خلاصه ی تفسیر موضوعی قرآن (۱)

مقدمه ؛ 

تفسیر قرآن ، مسأله ای مبتنی بر چند پیشفرض است ؛

۱- پذیرش وجود خدا .

۲- پذیرش نبوت و پیامبری .

۳- پذیرش پیامبری محمد بن عبدالله (ص) .

۴- پذیرش وحیانی بودن متن مکتوب قرآن .

و شاید برخی پیشفرض های دیگر .

الف ) با توجه به اینکه پیامبر خدا (ص) برخی از یاران خویش را برای نوشتن وحی تشویق کرده و به برخی از آنان در تفسیر کلام خدا و کشف حقایق شریعت و جزئیات مطلوبات خداوندی به صورت خاص ، توجه ویژه ای داشته و به صورت عام نیز سخنانی در تفسیر مقصود شریعت بیان کرده است ، برای فهم قرآن باید به بیانات پیامبر خدا نیز توجه شود . این توصیه ی قرآن است که ؛ « ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا = آنچه را رسول خدا از معارف الهی به شما ارزانی می دارد ، بپذیرید و آنچه را منع می کند ، از آن بپرهیزید »  .

ب ) تردیدی نیست که علی بن ابی طالب (ع) در بین یاران پیامبر (ص) ، نزدیکترین یار و یاور او بوده و بیشترین معاشرت و قرابت را با وی داشته و در هنگامه ی « عقد اخوت بین هر دو نفر از مسلمانان » که با توجه به میزان علاقه و قرابت فکری آنان توأم بوده است ، به عنوان « برادر رسول الله » مفتخر شده و از نظر علم دین و شریعت ، اعلم یاران نبی مکرم اسلام بوده است .

با توجه به این نکته ، در این رویکرد تفسیری ، مبتنی بر ترجیح نقل و بیان امیر مؤمنان و وارثان علم او (ع) ، در مسائل مربوط به تفسیر قرآن و شریعت ، بهنگام تعارض با نظریات و نقل های دیگران ، اظهار نظر می شود . ( البته پس از بررسی مطلب از نظر عقل و عدم مغایرت با فهم عقلانی از شریعت محمدی _ص _ ) .

پ ) ترتیب منطقی استدلال در فهم مطالب قرآن ، ( به گمان من ) عبارت اند از ؛ یکم ؛ انطباق با عقل و استدلالات عقلی و علمی . دوم ؛ فهم عرفی ، خصوصا در آیات محکم قرآن ( که اکثر آیات را شامل می شود ) . سوم ؛ انطباق با نقل معتبر .

ت ) برداشت های علمی و روشمند از قرآن ، اختصاص به قشر یا گروه خاصی ندارد . این برداشت ها ، تا هنگامی که مبتنی بر روشهای پذیرفته شده ی علمی باشند ، مورد احترام اند و برای صاحبان خویش ، حجت خواهند بود . بنا بر این ، قرائت های متفاوت را به عنوان واقعیتی غیر قابل انکار ، باید پذیرفت .

ث ) دانستن زبان عربی و آگاهی از قواعد آن در حد بالا و آگاهی اجمالی از ادبیات تخصصی عرب ، شرط اصلی برای برداشت های روشمند و علمی است . بررسی تاریخ و شأن نزول آیات و آگاهی از فرهنگ رایج اهل حجاز ، در زمان نزول وحی و دانش اجمالی نسبت به تاریخ تفسیر و نظریات مفسرین ( خصوصا در قرن اول تا سوم هجری ) لازمه ی تفسیری علمی و روشمند است .

ج ) آگاهی کافی از اندیشه های الهی و یا بشری پیش از اسلام و سنت ها و باورهای آنان ، نقش بسیار مهمی در کشف مقصود آیات قرآن دارد .

برخی مسائل دیگر را نیز می توان به این نکات مهم و سرفصل های تعیین کننده افزود .

توجه شود که ؛ « قصد تکرار مکررات و پرداختن به برداشت های اتفاقی تفسیری را ندارم و عمدتا به مطالبی خواهم پرداخت که کمتر مورد توجه مفسران قرار گرفته است » .

چ ) دشواری ارائه ی برداشت های جدید یا دفاع از برداشت های غیر رایج ( که رویکرد اصلی این بحث ها خواهد بود ) بر پژوهشگران علوم شریعت مخفی نیست . کاری بس دشوار و محتاج دقت و استدلال برای اثبات برداشت جدید و نقد نظریات رایج و دلائل آن ها است .

ح ) اولویت مباحث ، مبتنی بر موضوعاتی است که بیشترین پرسش ها را در سطح جامعه ی اسلامی و بشری برانگیخته است . موضوعاتی از قبیل ؛ نگاه قرآن به هستی ، جایگاه عقل در شریعت ، حقوق انسان ، حقوق زنان ، مقوله ی حکومت ، برخی قوانین جزائی و مالی اسلام و … که ادعای وجود تعارض در این بخشها با عقل و اندیشه های جدید بشری ، بیشتر از سایر مسائل مطرح شده است .     

                        

۹ نظر برای این مطلب

  1. سلام

    متاسفانه این روزها مردم بیشتر همدیگر را از روی القاب و عناوین می شناسند و این القاب است که برای آنها حجت می سازد، نه سخنان حریف! من امروز با سایت شما آشنا شدم و دانستم که شما یک وبلاگ نویس معمولی نمی توانید باشید ، به این خاطر می خواستم بدانم که تحصیلات شما چیست؟

  2. مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لَا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاء مِنکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ

    آنچه خدا از (دارایى‏) ساکنان آن قریه‏ها عاید پیامبرش گردانید، از آن خدا و از آن پیامبر (او) و متعلق به خویشاوندان نزدیک (وى‏) و یتیمان و بینوایان و درراه‏ماندگان است‏، تا میان توانگران شما دست به دست نگردد. و آنچه را فرستاده (او) به شما داد، آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت‏، بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‏کیفر است‏.

    با سلام گمان نکنم منظور معارف باشد اگر آیه را تماما بخوانیم.

  3. اما پرسش اصلی من این است که ما نباید فرض را بر این گذاشت که خدا یک کتاب پیچیده را (و برای همه ی اعصار فرستاده که نیاز به تفسیر دارد. دلایل عقلی و قرآنی زیادی هم می توان برای آن آورد. به گمان من ابهامات بیشتر به نحوه ی تدوین فرآن برمیگردد. آیاتی که اغلب «موردی» نازل شد.  دو دهه بعد توسط افرادی با سواد بسیار اندک تدوین شد. اگر کلام خدا چنین ابهام آمیز است که برای بندگان خود بجای روشن کردن مسائل ابهامات جدی ایجاد کرده است، علم خدا و عدم قدرت پیش بینی خدا و جلوگیری کردن او را زیر سوال می برد …

  4. برای مثال تمام مواردی که مخاطب یا ایهاالذین آمنو است مراد کفار زمان پیامبر هستند که به پیام توحید رسول ایمان آورده بودند. دلایل هم برای آن از خود قران زیاد است. حال اگر ما همین یک نکته را بپدیریم بسیاری از ابهامات بر طرف خواهد شد. به گمان من قرآن نیاز به تفسیر ندارد. بعضی ایات و موجودات را ما نمیدانیم منظور چیست لذا باید بگوییم فعلا نمیدانیم و به توجیهات روی نیاوریم. نه قران برای همه زمان ها آمده و نه برای همه ی مردم دنیا. ولی لین دلیل نمی شود که همه نمی توانند از کلام حدا بهره ببرند. ما نمیدانیم چندین میلیون سال دیگر سیاره ما وجود دارد و نمیدانیم که چند تا سیاره ی دیگر که حیات در آن وجود دارد خدا خلق کرده است… در جایی که برای مسئله خمر در یک زمان کوتاه ۲۳ ساله چهار کونه آیه آمده است حال چطور می توفع داریم که خدا برای میلیون ها سال آ ینده و  هزارن یا میلیون ها سیاره کشف نشده یک کتاب بفرستد و همه را به دردسر بیاندازد. این از تدبر و علم خدا به دور است؟

  5. اصلا این که فکر کنیم پیامبر دیگری هرگز نخواهد آمد جای پرسش عقلی دارد و کلمه ی خاتم النبیین آن هم در یک مورد در قرآن و همراه با یک حادثه ی نامربوط – نمی تواند به اندازه کافی فوی باشد که پایان رسالت انبیا را برساند. چرا که کلمه ی خاتم به معنای مهر زننده و تائید کننده می تواند بیانگر مفهومی یکی بودن ادیان باشد که در فرآن بسیار تکرار شده است. خدا چند تا دین ندارد. و هم ی پیامبران تایید کننده ی همدیگر بوده اند. لذا کتابی که برای اهالی ام القری و اطرافش که همگی بیسواد بودند، (در تمامی سرزمین حجاز یک مدرسه وحود نداشت) نباید خیلی مشکل و پیچیده باشد. درست است که باید تاریخ قبل و زمان پیامبر کمک می کند ولی مشکل اساسی نحوه ی تدوین و کنار هم نهادن آیات است. این مشکل را باید بیشتر با یک روش متدیک و منظومه ای همانظور که بیان کردید بسراغش رفت.

  6. در مورد سخنان پیامبر و امامان پیرامون آیات قرآن من پزوهش مستقلی انجام نداده ام ولی آنجه در برخی تفاسیر آمده (منهای غیر معتیرها) چندان مشکلی را حل نکرده است. یک دلیل آن همین که امروز ما این همه پرسش داریم. یک کتاب کمتر از هشتاد هزار کلمه  و این همه دردسر تفسیر و برداشت؟ بعد از دوازده امام و این همه فقیه؟ من نتوانستم حتی یک مورد پیدا کنم که به من ثابت کند پیامبر بیشتر از آنجه امروز ما میداینم از قرآن می دانسته است. برخی چیزها هم که به امامان نسبت می دهند که بیخود است. مثلا در بحثی که با آیت الله منتظری در مورد حجاب و چشم چرانی داشتیم ایشان معتقد بودند که امام جعفر صادق (ع) گفته منظور از عبارت حافظون فروجهم فقط یک جا پوشش فروج می باشد و بقیه منظور دوری از زنا است. به گمان من این برداشت نادرستی است که به امام نسبت می دهند. مردم آن موقع عرب لباس زیر نمی پوشیدند و در موقع نشست و برخاست امکان در معرض دید قرار گرفتن فروجشان بود. اذا به ایمان آورده ها گفته بپایید و مواظب آلات خود باشید. و برای تشویق آن ها مواظب کردن از آشکار نشدن آلت تناسلی را از صفات ایمان آورده ها همراه با رستگاری و غیره آورده است…

  7. خب من نتیجه گیری می کنم که منظور از پوشیدن سینه حجاب سر نیست جایی که این فدر مردم بیخیال آشکار شدن آلبت تناسلی خود بودند که خدا برای تشویق آن مردم جزو صفات مومنین برجسته می کند، مگر میشود پوشیدن مو را از مردم خواسته باشد؟ و این هم که گفته نگاه خود را نگاه دارید اینه که حتی موقع نماز زن و مرد آلت همدیگر را دید میزدند. حال با توجیه این که همه موارد منظور پاییدن آلت تناسلی نیست ایشان حجاب را نتیجه میگیرد، من می گویم یک حماقت تاریخی است. اصلا مگر خدا کلمه ی «مو» را بلد نیوده است؟ که بگوید زینت های خود را بپوشانبد و ما بگوییم منظور از زینت گوشواره بوده است و وقتی کوشواره را بپوشانیم مو هم پوشانیده می شود؟ خلاصه این که  آیات «مبین» را خیلی پیجیده نکنیم و سعی کنیم آن ها را در منظومه ای به وسعت همه آفرینش همراه با آیات غیر کاغذی ببینیم و در جهت رشد و سلامت و معرفت بیشتر یک پویشگر تسلیم شده باشیم!

  8. با سلام بر شما.

    جناب قابل سئوالی از خدمت شما دارم که فکر میکنم بتوان آن را تضاد نامید . و آن اینکه : در قرآن کریم بارها جمله هذا القران مبین آورده شده است.

    حال جنابعالی که به تفسیر معتقد هستید بفرمائید که: این تفسیر کردن قرآنی که خدا آن را آشکار مینامد آیا تناقض گوئی نیست؟!

    آیا چیزی که به مانند خورشید روشن است(قرآن)

    میتواند محتاج به تفسیر  باشد؟

    اگر آری پس این تناقضی میشود یا برای قرآن! و یا دلیل محکمی بر رد تفسیر !

    متشکرم

  9. آقای قابل شما در فکر همان اسارت منحجرین را دارید که بقول قرآن تعصب میورزید .احتمالات را جای حقیقت میگذارید شما راه سید رضی وشیخ طوسی دارید اقا گمان میکند که علی فلان بوده من وقتی به نهج البلاغه روجوع کردم اولا علی نوزده شرط برای مسلمانی گداشته که بعد از پیغمبر هیچ کس در حوزه اعتقادی نیست نه امام ونه امامزاده ونه امام زمان  بعد هم شما اطلاع دارید ان موجوذی که برای حجت خدا خواهد امد یک خر است این ایه خدا است  واین ولایت وولی وفقیه همه اش بازی تا چاهی در عراق ودر ایران که امام پرور است بعد هم در نهج البلاغه علی عمر را امید اسلام میداند وتا پای جان از او حکایت میکند وجنگهای ضد خدایی  وضد دینی عمر را تایید واز حکایت جانی عمر  سفارشات دارد شما یا آدمی قشری هستید ویا درمفاهیم ضعیف