تفسیر موضوعی قرآن بخش (۴) انسان در مجموعه ی هستی (امتیاز شناخت و آگاهی)

۱- در آیات ۳۱ تا ۳۳ سوره ی بقره آمده است ؛ «  و علم آدم الأسماء کلها ثم عرضهم على الملائکة فقال أنبئونی بأسماء هؤلاء إن کنتم صادقین // قالوا سبحانک لا علم لنا إلا ما علمتنا إنک أنت العلیم الحکیم // قال یا آدم أنبئهم بأسمائهم فلما أنبأهم بأسمائهم قال ألم أقل لکم إنی أعلم غیب السماوات و الأرض و أعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون = و خداوند ، اسم ها را به آدم آموزش داد و سپس آن را به فرشتگان نمود ، پس خداوند به فرشتگان گفت : مرا از آن اسم ها خبر دهید ، اگر در تصور خود صداقت دارید . ملائک گفتند : پاک و منزهی تو ، ما را جز آنچه تو ما را به آن آگاه ساختی ، دانشی نیست ، همانا تو دانا و حکیمی . خداوند گفت : ای آدم ، خبر ده آنها را به اسم های آنان ، پس چون خبر داد به اسمها شان ، ، خداوند به فرشتگان گفت : آیا نگفتم که من می دانم پنهانی های آسمان و زمین را و می دانم آنچه را آشکار می سازید و آنچه را پنهان می کردید » . 

۲- نظریه ی رایج ادعا می کند که ؛ این آیات ، بر مزیّت انسان در داشتن « شناخت و اگاهی » دلالت می کند و نشان می دهد که غیر از انسان ، از این فضیلت محروم است .

شیخ طوسی (ره) در تفسیر « التبیان ۱/۱۴۰ » به این نکته پرداخته است ( و فی هذه الآیة دلیل على شرف العلم من حیث أن الله تعالى لما أراد تشریف آدم اختصه بعلم أبانه به من غیره ، و جعل له الفضیلة فیه ) . 

۳- چند و چون و چیستی « اسماء » نیز مورد اختلاف مفسران بوده و هست . گروهی آن را « نام همه ی پدیده های هستی » و برخی آن را « اسم و مسمّای همه ی پدیده ها » شمرده اند و برخی « نام ملائکه » و گروهی « نام فرزندان آدم » و بعضی  « نام انبیاء و اولیاء » را مصداق این آیه دانسته اند .

سید مرتضی و شیخ طوسی ، برخی نظریات را ارائه کرده و نظریه ی « اسم و مسمای همه ی پدیده ها » را پذیرفته و آن را مورد قبول اکثر مفسران دانسته اند . ( سید مرتضی ، « رسائل  /  ؛ « أما قوله تعالى ” أنبئونی بأسماء هؤلاء ” فعند أکثر أهل العلم وأصحاب التفسیر أن الإشارة بهذه الأسماء إلى جمیع الأجناس من العقلاء و غیرهم . و قال قوم : أراد أسماء الملائکة خاصة . و قال آخرون : أراد أسماء ذریته . و الصواب القول الأول الذی علیه إجماع أهل التفسیر ، و الظاهر یشهد به ، لقوله تعالى : ” و علم آدم الأسماء کلها ” … » // شیخ طوسی ، التبیان ۱/۱۴۱ ؛ « قال قوم عرضت الأسماء دون المسمّیات و قال قوم آخرون : عرضت المسمّیات بها و هو الأقوى» ) . 

۴- برتری آدم در آزمایش خاص الهی ( شناخت اسماء ) نسبت به فرشتگان ( برفرض اثبات تعمیم آن از حضرت آدم به همه ی فرزندان ایشان ) به منزله ی اثبات « انحصار شناخت و آگاهی در آدمیان » در باره ی همه چیز نیست . تردیدی نمی توان کرد که آدمیان ، در بسیاری از مسائل و نسبت به بسیاری از پدیده های هستی ، هیچگونه شناخت تفصیلی از چند و چون آن ها ندارد . ( … وعسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم ، والله یعلم و انتم لاتعلمون / ۲۱۶ بقرة ) 

از طرفی ، در متن آیه آمده است که فرشتگان گفتند : « لا علم لنا الا ما علمتنا = ما چیزی جز آنچه تو به ما آموزش داده ای ، نمی دانیم » . پس اصل « علم آنان به آنچه خدا به آنان آموزش داده است » در این آیه تأیید شده است .

قرآن کریم در آیه ی ۷۶ سوره ی یوسف می گوید : « … نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ وَ فَوْقَ کُلِّ ذی عِلْمٍ عَلیمٌ = هرکه را بخواهیم ، به درجاتی بالا می بریم ، و برتر ازهر دانشمندی ، دانشمند دیگری وجود دارد » .

بنا بر این ، در صحنه ی علم و آگاهی و شناخت ، دست بالای دست بسیار است . پس آدمی را نشاید که به خود غرّه گردد و دانش نسبی خود را سبب « برتری مطلق » خود بر سایر مخلوقات بداند .   

۵- در همین داستان ، فرشتگان نسبت به آینده ی بشر پیشگویی کردند که ؛ « خون می ریزد و فساد در زمین می کند » . این پیشگویی مطابق با واقع از سوی ایشان ، نشانگر « شناخت و آگاهی » آنان از پدیده ای بنام « انسان » بود . خواه این علم از طرف خداوند به آنان داده شده باشد یا خود نسبت به آن واقف بوده باشند .

در روایات معتبره ، تصریح شده است که ؛ « فرشتگان ، بخاطر آگاهی فراوان از حقایق هستی ، به قرب حق تعالی رسیده اند » . ظاهرا « ابلیس » نیز بخاطر آگاهی های بی شمار ، جزء مقربان بوده است . البته آنگاه که دانش خود را در مسیر « خود برتر بینی » قرار داد ، از درگاه الهی رانده شد !!     

۶- در مورد خطاب خداوند به فرشتگان که می گوید ؛ « و ماکنتم تکتمون = و آنچه را پنهان می کردید » بحث هایی مطرح شده است که ؛ آیا فرشتگان نیز دچار کبر و غروری مخفی بودند و خداوند ، آن را مورد تذکر قرار داده است ؟!

معمولا امور ناشایست از نوع « خطا یا جرم » را پنهان می کنند . آیا فرشتگان معصوم نیستند ؟! آیا آنان نیز چون ابلیس و بسیاری از آدمیان ، خطا کار و یا گناهکار اند ؟ 

۷- نظریه ی رایج در میان شیعیان ، بر « عصمت ملائک » گواهی می دهد . استدلال قرآنی آنان نیز عبارت است از ؛ « … لایعصون الله ما امرهم و هم بأمره یعملون = خدای را در مورد دستوراتش معصیت نمی کنند ( سر نمی پیچند ) و به فرمان او رفتار می کنند » ( تحریم /۶ ) .

۸- گروهی از مفسران و فقهای شیعه ، در خصوص « عصمت » همه ی ملائک ، تردید داشته و یا آن را صریحا مردود دانسته و این باور را به « بسیاری از مفسران و عالمان شریعت » نسبت داده اند . شیخ طوسی و سید مرتضی و مقدس اردبیلی از جمله ی این افراد اند ( و لیس جمیع الملائکة معصومین ، بل نقطع على أن الرسل منهم کذلک و الباقی یجوز علیهم الخطأ ، و هو مذهب کثیر من المفسرین و العلماء / شیخ طوسی ، الرسائل العشر / ۳۲۸ # و لم یثبت کون کل ملک معصوما الله یعلم / محقق أردبیلی ، زبدة البیان /۳۵۱ # … و لیس إذا علمنا على طریق الجملة أن الملائکة لا تتعلق شهواتهم بالأکل و الشرب و الجماع ، فیکونوا ملتذین و آملین بما یرجع إلى هذه الأمور ، أحطنا علما بسائر ما یلتذون و یأملون معه من ضروب المدرکات و لا یسع التکلیف من أن یکونوا ممن یلتذ و یألم ببعض ما یدرکونه ، و لولا ذلک لما استحقوا ثوابا و لا کانوا مکلفین . / رسائل المرتضى ۱ /۱۱۰ ) . 

۹- در مورد آیه ی ۶ سوره ی تحریم ، شیخ طوسی (ره) می گوید : « این آیه در مورد “خزانه داران آتش” است . اثبات عصمت این گروه از ملائک ، به منزله ی اثبات عصمت همه ی ملائک نیست » ( إن قوله : ” لا یعصون الله ما أمرهم ” صفة لخزنة النیران ، لا جمیع الملائکة یدل على ذلک قوله : ” یا آیها الذین آمنوا قوا أنفسکم و أهلیکم نارا وقودها الناس والحجارة علیها ملائکة غلاظ شداد لا یعصون الله ما أمرهم و یفعلون ما یؤمرون ” و لیس إذا کان هؤلاء معصومین وجب ذلک فی جمیعهم //  التبیان ۱ /  ۱۵۲ ) . 

۱۰- لازمه ی این رویکرد نظری ، نسبت به فرشتگان ، دارای اراده و اختیار دانستن آنان ( همچون نوع انسان  ) است . بنا بر این ، نوع فرشتگان نیز همچون انسان ها ، دارای اختیار و اراده اند و لازمه ی تکلیف ، علم و آگاهی و اختیار است .

۲۱ نظر برای این مطلب

  1. با سلام. به گمان من اینجا یک چیزی گم است. در مورد ملاک شاید بهتر باشد بگوییم دانش کافی برای اظهار نظر منسجم نداریم.  بحث  معصوم بودن یا نبودن آن ها هم این وسط دردی را دعوا نمی کند.

    اما شاید آنچه را بتوان با اطمینان بیشتری گفت این است:  دانشی که انسان از طریق تفکر و تعقل در آیات خدا *کسب* می کند، ماهیتا با دانش فرشتگان که  موردی و مستقیم از خدا به آن ها منتقل می شود فرق دارد. آن ها در طلب دانش نیسنتد و برای کسب آن تلاش نمی کنند. حضرت آدم با یک بار عناد خود و خوردن میوه ی ممنوعه برای همیشه خود و فرزندان خود را ار پارادیم پخته خور بودن و ربات (آدم مصنوعی) بودن  نحات داد و *جستجوگری* را آغاز کرد.

  2. یاد دادن اولیه ی نام ها هم به آدم، از همان نوع انتقال مستقیم از خدا  بود (شبیه  فرشتگان) . آدم به این نوع یادگرفتن بی رنج ولی بسیار ابتدایی  بسننده نکرد و راه متعالی رشد یابنده ی دیگری را برگزید…

  3. استاد کتابهای شیخ مفید و شیخ صدوق را کجا میتوان یافت و آیا این کتابها برای من که مبتدی هستم میتواند مفید باشد ؟

  4. مراد از اسماء و فرشته )ملک( چیست؟

  5. استاد چرا جدیدا امکان استفاده از آرشیو در وبلاگتان وجود ندارد ؟

  6. آیا هدف  آفرینش انسان و تمامی هستی برای سرگرمی خداوند است ؟ چرا باید قدرت خود را نمایان کند ؟ نیاز به قدرت نمایی خدا و این همه به رخ کشیدن قدرت مطلقش در قران برای چیست ؟ چرا انسان را در رنج آفرید ؟این بازی بین خیر و شر برای سرگرمی خداست ؟ چرا چرا چرا ؟؟؟؟؟

    لطفا جواب بدهید ؟ خواهش میکنم یک انسان را از شک در آورید .

  7. موج دوم اصلاحات

    - پایان عصر اصلاح طلبی نسل انقلاب و آغاز عصر اصلاح طلبی نسل جدید

    - از بین رفتن مشروعیّت نظام و مشروعیّت قانون اساسی با استناد به سخنان امام خمینی و با استناد به آیاتی از قرآن

    - ارائه راهکاری کوتاه مدّت جهت وادار کردن حاکمان به اصلاح قانون اساسی با هدف خارج کردن قدرت از دست گروه و طبقه ای خاص و فراهم کردن  شرایط حضور مساوی و مؤثر همه مردم در سرنوشتشان

    - ضرورت حضور خبرگان غیر فقیه و غیر روحانی در مجلس خبرگان رهبری با استناد به آیاتی از قرآن

    -  پیشنهاد اداره امور کشور با سیستم شورایی بجای سیستم پارلمانی، ریاست جمهوری

    - زمستان سرد و تاریک انقلاب

    در وبلاگ:http://bahar1347.blogfa.com

    در ضمن:    76 درس از قرآن در وبلاگ

    http://ghaemi2.blogfa.com

    نوشته شده در سحرگاه ۲۳ ماه مبارک رمضان سال ۱۴۲۷

  8. شاید بازگو کردن یکی دو نکته به  ویژه برای دوستانی که پرسش کرده اند و منتظر پاسخ استاد هستند بد نباشد:

    ۱) چیزی به اسم علم اسماء نداریم. یاد دادن آن اسم ها  به آدم به زبان امروزی چیزی شبیه انتقال data و یا حداکثر information بود. اطلاع فرشتگان از این نوع است.

    ۲) اما خدا انسان را با ویژگی برتری آورید. انسان متقکر و جستجوگر که می تواند  data و   information  را به دانش knowledge تبدیل کند.

    ۳) می توان گفت که خدا چندان هم از عصیان آدم و نردیک شدن به درخت ممنوعه ناراضی نبود. آدم درست بر مبنای آنچه که آفریده شده عمل کرد. او جستجوگری را آغاز کرد و می خواست بفهمد چرا نباید به آن درخت نزدیک شود.

    ۴) بعد از این نافرمانی خدا راضی بود.  چرا  که طراحی جدیدش (انسان) در عمل بر مینای نقشه جواب داد. اینجاست که خدا به او پاداش داد و  «کلمه» را القاء کرد. یعنی استعداد توسعه و  یادگیری مفاهیم و در نهایت تولید دانش! فرق است بین دانش و اطلاعات.  اگر آدم حس کنجکاوی خود را بکار نمی برد ،  برای همیشه مثل فرشتگان در یک سطح معین اطلاعات توقف میکرد و پیشرفتی حاصل نمی شد.

  9. و اما آفرینش انسان و سرگرمی خدا؟

    خدا کارش خلق کردن است. انسان اشرف مخلوقات و جانشین خدا بر روی سیاره زمین است. قدرت ویژه تفکر و تعقل به انسان این توانایی را داده که از رمز و راز آفرینش سر در بیاورد. حال اگر این انسان خداترس نباشد از قدرتی که ناشی از این دانش است سوء استفاده میکند. نمونه استفاده از دانش نیروی عظیم هسته اتم ها که در جهت ساختن بمب استقاده می کند.

    از طرف دیگر چون مخاطب اصلی بسیاری از آیات قرآن مردم به غایت وحشی آن موقع حجاز بوده است، برای انذار آن ها و دست برداشتن شان از آن همه قساوتی است که به یاران اندک پیامبر روا می داشتند. همه بشارت بوده است هم ترسانیدن به عنوان ابزاری برای آموزش آن ها!

    حیات انسان در این سیاره با ویزگی که از آن یاد کردیم، هدیه ای است که باید آن را جشن گرفت. این همه زیبایی و عظمت و رمز و راز… و انسانی مختار و هوشمند… انسانی که از لولیدن ربات گونه در جنت خود را رها کرد تا جانشینی بس شایسته برای خدا در این سیاره باشد… سلام بر حضرت آدم و همه ی فرزندانش… «از صفت خالق افلاک درونت صفتی است/ جز از صفت خالق افلاک نگو»

  10. سوالی که برای من مطرح شده این است که اگر فرشتگان و از جمله شیطان می دانست که انسانها در زمین دست به قتل و خونریزی می زنندُ پس اینکه انسانها توسط شیطان فریب میخورند و مرتکب گناه می شوند چه مفهومی دارد؟؟؟ در ضمن من با نظر آرش موافقم که این آیات مربوط به اعراب دوره جاهلیت که وحشیگری زیاد داشتند نازل شده است و آیات به آنها اشاره دارد اینکه پیامبر اسلام نیز در این سرزمین ظهور کرده به این دلیل است که به آن اعراب هم بشارت و هم ترس نشان داده شود فکر می کنم اگر پیامبر در سرزمینهایی که از نظر اخلاقی رشد کرده بودند فرستاده می شدند آیات کتب آسمانی نیز متفاوت از این بود آیا این نظر نادرست است؟اگر نادرست است چرا؟

  11. منیژه گرامی،

    این که مخاطب اصلی قرآن عربی، بنا به نص صریح و مکرر قرآن اهالی ام القری (مکه) و اطرافش بوده اند شکی نیست. تمام پیامبران بر طبق آیات مکرر و روشن قرآن برای هدایت قوم خودشان و به زبان قوم خودشان آمدند. دانش و رحمت خدا ازلی است. خدا که رشد نمی کند که بخواهد دین جدید بر مبنای یافته های جدید بیاورد. چند تا دین وجود ندارد. این ها همه بازی متولیان و نان خوران مذهب است که  متاسفانه در طول تاریخ منشا کشتارهای فراوان نیز بوده است.

    در مورد شیطان و فریب انسان راستش چیز منسجمی ندارم. آن چه مسلم است انسان مختار و آزاد و هوشمند و برتر از سایر موجودات آفریده شده است. حال اگر از این ظرفیت های انسانی خود (باز هم به دلیل مختار بودن) استقاده شایسته را نکند، ممکن است شیطان که در آفرینش مجموعا از انسان قابلیت های کمتری دارد، بتواند بر سطوحی از تصمیم گیری هایش اثر بگذارد.

  12. آرش خان ممنون از پاسخ های شما .

    چرا منتظر پاسخ آقای قابل نمیمانی ؟

    شاید توسط پاسخ های شما که نظرات شخصی است گمراهی صورت گیرد .

    باپوزش . یا علی مدد

  13. یک دوست گرامی

    آقای قابل هم استنباط خودشان را می گویند. اما فرقش این است که من فقط با استناد به قرآن، آن هم اگر برای موضوع مورد نظر دو آیه ی مستقل آمده باشد حرف میزنم… اتساد قابل بنا بر تعلیمات حوزوی خود گاهی از منابع دیگر هم استفاده می کنند که ممکن است جعل شده باشد.

    از طرف دیگر استاد قابل چندان در دادن پاسخ به پرسش ها فعال نیستند. از جمله پرسش خود من پیرامون علت وارد شدن سنگسار در احکام که بر خلاف نص صریح قرآن است.

    اگر مایل به مرور آیه های مورد استناط من در باره پست قبلی هستید به وبلاگ Mother Earth مراجعه کنید. آنجا آیات مربوطه با ترجمه آن گذاشته شده است. حالا اگر قرآن باعث انحراف شود، انحراف مبارکی است:  رهایی از قرن ها خرافه و نادانی؟؟

  14. دوستان گرامی ، سلام بر شما

    من تمامی نظریات دوستان در پایان مطالب منتشر شده را مطالعه می کنم . البته پاسخ به برخی پرسش ها ، احتیاج به انجام پژوهشی کامل و ارائه ی آن در مقالاتی بسیار مفصل دارد ( مثل بررسی حکم رجم ) .

    من از پاسخ های مبهم و کوتاه به پرسش از مطالب بحث بر انگیز و اساسی ، پرهیز می کنم ، و فکر می کنم که احترام مخاطب را باید با دادن پاسخ علمی و تحقیق شده ، رعایت کنم .

    اگر به برخی پرسش ها تاکنون پاسخ نداده ام ، علت آن همین بوده است .

    البته از پاسخ های تکراری ( که قبلا در همین وبلاگ منتشر کرده ام ، و با مراجعه به آرشیو ، قابل دستیابی است ) نیز پرهیز می کنم . سکوت در برابر برخی پرسش های موجود در این قسمت ، ناشی از عدم تکرار است .

    از دوستانی که نظر می دهند ، می خواهم که پیش از طرح سئوال ، آرشیو را نیز ببینند .

    البته این بحث نیز به پایان نرسیده است و در ادامه ، برخی مطالب روشن خواهد شد ( ان شاء الله ) .

    شاد و سالم و پیروز باشید .

  15. آرش خان عزیز

    من فکر میکنم قران همواره به تنهایی در طول تاریخ باعث گمراهی و انحراف انسان شده است .

    تفاسیر غلط آن همان قرن ها خرافه و نادانی

    که گفتی را پدید آورده است .

  16. چرا در حالی که بسیاری از دانشجویان ستاره دار چوب حمایت و اعتراض به محدودیت برای فعالان سیاسی را می‌خورند  فعالان سیاسی هیچ واکنشی نسبت به این مساله نشان نمی‌دهند؟ خواهش مان اینست که نسبت به احقاق حق مسلم این دانشجویان واکنش نشان دهید.

    وبلاگ ستاره دار هاhttp://baran81.blogfa.com

  17. چرا در حالی که بسیاری از دانشجویان ستاره دار چوب حمایت و اعتراض به محدودیت برای فعالان سیاسی را می‌خورند  فعالان سیاسی هیچ واکنشی نسبت به این مساله نشان نمی‌دهند؟ خواهش مان اینست که نسبت به احقاق حق مسلم این دانشجویان واکنش نشان دهید.

    وبلاگ ستاره دار هاhttp://baran81.blogfa.com

  18. به این وبلاگ هم یه سری بزنید و نظراتتان را بدهید

    talaregoftegoo.persianblog.ir

  19. بابا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ مرتبه گفتم سایتتونو باحال تر کنین آدم حوسلش سر میره

  20. از من گفتن این idخوبیه سر بزنین     armita-2khtare_bala