برتری مردان ، آری یا خیر ؟ ( بخش ۱ )

در آیه ی ۳۴ سوره ی نساء آمده است ؛ « الرّجال قوّامون علی النّساء بما فضّل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم ، فالصّالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله ، و اللاتی تخافون نشوزهنّ ، فعظوهنّ و اهجروهنّ فی المضاجع و اضربوهنّ ، فإن اطعنکم فلا تبغوا علیهنّ سبیلا ، انّ الله کان علیّا کبیرا = مردان “بسیار قائم به امر ” زنان اند ، بخاطر زیادتی که برخی بر دیگران دارند و بخاطر نفقه ای که از اموالشان پرداخت می کنند ، پس زنان نیکوکار کسانی اند که نسبت به حق خاضع اند و در پناه امن خداوندی ، نگهبان نهان زندگی اند . زنانی که ایمن از « سرکشی آنان نسبت به ترک معروف و ارتکاب منکر » نیستید را ابتدائا پند دهید و ( اگر مؤثر نشد ) همخوابی با او در بستر را ترک کنید و ( اگر بازهم مؤثر نشد ) او را بزنید ، پس اگر ( در هریک از مراحل ) شما را ( در اتباع معروف و اجتناب از منکر ) اطاعت کرد ، راه ستم بر او را در پیش نگیرید ، همانا برتری و کبریایی از آن خداوند است » .

در این آیه ، چند نکته مورد توجه قرار گرفته است ؛

۱- مردان را « بسیار قائم به امر زنان » معرفی کرده است ( قوّام ، وقیام . ومعناه : إنهم یقومون بأمر المرأة / التبیان ۳ / ۱۸۹ . نگاه کنید به کتاب ؛ تفسیر المیزان ۴ /۳۴۳ ) . در حقیقت می توان گفت : « مردان را ” گماشته ی زنان ” قرار داده است » .

۲- فضیلت مورد نظر این آیه ، به معنی ؛ « فضیلت مطلق نوع مرد بر نوع زن » نیست ، بلکه مقصود آیه ، فضیلتی است که خداوند « به برخی از مردان و زنان ، نسبت به برخی از مردان و زنان دیگر » داده است ، چرا که استعمال ضمیر « هم » در « فاضل و مفضول » یکسان است . یعنی عبارت اصلی ( مطابق قواعد زبان عربی ) از نظر معنی چنین است که ؛ « بما فضل الله بعضهم علی بعضهم » . ( توجه شود که در زبان عرب ، حذف مضاف الیه ، در جایی که مقصود گوینده آشکار باشد یا قبلا در جمله آمده باشد ، شایع است ) .

در این سخن که مراد قرآن « بعضهم علی بعضهم » است ، تردیدی نیست . برفرض که کسی تردید کند ، نتیجه ی تردید او حد اکثر  آن خواهد بود که مراد آیه را « بما فضل الله بعضهم علی بعضهن » بداند . در این صورت ، معنی آیه این خواهد شد که ؛ « قوّام بودن مردان بر زنان ، بخاطر فضیلتی که خدا بعضی مردان را بر بعضی از زنان داده است » . آیا از این عبارت قرآن ، می توان فهمید که ؛ « همه ی مردان بر همه ی زنان برتری دارند ؟!! » .

در حقیقت ، آنچه موجب بحث و اختلاف گردیده این است که ؛ « آیا از تفضیل بعض بر بعض ، می توان به تفضیل کل نوع مذکر بر کل نوع مؤنث رسید ؟!! » . آیا رویکرد « تعمیم فضیلت برای همه ی مردان بر همه ی زنان » برخلاف رویکرد صریح قرآن نیست که تنها « بعضی از مردان را بر بعضی از زنان » برتر شمرده است که مبتنی بر پذیرش « امکان منظقی برتری برخی زنان بر بعضی از مردان » است .

آنان که چنین تحمیلی را به « متن صریح قرآن در این آیه » روا می دارند ، یا متکی به دلایلی دیگر اند و یا بدون دلیل ، تصور خویش را به قرآن ، تحمیل می کنند . اگر دلایل دیگری دارند ، باید به سراغ آن ها رفت و آن دلایل را نیز مورد بررسی دقیق قرار داد تا معلوم گردد که چه مقصود و مفهومی را اثبات می کنند .  

در این آیه ، اختلافی که یاد شد ، پا برجا است . برای نمونه ، به نوشته ی « فقیه مقداد سیوری » در کتاب « کنز العرفان ۲/۲۱۲ » توجه کنید که به آن تصریح کرده است و به نقل از برخی دانشمندان ، اطلاق فضیلت را نسبت به همه ی مردان بر همه ی زنان ، انکار کرده است . ( … و إنّما لم یقل بما فضّلهم علیهنّ ؟ قال بعض الفضلاء : لأنّه لم یفضّل کلّ واحد من الرّجال على کلّ واحدة من النساء ، لأنّه کم من امرأة أفضل من کثیر من الرجال . و إنّما جاء بضمیر المذکّر تغلیبا فیدخل الرّجل المفضّل و المرأة المفضّلة . قال : و لا یلزم من تفضیل الصّنف على الصنف ، تفضیل الشخص على الشخص .

قلت : فحینئذ لا یکون فی الآیة دلیل على تفضیل الصّنف الّذی هو عین المدّعى ، لأنّه إذا کان بعض اشخاص الرجال أفضل من بعض أشخاص النساء و بالعکس ، فأیّ دلیل على تفضیل الصنف على الصنف الآخر الّذی هو المراد ؟ فالسؤال باق على حاله ) .

۳- به نظر می رسد که جای فاضل و مفضول در این آیه ، با تصور پیروان شریعت تغییر کرده باشد ، چرا که افراد « قائم به امر غیر یا گماشته ی دیگران » خادمان « غیر و آن دیگران » شمرده می شوند و نه اربابان آن ها .

اگر مقصود آیه در تعیین فاضل و مفضول را مجمل و مبهم بدانیم ، در متن آیه ، سخن از « بما انفقوا من اموالهم » نیز به عنوان علت دوم « قوّام بودن مردان » آمده است . اکنون باید پرسید که ؛ « کسی که موظف به پرداخت هزینه های دیگری است ، مفضول شمرده می شود یا افضل ؟!! » . خصوصا اگر به متن دستور العمل های شرعی در خصوص حقوق زن و شوهر مراجعه شود ، که نه تنها زن را موظف به هیچ گونه کار بدنی برای شوهر ، زندگی مشترک و حتی فرزندان خویش نکرده است ( مثل غذا پختن ، لباس و ظرف شستن ، بچه شیر دادن و … ) بلکه او را همچون فردی صاحب جلال و جبروت ، مخدومه ی  خانواده قرار داده است و این مرد است که یا باید خود خادم زن و همسر خویش باشد و یا برای او خادمانی بگیرد تا کارهای او را در منزل و بیرون از منزل انجام دهد .

این رویکرد شریعت را می توان نشانه ای برای تعویض جای فاضل و مفضول ، در مصداق آیه ی مورد نظر قرار داد و گفت : « چون خداوند ، زنان را در مسأله ی زندگی مشترک ، بر مردان فضیلت داده است و مردان را موظف به تهیه نیازهای مختلف زنان گردانده و تأمین هزینه های زندگی مشترک و فرزندان مشترک را بر عهده ی مردان قرار داده است و آنان را به خدمتگذاری مستقیم نسبت به زنان یا تأمین هزینه برای استخدام خادمان برای ایشان ، موظف کرده است ، برای جلوگیری از تحقیر مردان و ایجاد تناسب و شرایط نسبتا برابر ، تنها مدیریت زندگی را به مردان داده است تا در مقابل فضائل شمرده شده برای زنان ، فضیلت مختصر مدیریت زندگی را سهم مردان قرار داده باشد و در این صحنه ی تفاضل ، مردان بی بهره نمانده باشند » .

ادامه دارد …

۲ نظر برای این مطلب

  1. شما ضمن دریافت در پی حقیقت ایه گاها گرفتار عدم ارتباط مفهوم میشوید اولا کلمه قوام  به معنی نهقدرت است ونه برتری ونه معنی ترحک بلکه قوام یک رابطه علمی وشیمی وساخت هویت جدید است چنانکه تخمک زن واسپرماتوزئید هم به تنهایی قادر به حیات نیست ولی باهم شکل وهویت قادر به حیات می یابد واین به معنی فرم وثبات است مثلا شما شکر را در اب میریزید وضمن پختن مرحله ای که قوام میگیرد  که دیگر نه آب است ونه شکر بلکه یک ترکیب جدید با دوخاصیت قبلی هم درش مستتر است قوام را خارج از علم معنی نکنید دوما در ایه ای دیگر خداوند میفرماید زنان را برای ارامش جنس دیگر خلق کرده پس ببینید برداشت شما با رابطه زن ومرد نه قدرت ونه نسلط ونه ترحم است وبلکه ترکیب وفرم مجموعه ای دیگر است  واین رجل ونسائ هم لغت خاص است وبس .وقتی شما قدرت را جای علم میگذازید کار به اشکال برمیخورد

  2. پس شما قران را با علم واز راه علم عمیق وبدون اشکال خواهید بود وبعد هم به عقل خود رجوع کنید زنی  که زاینده وپرورشدهنده  مرد است میتواند در کل از شخیصیت دون از مرد برخوردار باشد که بیمعنی است دوم آیا زنی که صاحب علم وعقل وسالها پیشرفت علمی دارد مثلا اورا قابل مقایسه با یم آدمی که مرد باشد ولی از علم عقل بی بهره باشد کدام افضل هستند همین زنان تحصیل کرده واندیشه ور ایران مگر قابل مقایسه با حکمان مستبد ضد اخلاقی وضد مردمی قابل سنجش است تا به علم وعقل رجوع نشود به حقیقت نخواهید رسید