تفسیر موضوعی قرآن بخش (۸) جایگاه انسان در هستی (احسن تقویم )

ت ) برخی از مفسران به « آیه ی ۴ سوره ی تین » برای برتری انسان بر دیگر مخلوقات ، استناد کرده اند ، که می گوید : « لقد خلقنا الإنسان فی احسن تقویم . ثم رددناه اسفل سافلین = همانا انسان را در برترین شکل و قامت ، آفریدیم . سپس او را به پایین ترین جایگاه برگرداندیم / آیات ۴ و ۵ » .

در تکمیل این نظریه ، برخی به « آیه ی ۳ سوره ی تغابن » نیز تمسک کرده اند ، که می گوید : « خلق السماوات و الأرض بالحق و صوّرکم فأحسن صورکم و الیه المصیر = آسمان ها و زمین را برحق آفرید و شما را صورت بندی کرد ، پس صورت شما را نیکو قرار داد ، و بازگشت به سوی او است » . 

در این باره به چند نکته باید توجه کرد ؛ 

۱- برخی مفسران شیعه و سنی ، صریحا به مفاد این آیه برای نظریه ی رایج « برتری انسان بر سایر مخلوقات » استناد کرده اند ؛

الف ) در تفسیر « مجمع البیان – ج ۱۰ – ص ۳۹۳ – ۳۹۴ » آمده است ؛ « خداوند آدم و نسل او را در نیکوترین شکل آفرید … و گفته شده است که ؛ مقصود آیه این است که خداوند ، انسان را با کمال نفس و تناسب اندام آفرید و او را از سایر مخلوقات بواسطه ی قدرت سخن گفتن و شناختن تفاوت ها و تفکر و تدبیر و سایر چیزهایی که مختص انسان است ، متمایز ساخت » ( ” لقد خلقنا الانسان فی أحسن تقویم ” هذا جواب القسم و أراد جنس الانسان ، و هو آدم و ذریته ، خلقهم الله فی أحسن صورة ، عن إبراهیم و مجاهد و قتادة . و قیل : فی أحسن تقویم أی : منتصب القامة ، و سائر الحیوان مکب على وجهه إلا الانسان ، عن ابن عباس و قیل : أراد أنه خلقهم على کمال فی أنفسهم ، و اعتدال فی جوارحهم ، و أبانهم عن غیرهم بالنطق و التمییز و التدبیر ، إلى غیر ذلک مما یختص به الانسان ) .  

ب ) فیض کاشانی در تفسیر « صافی » می گوید : « خداوند آدمی را به راست قامتی و نیکو صورتی ، اختصاص داد و او را جامع خصوصیات همه ی کائنات و امکانات مشابه سایر موجودات قرار داد »  ( ” لقد خلقنا الإنسان فی أحسن تقویم ” : تعدیل بأن خص بانتصاب القامة ، و حسن الصورة ، واستجماع خواص الکائنات ، و نظائر سائر الموجودات / التفسیر الصافی – الفیض الکاشانی – ج ۷ – ص ۵۱۲ – ۵۱۳ ) . 

پ ) در تفسیر « الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل – ج ۲۰ – ص ۳۱۲ – ۳۱۳ » آمده است ؛ « خداوند آدمی را به شکلی متوازن از جهات ؛ جسمی ، روحی و عقلی ، آفرید و همه گونه کفایت و لیاقت برای تعالی را به او بخشید و او را در عین کوچکی جسم ، محل قرار عالم اکبر قرار داد و او را لایق ” لقد کرمنا ” دانست و بعد از اتمام خلقتش ، به خود تبریک گفت و … » ( لقد خلقنا الإنسان فی أحسن تقویم . ” تقویم ” یعنی تسویة الشئ بصورة مناسبة ، و نظام معتدل و کیفیة لائقة ، و سعة مفهوم الآیة یشیر إلى أن الله سبحانه خلق الإنسان بشکل متوازن لائق من کل الجهات ، الجسمیة و الروحیة و العقلیة ، إذ جعل فیه ألوان الکفاءات ، و أعده لتسلّق سلّم السموّ ، و هو – و إن کان جرما صغیرا – وضع فیه العالم الأکبر ، و منحه من الکفاءات و الطاقات ما جعله لائقا لوسام : ” و لقد کرمنا بنی آدم ” ، و هذا الإنسان هو الذی یقول فیه الله سبحانه بعد ذکر انتهاء خلقته : ” فتبارک الله أحسن الخالقین ” … ) . 

ت ) در « تفسیر الثعلبی – ج ۱۰ – ص ۲۴۰ – ۲۴۱ » آمده است ؛ « انسان را در متوازن ترین قامت و نیکوترین صورت آفرید . و ابوبکربن ظاهر گفته است : ” انسان را با عقل ، فرمان پذیری ، دارای قدرت شناخت ، کشیدگی قد و در حالی که خوراک خویش را با دست به دهان می برد ، آفرید » ( ” لقد خلقنا الإنسان فی أحسن تقویم ”  أعدل قامة و أحسن صورة ، و ذلک أنه خلق کل شی منکبا على وجهه إلا الإنسان . و قال أبو بکر بن ظاهر : ” مزینا بالعقل ، مؤدبا بالأمر ، مهذبا بالتمییز ، مدید القامة ، یتناول مأکوله بیده ” )  . 

ث ) فخر رازی در « التفسیر الکبیر – ج ۳۲ – ص ۱۰ – ۱۱ » علاوه بر مطالب مشابه در تفسیر ثعلبی ، آورده است ؛ « … یحیی بن اکثم ( قاضی منصور عباسی ) این آیه را به نیکویی صورت ، تفسیر کرده است » . او سپس داستانی را نقل می کند که در برخی تفاسیر دیگر اهل سنت ، مثل تفسیر قرطبی ، نیز آمده است که ؛ عیسی بن موسی الهاشمی ( و در نقل رازی ، خود منصور ) قسم خورد که اگر زنش زیباتر از ماه نباشد ، او را طلاق داده است . وقتی این مطلب به منصور دوانیقی منتقل شد ، از فقهاء استفسار کرد ، همه حکم به جدایی کردند و ابن اکثم با استناد به این آیه ، حکم به زیباتر بودن زن از ماه کرد ، و لذا حکم به بقای زوجیت آنان کرد . منصور نیز همین رأی را پسندید و آن را اعمال کرد . فخر رازی سپس می گوید : « برخی از افراد صالح چنین دعا می کردند که ؛ خدایا ، تو در این دنیا به ما نیکوترین شکل را دادی ، پس در آخرت به ما نیکوترین رفتار خود را ارزانی بدار ، که عفو از گناهان و گذشتن از عیب ها است » ( ” لقد خلقنا الإنسان فى أحسن تقویم ” … و ذکروا فی شرح ذلک الحسن وجوها أحدها : أنه تعالى خلق کل ذی روح مکبا على وجهه إلا الإنسان فإنه تعالى خلقه مدید القامة یتناول مأکوله بیده . و قال الأصم : فی أکمل عقل و فهم و أدب و علم و بیان . و الحاصل أن القول الأول راجع إلى الصورة الظاهرة ، و الثانی إلى السیرة الباطنة . و عن یحیى بن أکثم القاضی أنه فسر التقویم بحسن الصورة ، فإنه حکى أن ملک زمانه خلا بزوجته فی لیلة مقمرة ، فقال : إن لم تکونی أحسن من القمر فأنت کذا ، فأفتى الکل بالحنث إلا یحیى بن أکثم فإنه قال : لا یحنث ، فقیل له : خالفت شیوخک ، فقال : الفتوى بالعلم و لقد أفتى من هو أعلم منا و هو الله تعالى فإنه یقوله : ” لقد خلقنا الإنسان فی أحسن تقویم ” و کان بعض الصالحین یقول : إلهنا أعطیتنا فی الأولى أحسن الأشکال ، فأعطنا فی الآخرة أحسن الفعال ، و هو العفو عن الذنوب ، و التجاوز عن العیوب ) . 

ج ) در « تفسیر القرطبی – ج ۲۰ – ص ۱۱۵- ۱۱۶ » علاوه بر تکرار مطالب یادشده ، آمده است ؛ « گفته شده که ؛ این آیات در باره ی انسان کافر و منکر معاد آمده است و مقصود آن ” ولید بن مغیرة ” یا ” کلدة بن أسید ” بوده است . و گفته شده است که ؛ آدم و نسل او مراد آیه اند » .او همچنین افزوده  است که ؛ « ابن عربی گفته است : خداوند ، هیچ مخلوقی برتر از انسان نیافریده است . او انسان را ؛ عالم ، قدرتمند ، با اراده ، سخن گو ، شنوا ، بینا ، با فکر و تدبیر و حکیم آفریده است ، و این ها همه صفات پروردگار سبحان است . برخی از علماء از این سخن تعبیر کرده اند که ؛ ” خداوند ، انسان را به صورت خویش آفریده است ” یعنی انسان را دارای صفات خدایی قرار داده است » . مرحوم قرطبی در ادامه می گوید : « پس این مطلب تو را راهنمایی می کند به این که ؛ حقیقتا انسان نیکوترین خلق خدا است ، هم از نظر باطنی و هم از نظر ظاهری … و به همین دلیل فلاسفه گفته اند که : ” آدمی عالم اصغر است ، چرا که تمامی آنچه در مخلوقات است ، در وجود آدمی جمع شده است » ( قوله تعالى : ” لقد خلقنا الانسان فی أحسن تقویم . ثم رددناه أسفل سافلین ” فیه مسألتان : الأولى – قوله تعالى : ” لقد خلقنا الانسان ” هذا جواب القسم ، وأراد بالانسان : الکافر . قیل : هو الولید بن المغیرة . و قیل : کلدة بن أسید . فعلى هذا نزلت فی منکری البعث . و قیل : المراد بالانسان آدم وذریته . ” فی أحسن تقویم ” و هو اعتداله و استواء شبابه ، کذا قال عامة المفسرین . و هو أحسن ما یکون ، لأنه خلق کل شئ منکبا علی وجهه ، و خلقه هو مستویا ، و له لسان ذلق ، و ید و أصابع یقبض بها . و قال … ابن العربی : ” لیس لله تعالى خلق أحسن من الانسان ، فإن الله خلقه حیا عالما ، قادرا مریدا متکلما ، سمیعا بصیرا ، مدبرا حکیما . و هذه صفات الرب سبحانه ، و عنها عبر بعض العلماء ، و وقع البیان بقوله : ” إن الله خلق آدم على صورته ” یعنی على صفاته التی قدمنا ذکرها . و فی روایة : ” على صورة الرحمن ” و من أین تکون للرحمن صورة متشخصة ، فلم یبق إلا أن تکون معانی ” … فهذا یدلّک على أن الانسان أحسن خلق الله باطنا و ظاهرا ، جمال هیئة ، و بدیع ترکیب الرأس بما فیه ، و الصدر بما جمعه ، و البطن بما حواه ، و الفرج و ما طواه ، و الیدان و ما بطشتاه ، و الرجلان و ما احتملتاه . و لذلک قالت الفلاسفة : إنه العالم الأصغر ، إذ کل ما فی المخلوقات جمع فیه … ) . 

چ ) در « تفسیر الثعالبی – ج ۵ – ص ۶۰۶ – ۶۰۷ » آمده است : « … و قال بعض العلماء بالعموم ای الانسان أحسن المخلوقات تقویما … = برخی از علماء قائل شده اند که ؛ انسان نیکوترین همه ی مخلوقات است ، از نظر قوام شکل و اندام … » .  

۲- ظاهرا برداشت عرفا از این آیه ، با نظریه ی رایج همراه است . پیش از این از تفسیر قرطبی که از قول « ابن عربی » مطلبی را نقل کرده بود ، آگاه شدیم و اکنون به نمونه ای دیگر از تفاسیر عرفانی نگاه کنید ، که می گوید : « در نیکوترین شکل و صورت ظاهری و معنوی ، آدمی را خلق کرد ، در حالی که تناسب اندام و علم و قدرت و و اراده و تکلم و دیدن و شنیدن و چیزهایی از این قبیل را داشت که همه آن ها نمونه ای از صفات خدای سبحان است ، و به همین جهت برخی علماء تعبیر کرده اند که ؛ خدا آدمی را به صورت خویش آفرید ” و به همین معنی است فرموده ی پیامبر : ” کسی که خود را بشناسد خدای خود را شناخته است ” … » ( … « لقد خلقنا الإنسان » أی جنس الإنسان « فی أحسن تقویم » أی کائنا فی أحسن ما یکون من التقویم والتعدیل صورة ومعنى حیث برأه الله تعالى مستوى القامة متناسب الأعضاء متصفا بالحیاة والعلم والقدرة والإرادة والتکلم والسمع والبصر وغیر ذلک من الصفات التی هی من أنموذجات من الصفات السبحانیة وآثار لها وقد عبر بعض العلماء عن ذلک بقوله خلق آدم على صورته وفی روایة على صورة الرحمن وبنى علیه تحقیق معنى قوله من عرف نفسه فقد عرف ربه وقال إن النفس الإنسانیة مجردة لیست حالة فی البدن ولا خارجة عنه متعلقة به تعلق التدبیر والتصرف تستعمله کیفما شاءت فإذا أرادت فعلا من الأفاعیل الجسمانیة تلقیه إلى ما فی القلب من الروح الحیوانی الذی هو أعدل الأرواح وأصفاها وأقربها منها وأقواها مناسبة إلى عالم المجردات إلقاء روحانیا وهو یلقیه بواسطة ما فی الشرایین من الأرواح إلى الدماغ الذی هو منبت الأعصاب التی فیها القوى المحرکة للإنسان فعند ذلک یحرک من الأعضاء ما یلیق بذلک الفعل من مبادیه البعیدة والقریبة فیصدر عنه ذلک بهذه الطریقة فمن عرف نفسه على هذه الکیفیة من صفاتها وأفعالها تسنى له أن یترقى إلى معرفة رب العزة عز سلطانه … / تفسیر أبی السعود – أبی السعود – ج ۹ – ص ۱۷۵ – ۱۷۶ ) . 

۳- البته در ضمن مطالب نقل شده ، آشکار شد که برخی عالمان و مفسران ، از این آیه « برتری مطلق انسان از سایر موجودات » را برداشت نکرده اند و تنها به « نیکویی صورت و خلقت بشر » پرداخته اند .

برای روشن تر شدن این برداشت ، برخی اظهارات ایشان را می بینیم ؛ 

الف ) شیخ طوسی در تفسیر « التبیان – ج ۱۰ – ص ۳۷۶ » می گوید : « و قوله ” لقد خلقنا الانسان فی أحسن تقویم ” … و قال الفراء : معناه إنا لنبلغ بالآدمی أحسن تقویمه ، و هو اعتداله و استواء شبابه ، و هو أحسن ما یکون = … فرّاء گفته است : معنای آیه این است که ؛ ما آدمی را به نیکوترین قوام وی می رسانیم ، که عبارت است از توازن و اعتدال او در زمان جوانی ، و این نیکوترین زمان وجود اوست » .

به همین خاطر بسیاری از مفسران ، در باره ی « ثم رددناه الی اسفل سافلین » گفته اند : « الی ارذل العمر = به دوران پیری و فرتوتی » می رسند ( … و فی ذلک إشارة أیضا إلى حال الشباب ” ثم رددناه أسفل سافلین ” یرید إلى الخرف ، و أرذل العمر ، و الهرم ، و نقصان العقل . و السافلون هم الضعفاء و الزمنی و الأطفال ، و الشیخ الکبیر أسفل هؤلاء جمیعا ، عن ابن عباس و إبراهیم و قتادة / تفسیر مجمع البیان – ج ۱۰ – ص ۳۹۴ /# ( ثم رددناه أسفل سافلین ) * ) یعنی إلى أرذل العمر ، ینقص عمره ویضعف بدنه ویذهب عقله . قال ابن عباس : ( إن ) نفرا ردوا إلى أرذل العمر على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم فأنزل الله عذرهم وأخبر أن لهم أجرهم الذی عملوا قبل أن تذهب عقولهم . قال عکرمة : لم یضر هذا الشیخ الهرم کبره إذا ختم الله تعالى له بأحسن ما کان یعمل . قال أهل المعانی : السافلون : الضعفى والهرمى والزمنى / تفسیر الثعلبی – الثعلبی – ج ۱۰ – ص ۲۴۰ /# ففیه وجهان : الأول : قال ابن عباس : یرید أرذل العمر ، وهو مثل قوله : یرد إلى أرذل العمر ، قال ابن قتیبة : السافلون هم الضعفاء والزمنی ، ومن لا یستطیع حیلة ولا یجد سبیلا ، یقال : سفل یسفل فهو سافل وهم سافلون ، کما یقال : علا یعلو فهو عال وهم عالون ، أراد أن الهرم یخرف ویضعف سمعه وبصره وعقله وتقل حیلته ویعجز عن عمل الصالحات ، فیکون أسفل الجمیع / تفسیر الرازی – الرازی – ج ۳۲ – ص ۱۱ ) .

البته این برداشت ، از نظر معنا با استثنای پس از آن ( الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات ، فلهم اجر غیر ممنون ) سازگاری ندارد ، چرا که اگر مقصود « جوانی و پیری » باشد ، افراد صالح و مؤمن با افراد ظالم و کافر ، یکسان اند و همگان از این دو مرحله ، بهره مند خواهند شد . بنا بر این ، استثنای آن منقطع خواهد بود ، و اصل در استثناء ، متصل بودن آن است . بنا بر این ، خلاف ظاهر آیه خواهد بود .

در این برداشت ، هیچ خبری از « برتری مطلق آدمی در صورت و معنا » نیست و تنها از عبارت « احسن تقویم » مفهوم « برترین شکل ممکن برای آدمی » استفاده شده است . 

ب ) مرحوم علامه طباطبائی در « تفسیر المیزان – ج ۲۰ – ص ۳۱۹ – ۳۲۰ » مقصود آیه را « صلاحیت وجودی انسان برای ارتفاع ، تعالی و سعادت و یا تنزل و شقاوت » دانسته است . یعنی « قوام وجودی انسان در نیکوترین شکل ممکن برای تعالی آفریده شده و امکان تنزل به پایین ترین مراحل وجود را نیز دارد » ( قوله تعالى : ” لقد خلقنا الانسان فی أحسن تقویم ” جواب للقسم و المراد بکون خلقه فی أحسن تقویم ؛ اشتمال التقویم علیه فی جمیع شؤونه و جهات وجوده ، و التقویم جعل الشئ ذا قوام و قوام الشئ ما یقوم به و یثبت . فالانسان ، و المراد به الجنس ، ذو أحسن قوام بحسب الخلقة . و معنى کونه ذا أحسن قوام بحسب الخلقة على ما یستفاد من قوله بعد : ” ثم رددناه أسفل سافلین إلا الذین ” الخ ، صلوحه بحسب الخلقة للعروج إلى الرفیع الاعلى و الفوز بحیاة خالدة عند ربه سعیدة لا شقوة معها ، و ذلک بما جهزه الله به من العلم النافع و مکّنه منه من العمل الصالح ، قال تعالى : ” و نفس و ما سواها فألهمها فجورها و تقواها ” [ الشمس : ۸ ] فإذا آمن بما علم و زاول صالح العمل ، رفعه الله إلیه ، کما قال : ” إلیه یصعد الکلم الطیب والعمل الصالح یرفعه ” [ فاطر : ۱۰ ] ، و قال : ” و لکن یناله التقوى منکم ” [ الحج : ۳۷ ] و قال : ” یرفع الله الذین آمنوا منکم والذین أوتوا العلم درجات ” [ المجادلة : ۱۱ ] و قال : ” فأولئک لهم الدرجات العلى ” [ طه : ۷۵ ] إلى غیر ذلک من الآیات الدالة على ارتفاع مقام الانسان و ارتقائه بالایمان و العمل الصالح ، عطاء من الله غیر مجذوذ . و قد سمّاه تعالى أجرا کما یشیر إلیه قوله الآتی : ” فلهم أجر غیر ممنون ” . قوله تعالى : ” ثم رددناه أسفل سافلین ” ظاهر الرد أن یکون بمعناه المعروف فأسفل منصوب بنزع الخافض ، و المراد بأسفل سافلین مقام منحط هو أسفل من سفل من أهل الشقوة و الخسران و المعنى ثم رددنا الانسان إلى أسفل من سفل من أهل العذاب . و احتمل أن یکون الرد بمعنى الجعل أی جعلناه أسفل سافلین ، و أن یکون بمعنى التغییر و المعنى ثم غیرناه حال کونه أسفل جمع سافلین ، و المراد بالسفالة على أی حال الشقاء و العذاب … قوله تعالى : ” إلا الذین آمنوا وعملوا الصالحات فلهم أجر غیر ممنون ” أی غیر مقطوع استثناء متصل من جنس الانسان ، و تفریع قوله : ” فلهم أجر غیر ممنون ” علیه یؤید کون المراد من رده إلى أسفل سافلین رده إلى الشقاء و العذاب ) .

بنا بر این برداشت ، تنها سخن از « نیکوترین وجه ممکن برای تعالی آدمی » در میان است و نه مقایسه ی انسان با سایر موجودات و برتری او بر آن ها .  

پ ) در « تفسیر ابن کثیر – ج ۴ – ص ۵۶۳ » می خوانیم ؛ « خداوند انسان را در نیکوترین شکل و راست قامت و با تناسب اندام ، نیکو آفرید … سپس بعد از این نیکویی و شادابی ، جایگاه شان از آتش خواهد بود ، اگر خدا و پیامبران را پیروی نکنند ، و به همین جهت گفت : مگر کسانی که ایمان آوردند و نیکو رفتار کردند » ( و قوله تعالى : ” لقد خلقنا الانسان فی أحسن تقویم ” هذا هو المقسم علیه ، و هو أنه تعالى خلق الانسان فی أحسن صورة و شکل منتصب القامة سوى الأعضاء حسنها ، ” ثم رددناه أسفل سافلین ” أی إلى النار ، قاله مجاهد و أبو العالی و الحسن و ابن زید و غیرهم . ثم بعد هذا الحسن و النضارة ، مصیرهم إلى النار إن لم یطع الله و یتبع الرسل . و لهذا قال : ”  إلا الذین آمنوا و عملوا الصالحات ” ) .

در این برداشت نیز هیچگونه سخنی از نسبت سنجی بین انسان و سایر مخلوقات نیست . بنابر این ، تنها سخن از « نیکوترین قوام وجودی ممکن » برای انسان است .

ت ) در تفسیر « فتح القدیر – الشوکانی – ج ۵ – ص ۴۶۵ – ۴۶۶ » آمده است ؛ « مقصود آیه این است که ؛ ما جنس انسان را در نیکوترین قوام و توازن ، خلق کردیم » . سپس به نقل اقوال دیگران پرداخته و می گوید : « قرطبی گفته است : مقصود از ” احسن تقویم ” توازن وجودی و راست قامتی انسان است ، این سخن عموم مفسران است » . آنگاه به نقل سخن ابن عربی و برداشت عرفانی وی می پردازد ( ” لقد خلقنا الإنسان فی أحسن تقویم ” هذا جواب القسم : أی خلقنا جنس الإنسان کائنا فی أحسن تقویم و تعدیل . قال الواحدی : قال المفسرون : إن الله خلق کل ذی روح مکبا على وجهه إلا الإنسان ، خلقه مدید القامة یتناول مأکوله بیده ، و معنى التقویم : التعدیل ، یقال : قوّمته فاستقام . قال القرطبی : هو اعتداله و استواء شأنه ، کذا قال عامة المفسرین . قال ابن العربی : لیس لله تعالى خلق أحسن من الإنسان … ) .

۴- در خصوص آیه ی ۳ سوره ی تغابن ، مطالب مفسران مشابه مطالب موجود در تفسیر آیات سوره ی « تین » است ( تفسیر القرطبی – القرطبی – ج ۱۸ – ص ۱۳۴ ؛ قوله تعالى : … ” وصورکم فأحسن صورکم ” یعنی آدم علیه السلام ، خلقه بیده کرامة له ، قاله مقاتل . الثانی : جمیع الخلائق . و قد مضى معنى التصویر ، و أنه التخطیط  و التشکیل . فإن قیل : کیف أحسن صورهم ؟ قیل له : جعلهم أحسن الحیوان کله و أبهاه صورة ، بدلیل أن الانسان لا یتمنى أن تکون صورته على خلاف ما یرى من سائر الصور . و من حسن صورته أنه خلق منتصبا غیر منکب ، کما قال عز وجل : ” لقد خلقنا الانسان فی أحسن تقویم ” [ التین : ۴ ] على ما یأتی بیانه إن شاء الله تعالى ) . 

۵- مرحوم علامه ی طباطبائی در « تفسیر المیزان – ج ۱۹ – ص ۲۹۵ » آورده است ؛ « مقصود از نیکویی صورت ، قوام وجودی آدمی است ، همانگونه که در آیه ی ۴ سوره ی تین آمده است . و نیکویی صورت ، به معنی تناسب تجهیزات وجود آدمی با غایت وجود آدمی است ، و به معنی زیبایی و دل نشین بودن چهره نیست ، بلکه به معنی ” نیکویی عمومی ای است که در تمامی مخلوقات دیده می شود و خداوند در آیه ی ۷ سوره ی سجده ، آن را بیان کرده است که ؛ ” خدایی که خلقت هرچیزی را نیکو قرار داد ” » ( و قوله : ” وصورکم فأحسن صورکم ” المراد بالتصویر إعطاء الصورة وصورة الشئ قوامه ونحو وجوده کما قال : ” لقد خلقنا الانسان فی أحسن تقویم ” [ التین : ۴ ] و حسن الصورة تناسب تجهیزاتها ، بعضها لبعض ، و المجموع لغایة وجودها ، و لیس هو الحسن بمعنى صباحة المنظر و ملاحته ، بل الحسن العام الساری فی الأشیاء کما قال تعالى : ” الذی أحسن کل شئ خلقه ” [ ألم السجدة : ۷ ] … ) . 

۶- دلیل عمده بر « عدم دلالت آیات مورد استناد » بر نظریه ی رایج ، این است که خدای سبحان تمامی مخلوقات را در « نیکوترین وجه ممکن » آفریده است . قرآن کریم در آیه ی ۷ سوره ی سجدة ، می گوید : « الذی اَحسنَ کلّ شیئ خَلَقَهُ و بدأ خلقَ الإنسان من طین = خداوند ، کسی است که هر آفریده ای را نیکو آفریده است و آغاز کرد آفرینش انسان را از گِل » . 

۷- آیات زیر نیز برخی از ادعاهای رایج را زیر سئوال می برند ؛

النمــــل :  ۸۸ ؛ « وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ إِنَّهُ خَبیرٌ بِما تَفْعَلُونَ » .

القمر :  ۴۹ ؛ « إِنَّا کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ » .

فصلت :  ۲۱ ؛ « وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ » .

الفرقان :  ۲ ؛ « الَّذی لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِی الْمُلْکِ وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدیراً » .

طه :  ۵۰ ؛ « قالَ رَبُّنَا الَّذی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏ » .

الإسراء :  ۴۴ ؛ « تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ إِنَّهُ کانَ حَلیماً غَفُوراً » .

الحجر :  ۱۹ ؛ « وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَیْنا فیها رَواسِیَ وَ أَنْبَتْنا فیها مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ مَوْزُونٍ » .

 

۴ نظر برای این مطلب

  1. با سلام و خسته نباشید

    جناب قابل چرا به خود اینقدر زحمت میدهید در حالی که جواب این سئوال واضح است و احتیاجی به تفاسیر عالمین ندارد و بلکه در قران جواب این مسئله بوضوح آمده است. حال چرا؟

    مقایسه کار شیطان است و این ابلیس بود که  فیزیک خود را با به مقایسه گذاشتن با موجود دیگری عامل برتری دانست؟!  اول المنقاس کان الشیطان الرجیم.

    مطلب دیگر اینکه : خدا انسان را بر فطرت الهی آفریده است و این خاصیت در مورد موجود دیگری وجود ندارد . به نظر من ما باید آیات را بر طبق این فکر راهنما (اصل ثابت) تفسیر کنیم .

    اگر اینطور شود دیگر احتیاج به هیچ تفسیری از کسی بغیر از قرآن نیستیم .

    موفق باشید

  2. با تشکر از مطالب خوبتان

    میخواستم ازتون خواهش کنم که راجع به تعدد زوجین و تفسیر آیات مربوطه ( ۳ یا ۴ و ۱۲۹ نساء)

    هم مطلب بنویسید.

  3. سلام استاد قابل

    یک نکته دیگر هم که ممکن است در این رابطه بخواهید به آن نظری بیندازید، واژه «درجات» در مقایسه با فضیلت است. این جا هم مثلا  باز میبینم درجات بواسطه دانش است:

    …یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا **الْعِلْمَ ** دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ. (مجادله ۱۱ ) .

    با حامد عزیز موافقم به نظر می رسد بحث با ارائه مطالب موازی  redundant جلو نمی رود. البته این اشکالی ندارد. هر نویسنده آن طور که خود دوست دارد  ساختار نوشته  خود را انتخاب می کند. اما چون متاسفانه این به نوعی ریشه در روش تعلیم و تربیت و تحقیق در حوزه ها دارد باید به آن پرداحت. چرا که عمرهای بسیاری بدون حاصل روی آن گذاشته شده است. بطوری که پس از ۱۴۰۰ سال در بسیاری از «مبانی» هنوز لنگ می زنیم و حال و روز جاری مسلمانان هم که نگو و نپرس!!!

  4. بسیار جالب نوشته اید اگر آرش خان کمی با تامل بیشتر به موضوع نگاه کند ومباحث را چند بار بخواند دیگر برایش سوال های بی ارزش پیش نمی اید