تفسیر موضوعی قرآن، بخش (۶) جایگاه انسان در هستی (کرامت و فضیلت انسان)

ب ) دلیل دیگری که برای اثبات نظزیه ی رایج ( برتری انسان بر سایر موجودات ) به آن استناد شده است ، آیه ی ۷۰ سوره ی إسراء است ؛ « و لقد کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البّر و البحر و رزقناهم من الطیّبات و فضّلناهم علی کثیر ممّن خلقنا تفضیلا = و حقیقتا کرامت دادیم آدمی زادگان را و آنان را در خشکی و دریا جابجا کردیم و از پاکیزه ها روزی شان دادیم و ایشان را بر بسیاری از پدیده هایی که آفریده بودیم ، فضیلت دادیم » .

اثبات کرامت ذاتی و تفضیل آدمیان بر همه ی مخلوقات ، توسط برخی طرفداران نظریه ی رایج ، از این آیه برداشت شده است ( کرّمنا بنی آدم … و فضّلناهم علی کثیر ممّن خلقنا تفضیلا ) .

در این باره به چند نکته توجه می کنیم ؛ 

۱- این آیه در ادامه ی داستان سجده بر آدم و سرپیچی ابلیس ( آیات ۶۱ تا ۶۵ ) آمده است . خدای سبحان پس از نقل برداشت شیطان ( أرأیت هذا الّذی کرّمت علیّ / آیه ی ۶۲ ) و تهدیدهای او و امکان یافتن وی در جهت « تلاش برای گمراه کردن آدمیان » ، به یاد آدمیان می آورد که ؛ « در هنگامه ی نا امیدی از غیر خدا در صحنه ی گرفتاری در امواج هایل دریا ، خدا را می خوانید و چون به ساحل می رسید ، خدا را فراموش می کنید ! آیا خداوند در خشکی نمی تواند حیات شما را بگیرد و یا نمی تواند شما را دوباره به دریا بازگرداند ؟! بدون آنکه یاوری داشته باشید » ( آیات ۶۶ تا ۶۹ ) و سپس سخن از « کرامت انسان و و امکان آمد و شد وی در خشکی و دریا و فضیلت او بر بسیاری از مخلوقات » ( آیه ی ۷۰ ) را به میان آورده است .

۲- نظریه ی مشهور در میان شیعیان ( که گروه عمده ای از مفسران شیعه با آن مخالفت ورزیده اند ) و تعداد اندکی از مفسران اهل سنت  می گویند : « این آیه بر کرامت و فضیلت آدمی بر تمامی مخلوقات ، دلالت می کند » .

آنان می گویند : « فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا » به معنی این است که ؛ « آدمیان را بر تمامی مخلوقات ، که عددشان کثیر است ، فضیلت داده ایم » ( و فضلناهم على کثیر ممن خلقنا تفضیلا . فی الأمالی عن الصادق علیه السلام فی هذه الآیة ، یقول : فضّلنا بنی آدم على سائر الخلق و حملنهم فی البر و البحر / الصافی – ج ۳ – ص ۲۰۵   /# … و المعنى : إنا فضّلناهم على من خلقنا ، و هم کثیر / تفسیر مجمع البیان – ج ۶ – ص ۲۷۳ /# و قال الآخرون : المراد به جمیع من خلقنا ، فالعرب قد تضع الأکبر و الکثیر فی موضع الجمع و الکل / تفسیر الثعلبی – ج ۶ – ص ۱۱۵ ) .

البته بسیاری از افراد همین گروه ، اطمینانی به این برداشت نداشته اند و در حقیقت آن را نپذیرفته و صرفا احتمال داده اند .

کمتر مفسری یافت می شود که قاطعانه از این آیه ، افضلیت مطلق انسان بر سایر مخلوقات را فهمیده و برای اثبات آن ، به این آیه استدلال کرده باشد .

۳- اتفاقا در بحث از مفاد این آیه ، بسیاری از طرفداران شیعی نظریه ی مشهور « اشرف مخلوقات بودن انسان » نیز اقرار کرده اند که ؛ « نوع فرشته از نوع آدمی برتر است » .

استدلال آنان نیز به « کثیر ممن خلقنا » است که می گویند : « بنا بر این ، قلیلی از خلق خدا بر آدمیان فضیلت دارند » و این گروه قلیل ، موجودی جز « نوع فرشتگان » نیستند . ( استدل بعضهم بهذا على أن الملائکة أفضل من الأنبیاء ، قال : لأن قوله ” على کثیر ” یدل على أن ههنا من لم یفضلهم علیه ، و لیس إلا الملائکة ، لأن بنی آدم أفضل من کل حیوان سوى الملائکة بالاتفاق / تفسیر مجمع البیان – ج ۶ – ص ۲۷۴ /# وعلى هذا فذوات الملائکة ولا قوام لها إلا الطهارة والکرامة ولا یحکم فی أعمالهم إلا ذل العبودیة وخلوص النیة أفضل من ذات الانسان المتکدرة بالهوى المشوبة بالغضب والشهوة وأعماله التی قلما تخلو عن خفایا الشرک وشامة النفس ودخل الطبع . فالقوام الملکی أفضل من القوام الانسانی والأعمال الملکیة الخالصة لوجه الله أفضل من أعمال الانسان و فیها لون قوامه و شوب من ذاته ، والکمال الذی یتوخاه الانسان لذاته فی طاعته وهو الثواب اوتیه الملک فی أول وجوده کما تقدمت الإشارة إلیه . نعم لما کان الانسان إنما ینال الکمال الذاتی تدریجا بما یحصل لذاته من الاستعداد سریعا أو بطیئا کان من المحتمل أن ینال عن استعداده مقاما من القرب و موطنا من الکمال فوق ما قد ناله الملک ببهاء ذاته فی أول وجوده ، و ظاهر کلامه تعالى یحقق هذا الاحتمال . کیف و هو سبحانه یذکر فی قصة جعل الانسان خلیفة فی الأرض فضل الانسان و احتماله لما لا یحتمله الملائکة من العلم بالأسماء کلها ، و أنه مقام من الکمال لا یتدارکه تسبیحهم بحمده و تقدیسهم له ، و یطهره مما سیظهر منه من الفساد فی الأرض و سفک الدماء کما قال : ” و إذ قال ربک للملائکة إلی جاعل فی الأرض خلیفة قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال إنی أعلم ما لا تعلمون ” إلى آخر الآیات [ البقرة : ۳۰ - ۳۳ ] و قد فصلنا القول فی ذلک فی ذیل الآیات فی الجزء الأول من الکتاب . ثم ذکر سبحانه أمر الملائکة بالسجود لآدم ثم سجودهم له جمیعا فقال : ” فسجد الملائکة کلهم أجمعون ” [ الحجر : ۳۰ ] و قد أوضحنا فی تفسیر الآیات فی القصة فی سورة الأعراف أن السجدة إنما کان خضوعا منهم لمقام الکمال الانسانی و لم یکن آدم علیه السلام إلا قبلة لهم ممثلا للانسانیة قبال الملائکة . فهذا ما یفیده ظاهر کلامه تعالى ، و فی الاخبار ما یؤیده ، و للبحث جهة عقلیة یرجع فیها إلى مظانه / تفسیر المیزان – ج ۱۳ – ص ۱۶۴ و ۱۶۵ ) . 

۴- به گمان من ، این آیه در مقام بیان و اثبات « برتری مطلق » هیچ موجودی بر دیگری نیست . نه درپی اثبات  « برتری مطلق انسان بر حیوانات » است و نه به « برتری مطلق فرشتگان بر انسان » دلالتی دارد . تنها چیزی که از این آیه اثبات می شود و به آن تصریح شده است « برتری نسبی آدمی در برخی توانایی ها ، بر بسیاری از موجودات است » . یعنی ممکن است که همان موجودات ، در برخی توانایی ها از آدمی برتر باشند .   

۵- عمده ترین مانع استدلال به این آیه ، برای اثبات « فضیلت مطلق آدمی بر سایر مخلوقات » ، متن گویای آن است .

در این ایه با عباراتی چون ؛ « کثیر » و « ممن خلقنا » و « تفضیلا » مواجه هستیم که از تعمیم فضائل و تعمیم مصادیق مخلوقات مفضول ( که آدمی نسبت به برخی امکانات و توانایی ها ، بر آن ها برتری های جزئی دارد ) شدیدا جلوگیری می کند .

الف ) تردیدی نیست که « کثیر » در برابر « قلیل » بکار می رود و مفاد آن این است که « تعدادی که اندک نیست » مورد نظر است . نمی توان از این عبارت ، معنی « اکثر » را استخراج کرد که در برابر « اقل » بکار می رود ، چرا که اگر مقصود خداوند « اکثر مخلوقات » بود ، خود به آن تصریح می کرد .

آنچه به آن تصریح شده است ، لفظ « کثیر » است که فقط « تعدادی معتنا به » را محکوم به حکم بیان شده در آیه می گرداند .

به عبارت دیگر ؛

مطلق مخلوقات = ۱۰۰ درصد

اکثر مخلوقات = ۵۰ در صد + ۱ ( تا ۴۹ )

کثیر مخلوقات = ۵۰ درصد – ۱ ( تا - ۴۳ ) و در اعداد بسیار بزرگ تا – ۴۹

قلیل مخلوقات = از ۳ تا ۷ درصد ( در اعداد کوچک )

اقل مخلوقات = به دو معنی ؛ کمتر از ۳ در صد ( در اعداد کوچک ) و یا کمتر از ۵۰ درصد ( در مقام تقابل با اکثریت ) بکار می رود .

بنا بر این ، در محدوده ی مخلوقات بی شمار خداوند ، اطلاق لفظ « کثیر » بر ۵ تا ۱۰ درصد ( و شاید کمتر ) آن ها نیز صحیح است .

ضمنا « کثیر » همیشه در برابر « قلیل » بکار نمی رود ، چرا که با یکدیگر متناقض یا متضاد نیستند ، بلکه متخالف اند . یعنی ممکن است که هردو طرف مقایسه کثیر باشند . مثلا در جامعه ی  ۱۰۰ میلیون نفری ، اگر دو یا چند طرف رویا روی ، دارای ۱ تا ۳۰ درصد آراء باشند ، معلوم می گردد که عدد بزرگی از افراد جامعه یا « تعداد کثیری » از آن ها حمایت می کنند ، چرا که یک میلیون ، عدد بسیار زیادی است ( اگرچه درصد کمی است ) تا چه رسد به سی میلیون .             

ب ) عبارت « ممن خلقنا » ترکیبی از « مِن » و « مَن خلقنا » است . لفظ « مِن » قاعدتا باید در اینجا دلالت بر تبیین کند تا تمیز « عدد مبهم » ( کثیر ) باشد ، ولی بسیاری از مفسران معتقدند که در اینجا دلالت بر تبعیض می کند و مفاد آن این است که تنها « بعضی از مخلوقات خداوندی » هستند که آدمی در برخی جهات ، بر آن ها برتری دارد . « بعض » در عربی ، دلالت بر « قلّت = اندک » دارد . ( و جعل الطیبی « من » بیانیة کما فی قولک بذلت له العریض من جاهی أی فضلناهم على الکثیرین الذین خلقناهم من ذوی العقول کما هو الظاهر من * من * و هم منحصرون فی الملک و الجن و البشر ، فحیث خرج البشر ، لأن الشیء لا یفضل على نفسه ، بقی الملک و الجن فیکون المراد بیان تفضیل البشر علیهم جمیعا ، و هو الذی یقتضیه مقام المدح ، فإن الآیة مسوقة له . و إذا جعلت للتبعیض کان * ممن خلقنا * بدلا  أی فضلناهم على بعض المخلوقین / تفسیر الآلوسی – ج ۱۵ – ص ۱۱۹ # و ثالثها : إنه إذا سلم أن المراد بالتفضیل زیادة الثواب ، و إن لفظة « من » فی قوله * ممن خلقنا * یفید التبعیض ، فلا یمتنع أن یکون جنس الملائکة أفضل من جنس بنی آدم ، لأن الفضل فی الملائکة عام لجمیعهم ، أو أکثرهم ، و الفضل فی بنی آدم یختص بقلیل  من کثیر / تفسیر مجمع البیان – الشیخ الطبرسی – ج ۶ – ص ۲۷۵ )

مبتنی بر استفاده ی تبعیض از لفظ « من » ، ترکیب « کثیر ممن خلقنا = بسیاری از برخی مخلوقات » قابل توجه خواهد بود . یعنی اگر « کثیر = ۴۹ درصد » ( در یکی از بالاترین احتمالات ) را با « اندکی از مخلوقات خداوند = ۲۰ درصد » ( که یکی از بالاترین احتمالات است ) را درهم آمیزیم ، این برتری نسبی ، شامل چند درصد از« کل مخلوقات خداوندی » می گردد ؟!!

از نظر ادبیات عرب ، إستثناء کثیر از قلیل ، مورد اختلاف علماء لغت عرب است و اکثر آنان قائل به جواز شده اند . برخی علمای مالکیة از اهل سنت ، مدعی شده اند که ؛ « کوفیان آن را جائز دانسته و بصریان آن را ممنوع شمرده اند » . ( فتح الباری – ابن حجر – ج ۵ – ص ۲۶۲ / و استثناء القلیل من الکثیر لا خلاف فی جوازه و عکسه مختلف فیه ، فذهب الجمهور إلى جوازه أیضا ، و أقوى حججهم قوله تعالى « الا من اتبعک من الغاوین » مع قوله « الا عبادک منهم المخلصین » لان أحدهما أکثر من الآخر لا محالة ، و قد استثنى کلا منهما من الآخر . و ذهب بعض المالکیة کابن الماجشون إلى فساده و الیه ذهب بن قتیبة ، و زعم أنه مذهب البصریین من أهل اللغة و أن الجواز مذهب الکوفیین و ممن حکاه عنهم الفراء ) .

حال اگر کمترین احتمالات ( قدر متیقن ) را در نظر بگیریم ، چه عددی از مخلوقات خداوندی را می توان مشمول « فضیلت نسبی آدمی بر آن ها » دانست ؟!!

پ ) عبارت « تفضیلا » که مفعول مطلق است ، با سه احتمال معنایی روبرو است ؛

یکم ؛ برای تأکید دوباره ی مفاد « فضّلناهم » است . در این صورت ، فضیلت آدمی بر کثیری از مخلوقات خداوند ، « فضیلتی مطلق » خواهد بود .

دوم ؛ برای بیان « نوع » است . در این صورت ، مقصود آیه « نوعی از فضیلت » است که « فضیلتی نسبی » خواهد بود .

سوم ؛ بیان عدد است .  در این صورت مقصود آیه تنها « بیان یک جهت تفضیلی نامشخص » است ، که « فضیلت نسبی » را می رساند .

برداشت طرفداران نظریه ی رایج ( صرفنظر از تصریحات آیه بر عدم اطلاق فضیلت ) تنها درصورتی درست خواهد بود که دو احتمال دیگر را منتفی کنند .

گرچه کلمات صریح آیه ، تردیدی در نفی برداشت « فضیلت مطلق » باقی نمی گذارد .     

۶- برخلاف تصور بسیاری از مسلمانان ، برداشت اکثر مفسران شیعه و سنی از خصوص این آیه ، عدم افضلیت آدمی بر تمامی موجودات دیگر ( خصوصا فرشتگان ) است . دلیل عمده ی آن هم کلمات صریح موجود در آیه است ، که مانع تعمیم افضلیت بشر بر تمامی مخلوقات می شود . 

طبرسی در « مجمع البیان  ۶/۲۷۵ » می گوید : « و ثالثها : إنه إذا سلم أن المراد بالتفضیل زیادة الثواب ، وإن لفظة من فی قوله * ( ممن خلقنا ) * یفید التبعیض ، فلا یمتنع أن یکون جنس الملائکة أفضل من جنس بنی آدم ، لأن الفضل فی الملائکة عام لجمیعهم ، أو أکثرهم ، والفضل فی بنی آدم یختص بقلیل من کثیر . و على هذا فغیر منکر أن یکون الأنبیاء أفضل من الملائکة ، وإن کان جنس الملائکة أفضل من جنس بنی آدم » . 

زمخشری در « الکشاف عن حقائق التنزیل – ج ۲ – ص ۴۵۸ – ۴۵۹ » می گوید : « … * على کثیر ممن خلقنا * هو ما سوى الملائکة ، و حسب بنی آدم تفضیلا أن ترفع علیهم الملائکة و هم هم و منزلتهم عند الله منزلتهم ، و العجب من المجبرة کیف عکسوا فی کل شئ و کابروا حتى جسرتهم عادة المکابرة على العظیمة التی هی تفضیل الإنسان على الملک و ذلک بعد ما سمعوا تفخیم الله أمرهم و تکثیره  مع التعظیم ذکرهم و علموا أین أسکنهم و أنى قربهم و کیف نزلهم من أنبیائه منزلة أنبیائه من أممهم » . 

ثعلبی در « تفسیر الثعلبی – ج ۶ ص ۱۱۵ » می گوید : « … قال قوم : قوله : ” کثیر ممن خلقنا ” استثناء للملائکة . قال الکلبی : فضلوا على الخلائق کلهم غیر طائفة من الملائکة جبرئیل و میکائیل و إسرافیل و ملک الموت و أشباههم » . 

ابن جوزی در « زاد المسیر – ابن الجوزی – ج ۵ – ص ۴۵ – ۴۷ » می گوید : « قوله تعالى : ” و لقد کرمنا بنی آدم ” أی : فضلناهم . قال أبو عبیدة : و ” کرمنا ” أشد مبالغة من ” أکرمنا ” . و للمفسرین فیما فضلوا به أحد عشر قولا : أحدها : أنهم فضلوا على سائر الخلق غیر طائفة من الملائکة : جبریل ، و میکائیل ، و إسرافیل ، و ملک الموت ، و أشباههم ، قاله أبو صالح عن ابن عباس . فعلى هذا یکون المراد : المؤمنین منهم ، و یکون تفضیلهم بالإیمان . و الثانی : أن سائر الحیوان یأکل بفیه ، إلا ابن آدم فإنه یأکل بیده ، رواه میمون بن مهران عن ابن عباس . و قال بعض المفسرین : المراد بهذا التفضیل : أکلهم بأیدیهم ، و نظافة ما یقتاتونه ، إذ الجن یقتاتون العظام و الروث . و الثالث : فضلوا بالعقل ، روی عن ابن عباس . و الرابع : بالنطق و التمییز ، قاله الضحاک . و الخامس : بتعدیل القامة و امتدادها ، قاله عطاء . و السادس : بأن جعل محمدا صلى الله علیه و سلم منهم ، قاله محمد بن کعب . و السابع : فضلوا بالمطاعم و اللذات فی الدنیا ، قاله زید بن أسلم . و الثامن : بحسن الصورة ، قاله یمان . و التاسع : بتسلیطهم على غیرهم من الخلق ، و تسخیر سائر الخلق لهم ، قاله محمد بن جریر . و العاشر : بالأمر و النهی ، ذکره الماوردی . و الحادی عشر : بأن جعلت اللحى للرجال ، و الذوائب للنساء ، ذکره الثعلبی . فإن قیل : کیف أطلق ذکر الکرامة على الکل ، و فیهم الکافر المهان ؟ فالجواب من وجهین : أحدهما : أنه عامل الکل معاملة المکرم بالنعم الوافرة . و الثانی : أنه لما کان فیهم من هو بهذه الصفة ، أجرى الصفة على جماعتهم ، کقوله [ تعالى ] : ” کنتم خیرة أمة أخرجت للناس ” . قوله تعالى : ” و حملناهم فی البر ” على أکباد رطبة ، و هی : الإبل ، و الخیل ، و البغال ، و الحمیر ، ” و ” فی ” البحر ” على أعواد یابسة ، و هی : السفن . ” ورزقناهم من الطیبات” فیه قولان : أحدهما : الحلال . والثانی : المستطاب فی الذوق . قوله تعالى : “وفضلناهم على کثیر ممن خلقنا تفضیلا ” فیه قولان : أحدهما : أنه على لفظه ، و أنهم لم یفضلوا على سائر المخلوقات . و قد ذکرنا عن ابن عباس أنهم فضلوا على سائر الخلق غیر طائفة من الملائکة . و قال غیره : بل الملائکة أفضل . و الثانی : أن معناه : و فضلناهم على جمیع من خلقنا . و العرب تضع الأکثر و الکثیر فی موضع الجمع ، کقوله تعالى : ” یلقون السمع و أکثرهم کاذبون ” . و قد روى أبو هریرة عن رسول الله صلى الله علیه وسلم أنه قال : ” المؤمن أکرم على الله عز وجل من الملائکة الذین عنده ” » .

فخر رازی در « التفسیر الکبیر  ج ۲۱ – ص ۱۵ و ۱۶» می گوید : « النوع الرابع : قوله : * و فضلناهم على کثیر ممن خلقنا تفضیلا * و ههنا بحثان : البحث الأول : أنه قال فی أول الآیة : * و لقد کرمنا بنی آدم * و قال فی آخرها : * و  فضلناهم * و لا بد من الفرق بین هذا التکریم و التفضیل و إلا لزم التکرار ، و الأقرب أن یقال : إنه تعالى فضل الإنسان على سائر الحیوانات بأمور خلقیة طبیعیة ذاتیة مثل العقل و النطق و الخط و الصورة الحسنة و القامة المدیدة ، ثم إنه تعالى عرضه بواسطة ذلک العقل والفهم لاکتساب العقائد الحقة و الأخلاق الفاضلة ، فالأول هو التکریم ، و الثانی هو التفضیل . البحث الثانی : أنه تعالى لم یقل : و فضلناهم على الکل بل قال : * و فضلناهم على کثیر ممن خلقنا تفضیلا * فهذا یدل على أنه حصل فی مخلوقات الله تعالى شیء لا یکون الإنسان مفضلا علیه ، و کل من أثبت هذا القسم قال : إنه هو الملائکة . فلزم القول بأن الإنسان لیس أفضل من الملائکة بل الملک أفضل من الإنسان ، و هذا القول مذهب ابن عباس و اختیار الزجاج على ما رواه الواحدی فی البسیط . و اعلم أن هذا الکلام مشتمل على بحثین : البحث الأول : أن الأنبیاء علیهم السلام أفضل أم الملائکة ؟ و قد سبق ذکر هذه المسألة بالاستقصاء فی سورة البقرة فی تفسیر قوله تعالى : * و إذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم * [ البقرة : ۳۴ ] . و البحث الثانی : أن عوام الملائکة و عوام المؤمنین أیهما أفضل ؟ منهم من قال بتفضیل المؤمنین على الملائکة . و احتجوا علیه بما روی عن زید بن أسلم أنه قال : قالت الملائکة ربنا إنک أعطیت بنی آدم الدنیا یأکلون فیها و یتنعمون و لم تعطنا ذلک ، فأعطنا ذاک فی الآخرة . فقال : و عزتی و جلالی لا أجعل ذریة من خلقت بیدی کما قلت له *  کن * فکان . و قال أبو هریرة رضی الله عنه : المؤمن أکرم على الله من الملائکة الذین عنده . هکذا أورده الواحدی فی ” البسیط ” ، و أما القائلون بأن الملک أفضل من البشر على الإطلاق فقد عولوا على هذه الآیة  ،  و هو فی الحقیقة تمسک بدلیل الخطاب لأن تقریر الدلیل أن یقال : إن تخصیص الکثیر بالذکر یدل على أن الحال فی القلیل بالضد  ،  و ذلک تمسک بدلیل الخطاب . و الله أعلم » .

۵ نظر برای این مطلب

  1. با سلام و خسته نباشید. شماره ۴ نظر جنابعالی از دیگران منسجم تر است. ولی کلا اگر این کلمه «برتر» را  اصلا بکار نبریم شاید بهتر باشد. چون موجب سردرگمی میشود. وقتی به آیه های دیگر قرآن که در آن  «فَضَّلْنَا» بکار رفته مراجعه کنیم، مسئله روشن تر خواهد شد.

    مثلا آیه ۲۵۳ سوره بقره پیرامون فضلیت پیامبران و توصیف مشخص هر فضیلت، به روشنی می توان نتیجه گرفت که منظور برتری یکی بر دیگری نیست:

    تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن کَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَیْنَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ….

    یا مثلا آیه ۱۵ سوره نمل که «دانش» داود و سلیمان را دلیل این فضلنا ذکر می کند:

    وَلَقَدْ آتَیْنَا دَاوُودَ وَسُلَیْمَانَ عِلْمًا وَقَالَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنَا عَلَى کَثِیرٍ مِّنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ.

  2. در مورد آیه ۱۶ جاثیة هم که خیلی وحشتناک می شود اگر بخوانیم بنی اسرائیل را بر عالمین «برتری» دادیم. همان کتاب و نبوت و حکم برایشان فضیلت آورده بود در آن موقع در مقایسه با دیگرانی که این ها را نداشتند در دو عالم:

    وَلَقَدْ آتَیْنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ

  3. سلام

    عید غدیر برشما پیرو واقعی مولا علی مبارک

  4. سلام سوالی که برای من مطرح شده این است که چرا خداوند ژس از ذکر مراحل خلقت انسان فتبارک احسن الخالقین رو آورده است؟ آیا این آیه بیانگر برتری انسان بر سایر موجودات نیست؟

  5. به این وبلاگ هم یه سری بزنید و نظر دهید

    http://talaregoftegoo.persianblog.ir