تفسیر موضوعی قرآن بخش (۹) جایگاه انسان در هستی (انسان، امانت دار الهی)

ث ) دلیل دیگری که شدیدا مورد تأکید موافقان نظریه ی رایج است ، مفاد آیه ی ۷۲ سوره ی احزاب است ؛ « إنّا عرضنا الأمانة علی السّماوات و الأرض و الجبال ، فأبین أن یحملنها و أشفقن منها ، و حملها الإنسان ، إنّه کان ظلوما جهولا » .

بحث در چند و چون « امانت الهی » که تنها آدمی آن را حمل کرده و بر عهده گرفته است ، منتهی به اثبات برتری « نوع انسان » بر سایر مخلوقات زمینی و آسمانی شده است . سخن رایج این است که ؛ « دیگران تاب تحمل امانت الهی را نداشتند و انسان تنها موجودی بود که چنین تحملی داشت » . بنا بر این تردیدی در اختصاص انسان به این ارزش نیست ، و این برای برتری او ، کافی است .

در خصوص این آیه ، چند نکته را یادآوری می کنم ؛ 

۱- گروهی از مفسران شیعه و سنی ، برای اثبات نظریه ی رایج ، به این آیه استناد کرده اند ( رجوع کنید به ؛ التفسیر الصافی – فیض کاشانی – ج ۶ – ص ۷۲ – ۷۶ # الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل – ناصر مکارم شیرازی – ج ۱۳ – ص ۳۶۷ – ۳۷۳ با عنوان ؛ ” حمل الأمانة الإلهیة أعظم افتخارات البشر = پذیرفتن امانت الهی ، برترین افتخارات آدمیان است ” # تفسیر ابن عربی ج ۲ – ص ۱۵۱ # تفسیر الآلوسی ج ۲۲ – ص ۱۰۲ ) . 

۲- در تفاسیر عرفانی نیز سخن از برتری آدمی و « کمال مظهریت انسان برای صفات جمال و جلال الهی » در مقایسه با سایر موجودات است .( تفسیر ابن عربی و تفسیر آلوسی ) .

۳- اختلاف نظر شدیدی در تعیین مفهوم و مصداق « امانت الهی » بین مفسران وجود دارد . بنا بر این ، معلوم می شود که آیه از نظر مفهوم و مصداق ، اجمال و ابهام دارد و محتاج بررسی دقیق و تفسیر است .

۴- به احتمال راجح ، و باتوجه به مناسبتی که بین آغاز و پایان آیه باید برقرار باشد ، امانت مورد نظر آیه یا همان « امانت » است که شامل تمامی تعهدات و پیمان های معنوی و دنیوی می شود ، و یا مفهوم  « عدل و علم » و مصادیق و مظاهر آن ها است ( که برای رهایی یافتن بشر از دو عنوان « ظلوم و جهول » شدیدا مورد نیاز انسان بوده و هست ) . این دو ، گزاره هایی هستند که با دقت در تفسیر و تأویل آیه ، تمامی عناوین و مصادیق مورد نظر مفسران و روایات را در خود جای می دهند و « جامع » آن ها هستند .

۵- مطلب پایانی آیه ۷۲ ( انه کان ظلوما جهولا ) و مطلب آغازین آیه ی ۷۳ ( لیعذب المنافقین و … ) که به « علت عرضه و تحمل امانت » اشاره می کنند ، با « استناد برای تفاخر » سازگار نیستند و آن را منتفی می کنند .

۶- عبارت « فأبین أن یحملنها و أشفقن منها » که در باره ی آسمان و زمین و کوه بکار رفته است ، نشان می دهد که ؛ « این موجودات ، دارای شعور و اراده و اختیار اند » چرا که عنوان « اشفاق » در مورد خصلت و حالت « خوف منجر به پرهیز از ضرر یا إضرار ، نسبت به موجود مورد علاقه » ( خواه نفس خویش باشد یا دیگری ) بکار می رود . در این خصوص نیز برخی مفسران ، نظر داده اند و برخی روایات نیز این برداشت را تأیید می کنند .

۷- بسیاری از مفسران نیز به این آیه برای ادعای رایج ، استناد نکرده و از برتری آدمی از سایر موجودات ، سخنی به میان نیاورده اند .

مثلا شیخ طوسی در تفسیر « التبیان – الشیخ الطوسی – ج ۸ – ص ۳۶۷ – ۳۶۹ » به نقل اقوال مفسران و رواة پرداخته ( که هیچیک از اقوال آنان دلالت بر برتری انسان بر آسمان و زمین و … نمی کند ) و هیچگونه ترجیحی برای نظریات متفاوت نقل شده ، ارائه نکرده است ( ثم اخبر تعالى بأنه عرض الأمانة على السماوات والأرض ، فالأمانة هی العقد الذی یلزم الوفاء به مما من شأنه أن یؤتمن على صاحبه ، وقد عظم الله شأن الأمانة فی هذه الآیة وأمر بالوفاء بها ، وهو الذی امر به فی أول سورة المائدة وعناه بقوله ” یا أیها الذین آمنوا أوفوا بالعقود ” وقیل فی قوله ” عرضنا الأمانة على السماوات والأرض والجبال ” مع أن هذه الأشیاء جمادات لا یصح تکلیفها أقوال : أحدها – ان المراد عرضنا على أهل السماوات وأهل الأرض وأهل الجبال وثانیها - ان المعنی فی ذلک تفخیم شأن الأمانة وتعظیم حقها ، وأن من عظم منزلتها انها لو عرضت على الجبال والسماوات والأرض مع عظمها ، وکانت تعلم بأمرها لأشفقت منها ، غیر أنه خرج مخرج الواقع لأنه أبلغ من المقدر . وقوله ” فأبین ان یحملنها ” أی منعن ان یحملن الأمانة ” وأشفقن منها ” أی خفن من حملها ” وحملها الانسان انه کان ظلوما جهولا ” أی ظلوما لنفسه بارتکاب المعاصی ، جهولا بموضع الأمانة واستحقاق العقاب على ارتکاب المعاصی وقال ابن عباس : معنى الأمانة الطاعة لله ، وقیل لها أمانة لان العبد اؤتمن علیها بالتمکین منها ومن ترکها . وقال تعالى ” لیبلوکم أیکم أحسن عملا ” فرغب فی الأحسن ، وزهد فی ترکه . وقیل : من الأمانة ان المرأة اؤتمنت على فرجها والرجل على فرجه ان یحفظاهما من الفاحشة . وقیل : الأمانة ما خلق الله تعالى فی هذه الأشیاء من الدلائل على ربوبیته وظهور ذلک منها ، کأنهم أظهروها والانسان جحد ذلک وکفر به . وفائدة هذا العرض إظهار ما یجب من حفظها وعظم المعصیة فی تضییعها . وقیل معنى ” حملها الانسان ” أی خانها ، لان من خلق الأمانة فقد حملها وکذلک کل من اثم فقد حمل الاثم ، کما قال تعالى ” ولیحملن أثقالهم وأثقالا مع أثقالهم ” وقال البلخی : یجوز أن یکون معنى العرض والإباء لیس هو ما یفهم بظاهر الکلام ، بل إنما أراد تعالى أن یخبر بعظم شأن الأمانة وجلالة قدرها ” وفظاعة خیانتها وترک أدائها ، وانه لوجد السماوات مع عظمها لا تحملها وإن الانسان حملها ، ولیس الانسان – ههنا – واحدا بعینه ، ولا هو المطیع المؤمن ، بل هو کل من خان الأمانة ولم یرد الحق فیها ، وحمل الانسان الأمانة هو ضمانة القیام بها وإداء الحق فیها ، لان ذلک طاعة منه لله ، واتباع لامره والله لا یعتب على طاعته وما امر به ودعا إلیه لکن معنى ” حملها ” انه احتملها ثم خانها ولم یؤد الحق فیها ، کأنه حملها فذهب بها واحتمل وزرها ، کما یقولون فلان أکل أمانته أی خان فیها ، والعرب تقول : سألت الربع ، وخاطبت الدار فأجابنی بکذا ، وقالت کذا ، وربما قالوا : فلم یجب ، وامتنعت من الجواب . ولیس هناک سؤال و لا جواب ، وإنما هو اخبار عن الحال التی تدل علیه ، وعبر عنه بذکر السؤال والجواب ، کما قال تعالى ” ائتیا طوعا لو کرها ” للسموات والأرض ” قالتا أتینا طائعین ” وهو تعالى لا یخاطب من لا یفهم ولا یعقل ، وقال تعالى ” لقد جئتم شیئا إدا تکاد السماوات یتفطرن منه وتنشق الأرض وتخر الجبال هدا ” ونحن نعلم أن السماوات لم تشعر بما کان من الکفار وانه لا سبیل لها إلى الانفطار فی ذات نفسها ، ویقول القائل أتیت بکذب لا تحتمله الجبال الراسیات ، قال الشاعر : فقال لی البحر إذ جئته * کیف یجیز ضریر ضریرا … وقد قال بعض الحکماء : سل الأرض من شق أنهارک وغرس أشجارک و جنى ثمارک ؟ فإن لم تجبک حوارا أجابتک اعتبارا ) . 

ج ) برخی آیات دیگر هم وجود دارند که برخی از مفسران به آن ها استناد کرده اند تا ادعای رایج را اثبات کنند . مثل آیه ی ۳۳ سوره ی آل عمران ؛ « إن الله اصطفی آدم و نوحا و ءال إبراهیم وءال عمران علی العالمین = خداوند برگزیده است آدم و نوح و فرزندان عمران را بر تمامی عالمیان » ، که مرحوم فخر رازی در « تفسیر الرازی ج ۸ – ص ۲۰ – ۲۲ » به آن استناد کرده است . ( اتفق العلماء على أن البشر أفضل من الجن و الشیاطین ، و اختلفوا فی أن البشر أفضل أم الملائکة ، و قد استقصینا هذه المسألة فی تفسیر قوله تعالى : ” اسجدوا لآدم فسجدوا ” [ الأعراف : ۱۱ ] و القائلون بأن البشر أفضل تمسکوا بهذه الآیة ، و ذلک لأن الاصطفاء یدل على مزید الکرامة و علو الدرجة ، فلما بین تعالى أنه اصطفى آدم و أولاده من الأنبیاء على کل العالمین وجب أن یکونوا أفضل من الملائکة لکونهم من العالمین = علمای تفسیر اتفاق نظر دارند که بشر از جن و شیاطین ، برتر است . و در برتری یا عدم برتری بشر بر ملائکه ، اختلاف کرده اند . ما این مطلب را در تفسیر آیه ی « اسجدوا لآدم فسجدوا » بطور کامل بیان کردیم . کسانی که قائل به برتری بشر از ملائکه اند ، به این آیه تمسک کرده اند ، بخاطر اینکه ؛ برگزیده شدن از سوی خدا ، بر زیادتر بودن کرامت و برتری درجه ، دلالت می کند . پس وقتی که خداوند بیان می کند که او ، آدم و فرزندانش را که پیامبراند ، بر تمامی عالمیان برگزیده است ، واجب است که برتر از ملائکه باشند ، چرا که ملائکه نیز از جمله ی عالمیان اند ) . 

در قسمت بعدی ، به دلایل نظریه ی « عدم برتری مطلق انسان از سایر مخلوقات » خواهیم پرداخت . نظریه ای که به ما می گوید : « تمامی موجودات ، دارای عقل و شعور کلی و جزئی اند » . انسان گرچه « موجودی شریف » است ، ولی اشرف مخلوقات نیست . انسان « محور هستی » نیست و شرکای فراوانی دارد . بسیاری از موجودات ، در بسیاری از توانایی ها ، از آدمی برتر و در بسیاری از جهات ، فاقد برتری اند .

باید کم کم به اندیشه ی « تساوی ذاتی موجودات » و « مزیت های نسبی آنان » میدان داد و دلایل آن را بررسی کرد . حقوق طبیعی شرکای خود را به رسمیت شناخت ، و متواضعانه از تضییع آن ها پرهیز کرد ( ان شاء الله ) .           

 

۲ نظر برای این مطلب

  1. با سلامی مجدد خدمت شما .

    جناب قابل در آخرین قسمت این پست آورده اید :

    ؛در قسمت بعدی ، به دلایل نظریه ی « عدم برتری مطلق انسان از سایر مخلوقات » خواهیم پرداخت . جناب قابل فکر میکنم که در این زمینه باید به کلمه مطلق نیز اشاره ای بکنید چرا که در اذهان عموم مطلق فقط خداست و موجودی نمیتواند بعلت موجود بودن صفت مطلق داشته باشد.

    منتظر قسمت بعدی خواهم بود.

    موفق باشید

  2. سلام بر استاد بزرگوار

    به این موضوع از منظر دیگری هم می توان نگریست:

    ۱)همه  آفرینش «رحمت» است…کتب علی نفسه رحمه… و کل شی رحمه. رحمتی وسعت کل شی (انعام ۵۱ و ۱۲ ، اعراف ۱۲ ، و سایر آیات

    ۲) همه موجودات به تسبیح گویی او مشغولند اگر چه برخی را ما در نمیابیم (اسرار ۴۴ و

    ۳) در آفرینش آن بخشاشگر هیچ «تفاوتی» نمی بینیم (ملک ۳ و سایر آیات)

    ۴) اگر چه تنوع (اختلاف) ار آیات آفرینش اوست. و از نشانه های او آفرینش آسمان ها و زمین و اختلاف زبان های شما و رنگ های شماست… (روم ۲۲ و سایر آیات)

    خلاصه این که خدا چیزی را بیهوده خلق نکرده و همه در حال تسبیح او و ایفای نقش خود در هارمونی  با یکدیگر در  این بیکرانگی و عظمت و زیبایی هستند!

    ۲)