطر است که « حق ذبح برخی حیوانات و انواع تصرف در طبیعت » به آدمی داده شده است .

ج ) آدمی در مورد تمامی پدیده ها می اندیشد و « علم و اگاهی » پیدا می کند ، در حالی که چنین اتفاقی برای سایر موجودات نمی افتد .

و …

۸- یکی از موارد داوری خداوند سبحان در تبیین جایگاه حقیقی موجودات ، بیان آشکار او در این آیه ی قرآن است که صریحا از عبارت « امثالکم = مثل شما » بهره گرفته است .

می توان به بررسی چند و چون « مماثلت » پرداخت ، ولی بازهم باید از « وحی » یاری گرفت . به عبارت دیگر ؛ عقل بشری در این زمینه « سکوت » می کند و این مسأله در محدوده ی « منطقة الفراغ عقل بشر » است .


Article printed from شریعت عقلانی – احمد قابل: http://www.ghabel.net/shariat

URL to article: http://www.ghabel.net/shariat/1385/11/27/508

مطالب مورد نظر متعلق به سایت شخصی احمد قابل بوده و برداشت و استفاده از این مطالب با ذکر منبع بلا مانع است