- شریعت عقلانی – احمد قابل - http://www.ghabel.net/shariat -

برتری مردان و زدن زنان ، آری یا خیر ؟ ( بخش پایانی )

Posted By احمد قابل On تیر ۶, ۱۳۸۵ @ ۲:۴۱ ق.ظ In مقالات | 2 Comments

ث ) رویکرد دیگری که در برخی روایات نقل شده و مورد توجه اکثر فقهاء نیز قرار گرفته است ، به تمسخر گرفتن « فرهنگ نامطلوب زدن زن » است که با عباراتی چون ؛ « اگر می خواهید زنان را بزنید ، با چوب مسواک یا مشابه آن بزنید » نقل گردیده است ( فقه الرضا /۲۴۵ . زبدة البیان / ۵۳۷ . بحار الأنوار ، جلد ۱۰۱ ، صفحه ۵۸ ) .

طبیعی است که اگر زدن زنان ، مطلوب شارع می بود ، از سوی اولیاء الهی مورد تأکید و تشویق قرار می گرفت ، ولی چون به عنوان اضطرار ، آن را تجویز کرده است و عامل آن « عادت مردم به آن رفتار ناپسند » بوده ( به گونه ای که حتی در صورت تحریم ، از ارتکاب آن پرهیز نمی کردند و عملا به معصیت خدا می پرداختند ) ، سعی در مبارزه ی منفی با آن عادت ناروا داشته و همه گونه زمینه را برای بی اثر ساختن آن فراهم کرده است .

دخالت شرع در تعیین وسیله برای زدن زن که مثلا با چوب مسواک باشد و یا به گونه ای که هیچ لطمه ی بدنی برای زن در پی نداشته باشد ، برای خشونت ورزی مردان عرب آن روز ، لجامی بود که از تاخت و تاز آنان می کاست و دست آنان را از تازیانه ی آویخته بر دیوار منزل که آماده برای بهره گیری به هنگام زدن زنان بود ، قطع می کرد . تلاش مثبتی که مرد آماده ی خشونت ورزی را شدیدا مستأصل می کرد و او را به عبث بودن بهره گیری از زور ، راهنمایی می کرد .

ج ) برخی روایات نیز مقصود از عبارت « فاضربوهن » را به تفسیری غیر از « زدن زنان » ارجاع داده اند . در آن روایات می خوانیم ؛ « عن النبی صلى الله علیه وآله أنه قال : إنی أتعجب ممن یضرب امرأته وهو بالضرب أولى منها ، لا تضربوا نساءکم بالخشب ، فان فیه القصاص ، ولکن اضربوهن بالجوع والعری حتى تربحوا فی الدنیا والآخرة = پیامبر خدا گفت : من تعجب می کنم از مردی که همسر خود را می زند ، در حالی که خود او شایسته تر است که زده شود . زنان خود را با چوب نزنید که در اینصورت قصاص می شوید بلکه بوسیله ی گرسنگی ( عدم تهیه ی خوراکی های مطلوب همسر ) و برهنگی ( عدم تهیه ی لباسهای مطلوب همسر ) او را بزنید و تنبیه کنید تا در دنیا و آخرت سود برده باشید » ( جامع احادیث الشیعة ۲۰/۲۴۸ ) .

بنا بر این روایت ، می توان گفت که ؛ مقصود آیه از « زدن » چیزی جز تنبیه زن خطا کار نیست . پس « زدن فیزیکی » مورد نظر آیه نیست ، بلکه سخت گیری نسبت به تهیه ی خوراکی ها و پوشاک مورد نظر زن ، نوعی از زدن اصطلاحی است .

ممکن است این تفسیر پیامبر خدا (ص) پیشنهادی برای جایگزینی « سخت گیری های اقتصادی » بجای گزینه ی « زدن فیزیکی » باشد ، که در اینصورت هم تأکیدی بر نامطلوب بودن « زدن زن » خواهد بود .

چ ) زدن زنان از سوی همسران ، گرچه امری ناپسند بوده و هست و خواهد بود ، ولی صرفنظر از رابطه ی زن و شوهر ، اصولا نگاه عمومی بشر به پدیده ی « زدن » به عنوان یک گزینه ی تأدیبی و تنبیهی ، آنچنان در فرهنگ بشری نفوذ کرده که کمتر پدیده ای را تا این حد رایج می توان دید .

اکثر افراد بشر ( حتی زنانی که خود از شوهرانشان کتک خورده اند ) ، در طول زندگی خود از یک یا چند جایگاه ؛ پدر ، مادر ، همسر ، برادر بزرگتر ، خواهر بزرگتر ، بزرگتر فامیل و امثال آن ، دست خود را به روی دیگری بلند کرده و او را کم و بیش نواخته اند . کمتر انسانی را می توان یافت که از دوران کودکی تا کنون ، کسی را نزده باشد .

البته جایگاه هایی مثل پلیس ( در عصر حاضر ) نیز برای حفظ نظم عمومی ، به جمعیت های معترضی که نسبت به سیاست های مجامع خویش گرد هم می آیند و احتمالا خلاف هایی مرتکب می شوند ، حمله می کنند و با باتوم و سایر ابزار در دسترس خویش ، آنان را مورد ضرب و شتم قرار می دهند .

به عبارت دیگر ؛ همه در حال درگیری و زد و خورد با یکدیگرند . فیلمها و تئاتر ها نیز پر از صحنه هایی است که زد و خورد را به نمایش می گذارند . گویا این عمل را « قبیح » نمی شمارند .

طبیعی است که در جامعه ی بشری ۱۴۰۰ سال پیش ، اگر بهره گیری از زدن ، بیش از امروز نبوده باشد ، قطعا کمتر از امروز نبوده و لااقل « زشت » شمرده نمی شده است .

در دنیای امروز که « مبارزه با خشونت » تئوریزه شده و بسیاری از « مجامع حقوق بشری » برای زدودن رویکردهای خشونت آمیز ، به عنوان « رویکردهایی ناپسند » از زندگی بشر ، کوشش می کنند ، هنوز هم رایج ترین راه تنبیهی و در دسترس ترین آن ، بهره گیری از زور و خشونت است .

شریعت محمدی (ص) که مدعی حمایت از نسخه های فطری برای زندگی بشر بوده است ، این واقعیت را در کوتاه مدت ، غیر قابل تغییر را دیده و به همین جهت از « تحریم » آن پرهیز کرده است ، چرا که با علم به عدم امکان تحقق مطلوب شارع ( پرهیز از زدن ) از سوی اکثر قریب به اتفاق افراد بشر ، اقدام به تحریم ، اقدامی بیهوده ارزیابی می شود .

شریعت محمدی (ص) با آگاهی از ناتوانی اکثریت افراد بشر در « پرهیز از زدن » ، تنها راه ممکن را در زمینه سازی اخلاقی برای « پرهیز از خشونت » دیده و به آن بسنده کرده است تا روزی برسد که اکثریت افراد بشر ، به زشتی آن پی برده و از این راهکار زشت و ناپسند دوری گزینند و از راهکار های معقول جایگزین بهره گیرند .

ح ) در روایتی از پیامبر خدا (ص) نقل شده است که ؛ « أیما رجل ضرب امرأته فوق ثلاث ، اقامه الله یوم القیامة على رئوس الخلائق ، فیفضحه فضیحة ینظر الیه الأولون والآخرون = اگر مردی همسر خویش را بیش از سه ضربه بزند ، خداوند او را در روز قیامت و در پیشگاه خلق خویش رسوا و مفتضح می کند به گونه ای که پیشینیان و پسینیان به سوی او نگاه می کنند » ( جامع احادیث الشیعة ۲۰/ ۲۴۸ ) .

وقتی در فرهنگ شریعت محمدی (ص) نسبت به روابط زن و شوهر ، « زدن ملایم بیش از سه ضربه » توسط شوهر ، سبب فضیحت و رسوایی وی در روز قیامت شمرده می شود ، نمی توان گفت که « رخصت و جواز زدن » ناشی از رویکرد « مطلوبیت » برای شارع بوده است ، بلکه این سخنان او صریحا به « عدم مطلوبیت » گواهی می دهد .

خ ) از نظر علمی ، امر « اضربوهن » در مقام « توهم حظر و منع » است و تنها « اباحه ی عامه » را افاده می کند و نه چیزی بیشتر از آن را . این ترخیص و اباحه ی بمعنی الأعم ، با « کراهت شرعی » سازگار است و تباینی بین آن ها نیست .

د ) بنا بر این بررسی ها ، آیه ی ۳۴ سوره ی نساء ، نه به برتری همه ی مردان بر همه ی زنان دلالت می کند و نه به مطلوبیت زدن زنان در شریعت محمدی (ص) دلالت می کند . تنها چیزی که از این آیه بدست می آید این است که ؛

۱- مردان موظف به تأمین نیازهای متعارف زندگی همسران شان اند .

۲- در صورت اقدام به زدن زنان ( آن هم با رعایت تمامی حدودی که در روایات ذکر شده است ) ، گرچه مرتکب کار حرامی نشده اند ، ولی از نظر اخلاقی ، عمدتا اقدام به « شرارت » کرده اند .

ذ ) امر وجوبی و الزامی خداوند سبحان به مردان ، در مورد معاشرت با همسران در زندگی مشترک ، عبارت است از حکم قرآنی ؛ « عاشروهن بالمعروف = زندگی کنید مبتنی بر امور پسندیده ی نزد عقلاء » .

این دستور العمل الزامی شریعت محمدی (ص) در تمامی زمان زندگی مشترک و همه ی حالات آن ، بر هر توصیه ی دیگر شریعت ، حاکم و مقدم است و تمامی توصیه های دیگر ، باید مبتنی بر « معاشرت به معروف » تفسیر شوند .

والله العالم .


Article printed from شریعت عقلانی – احمد قابل: http://www.ghabel.net/shariat

URL to article: http://www.ghabel.net/shariat/1385/04/06/484

مطالب مورد نظر متعلق به سایت شخصی احمد قابل بوده و برداشت و استفاده از این مطالب با ذکر منبع بلا مانع است