برتری مردان و زدن زنان ، آری یا خیر ؟ ( بخش پایانی )

ث ) رویکرد دیگری که در برخی روایات نقل شده و مورد توجه اکثر فقهاء نیز قرار گرفته است ، به تمسخر گرفتن « فرهنگ نامطلوب زدن زن » است که با عباراتی چون ؛ « اگر می خواهید زنان را بزنید ، با چوب مسواک یا مشابه آن بزنید » نقل گردیده است ( فقه الرضا /۲۴۵ . زبدة البیان / ۵۳۷ . بحار الأنوار ، جلد ۱۰۱ ، صفحه ۵۸ ) .

طبیعی است که اگر زدن زنان ، مطلوب شارع می بود ، از سوی اولیاء الهی مورد تأکید و تشویق قرار می گرفت ، ولی چون به عنوان اضطرار ، آن را تجویز کرده است و عامل آن « عادت مردم به آن رفتار ناپسند » بوده ( به گونه ای که حتی در صورت تحریم ، از ارتکاب آن پرهیز نمی کردند و عملا به معصیت خدا می پرداختند ) ، سعی در مبارزه ی منفی با آن عادت ناروا داشته و همه گونه زمینه را برای بی اثر ساختن آن فراهم کرده است .

دخالت شرع در تعیین وسیله برای زدن زن که مثلا با چوب مسواک باشد و یا به گونه ای که هیچ لطمه ی بدنی برای زن در پی نداشته باشد ، برای خشونت ورزی مردان عرب آن روز ، لجامی بود که از تاخت و تاز آنان می کاست و دست آنان را از تازیانه ی آویخته بر دیوار منزل که آماده برای بهره گیری به هنگام زدن زنان بود ، قطع می کرد . تلاش مثبتی که مرد آماده ی خشونت ورزی را شدیدا مستأصل می کرد و او را به عبث بودن بهره گیری از زور ، راهنمایی می کرد .

ج ) برخی روایات نیز مقصود از عبارت « فاضربوهن » را به تفسیری غیر از « زدن زنان » ارجاع داده اند . در آن روایات می خوانیم ؛ « عن النبی صلى الله علیه وآله أنه قال : إنی أتعجب ممن یضرب امرأته وهو بالضرب أولى منها ، لا تضربوا نساءکم بالخشب ، فان فیه القصاص ، ولکن اضربوهن بالجوع والعری حتى تربحوا فی الدنیا والآخرة = پیامبر خدا گفت : من تعجب می کنم از مردی که همسر خود را می زند ، در حالی که خود او شایسته تر است که زده شود . زنان خود را با چوب نزنید که در اینصورت قصاص می شوید بلکه بوسیله ی گرسنگی ( عدم تهیه ی خوراکی های مطلوب همسر ) و برهنگی ( عدم تهیه ی لباسهای مطلوب همسر ) او را بزنید و تنبیه کنید تا در دنیا و آخرت سود برده باشید » ( جامع احادیث الشیعة ۲۰/۲۴۸ ) .

بنا بر این روایت ، می توان گفت که ؛ مقصود آیه از « زدن » چیزی جز تنبیه زن خطا کار نیست . پس « زدن فیزیکی » مورد نظر آیه نیست ، بلکه سخت گیری نسبت به تهیه ی خوراکی ها و پوشاک مورد نظر زن ، نوعی از زدن اصطلاحی است .

ممکن است این تفسیر پیامبر خدا (ص) پیشنهادی برای جایگزینی « سخت گیری های اقتصادی » بجای گزینه ی « زدن فیزیکی » باشد ، که در اینصورت هم تأکیدی بر نامطلوب بودن « زدن زن » خواهد بود .

چ ) زدن زنان از سوی همسران ، گرچه امری ناپسند بوده و هست و خواهد بود ، ولی صرفنظر از رابطه ی زن و شوهر ، اصولا نگاه عمومی بشر به پدیده ی « زدن » به عنوان یک گزینه ی تأدیبی و تنبیهی ، آنچنان در فرهنگ بشری نفوذ کرده که کمتر پدیده ای را تا این حد رایج می توان دید .

اکثر افراد بشر ( حتی زنانی که خود از شوهرانشان کتک خورده اند ) ، در طول زندگی خود از یک یا چند جایگاه ؛ پدر ، مادر ، همسر ، برادر بزرگتر ، خواهر بزرگتر ، بزرگتر فامیل و امثال آن ، دست خود را به روی دیگری بلند کرده و او را کم و بیش نواخته اند . کمتر انسانی را می توان یافت که از دوران کودکی تا کنون ، کسی را نزده باشد .

البته جایگاه هایی مثل پلیس ( در عصر حاضر ) نیز برای حفظ نظم عمومی ، به جمعیت های معترضی که نسبت به سیاست های مجامع خویش گرد هم می آیند و احتمالا خلاف هایی مرتکب می شوند ، حمله می کنند و با باتوم و سایر ابزار در دسترس خویش ، آنان را مورد ضرب و شتم قرار می دهند .

به عبارت دیگر ؛ همه در حال درگیری و زد و خورد با یکدیگرند . فیلمها و تئاتر ها نیز پر از صحنه هایی است که زد و خورد را به نمایش می گذارند . گویا این عمل را « قبیح » نمی شمارند .

طبیعی است که در جامعه ی بشری ۱۴۰۰ سال پیش ، اگر بهره گیری از زدن ، بیش از امروز نبوده باشد ، قطعا کمتر از امروز نبوده و لااقل « زشت » شمرده نمی شده است .

در دنیای امروز که « مبارزه با خشونت » تئوریزه شده و بسیاری از « مجامع حقوق بشری » برای زدودن رویکردهای خشونت آمیز ، به عنوان « رویکردهایی ناپسند » از زندگی بشر ، کوشش می کنند ، هنوز هم رایج ترین راه تنبیهی و در دسترس ترین آن ، بهره گیری از زور و خشونت است .

شریعت محمدی (ص) که مدعی حمایت از نسخه های فطری برای زندگی بشر بوده است ، این واقعیت را در کوتاه مدت ، غیر قابل تغییر را دیده و به همین جهت از « تحریم » آن پرهیز کرده است ، چرا که با علم به عدم امکان تحقق مطلوب شارع ( پرهیز از زدن ) از سوی اکثر قریب به اتفاق افراد بشر ، اقدام به تحریم ، اقدامی بیهوده ارزیابی می شود .

شریعت محمدی (ص) با آگاهی از ناتوانی اکثریت افراد بشر در « پرهیز از زدن » ، تنها راه ممکن را در زمینه سازی اخلاقی برای « پرهیز از خشونت » دیده و به آن بسنده کرده است تا روزی برسد که اکثریت افراد بشر ، به زشتی آن پی برده و از این راهکار زشت و ناپسند دوری گزینند و از راهکار های معقول جایگزین بهره گیرند .

ح ) در روایتی از پیامبر خدا (ص) نقل شده است که ؛ « أیما رجل ضرب امرأته فوق ثلاث ، اقامه الله یوم القیامة على رئوس الخلائق ، فیفضحه فضیحة ینظر الیه الأولون والآخرون = اگر مردی همسر خویش را بیش از سه ضربه بزند ، خداوند او را در روز قیامت و در پیشگاه خلق خویش رسوا و مفتضح می کند به گونه ای که پیشینیان و پسینیان به سوی او نگاه می کنند » ( جامع احادیث الشیعة ۲۰/ ۲۴۸ ) .

وقتی در فرهنگ شریعت محمدی (ص) نسبت به روابط زن و شوهر ، « زدن ملایم بیش از سه ضربه » توسط شوهر ، سبب فضیحت و رسوایی وی در روز قیامت شمرده می شود ، نمی توان گفت که « رخصت و جواز زدن » ناشی از رویکرد « مطلوبیت » برای شارع بوده است ، بلکه این سخنان او صریحا به « عدم مطلوبیت » گواهی می دهد .

خ ) از نظر علمی ، امر « اضربوهن » در مقام « توهم حظر و منع » است و تنها « اباحه ی عامه » را افاده می کند و نه چیزی بیشتر از آن را . این ترخیص و اباحه ی بمعنی الأعم ، با « کراهت شرعی » سازگار است و تباینی بین آن ها نیست .

د ) بنا بر این بررسی ها ، آیه ی ۳۴ سوره ی نساء ، نه به برتری همه ی مردان بر همه ی زنان دلالت می کند و نه به مطلوبیت زدن زنان در شریعت محمدی (ص) دلالت می کند . تنها چیزی که از این آیه بدست می آید این است که ؛

۱- مردان موظف به تأمین نیازهای متعارف زندگی همسران شان اند .

۲- در صورت اقدام به زدن زنان ( آن هم با رعایت تمامی حدودی که در روایات ذکر شده است ) ، گرچه مرتکب کار حرامی نشده اند ، ولی از نظر اخلاقی ، عمدتا اقدام به « شرارت » کرده اند .

ذ ) امر وجوبی و الزامی خداوند سبحان به مردان ، در مورد معاشرت با همسران در زندگی مشترک ، عبارت است از حکم قرآنی ؛ « عاشروهن بالمعروف = زندگی کنید مبتنی بر امور پسندیده ی نزد عقلاء » .

این دستور العمل الزامی شریعت محمدی (ص) در تمامی زمان زندگی مشترک و همه ی حالات آن ، بر هر توصیه ی دیگر شریعت ، حاکم و مقدم است و تمامی توصیه های دیگر ، باید مبتنی بر « معاشرت به معروف » تفسیر شوند .

والله العالم .

۲ نظر برای این مطلب

  1. با سلام و احترام

    و با سپاس از مطالبی که درباره مسائل مورد بحث در حوزه زنان آورده اید .

    مشابه مطلب حاضر را اگر اشتباه نکنم ( به خصوص قسمت دوم ) را در سخنرانی شما در حسینیه ارشاد پیگیری کرده بودم و همان زمان این سوال در ذهن من و شاید مخاطبان دیگر شما هم ایجاد شده بود که شریعتی که پا به عرصه وجود می گذارد و از بت پرستی تا غالب رویه های معمول زندگی عرب بادیه نشین را به تحول و تغییر فرا میخواند و گاها چنان تغییراتی ایجاد می کند که بسیار دشوار به نظر می رسد چگونه در امور مربوط به زنان تا این حد با مسامحه و کندی حرکت نموده و حکم قطعی خود را صراحتا اعلام نداشته است تا آنجا که حتی امروز هم در بسیاری از احکام دینی ما همین احتیاط و دوری از صدور احکام قطعی و محکم دیده می شود . نمونه این مساله را در احکام ارث و دیه و شهادت و حجاب وچند همسری و … می بینیم . شریعتی که مساله به همسری برگزیدن زن پسر خوانده را با یک آیه حل میکند و راه را بر هر اما و اگری می بندد چرا با همان یک آیه حجت را در مورد زنانش تمام نمی کند و به در لفافه سخن گفتن و اما و اگر می پردازد؟

  2. از طرف دیگر در چند قسمت از مطلب خود بر این نکته تاکید کرده اید که زدن زن به حدی که صدمه بدنی به او وارد نشود ! جای شگفتی است که در جای جای احکام ما بنا به مصلحت بارها از احساسی و لطیف بودن زنان سخن گفته می شود اما در اینجا هیچ اشاره ای به آثار نا مطلوب درگیری فیزیکی بر روح و روان فرد چه زن و چه مرد نمی شود! وقتی دستی بالا رفت دیگر چه تفاوتی می کند که ضربه فیزیکی تا چه حد باشد ؟ مساله شخصیت انسانی است که فرو ریخته و تحقیر شده است . در خانواده یا هر محیطی که تنها ۱ بار خشونت فیزیکی صورت گرفته و قبح عمل ریخته باشد دیگر نمی توان از شرایط و مراحل صحبت کرد و آیا بهتر نیست در یک کلام بگوییم هیچ انسانی حق آسیب رساندن به جسم و روح و روان هیچ انسانی اعم از زن و مرد را ندارد ؟! شاید این حکم با روح حاکم بر این کتاب هم سازگارتر باشد و …

    به هر حال خیلی تناقضات وجود دارد که ذهن را درگیر می کند و بسیاری از پاسخها هم تنها توجیهاتی موقتی به نظر می رسند . با این حال در این برهوت بی پاسخی مطالب شما بسیار ارزشمند است و جای بسی سپاسگذاری دارد .

    با اجازه شما به مطالب و وبلاگ شما هم لینک دادم .

    موفق و سلامت باشید .