- شریعت عقلانی – احمد قابل - http://www.ghabel.net/shariat -

تفسیر موضوعی قرآن بخش (۲) انسان در مجموعه ی هستی

Posted By احمد قابل On آبان ۲۸, ۱۳۸۵ @ ۱۲:۲۷ ب.ظ In مقالات | 5 Comments

۱- هر موجودی را با خصوصیات و امتیازاتش از سایر موجودات می توان شناخت . آدرس و نشانی انسان را در این محیط پر ازدحام موجودات ، چگونه می توان به دست آورد ؟ چه خصوصیات و امتیازاتی دارد ؟ و … 

۲- تردیدی نیست که نظریات رایج ، مبتنی بر « انسان محوری » در مجموعه ی هستی است . اندیشه های رایج سنتی و اندیشه های رایج مدرن ( بشری و الهی ) در این مطلب اتفاق نظر داشته و دارند که ؛ « انسان محور هستی است » .

الهیون معتقد اند که ؛ « انسان اشرف مخلوقات و جانشین خدا در زمین است و تمامی آنچه در زمین و آسمان است ، برای بهره گیری آدمی آفریده شده است » و همه ی اندیشمندان کنونی ( و شاید به استثنای اندکی از آنان ) بر این باور اند که ؛ « آدمی تنها موجود دارای شعوری است که می تواند کلیات را دریافت کند و علم بیاموزد و در تمامی هستی تصرف کند و تمامی هستی را در خدمت منافع خویش در آورد » .

با چنین خصوصیات و امتیازاتی است که « انسان » از سایر موجودات متمایز می گردد و جایگاه و نشانی او در طبیعت ، پیدا می شود .

در این تلقی های مشترک یا مشابه ، اکثر روشنفکران دینی و مدرنیست نیز با دیگران همراه و همرأی اند . بنا بر این ، رواج گسترده ی این تلقی از آدمی ، در گذشته و حال زندگی بشر ، غیر قابل تردید است . 

۳- داوری کردن آدمیان ، در مورد نسبت خود با سایر موجودات هستی ، و در صدر نشاندن آدمی ، امری دور از انتظار نبوده و نیست . برخی از موجودات ، دارای حس « برتری جویی » اند و به مقتضای طبیعت خویش ، چنین تصوری از خود داشته و دارند .

نمی توان داوری در این امر را ( که یکسوی آن آدمی است و از نتیجه ی داوری می تواند منتفع گردد ) به ذینفع سپرد و انتظار نتیجه ای عادلانه و منصفانه را داشت .

الهیون ، می توانند داوری را به « خالق هستی » که « داوری با عدالت مطلق و کمال آگاهی از حقیقت وجود همه ی موجودات » است ، واگذار کنند و مبتنی بر « کلام او » ( قرآن یا سایر کتاب های مقدس ) اظهار نظر کنند .

معتقدان به اندیشه های بشری ( غیر الهی ) البته راهی برای قضاوت منصفانه ، جز اعتماد به انصاف برخی آگاهان منصفتر بشری ندارند . یعنی به هر حال ، هرگونه قضاوت به نفع بشر ، با اتهام « برتری جویی » مواجه خواهد بود . 

۴- اکثر قریب به اتفاق مسلمانان چنین می پندارند که ؛ « قرآن به جانشینی انسان برای خدا و اشرف مخلوقات بودن وی ، تصریح کرده است » . این تصور ، ناشی از رواج این دیدگاه تفسیری ، در ۷ تا ۸ قرن اخیر است .

در ۴ یا ۵ قرن اول ، بخاطر رواج بحث های کلامی و تفسیری مختلف ، و آزادی و امکان بیشتر طرح مباحث و عدم انسجام پیروان مذاهب و گروه های مختلف ، امکان رسمی شدن یک نظریه و از میدان بدر کردن سایر نظریات ، چندان وجود نداشت . بعد از آنکه با دخالت حکومت ها و انسجام پیروان مذاهب ، آزادی اندیشه و تفکر از میان رفت ، اهل خرد و اندیشه نیز به « تقیه » رو آوردند و بسا که برخلاف یافته های علمی خویش ، اظهار نظر کرده و کتاب ها و رساله ها نوشتند و منتشر کردند . 

۵- عمده ترین دلایل قرآنی نظریه ی رایج تفسیری در مورد « جایگاه انسان در هستی » عبارتند از ؛ 

الف ) آیات ۳۰ تا ۳۴ سوره ی بقرة ؛ « و إذ قال ربک للملائکة إنی جاعل فی الأرض خلیفة قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال إنی أعلم ما لا تعلمون ( ۳۰ ) و علم آدم الأسماء کلها ثم عرضهم على الملائکة فقال أنبئونی بأسماء هؤلاء إن کنتم صادقین ( ۳۱ ) قالوا سبحانک لا علم لنا إلا ما علمتنا إنک أنت العلیم الحکیم ( ۳۲ ) قال یا آدم أنبئهم بأسمائهم فلما أنبأهم بأسمائهم قال ألم أقل لکم إنی أعلم غیب السماوات و الأرض و أعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون ( ۳۳ ) و إذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا إلا إبلیس أبى و استکبر و کان من الکافرین ( ۳۴ ) » .

طرفداران نظریه ی رایج می گویند : در این آیات ، به سه موضوع مهم استناد شده است ؛

یکم ؛ انسان خلیفه ی خدا در زمین است ( انی جاغل فی الأرض خلیفة ) .

دوم ؛ انسان ، تنها موجودی است که « علم اسماء » را از خداوند فراگرفت و از عهده ی آن بر آمد ، در حالی که « ملائکه » اظهار ناتوانی و نادانی کردند ( و علّم آدم الأسماء کلّها … سبحانک لاعلم لنا ).

سوم ؛ خداوند به ملائکه دستور « سجده بر آدم » را داد . روشن است که « مسجود ملائکه » باید از ملائکه « افضل » باشد و با توجه به حضور برترین فرد « جنّ » در میان آنانی که مأمور به سجده بر آدم شدند ( ابلیس ) فضیلت انسان بر جنّ نیز ثابت می شود ( اذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابلیس ) .  

۶- دلیل دیگری که به آن استناد شده است ، آیه ی ۷۰ سوره ی إسراء است ؛ « و لقد کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیّبات و فضّلناهم علی کثیر ممّن خلقنا تفضیلا » .

اثبات کرامت ذاتی و تفضیل آدمیان بر سایر خلق ، از این آیه برداشت شده است ( کرّمنا بنی آدم … و فضّلناهم علی کثیر ممّن خلقنا ) . 

۷ – آیات ۱۲ تا ۱۴ سوره ی مؤمنون نیز مورد استناد قرار گرفته است ؛ « و لقد خلقنا الإنسان من سلالة من طین . ثمّ جعلناه نطفة فی قرار مکین . ثمّ خلقنا النّطفة علقة … ثمّ أنشأناه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقین » .

استناد به « تبریک خدا به خویش » پس از بیان چگونگی خلقت آدمی ( تبارک الله احسن الخالقین ) نشانگر برتری آدمی نسبت به سایر مخلوقات ، دانسته شده است . 

۸- دلیل دیگری که مورد تأکید بسیار موافقان نظریه ی رایج است ، مفاد آیه ی ۷۲ سوره ی احزاب است ؛ « إنّا عرضنا الأمانة علی السّماوات و الأرض و الجبال ، فأبین أن یحملنها و أشفقن منها ، و حملها الإنسان ، إنّه کان ظلوما جهولا » .

آسمان بار امانت نتوانست کشید // قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند

بحث در چند و چون « امانت الهی » که تنها آدمی آن را حمل کرده و بر عهده گرفته است ، منتهی به اثبات برتری « نوع انسان » بر سایر مخلوقات زمینی و آسمانی شده است . سخن رایج این است که ؛ « دیگران تاب تحمل امانت الهی را نداشتند و انسان تنها موجودی بود که چنین تحملی داشت » . بنا بر این تردیدی در اختصاص انسان به این ارزش نیست ، و این برای برتری او ، کافی است .

این موارد از قرآن ، عمده ترین دلایلی است که برای اثبات ادعای رایج در « برتری نوع انسان از سایر مخلوقات » شده است .

البته باید به هر یک از دلایل فوق ، جداگانه رسیدگی شود تا درستی یا نادرستی استدلال به آن ها آشکار گردد . این مطلب را در بخش های بعدی ، پی گیری می کنیم ( ان شاء الله ) .  


Article printed from شریعت عقلانی – احمد قابل: http://www.ghabel.net/shariat

URL to article: http://www.ghabel.net/shariat/1385/08/28/496

مطالب مورد نظر متعلق به سایت شخصی احمد قابل بوده و برداشت و استفاده از این مطالب با ذکر منبع بلا مانع است