تفسیر موضوعی قرآن بخش (۱۰) جایگاه انسان در هستی (شُرَکای انسان)

۱- انسان موجودی است ؛ شریف ، با کرامت ، با اراده و اختیار ، دارای عقل و شعور نسبت به کلیات و جزئیات ، عالم به بسیاری از مسائل عالم طبیعت ، توانا نسبت به رشد و کمال علمی و معنوی و …

۲- نواقص و ناتوانی های آدمی نیز جزئی از حقایق وجود او را تشکیل می دهند . انسان از این منظر ، موجودی است ؛ ضعیف ، جهول ، ظلوم ، عجول و محدود ( از نظر ؛ علم ، شناخت ، توان جسمی و ذهنی ) که در بسیاری از جنبه های زندگی مادی ، بطور نسبی از بسیاری موجودات دیگر ناتوان تر است و سایر موجودات ، برتری هایی نسبی از آدمی دارند .

۳- ادعای رایج این است که ؛ « آدمی ، از آن جهت که دارای عقل و اختیار است ، بر سایر موجودات ، برتری دارد » . یعنی ملاک برتری آدمی « عقل و اختیار » است .

۴- این ادعا ، از چند جهت مخدوش است ؛

الف ) مطابق نظریه ی رایج ، جن ( شیاطین ) نیز همچون آدمی ، مکلف است و مختار . هم دارای عقل و شعور به کلیات است و هم با اراده و اختیار خویش ، به کار هاتی نیک و بد ، اقدام می کنند . سوره ی « الرحمن » خطاب به هردو موجود دارای عقل و اختیار ( انسان و جن ) مسائل را مطرح می کند .

ب ) برخلاف نظریه ی رایج در جوامع اسلامی، قرآن کریم ، همه ی موجودات را دارای شعور به کلیات ، معرفی کرده است . معلوم نیست که با وجود تصریح قرآن به عقل و اراده ی سایر موجودات ، این همه باورهای عجیب و غریب رایج در باره ی موجودات و نسبت آن ها با آدمیان ، مبتنی بر کدام گزاره ی صریح عقلانی یا قرآنی ، پدیدار شده است !!

برای نمونه ، چند آیه را بررسی می کنیم ؛

یکم ؛ آیه ی ۳۸ سوره ی انعام ، که می گوید : « وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِر یَطیرُ بِجَناحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ ، ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ‏ءٍ ، ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ = هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای در آسمان نیست ، مگر آنکه امت هایی چون شما آدمیان اند ، ما چیزی را در کتاب فرو نگذاشتیم ، سپس به سوی پروردگارشان بازگشته و محشور می گردند » .

در این آیه ، سخن از ؛ « مماثلت همه ی جنبندگان زمینی و هوایی با آدمیان » است که در دو جهت عمده ی ؛ « اُمّت بودن و محشور شدن در روز جزا » با آدمیان یکسان اند . در این آیه ، به چند نکته باید توجه کرد ؛

۱- هیچ امتی را نمی توان تصور کرد ، مگر آنکه در متن خود امامان ( پیامبران ) و مأمومان را جای داده باشد . چنین ترکیب اجتماعی ، صرفا در مورد جوامعی کاربرد دارد که با استفاده از عقل و تدبیر گروهی ، نیاز های عمده ی زندگی مادی و معنوی خود را تأمین می کنند ( و إن من أمة إلا خلا فیها نذیر [ ۲۴ فاطر ] = هیچ امتی نیست مگر آنکه فردی هشدار دهنده در آن حضور داشته است ) .

۲- بحث « حشر » صرفا در مورد موجوداتی معنا می یابد که دارای اختیار و حق و مسئولیت باشند . حشر آدمیان در روز جزا ، برای محاسبه و پاداش و کیفر است . پذیرش حشر و حسابرسی برای هر موجودی ، ملازم با پذیرش پاداش و کیفر خواهد بود و پاداش و کیفر ، از اختیار و اراده ی موجودی که محشور می شود ، خبر می دهد ، چرا که مبتنی بر « برهان إنّی » ( کشف علت از روی معلول ) ثبوت پاداش و کیفر ، کاشف از ثبوت اختیار و اراده است .

۳- در متن آیه ، در باره ی حیوانات از ضمیری استفاده شده که اختصاص به « ذوی العقول = صاحبان عقل » دارد . این مطلب ، نشانگر آن است که خدای سبحان ، جنبندگان زمینی و پرندگان را « صاحب عقل و خرد » دانسته است . این نکته را برخی از مفسران شیعه و سنی ، یادآوری کرده اند ( تفسیر المیزان ۷ /۸۲ ؛ ولذلک أرجع الضمیر المستعمل فی أولى الشعور والعقل # تفسیر أبی السعود ۳/۱۳۱ ؛ و إیراد ضمیرها على صیغة جمع العقلاء لإجرائها مجراهم ) .

۴- در مورد « حشر حیوانات » آیات دیگری در قرآن کریم وجود دارند که در برخی از آن ها به این نکته تصریح کرده اند . در سوره ی « تکویر » آیه ی ۵ ، می خوانیم ؛ « وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ » و در برخی دیگر ، متن آیات ، ظهور در حشر تمامی موجودات دارند . ( النمل/۸۳ ؛ وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ # الفرقان / ۱۷ ؛ وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَقُولُ أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادی هؤُلاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبیلَ ) .

۵- برای داوری بین ادعاهای رایج و ادعای « عقل و اختیار داشتن سایر موجودات » تنها خداوند سبحان ( که خالق تمامی موجودات است ) حق اظهار نظر دارد ، چرا که هر گونه اظهار نظر قطعی از سوی آدمیان ( صرفنظر از آموزه های وحیانی ) اظهار نظری یک جانبه و منفعت گرایانه از سوی یک طرف مقایسه ( یعنی انسان ) است .

داوری انسان در تعیین جایگاه خود در هستی ، در نسبت با سایر موجودات ، همچون داوری یکی از دو طرف مسابقه ( در مسابقه ای دوجانبه ) است . طبیعت چنین وضعی ، امکان داوری جانبدارانه نسبت به موضع خود است . یعنی تمامی اظهار نظرهای شخصی ادمیان در این مورد ، در مظان اتهام « نا آگاهی از توانایی های سایر موجودات ، و جانبداری از خود » قرار می گیرند .

اگر داور مسابقه ، هیچ نفعی از پیروزی یا شکست یکی از طرفین نداشته باشد ، امکان داوری عادلانه و صحیح ، افزایش می یابد . بنابر این ، باید در چنین بحثی ، از « داور عادل و آگاه به جایگاه حقیقی همه ی موجودات هستی » یعنی خدای سبحان ، یاری جوییم و داوری او را بدون دخل و تصرف جانبدارانه ، بپذیریم .

۶- دستگاه ذهنی بشر ، به گونه ای سرشته شده که تمامی مسائل مربوط به منافع و مضار زندگی خود را با کمک علم و تجربه ( از جمله علم الهی ) و آگاهی های ذاتی ، درک کند . اما تاکنون ، درک صحیحی از چند و چون زندگی سایر موجودات و اهداف حقیقی و راهکارهای لازم و کافی رسیدن به آن اهداف را نداشته است .

به عبارت دیگر ؛ اولا ؛ تردیدی در تفاوت اهداف و اولویت های زندگی مادی انسان با سایر موجودات وجود ندارد . ثانیا ؛ شاکله ی وجود آدمی و آگاهی های او ، برای درک مصالح و مفاسد زندگی غیر انسان ها ساخته نشده است و به همین خاطر از درک چند و چون رفتارهای سایر موجودات ، جز اندکی نمی داند . ثالثا ؛ معقول و منطقی نیست که با معیارهای خاص حاکم بر زندگی بشر ، زندگی سایر موجودات را تبیین و تفسیر کنیم .

نتیجه ی طبیعی این گزاره ها ، انسان را فاقد صلاحیت لازم برای ارزیابی زندگی مادی سایر موجودات ، معرفی می کند ، چرا که هرچه بگوید ، ناشی از « ارزیابی انسانی » و « ملاک و معیارهای حاکم بر زندگی بشر » خواهد بود و فرض ما این است که در مورد « غیر انسان » می خواهیم داوری کنیم و سخن بگوییم .

۷- داوری رایج عالمان شریعت محمدی (ص) در مورد نسبت انسان با سایر موجودات ، تفاوت چندانی با داوری عالمان اندیشه های مدرن بشری ندارد . اکثر آنان به گونه ای سخن گفته اند که ؛ « آدمی ، تنها موجودی است که دارای عقل و اختیار و در جایگاهی برتر از سایرین است » . آن ها در مقام مقایسه ، می گویند ؛

الف ) آدمی در زندگی مادی خود ، همه گونه تحول ، تکامل و تغییر را برای زندگی بهتر ، تجربه کرده و می کند ، در حالی که تمام موجودات دیگر ، بدون تحول و تکامل بوده اند .

ب ) انسان خود را بر سرنوشت تمامی موجودات دیگر مسلط ساخته است و در باره ی آنان تصمیم گیری می کند و به « محور هستی » بدل شده است ، در حالی که چنین اتفاقی برای سایر موجودات نیافتاده و نمی افتد .

پ ) آدمیان راه آسمان ها در پیش گرفته و به تسخیر فضا می اندیشند ، در حالی که سایر موجودات ، در محبس زمین و جوّ آن گرفتار شده اند و هیچ تلاشی برای تسخیر فضا از آنان صادر نمی شود .

ت ) خداوند سبحان ، آدمی را شایسته ی سجده ی فرشتگان و عروج به قرب الهی و برگزیده شدن به پیامبری دانسته است ، در حالی که چنین جایگاهی را برای سایر موجودات ، قرار نداده است .

ث ) در قرآن کریم و کتب مقدس دیگر آمده است که ؛ « خداوند تمامی آنچه در زمین و آسمان است را برای آدمیان خلق کرده است » و چنین سخنی در مورد سایر موجودات نیامده است . به همین خاطر است که « حق ذبح برخی حیوانات و انواع تصرف در طبیعت » به آدمی داده شده است .

ج ) آدمی در مورد تمامی پدیده ها می اندیشد و « علم و اگاهی » پیدا می کند ، در حالی که چنین اتفاقی برای سایر موجودات نمی افتد .

و …

۸- یکی از موارد داوری خداوند سبحان در تبیین جایگاه حقیقی موجودات ، بیان آشکار او در این آیه ی قرآن است که صریحا از عبارت « امثالکم = مثل شما » بهره گرفته است .

می توان به بررسی چند و چون « مماثلت » پرداخت ، ولی بازهم باید از « وحی » یاری گرفت . به عبارت دیگر ؛ عقل بشری در این زمینه « سکوت » می کند و این مسأله در محدوده ی « منطقة الفراغ عقل بشر » است .

۶ نظر برای این مطلب

  1. سلام بر شما .

    جناب قابل ذیذم که ، وطن فروشانی مثل، میزان  نیوز از شما همراهی خواسته اند . نکند ، استقلال خود را با کسانی که سوء سابقه دارند ، از دست بدهید .

    موفق باشید

  2. منشور نهضت حق طلبی نسل جدید

    این منشور شامل بخشهایی از قبیل نام نهضت، اهداف نهضت، اصلاحات در خواستی، راهکارهای اجرایی، میثاق جمعی، روش اداره نهضت و در نهایت راه تغییر دادن منشور می باشد.

    ۱- نام: نام حرکت، نهضت حق طلبی نسل جدید می باشد.

    ۲- اهداف نهضت: حذف انحصارات و همچنین حذف تشکّلهای غیر ضروری بمنظور ایجاد زمینه مشارکت هر چه بیشتر و مؤثّرتر تمامی مردم ایران بر تمامی امور مملکتی در بیشترین سطح ممکن و همچنین فراهم نمودن شرایط رشد برای تمامی مردم در بیشترین سطح ممکن و توزیع عادلانه آن میان تمامی افراد جامعه.

    ۳- اصلاحات درخواستی:

    ۱-۳- تمامی خبرگان غیر فقیه و غیر روحانی بتوانند به مجلس خبرگان رهبری راه یابند.

    ۲-۳- از شش نفر فقیه عضو شورای نگهبان قانون اساسی تنها یک نفرشان توسّط رهبر منصوب شود و پنج نفر دیگرشان توسّط حوزه های علمیه انتخاب گردند.

    ادامه دارد …

  3. منشور نهضت حق طلبی نسل جدید

    ۳-۳- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منحل شده و تمامی اعضای آن توسّط ارتش و یا نیروی انتظامی جذب گردند.

    ۴-۳- صلاحیت کسانی که می خواهند نامزد انتخابات(تمامی انتخاباتها) شوند مستقیماً توسّط مردم مشخص گردد.

    ۵-۳- قانون انتخابات بگونه ای اصلاح گردد که تمامی اقلیتها نیز بتوانند به میزان مقبولیت اجتماعی که دارند به مجلس قانون گذاری و خبرگان رهبری و شوراههای شهر و روستا راه یابند.

    ۴- راهکارهای اجرایی: اعضای نهضت ابتدا سعی می کنند از را گفتگو با مسئولین نظام به خواسته های خود برسند ولی اگر از این راه نتوانستند، از هر راه ممکن(به شرطی که نقض قانون صورت نگیرد) مسئولین را وادار به قبول اصلاحات مورد نظرشان خواهند کرد.

    ۵- میثاق جمعی: تمامی اعضای نهضت متعهّد می شوند تا زمانی که عضو نهضت هستند به قوانین کشور و ارزشهای اجتماعی و به حدود دین اسلام احترام بگذارند.

    ادامه دارد……

  4. منشور نهضت حق طلبی نسل جدید

    ۶- روش اداره نهضت: نهضت بصورت شورایی(با دو شورای عمومی و مرکزی) اداره خواهد شد، برای تشکیل شورای عمومی اعضای نهضت به دسته های مساوی تقسیم می شوند که تعداد دسته ها برابر با تعداد اعضای شورای عمومی خواهد بود و هر دسته یک نفر را از میان خود برای عضویت در شورای عمومی انتخاب خواهند نمود و همچنین برای تشکیل شورای مرکزی نیز اعضای شورای عمومی به دسته های مساوی تقسیم می شوند که تعداد دسته ها برابر با تعداد اعضای شورای مرکزی خواهد بود و هر دسته یک نفر را از میان خود برای عضویت در شورای مرکزی انتخاب خواهند نمود.

    توضیح: شش بند فوق قطعی بوده و برای تغییر آن باید اعضای نهضت به ۴۰ نفر برسند و بعلاوه سه چهارم اعضای نهضت با پیشنهاد موافق باشند.

    برای کسب اطلاعات بیشتر و برای ثبت نام در نهضت به اطاق هم اندیشی(http://goftegoo1.blogfa.com) مراجعه نمائید.

  5. سلام استاد عزیز

    شما که در فریمان هستید می گویند رییس اداره آموزش وپرورش از روستای قلندر اباد  شهرستان است ویکی از معاونینش به   لخه  مشهور است راست می باشد؟

  6. سلام بر تو ای مظهر انسان پاک

    ای کاش علمای دینی ما که می خواهند مبلغ دین باشند بویی از این نوشته و سخنان برده بودند.

    ای کاش سردمداران ما از خواب بیدار می شدند و چشمان خود را با ………..می شستند

    ای کاش دروغپردازان ما به راه صحیح هدایت می شدند !!!

    آیا هنوز وقت آن نشده که این بر خواب رفتگان اداره کننده گان ایران بیدار شوند !