- شریعت عقلانی – احمد قابل - http://www.ghabel.net/shariat -

برتری مردان و زدن زنان ، آری یا خیر ؟ ( بخش ۲ )

Posted By احمد قابل On تیر ۳, ۱۳۸۵ @ ۳:۲۳ ق.ظ In مقالات | 5 Comments

….

۴- با توجه به عقلانی بودن « قاعده ی تسلط بر مال » ( الناس مسلطون علی اموالهم ) ، منطقی خواهد بود که « مدیریت هزینه » را به مالک اموال بسپارند و چون در زندگی مشترک ، مسئولیت تأمین تمامی هزینه ها بر عهده ی مرد قرار داده شده است ، سپردن مدیریت زندگی مشترک به او ، امری معقول و منطقی است .

۵- بحث « نشوز » و مقصود آیه از آن ، باید مورد بررسی دقیق قرار گیرد . آیا مراد قرآن ، مصادیق شدیده ای است که در روایت « تحف العقول » و در ارتباط با این آیه آمده است یا مصادیق مختلفی است که مفهوم لفظ ، شامل آن ها می گردد ؟

در روایت یادشده می خوانیم ؛ « الحسن بن علی بن شعبة ( فی تحف العقول ) : عن النبی ( صلى الله علیه وآله ) ، أنه قال فی خطبة الوداع : إن لنسائکم علیکم حقا ولکم علیهن حقا ، حقکم علیهن أن لا یوطئن فرشکم ولایدخلن بیوتکم أحدا تکرهونه إلا بإذنکم وأن لا یأتین بفاحشة ، فإن فعلن فإن الله قد أذن لکم أن تعضلوهن وتهجروهن فی المضاجع وتضربوهن ضربا غیر مبرح ، فإذا انتهین وأطعنکم فعلیکم رزقهن وکسوتهن بالمعروف = پیامبر خدا در خطبه ی وداع گفت : همانا برای زنان شما حقی بر عهده ی شما است و برای شما حقی بر عهده ی زنان شما است . حق شما بر زنان ، این است که ؛ زندگی شما را لگدمال نکنند و هیچ کسی را که شما او را نمی پسندید به خانه های شما داخل نگرداند مگر با اجازه ی شما و هیچ فحشائی را مرتکب نشود . پس اگر مرتکب این تخلفات شد ، در پی آن خدا به شما اجازه داده است که براو سخت گیرید ( ممکن است که متن صحیح « تعظوهن = پند دهید » باشد ) و در بستر ها آنان را ترک گویید ( قهر کنید ) و آنان را به گونه ای بزنید که صدمه ی بدنی بر ایشان وارد نگردد . پس اگر از کرده ی ناپسند خویش بازگشتند و پند شما را اطاعت کردند ، بر شما لازم خواهد شد که غذا و پوشاک آنان را به گونه ای که همگان می پسندند ، تأمین کنید » (  الحر العاملی ، وسائل الشیعة  ۲۱ / ۵۱۷. نگاه کنید به ؛ جصاص ، احکام القرآن ۱/۴۵۴ ).

طبیعی است که داوری آدمیان ، نسبت به تناسب حکم و موضوع یا عدم تناسب آن ، ناشی از برآورد های عقلانی است و هرچه موضوع جرم ( نشوز ) شدیدتر باشد ، طبیعتا کیفر بیشتری را مقتضی می دانند .

اگر تصور شود که مصداق مورد نظر آیه در مورد نشوز ، « اقدامات ابتدایی برای انجام فحشاء » باشد و کیفر نهایی آن ، دادن اجازه ی تنبیه بدنی مختصر ( غیر شدید ) به شوهر باشد ، آیا همان نتیجه ای را در داوری عقلاء نسبت به حکم شریعت در پی خواهد داشت که اگر مصداق آن را فقط « خروج زن از منزل ، بدون اذن شوهر » ( آن هم برای رفتن به دیدن بستگان ) قرار دهیم ؟!! روشن است که داوری عقلاء در دو مورد فرضی پیشین ، یکسان نخواهد بود .

بنا بر این ، باید به مصادیق مورد نظر شریعت از عنوان « نشوز » علم پیدا کرد تا بتوان آن را به شریعت نسبت داد . مگر اینکه مدعی شویم که ؛ « مطلق نشوز و مصادیق مختلف آن ، مورد نظر آیه است » .

۶- آیا امکان مترتب بودن راهکارهای سه گانه ( پند ، قهر و زدن ) بر رتبه های ضعیف تا شدید نشوز ، از نظر منطقی قابل انکار است ؟

به عبارت دیگر ، می توان مدعی شد که « زدن غیر منجر به صدمات بدنی » تنها در موردی تجویز می شود که « اقدام به فحشاء » کرده باشد ، ولی در سایر موارد ضعیف تر نشوز ، حداکثر تنبیه مجاز ، « قهر کردن با زن در بستر است » .

حتی اگر ترتب در مراتب شدید و ضعیف نشوز ( از خروج بدون اذن تا اقدام به فحشاء ) را ملاک تجویز هریک از سه گزینه ی تنبیهی قرار ندهیم ، در این خصوص که اصل مجازات های سه گانه ی یادشده به صورت ترتیبی است و باید مراعات گردد ، مورد قبول نظریه ی رایج است .

نظریه ی رایج فقهی ( که بسیاری از فقهاء مدعی اجماعی بودن آن نیز شده اند ) این است که ؛ « موارد تنبیهی سه گانه ، به صورت ترتیبی است و اگر با مورد اول ( موعظه ) مشکل بر طرف می شود ، نوبت به بهره گیری از مورد دوم ( قهر ) نمی رسد و اگر مورد اول تأثیری نداشت ، باید از مورد دوم بهره گرفت و در صورت عدم تأثیر موارد اول و دوم ، نوبت به بهره گیری از مورد سوم ( زدنی که منجر به صدمات بدنی نشود ) می رسد » .

 

زدن زنان آری یا خیر ؟  

 

۷- در متن آیه از « جواز زدن زنان » آشکارا سخن به میان آمده است . پرسش اساسی این است که ؛ « آیا این توصیه ی شریعت محمدی و راهکار ابداعی و مطلوب حقیقی آن است یا صرفا به عنوان یک واقعیت رایج و از باب اضطرار ، مورد پذیرش قرار گرفته و حقیقتا مطلوب شریعت محمدی (ص) نیست ؟! » .

برای بررسی حقیقت قضیه ، به چند نکته ی اساسی باید توجه کرد ؛

الف ) تردیدی نیست که فرهنگ مورد قبول اکثریت نسل مخاطب آیه در زمان نزول وحی ، زدن زنان را به عنوان اولین گزینه ی تنبیهی ، پذیرفته بود . این مطلب چندان رایج بود که به هنگامه ی شروع زندگی مشترک ، مردان عرب با « شمشیر و تازیانه » خود و یا حجله ی خویش را می آراستند تا به شریک تازه ی زندگی خویش و بستگان و هم قبیله ای های خویش بفهمانند که ؛ « شمشیر را برای حفظ امنیت اهل منزل از مهاجمان خارج از خانه بکار می گیرند و تازیانه را برای حفظ امنیت اهل منزل از مهاجمان داخل خانه بکار خواهند گرفت » ( نگاه کنید به ؛ زمخشری ، الکشاف ۱/۵۲۵ . تفسیر الثعلبی ۳/۳۰۳ ) .

این روش تنبیهی شدید و خشونت بار ، محیط زندگی را برای زنان ، بسیار نامطلوب ساخته و آنان را همچون بردگانی در اختیار شوهران قرار داده بود .

ب ) روش شریعت محمدی (ص) در نفی عادات و آداب و سنن ناپسند ، عمدتا بر اساس نفی مطلق عادات و سنن نبوده است . در اکثر موارد با ارائه ی راهکارهای مناسب و جایگزین ، سعی در فرهنگ سازی و تغییر عادات داشته و با اظهار کراهت و غیر اخلاقی جلوه دادن رفتارهای ناپسند ، به مبارزه ی منفی با آن پرداخته است .

در اینگونه مسائل ، بخاطر موانع ذهنی ( عدم رشد آگاهی و علم ) یا خارجی ( مثل رواج شدید منطقه ای یا بین المللی )گرچه اقتضای تحریم وجود نداشته ، ولی با ناپسند شمردن اخلاقی آن ، نامطلوب بودن آن از منظر شریعت را آشکار ساخته تا ابتدائا زمینه ی ذهنی لازم را برای نفی راهکارهای ناپسند ایجاد کرده و اقتضای نفی عملی آن را در مراحل بعدی فراهم گرداند .

مثلا در قضیه ی « برده داری » که امری رایج در سطح همه یا اکثریت ملل آن زمان بود ، شریعت محمدی (ص) به تحریم آن نپرداخت ، ولی با پیش بینی های بسیار برای آزاد کردن بردگان ( در احکام مختلف شریعت ) و توصیه های مکرر و مؤکد بر مطلوبیت شدید و ثواب عظیم « آزاد سازی بردگان » و مکروه شمردن شغل « آدم فروشی » و … صراحتا از نامطلوب بودن « برده داری » در دیدگاه شریعت ، خبر داده است .

یعنی هیچ کس نمی تواند مدعی شود که ؛ « اسلام مبلغ و مشوق برده داری بوده و آن را پدیده ای مطلوب دانسته است » چرا که « مجوز ارتکاب آن را داده است » بلکه می توان با صراحت از « نامطلوب بودن برده داری در شریعت محمدی (ص) و تلاش فراوان شریعت برای پایان بخشیدن به آن از جنبه های فرهنگی و عملی » سخن گفت و آن را به اثبات رساند .

در خصوص « زدن زنان » نیز بررسی این نکته که ؛ « دادن مجوز برای ارتکاب آن » آیا دلیل مطلوبیت است یا صرفنظر از نامطلوب بودن آن ، به عنوان یک واقعیت رایج ، تنها به منزله ی « عدم تحریم » است که منافاتی با « نامطلوب بودن اخلاقی » و « مکروه بودن شرعی آن » ندارد ؟

تردیدی در این مطلب نیست که ؛ « موردی که از نظر شریعت ، ناپسند است ، گاه در حدی از ناپسندی است که “تحریم” می گردد و گاه آنچنان شدت و لزوم و اقتضائی ندارد که تحریم گردد بلکه “مکروه” شمرده می شود » .

پ ) با توجه به اینکه اولین یا عمده ترین راهکار رایج در جامعه ی شبه جزیرة العرب عصر نزول وحی ، زدن زنان بوده است ، قدم اول شریعت محمدی (ص) پیش کشیدن راهکار های منطقی و معقولی چون « پند و اندرز و ترک همبستری » و توصیه به بهره گیری از آن ها و لازم شمردن تأخیر در بهره گیری از « زدن زن » تا آخرین مرحله ( و پس از به نتیجه نرسیدن راهکارهای دوگانه ی پیش از آن ) بوده است .

به عبارت دیگر ؛ « پیشنهاد های شریعت محمدی (ص) جایگزینی برای عادت زشت اهل حجاز در زدن زن بود » . البته برای اینکه عادت آنان را تحریم نکرده باشد ، به عنوان آخرین گزینه ، استفاده از آن را مجاز شمرده است .

ت ) با توجه به روایات و رویکردهای پیامبر (ص) و ائمه (ع) نسبت به این قضیه ، روشن می شود که مفسران رسمی شریعت ، « زدن زن » را از نظر اخلاقی ، شدیدا نامطلوب ارزیابی کرده اند .

از پیامبر خدا در مورد همین آیه نقل شده است که ؛ « افراد نیکوکار هرگز زن خود را نمی زند » ( روى ابن نافع عن مالک عن یحیى بن سعید أن رسول الله صلى الله علیه وسلم استؤذن فی ضرب النساء فقال : اضربوا ، ولن یضرب خیارکم.// ابن العربی ، أحکام القرآن ۱/ ۵۳۶ ) .

در روایتی دیگر از پیامبر خدا (ص) نقل شده است که ؛ « إضربوهنّ ، و لایضرب إلاّ شرارکم = زنان را بزنید ، ولی نمی زند زنان را مگر افراد شرور » ( کنزالعمال ۱۶/۳۳۶ ) .

آیا اسلام به « شرارت » فرا می خواند یا به « نیکوکاری » ؟!! آیا می توان تردید کرد که شریعت محمدی (ص) دعوت به نیکوکاری می کند و از شرارت ، شدیدا پرهیز می دهد ؟!! ( نگا ه کنید به ؛ جامع احادیث الشیعة ۲۰/۲۵۰ ؛ قوله صلى الله علیه وآله : ان من شر رجالکم ، الضارب اهله وعبده )

در جایی دیگر ، پیامبر خدا (ص) با توجه به ضرورت روابط عاطفی زن و شوهر ، شدیدا نسبت به زدن زن ، از نظر عقلی و اخلاقی استبعاد می کند ( عن عبد الله بن زمعة ، قال : قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم :« أیضرب أحدکم إمرأته کما یضرب العبد ثم یجامعها فی آخر الیوم ». // محیى الدین النووی ، المجموع ۱۶ /۴۵۰ ) .

همین مضمون را در روایات شیعه از ائمه ی هدی (ع) نیز می بینیم ( الحر العاملی ، وسائل الشیعة ۲۰ جلدی  ۱۴ / ۱۱۹ ).

ادامه دارد …..


Article printed from شریعت عقلانی – احمد قابل: http://www.ghabel.net/shariat

URL to article: http://www.ghabel.net/shariat/1385/04/03/483

مطالب مورد نظر متعلق به سایت شخصی احمد قابل بوده و برداشت و استفاده از این مطالب با ذکر منبع بلا مانع است