- شریعت عقلانی – احمد قابل - http://www.ghabel.net/shariat -

تفسیر موضوعی قرآن بخش (۹) جایگاه انسان در هستی (انسان، امانت دار الهی)

Posted By احمد قابل On بهمن ۲۲, ۱۳۸۵ @ ۱۲:۴۴ ب.ظ In مقالات | 2 Comments

ث ) دلیل دیگری که شدیدا مورد تأکید موافقان نظریه ی رایج است ، مفاد آیه ی ۷۲ سوره ی احزاب است ؛ « إنّا عرضنا الأمانة علی السّماوات و الأرض و الجبال ، فأبین أن یحملنها و أشفقن منها ، و حملها الإنسان ، إنّه کان ظلوما جهولا » .

بحث در چند و چون « امانت الهی » که تنها آدمی آن را حمل کرده و بر عهده گرفته است ، منتهی به اثبات برتری « نوع انسان » بر سایر مخلوقات زمینی و آسمانی شده است . سخن رایج این است که ؛ « دیگران تاب تحمل امانت الهی را نداشتند و انسان تنها موجودی بود که چنین تحملی داشت » . بنا بر این تردیدی در اختصاص انسان به این ارزش نیست ، و این برای برتری او ، کافی است .

در خصوص این آیه ، چند نکته را یادآوری می کنم ؛ 

۱- گروهی از مفسران شیعه و سنی ، برای اثبات نظریه ی رایج ، به این آیه استناد کرده اند ( رجوع کنید به ؛ التفسیر الصافی – فیض کاشانی – ج ۶ – ص ۷۲ – ۷۶ # الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل – ناصر مکارم شیرازی – ج ۱۳ – ص ۳۶۷ – ۳۷۳ با عنوان ؛ ” حمل الأمانة الإلهیة أعظم افتخارات البشر = پذیرفتن امانت الهی ، برترین افتخارات آدمیان است ” # تفسیر ابن عربی ج ۲ – ص ۱۵۱ # تفسیر الآلوسی ج ۲۲ – ص ۱۰۲ ) . 

۲- در تفاسیر عرفانی نیز سخن از برتری آدمی و « کمال مظهریت انسان برای صفات جمال و جلال الهی » در مقایسه با سایر موجودات است .( تفسیر ابن عربی و تفسیر آلوسی ) .

۳- اختلاف نظر شدیدی در تعیین مفهوم و مصداق « امانت الهی » بین مفسران وجود دارد . بنا بر این ، معلوم می شود که آیه از نظر مفهوم و مصداق ، اجمال و ابهام دارد و محتاج بررسی دقیق و تفسیر است .

۴- به احتمال راجح ، و باتوجه به مناسبتی که بین آغاز و پایان آیه باید برقرار باشد ، امانت مورد نظر آیه یا همان « امانت » است که شامل تمامی تعهدات و پیمان های معنوی و دنیوی می شود ، و یا مفهوم  « عدل و علم » و مصادیق و مظاهر آن ها است ( که برای رهایی یافتن بشر از دو عنوان « ظلوم و جهول » شدیدا مورد نیاز انسان بوده و هست ) . این دو ، گزاره هایی هستند که با دقت در تفسیر و تأویل آیه ، تمامی عناوین و مصادیق مورد نظر مفسران و روایات را در خود جای می دهند و « جامع » آن ها هستند .

۵- مطلب پایانی آیه ۷۲ ( انه کان ظلوما جهولا ) و مطلب آغازین آیه ی ۷۳ ( لیعذب المنافقین و … ) که به « علت عرضه و تحمل امانت » اشاره می کنند ، با « استناد برای تفاخر » سازگار نیستند و آن را منتفی می کنند .

۶- عبارت « فأبین أن یحملنها و أشفقن منها » که در باره ی آسمان و زمین و کوه بکار رفته است ، نشان می دهد که ؛ « این موجودات ، دارای شعور و اراده و اختیار اند » چرا که عنوان « اشفاق » در مورد خصلت و حالت « خوف منجر به پرهیز از ضرر یا إضرار ، نسبت به موجود مورد علاقه » ( خواه نفس خویش باشد یا دیگری ) بکار می رود . در این خصوص نیز برخی مفسران ، نظر داده اند و برخی روایات نیز این برداشت را تأیید می کنند .

۷- بسیاری از مفسران نیز به این آیه برای ادعای رایج ، استناد نکرده و از برتری آدمی از سایر موجودات ، سخنی به میان نیاورده اند .

مثلا شیخ طوسی در تفسیر « التبیان – الشیخ الطوسی – ج ۸ – ص ۳۶۷ – ۳۶۹ » به نقل اقوال مفسران و رواة پرداخته ( که هیچیک از اقوال آنان دلالت بر برتری انسان بر آسمان و زمین و … نمی کند ) و هیچگونه ترجیحی برای نظریات متفاوت نقل شده ، ارائه نکرده است ( ثم اخبر تعالى بأنه عرض الأمانة على السماوات والأرض ، فالأمانة هی العقد الذی یلزم الوفاء به مما من شأنه أن یؤتمن على صاحبه ، وقد عظم الله شأن الأمانة فی هذه الآیة وأمر بالوفاء بها ، وهو الذی امر به فی أول سورة المائدة وعناه بقوله ” یا أیها الذین آمنوا أوفوا بالعقود ” وقیل فی قوله ” عرضنا الأمانة على السماوات والأرض والجبال ” مع أن هذه الأشیاء جمادات لا یصح تکلیفها أقوال : أحدها – ان المراد عرضنا على أهل السماوات وأهل الأرض وأهل الجبال وثانیها - ان المعنی فی ذلک تفخیم شأن الأمانة وتعظیم حقها ، وأن من عظم منزلتها انها لو عرضت على الجبال والسماوات والأرض مع عظمها ، وکانت تعلم بأمرها لأشفقت منها ، غیر أنه خرج مخرج الواقع لأنه أبلغ من المقدر . وقوله ” فأبین ان یحملنها ” أی منعن ان یحملن الأمانة ” وأشفقن منها ” أی خفن من حملها ” وحملها الانسان انه کان ظلوما جهولا ” أی ظلوما لنفسه بارتکاب المعاصی ، جهولا بموضع الأمانة واستحقاق العقاب على ارتکاب المعاصی وقال ابن عباس : معنى الأمانة الطاعة لله ، وقیل لها أمانة لان العبد اؤتمن علیها بالتمکین منها ومن ترکها . وقال تعالى ” لیبلوکم أیکم أحسن عملا ” فرغب فی الأحسن ، وزهد فی ترکه . وقیل : من الأمانة ان المرأة اؤتمنت على فرجها والرجل على فرجه ان یحفظاهما من الفاحشة . وقیل : الأمانة ما خلق الله تعالى فی هذه الأشیاء من الدلائل على ربوبیته وظهور ذلک منها ، کأنهم أظهروها والانسان جحد ذلک وکفر به . وفائدة هذا العرض إظهار ما یجب من حفظها وعظم المعصیة فی تضییعها . وقیل معنى ” حملها الانسان ” أی خانها ، لان من خلق الأمانة فقد حملها وکذلک کل من اثم فقد حمل الاثم ، کما قال تعالى ” ولیحملن أثقالهم وأثقالا مع أثقالهم ” وقال البلخی : یجوز أن یکون معنى العرض والإباء لیس هو ما یفهم بظاهر الکلام ، بل إنما أراد تعالى أن یخبر بعظم شأن الأمانة وجلالة قدرها ” وفظاعة خیانتها وترک أدائها ، وانه لوجد السماوات مع عظمها لا تحملها وإن الانسان حملها ، ولیس الانسان – ههنا – واحدا بعینه ، ولا هو المطیع المؤمن ، بل هو کل من خان الأمانة ولم یرد الحق فیها ، وحمل الانسان الأمانة هو ضمانة القیام بها وإداء الحق فیها ، لان ذلک طاعة منه لله ، واتباع لامره والله لا یعتب على طاعته وما امر به ودعا إلیه لکن معنى ” حملها ” انه احتملها ثم خانها ولم یؤد الحق فیها ، کأنه حملها فذهب بها واحتمل وزرها ، کما یقولون فلان أکل أمانته أی خان فیها ، والعرب تقول : سألت الربع ، وخاطبت الدار فأجابنی بکذا ، وقالت کذا ، وربما قالوا : فلم یجب ، وامتنعت من الجواب . ولیس هناک سؤال و لا جواب ، وإنما هو اخبار عن الحال التی تدل علیه ، وعبر عنه بذکر السؤال والجواب ، کما قال تعالى ” ائتیا طوعا لو کرها ” للسموات والأرض ” قالتا أتینا طائعین ” وهو تعالى لا یخاطب من لا یفهم ولا یعقل ، وقال تعالى ” لقد جئتم شیئا إدا تکاد السماوات یتفطرن منه وتنشق الأرض وتخر الجبال هدا ” ونحن نعلم أن السماوات لم تشعر بما کان من الکفار وانه لا سبیل لها إلى الانفطار فی ذات نفسها ، ویقول القائل أتیت بکذب لا تحتمله الجبال الراسیات ، قال الشاعر : فقال لی البحر إذ جئته * کیف یجیز ضریر ضریرا … وقد قال بعض الحکماء : سل الأرض من شق أنهارک وغرس أشجارک و جنى ثمارک ؟ فإن لم تجبک حوارا أجابتک اعتبارا ) . 

ج ) برخی آیات دیگر هم وجود دارند که برخی از مفسران به آن ها استناد کرده اند تا ادعای رایج را اثبات کنند . مثل آیه ی ۳۳ سوره ی آل عمران ؛ « إن الله اصطفی آدم و نوحا و ءال إبراهیم وءال عمران علی العالمین = خداوند برگزیده است آدم و نوح و فرزندان عمران را بر تمامی عالمیان » ، که مرحوم فخر رازی در « تفسیر الرازی ج ۸ – ص ۲۰ – ۲۲ » به آن استناد کرده است . ( اتفق العلماء على أن البشر أفضل من الجن و الشیاطین ، و اختلفوا فی أن البشر أفضل أم الملائکة ، و قد استقصینا هذه المسألة فی تفسیر قوله تعالى : ” اسجدوا لآدم فسجدوا ” [ الأعراف : ۱۱ ] و القائلون بأن البشر أفضل تمسکوا بهذه الآیة ، و ذلک لأن الاصطفاء یدل على مزید الکرامة و علو الدرجة ، فلما بین تعالى أنه اصطفى آدم و أولاده من الأنبیاء على کل العالمین وجب أن یکونوا أفضل من الملائکة لکونهم من العالمین = علمای تفسیر اتفاق نظر دارند که بشر از جن و شیاطین ، برتر است . و در برتری یا عدم برتری بشر بر ملائکه ، اختلاف کرده اند . ما این مطلب را در تفسیر آیه ی « اسجدوا لآدم فسجدوا » بطور کامل بیان کردیم . کسانی که قائل به برتری بشر از ملائکه اند ، به این آیه تمسک کرده اند ، بخاطر اینکه ؛ برگزیده شدن از سوی خدا ، بر زیادتر بودن کرامت و برتری درجه ، دلالت می کند . پس وقتی که خداوند بیان می کند که او ، آدم و فرزندانش را که پیامبراند ، بر تمامی عالمیان برگزیده است ، واجب است که برتر از ملائکه باشند ، چرا که ملائکه نیز از جمله ی عالمیان اند ) . 

در قسمت بعدی ، به دلایل نظریه ی « عدم برتری مطلق انسان از سایر مخلوقات » خواهیم پرداخت . نظریه ای که به ما می گوید : « تمامی موجودات ، دارای عقل و شعور کلی و جزئی اند » . انسان گرچه « موجودی شریف » است ، ولی اشرف مخلوقات نیست . انسان « محور هستی » نیست و شرکای فراوانی دارد . بسیاری از موجودات ، در بسیاری از توانایی ها ، از آدمی برتر و در بسیاری از جهات ، فاقد برتری اند .

باید کم کم به اندیشه ی « تساوی ذاتی موجودات » و « مزیت های نسبی آنان » میدان داد و دلایل آن را بررسی کرد . حقوق طبیعی شرکای خود را به رسمیت شناخت ، و متواضعانه از تضییع آن ها پرهیز کرد ( ان شاء الله ) .           

 


Article printed from شریعت عقلانی – احمد قابل: http://www.ghabel.net/shariat

URL to article: http://www.ghabel.net/shariat/1385/11/22/507

مطالب مورد نظر متعلق به سایت شخصی احمد قابل بوده و برداشت و استفاده از این مطالب با ذکر منبع بلا مانع است