در مورد پوشش – حجاب – ۲

روایات ائمّه اهل بیت علیهم السلامنیز در این باره که زن مسلمان باید کاملاً پوشیده‌باشد و فقط وجه و کفّین او،مستثنی است، نزدیک به تواتر رسیده‌است (چنانکه در تفسیر برهان بحرانی، در ذیل آیه ۳۱ سوره نور و مجلّد ۲۹ جواهر و مجلّد ۱۴ وسائل دیده می‌شود). با وجود اینها، چهشده که جناب آقای قابل به رأی شگفت خود روی آورده‌اند؟

کاش ایشان روشن می کردند که ؛ ۱- « حد تواتر » از نظر ایشان چیست ؟ ۲-  آیا همه ی آن روایات در خصوص « ستر از نظر » وارد شده اند یا برخی از آن ها مربوط به « ستر صلاتی » است ( که ایشان به عدم تلازم و ارتباط بین این دو گونه ی پوشش قائل اند ) ؟ ۳-  آیا مبتلا به معارض هستند یا خیر ؟ ۴- اگر مبتلا به معارض باشند ، مقتضای قواعد علمی در این خصوص چیست ؟ 

مایلم به اطلاع برسانم که ؛ هیچ امر عجیبی اتفاق نیافتاده است ، چرا که بزرگان فقه و حدیث ( که در متن مقاله به برخی از آن ها اشاره کرده بودم و ظاهرا مورد توجه منتقد محترم واقع نشده است ) به عدم وجود دلایل اطمینان بخش نقلی ( روایات ) بر وجوب پوشش سر و گردن ، اقرار کرده اند و برخی دلائل غیر صریح را نیز مبتلا به معارض دانسته اند .

برای نمونه ، مجددا برخی اظهارات ( شگفت آور !! ) آنان را گزارش می دهم ؛

۱-  مرحوم محمد باقر مجلسی ، در بحث « وجوب ستر عورت » و پس از نقل کلام برخی علماء مثل ابی الصلاح حلبی و ابن جنید در مورد اصل ستر عورت ، می نویسد ( بحار الانوار ۸۳/۱۸۰ ) ؛

ثم انه لیس فی کلام الاکثر تعرض لوجوب ستر الشعر . و استقرب الشهید فی الذکری الوجوب و هو احوط = سپس بدان که در بیانات اکثر فقهای شیعه ، سخنی در مورد « وجوب پوشش مو » وجود ندارد . شهید اول ، وجوب پوشاندن مو را نزدیک به واقع دانسته ، و این رویکرد او با احتیاط ، سازگار تر است .

الف ) علامه مجلسی ، در جایی که سخن از اصل وجوب ستر عورت است و بیان مصادیق آنچه در نماز یا غیر نماز باید پوشانده شود ( التی یجب سترها فی الصلاة و غیرها . بحار الأنوار ۸۳/۱۷۷ ) ، می گوید : در عبارات اکثر فقهای شیعه ، مطلبی دال بر « وجوب پوشش مو » دیده نمی شود .

ب ) خود او نیز پس از توجه به تمامی ادله و سخنان فقهاء ، فتوای قطعی به « وجوب پوشش مو » نمی دهد ، بلکه مبتنی بر روش کلی « اخباریان » احتیاط می کند .

پ ) با توجه به اینکه اخباریان شیعه ، عمدتا به روایات  مراجعه می کنند و آنها را مبنای حکم شرعی می شمارند و در این راه ، معمولا به روایات غیر معتبر ه نیز اعتماد می کنند ، باید پرسید ؛ چه اتفاقی افتاده است که یکی از آشنا ترین فقهای اخباری شیعه که جامعترین مجموعه ی حدیث شیعه ( بحار الانوار ۱۱۰ جلدی ) را ایجاد کرده و از هر کس دیگری به اخبار شیعه آشنا تر است ، آخر الامر به احتیاط روی می آورد و مستندی برای « فتوا » و « حکم صریح در خصوص پوشش مو » پیدا نمی کند ؟

۲-  مرحوم مقدس اردبیلی در این خصوص می نویسد ( مجمع الفائدة و البرهان ۲/۱۰۵ ) ؛

و لولا خوف الاجماع المدعی ، لامکن القول باستثناء غیرها من الرأس و مایظهر غالبا ، فتامل … و الجمع بین الادلة ایضا بالحمل علی الاستحباب طریق واضح ، فتامل = اگر ترسی از اجماع ادعایی نبود ، امکان منطقی استثنای غیر صورت و دست ها ، یعنی سر و چیزهای دیگری که در اغلب اوقات آشکار بوده اند نیز وجود داشته و دارد . پس در این نکته درنگ کن… و « جمع بین دلایل » به گونه ای که « حمل بر استحباب » شوند ، روشی روشن و پذیرفته شده است ، پس درنگ کن .

فکر می کنم کلام این فقیه اصولی شیعه در « جمع بین ادلة » و « حمل بر استحباب » و اینکه این روش « طریقی واضح » و شناخته شده و روشمند است ، به حد کافی صراحت در مطلوب داشته باشد . یعنی به روشنی نشان می دهد که صرفنظر از ادعای اجماع ، دلایل اطمینان بخش ( نقلی ) و یکطرفه ای برای قول به وجوب پوشش سر و گردن ، موجود نیست و آنچه وجود دارد ، مبتلای به معارض است و لذا باید به « جمع بین ادله » پرداخت که اقتضائی جز « حمل بر استحباب » ندارد . همچنین عبارت « عدم وجوب ستر الرأس » به حد کافی ، روشنی و صراحت دارد .

۳- مرحوم حاج آقارضا همدانی ، نیز در مورد روایت موثقه ی ابن بکیر از امام صادق (ع) که می گوید : « زن مسلمان آزاده می تواند بدون داشتن پوشش سر ، نماز بخواند » آورده است ( مصباح الفقیه ۱۰/۳۸۵ ) ؛

و لولا اعراض المشهور عن ظاهر هذه الروایة ، لامکن الجمع بینها و بین اکثر الاخبار المتقدمة بالحمل علی الاستحباب = اگر رویگردانی مشهور فقهاء نبود ، امکان منطقی برای جمع دلالی بین این روایات و اکثر روایات پیش گفته وجود داشت که « حمل بر استحباب » شوند .

 

بنابر این در وجود معارض برای برخی روایات مورد استناد صاحب جواهر و امثال او ، نمی توان تردید کرد و شاهد این مطلب ، گرایش به حل تعارض از طریق « الحمل علی الإستحباب = حمل بر استحباب» است .

ضمنا روشن می گردد که « حمل بر استحباب » امری ابداعی و اختراعی احمد قابل نیست ، بلکه مبنایی علمی است که بزرگانی ازفقه شیعه با چند قرن فاصله از زمان ما ، این مطلب را در خصوص « پوشش سر » نیز بکار برده و به ارث گذاشته و رفته اند . بنا بر این ، توجه به مبانی پذیرفته شده و میراث سلف صالح و گزینش علمی در مسائل اختلافی ، امری جدید و خروج از روش و مبنای فقهی رایج نیست .

ناقد محترم چگونه بین ادعای « وجود روایات در حد تواتر » با مدعای « علامه ی مجلسی و مرحوم مقدس اردبیلی و حاج آقا رضا همدانی و … » ارتباط منطقی برقرار می کند ؟!!

راز مطلب اینست که آقای قابلبه کتب فقهی امامیّه رجوع نموده‌اند تا از خلال آنها، حکم حجاب را دریابند ولی دچاراشتباه عجیبی شده‌اند! و به جای آنکه احکام حجاب بانوان را درکتابُالنکاحپیگیری کنند، درکتاب الصلوةتعقیب نموده‌اند! و در آنجا دیده‌اندکه اقلیّتی از فقهای امامیّه لازم ندانسته‌اند که بانوان در حال نماز، سر و گردنخود را بپوشانند. آقای قابل دچار اشتباه شده و حکم زن نمازگزار را به زنی که درخیابان و کوچه و بازار در برابر نامحرمان آشکار می‌شود، تسرّی داده‌اند!

اگر « تسری حکم زن نمازگزار به زنی که در خیابان و کوچه و بازار در برابر نامحرمان قرار دارد » اشتباه عجیبی باشد ، باید به عرض برسانم که ؛ « بیش از ۸۰ درصد فقهای شیعه قائل به تلازم ستر صلاتی و ستر ناظری هستند » . یعنی به این حکم کلی ( تسری ) معتقدند که ؛ « آنچه در نماز پوشاندنش لازم نیست ، در غیر نماز هم پوشاندنش لازم نیست » . ( هرچند به هنگام تعیین مصداق لازم برای پوشش ، حکم به وجوب پوشش سرو گردن کرده اند ) .

یعنی احمد قابل در تصدیق « کبرای کلی » با ۸۰ در صد فقیهان همراه است و در تصدیق « صغرای بحث » ( عدم لزوم پوشش سر و گردن در نماز ) با اقلیتی از فقهای شیعه همراه است . نتیجه ای که از این قیاس شکل اول برای مدافعان نظریه ی اقلیت ( در خصوص موارد لازم برای پوشش در نماز ) پدید می آید چیزی جز « عدم وجوب پوشش سر و گردن در ستر غیر صلاتی » نیست .

برای توجه بیشتر به مسأله ، باید گفت ؛ 

فقیه آگاهی چون مرحوم آیة الله مطهری تصریح می کند که ؛ « فقهای اسلام در باب ستر صلاتی ، به آیه ی سوره ی نور تمسک می کنند که مربوط به نماز نیست ، زیرا آنچه در نماز لازم است پوشیده شود ، همانست که در مقابل نامحرم باید پوشیده شود . و شاید اگر بحثی باشد در این است که ؛ « آیا در نماز ، زاید بر آنچه در مقابل نامحرم باید پوشیده شود ، لازم است پوشیده شود یا نه ؟ » امادر اینکه ؛ ” آنچه در نماز لازم نیست پوشیده شود ، در مفابل نامحرم هم لازم نیست پوشیده شود ” بحثی نیست » ( مسأله حجاب/۲۲۴ ) آیا ناقد محترم معتقد اند که ؛ باز هم اشتباه عجیبی رخ داده است ؟!!

دقت شود که مرحوم مطهری ادعا می کند که بین فقهای اسلام ، در این خصوص که ؛ « آنچه در نماز لازم نیست پوشیده شود ، در مفابل نامحرم هم لازم نیست پوشیده شود » اختلافی وجود ندارد . البته این ادعای ایشان مورد قبول اکثریت بیش از ۸۰ درصدی فقهاء است .

اگر مرحوم صاحب « الحدائق الناضرة ۷/۱۳» ( شیخ یوسف بحرانی ) بگوید : « ان الظاهر من الأخبار و کلام الأصحاب ، ان وجوب الستر عن الناظر المحترم و کذا فی الصلاة ، امران متلازمان = همانا ظاهر بیانات فقهای شیعه این است که ؛ وجوب پوشش از ناظر نامحرم و پوشش در نماز ، دو امر متلازم با یکدیگر اند » باز هم اشتباه عجیبی رخ داده است ؟!!

اگر علامه ی حلی تصریح کرده است که ؛ « یجب ستر العورة عن العیون،لقوله (ع):«لعن الله الناظر والمنظور الیه»سواء الصلاة و  غیرها اما الحرةالبالغة فجمیع بدنها عورة الا الوجه والکفین والقدمین = واجب است ستر عورت از دید نامحرم ، به خاطر سخن پیامبر خدا (ص) که ” از رحمت خدا دور باد کسی که نگاه کند و کسی که به او نگاه می شود ” و این حکم ، در نماز و غیر نماز مساوی است … و زن آزاده ی بالغه ، تمامی بدنش عورت است بجز صورت و دست ها تامچ »  ( نهایة الاحکام ۱/۳۶۶ ) آیا ایشان هم اشتباه عجیبی مرتکب شده است ؟!!

و اگر آیة الله محمد تقی بهجت در کتاب « بهجة الفقیه » حکم کلی اتحاد ساتر و مستور در نماز و نظر را مکررا تصریح می کند ، [ مثل ؛ اتّحاد الحکم فی النظر و الصلاة » (ص : ۳۷۳ ) و « الساتر فی النظر و الصلاة ، و قد مرّ أنّ الأصل اتّحادهما فی الساتر و المستور إلّا بدلیل » (ص : ۳۸۴ ) و « المرتکز اتّحاد الساتر الصلاتی و النظری ، و المستور فی الصلاة و عن النظر ، إلّا أن یدلّ دلیل على الخلاف » (ص : ۳۸۶ ) و ... ] آیا اشتباه عجیبی کرده است ؟!!

بنا بر این ، حکم کلی ؛ « تسری  آنچه در نماز پوشاندنش لازم نیست ، به پوشش در کوچه و خیابان » مورد قبول اکثریت ۸۰ در صدی فقیهان است و هیچ تعجبی هم ندارد .

گرچه در مورد مصادیق لازم برای پوشش در نماز ، اکثریت بیش از ۸۰ درصدی فقیهان اهل اسلام ، بر لزوم پوشش سرو گردن در نماز ، فتوا داده اند . پس از نظر آنان ؛ « در کوچه و خیابان هم باید سر و گردن را بپوشانند » .

 

با اینکهزن نمازگزار لزوماً در برابر نامحرم نماز نمی‌خواند و این دو مسئله با هم تفاوتدارند و نباید آنها را قیاس به یکدیگر نمود. ملاحظه شود که جناب آقای قابلنوشته‌اند:

« ایشان (صاحب جواهر) از قول شهید اوّلدر الفیّه و صاحب مدارک نقل می‌کند که نظر آنان عدم وجوب پوشش سر و گردن است ومی‌نویسد: قاضی ابن براج، عدم وجوب پوشش مو را به بعضی از علمای شیعه نسبتداده‌است». آنچه را که آقای قابل آورده‌اند در جزو هشتم جواهر در کتاب الصلوةمی‌توان یافت که تحت عنوانفی وجوبِ سِتْرِ الرَّأسِ لِلْمَرْأةِفی الصَّلوةیعنی «در اینکه واجب است زن، سر خود را در نماز بپوشاند »آمده‌است! (و این، رأیِ اکثریّت علمای شیعی است). آقای قابل با یک قیاس مع‌الفارق،حکم زنی را که در خلوت نماز می‌گزارد با زنی که در میان مردان بیگانه رفت و آمدمی‌کند، یکی دانسته‌اند!

شاید با توضیحات پیشین ، روشن شده باشد که آنچه احمد قابل انجام داده است ، قیاس مع الفارق نیست ، بلکه آنچه منتقد محترم در این عبارات به او نسبت داده اند ، ناشی از انس ذهنی با نظریات رایج و اندکی « کم لطفی ایشان » است ، که امیدوارم این توضیحات ، هرگونه سوء تفاهمی را برطرف کند .

و کوشیده‌اند تا فقهائی را نام ببرند که پوشش سر را درنماز واجب نمی‌شمارند یا از این مسئله با احتیاط یاد می‌کنند و سپس بدانها این نسبترا داده‌اند که فقهای مزبور پوشش سر را برای بانوان در کوچه و بازار هم لازمنمی‌دانند! با اینکه در همان کتاب جواهر می‌خوانیم که اجماع علمای شیعه بلکه امتاسلامی بر این امر استوار است که جز به صورت و دست زنِ نامحرم، بر سر و گردن و دیگراعضای وی نتوان نگریست مگر در حالت ضرورت مانند معالجه و غیره.

 اگر منتقد محترم در جایی از نوشته ی من با عنوان ؛ « در مورد حجاب » به آنچه ادعا کرده اند ، یعنی این ادعای ایشان که ؛ « سپس بدانها این نسبترا داده‌اند که فقهای مزبور پوشش سر را برای بانوان در کوچه و بازار هم لازمنمی‌دانند! » دقیقا ارجاع می دادند تا معلوم می گردید که آیا واقعا من چنین نسبتی به فقهای یاد شده ( که اقلیت را تشکیل می دهند ) داده ام یا این فتوای آنان را به عنوان گزاره ای انتخاب کرده ام که با قرار دادن آن در کنار گزاره ی دیگر ( پذیرش تلازم ستر صلاتی و غیر صلاتی ، که اکثریت ۸۰ در صدی فقهای شیعه به آن قائل اند ) ، مدعی شده ام که ؛ « لازمه ی طبیعی پذیرش آن دو گزاره ، قول به عدم لزوم پوشش سر ، برای بانوان در کوچه و بازار است ، هرچند فقیهان یاد شده ( اقلیت ) هم در مقام عمل و فتوا ، به این لازمه توجهی نکرده و برخلاف آن فتوا داده اند و اگر هم در خلوت به آن ملتزم بوده اند ، در جلوت به آن تصریح نکرده اند » .

البته برخی فقیهان ، مثل مرحوم مقدس اردبیلی در کتاب « زبدة البیان / ۵۴۴ » این مطلب را در حد یک احتمال مطرح کرده و چنین آورده است ؛

 و ایضا ان نظر الی العادة و الظاهر ، خصوصا الفقیرات ، فالعادة ظهور الرقبة بل الصدر و العضدین و الساقین و غیر ذلک . و بالجملة ، الحکم محل الإشکال ، و قد اوضحته فی الجملة فی محله من الفروع فی شرح الإرشاد، فتامل = اگر به عادت و رسم ظاهری زمان نزول آیه [۳۱ سوره ی نور ] نگریسته شود ، خصوصا زن های فقیر ، معمولا گردن و بالای سینه و ساق دست ها و ساق پاها و برخی موارد دیگر نیز پوشانده نمی شد و اجمالا حکم مسأله مورد اشکال است. من این مطلب را مختصرا در بحث های فقهی ( مجمع الفائدة والبرهان فی شرح ارشاد الأذهان ) توضیح داده ام ، پس تأمل کن .

ایشان در کتاب « مجمع الفائدة و البرهان ۲/۱۰۵ » که شرح ارشاد الاذهان است ، می نویسد ؛

و لولا خوف الاجماع المدعی ، لامکن القول باستثناء غیرها من الرأس و مایظهر غالبا ، فتامل….و الجمع بین الادلة ایضا بالحمل علی الاستحباب طریق واضح ، فتامل = اگر ترسی از اجماع ادعایی نبود ، امکان منطقی استثنای غیر صورت و دست ها ، یعنی سر و چیزهای دیگری که در اغلب اوقات آشکار بوده اند نیز وجود داشته و دارد . پس در این نکته درنگ کن… و « جمع بین دلایل » به گونه ای که « حمل بر استحباب » شوند ، روشی روشن و پذیرفته شده است ، پس درنگ کن .

…وبالجملة ، لایخفی تایید هذه الاخبار للاستثناء المتقدم . لان ظاهرها عدم وجوب ستر الرأس ، فکیف القدم ؟ … = خلاصه سخن آنست که ؛ این روایات ، استثنای پیش گفته ( در خصوص صورت و دست ها تا مچ ) را تأیید می کند ، چرا که ظاهر آن ها « عدم وجوب پوشش سر » است ، تا چه رسد به « پا ها » ؟ …

البته بخش اصلی سخن مرحوم « مقدس اردبیلی » را می بایست در « کتاب النکاح از کتاب مجمع الفائدة و البرهان » مشاهده می کردیم که متأسفانه با ادعای « ناخوانا بودن خط ایشان در نسخه ی اصلی » اصولا به چاپ نرسیده است . یعنی این کتاب فقهی ایشان ( که فعلا به چاپ رسیده و در دسترس ما است ) فاقد دو بحث اصلی « نکاح و طلاق » است و قضیه تا آنجا پیش رفته است که ؛ برخی از عالمان شریعت ، پس از رحلت مرحوم اردبیلی از « سید محمد عاملی ، صاحب مدارک » که شاگرد وی بود ، خواستند که بخش ناخوانای کتاب ایشان را باز نویسی کند و او « کتاب نهایة المرام » را در این خصوص نگاشت .

ممکن است که بخاطر « نظریات خاص ایشان در خصوص پوشش لازم در برابر نامحرم » ( که گوشه هایی از آن در متن ، گزارش شد و متفاوت با رویکرد اکثریت فقهای شیعه بود ) عمدا و با بهانه ی ناخوانا بودن متن ، ( از منظری خیرخواهانه ) سانسور شده باشد .

 صاحب جواهر دراینباره می‌نویسد:

« و لا یُنْظَرُ إلی جَسَدِالأجْنَبِیَّةِ وَ مَحاسِنِها أصْلاً إلاّ لِضَرُورَةٍ إجْماعاً، بَلْ ضَرورةً مِنَالمَذْهَبِ و الدّینِ نَعَمْ، یَجُوزُ عندَ جَماعَةٍ أنْ یُنْظَرَ إلی وجْهِها وکَفَّیْها مِنْ دُونِ تَلَذُّدٍ ولا خَوْفِ رَیْبَةٍ أوْافْتِنان» . (جواهر الکلام، ج ۲۹، ص ۷۵ )

یعنی: «بر بدن زن نامحرم و زیباییهایاو اصلاً نباید نگریست مگر برای امری ضروری. و این مسئله مورد اجماع علماء است وبلکه ضرورت مذهب شیعه و بلکه دین اسلام شمرده‌ می‌شود. آری، نزد گروهی از فقهاءجایز است که بر صورت و دو دست زن (تا مچ او) بدون قصد لذّت‌‌جویی نگاه کنند، درصورتیکه بیم نظر ریبه و افتادن در فتنه به میان نیاید » .

آیا ممکن است که همه علماء از یکسوبر  این امر (که صاحب جواهر آورده) اجماع کرده‌باشند و از سوی دیگر به زنان اجازهدهند که با سر  و گردن باز، در معرض دید مردان مسلمان قرار گیرند؟!

 من در هیچ نوشته ای مدعی نشده ام که ؛ « همه ی علماء اجازه می دهند که با سر و گردن باز ، در معرض دید مردان مسلمان قرار گیرند » . تنها ادعای من آن است که مبتنی بر نظر اکثریت فقهای شیعه بر « تلازم ستر صلاتی و غیر صلاتی » ، اگر کسی قائل به « عدم وجوب پوشش سرو گردن زن در نماز باشد » ( همانگونه که گروه کمتری از فقهای شیعه به آن قائل شده اند ) ، علی القاعده باید به « عدم لزوم پوشش سرو گردن در غیر نماز » نیز قائل باشد ( هرچند در مقام فتوا ، التزام به نتیجه ی طبیعی دو گزاره ی فوق الذکر ، کمتر دیده شده است ) . 

واضحست که اگر قرار بود سر و گردنزنان در منظر عام نمایان باشد و در عین حال مردان موظّف شوند که بدانها ننگرند، چهعُسر و حرج شدیدی برای مردان مسلمان پیش می‌آمد که با آیه: ما جَعَلَ علیکُمفی‌الدّین مِنْ حَرَجٍ (حج: ۷۸) ابداً سازگر نیست.

نمی دانم نظریات فقیهانی چون مرحوم آیة الله حکیم ، مرحوم آیة الله خوئی ، آیة الله سیستانی و … از مراجع معاصر ، که فتوا به جواز نگاه بدون ریبه به مواردی از بدن زنان غیر مسلمان که معمولا نمی پوشانند ( مثل ساق پا ، ساعد ، سر و گردن ) یا زنان مسلمانی که به احکام اسلامی در این خصوص ، عمل نمی کنند ( که در روایت هم از آنان با عنوان ؛ « اللآتی لاینتهین اذا نهین » یاد شده است ) چه مشکلی با رویکردهای شریعت محمدی (ص) دارند که به آنها اعتنایی نمی شود و سخن از « عسر و حرج شدید » به میان می آید . به عبارت دیگر ، فرض مورد نظر منتقد محترم ، با توجه به تصریح فقهای بزرگ شیعه در خصوص جواز نظر ، از نوع « سالبه ی به انتفای موضوع » است .   

من از جناب آقای قابلو همفکرانشان می‌خواهم که در این مسئله، تجدید نظر نمایند و شرط انصاف و دقّت را بیشتررعایت فرمایند .

و من نیز از خدای بزرگ می طلبم که توفیق عمل به توصیه ی ایشان را به من عطا کند تا مستمرا در این مطلب بیاندیشم و به نقدهای علمی ، توجه کنم و اگر خطایی کرده ام ، متوجه شده و از آن برگردم . گرچه این مسئولیتی است که متوجه همه ی کسانی است که به اسم شریعت و در باره ی آن ، اظهار نظر می کنند . به امید توفیق در مسیر رضای حضرت حق ، از توجه همگان به این مسأله تشکر می کنم و دعای همیشگی را تکرار می کنم که ؛

خدایا چنان کن سر انجام کار /// تو خوشنود باشی و ما رستگار

والسّلام

تهرانمصطفی حسینی طباطبائی

دیماه ۱۳۸۴

احمد قابل ……………………. ۵ خردادماه ۱۳۸۵ ………………………. مشهد

۲۷ نظر برای این مطلب

  1. با اجازه لینک شمارو گذاشتم

  2. با اظهار ادب لازم بود اینهایی که شما گاهها در نظرات مورد ارجاع قرار میگیرند ومدرس وایت لله دینی میدانند مورد نقد قرار دهید

    طباطبایی در عین حال،‌ به کسانی که حاضر نیستند حجاب را رعایت کنند، توصیه کرد که از کشور بیرون روند چون در کشور اسلامی مثل ایران جایی برای آنها نیست.»این جمله انسان را یاد شاه میاندازد که گفت انهایی که ناراضی هستند مثل موش بیرون میاندازم ویاد ادعای خمینی که گفت پارسپورت انها رابدهید بروند نگفت اینها بودند که مرا از تبعید نجات دادند خلاصه نظر مکارم را که حجاب اچار فرانشه شده میگوید قبلا فروع دین بوده حال اصول دین است این دین واین اصول وفروع را چگو.نه میبینید

  3. به نام خدا

    آقای طباطبائی نماینده ی مجلس که پیشنهاد خروج از کشور را به برخی خانم ها داده اند َ شهرت شان «‌حسینی» نیست و نام کوچک شان « مهدی » است ولی منتقد محترمی که پاسخ شان را داده ام با نام و شهرت « مصطفی حسینی طباطبایی » شناخته می شوند . بنابر این باید دقت شود .

    با تشکر

  4. اقای قابل خیلی جالب که هیچ نظری راجع به نا ارامیهای تبریز و دانشگاه واخیرا بسته شدن روزنامه اذر ابادگان به مانند استاد خود ندارید(شاید این هم یکی از اصل عزیز شما یعنی تقیه است!؟)

  5. شبهاتی در سایتها و وبلاگ های مختلف مطرح شده است که مخاطبان محترم پاسخ آنها را از استاد درخواست نموده اند ایشان پس از ملاحظه کامل پاسخ ها را ارائه فرمودند از آن جمله :

    ((پاسخ استاد در رابطه با حجاب و پوشش به جناب آقای قابل))

    به جهت سوالات متعدد راجع به مطالب جناب آقای قابل توسط مخاطبان محترم از محضر استاد , معظم له پاسخ سوالات مطرح شده را چنین بیان فرمودند :

    در نوشتاری از جناب آقای قابل ضمن بیان بعضی از ادله پو شش سروگردن را مستحب دانسته اند که به نکاتی در رابطه با مطالب این نوشتار اجمالا اشاره میشود.

    ۱_ جناب آقای قابل اولین نکته ای را که مطرح فرموده اند این است که اصل پوشش عورت بر مرد و زن مسلمان واجب است تو ضیح مطلب اینکه :

    در مورد مصداق عورت اختلافی نیست . در مورد المرأه کلها عوره مقصود پوشش بدن هست که، مانند عورت واجب است که باید پوشاند, لکن در خود مصداق عورت که کدام قسمت از بدن زن عورت است اختلافی نیست.

    و این روایت در عورت اصطلاحی مستفاد نخواهد بود

    چنان که ایشان نیز در قسمت دوم به این نکته اشاره کرده اند

  6. ۲_ آقای قابل در قسمتی دیگر دلیل خود را بر استحباب شرعی پوشاندن سرو گردن چنین فرموده اند که :

    تمامی فقهای اسلام پوشاندن سرو گردن را بر زنان مسلمانی که برده بودند واجب نمی دانند بلکه مانندشیخ صدو ق و گروهی از علمای قم (در زمان شیخ صدوق) پوشش سر را بر زنان برده حرا م می شمردند در حالیکه پوشاندن عورت بر آنان نیز واجب بود.

    جواب : به روشنی مشخص است که برای زنان برده دلیل خاص وجود دارد که قابل تعمیم بر عموم زنان نیست.

    ۳_ ایشان گفته اند: فقها در مصداق عورت (به خصوص در مورد زنان) اختلاف نظر دارند.

    ابن جنید اسکافی از فقهای نامدار شیعه و همردیف اساتید شیخ مفید مصداق عورت در زن ومرد را یکسان و مساوی دانسته اند.

    جواب : ابن جنید منظورش از عورت همان عورت اصطلاحی است, یعنی همان قسمت که در مرد به عنوان عورت است( دبر و قبل) برای زن نیز همین است و بحث ابن جنید اصلا ربطی به بدن و سر و گردن ندارد.

    و باید توجه داشت که فقهاء شیعه پوشش سرو گردن  را به دلیل  ‹‹ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن›› (زیر گردن)  واجب می دا

  7. شبهاتی در سایتها و وبلاگ های مختلف مطرح شده است که مخاطبان محترم پاسخ آنها را از استاد درخواست نموده اند ایشان پس از ملاحظه کامل پاسخ ها را ارائه فرمودند از آن جمله :

    ((پاسخ استاد در رابطه با حجاب و پوشش به جناب آقای قابل))

    به جهت سوالات متعدد راجع به مطالب جناب آقای قابل توسط مخاطبان محترم از محضر استاد , معظم له پاسخ سوالات مطرح شده را چنین بیان فرمودند :

    در نوشتاری از جناب آقای قابل ضمن بیان بعضی از ادله پو شش سروگردن را مستحب دانسته اند که به نکاتی در رابطه با مطالب این نوشتار اجمالا اشاره میشود.

    ۱_ جناب آقای قابل اولین نکته ای را که مطرح فرموده اند این است که اصل پوشش عورت بر مرد و زن مسلمان واجب است تو ضیح مطلب اینکه :

    در مورد مصداق عورت اختلافی نیست . در مورد المرأه کلها عوره مقصود پوشش بدن هست که، مانند عورت واجب است که باید پوشاند, لکن در خود مصداق عورت که کدام قسمت از بدن زن عورت است اختلافی نیست.

    و این روایت در عورت اصطلاحی مستفاد نخواهد بود

    چنان که ایشان نیز در قسمت دوم به این نکته اشاره کرده اند.

  8. ۵_ از دلایل علمی جناب آقای قابل نظر صاحب جواهر است که فرموده : پوشاندن موی سر مطابق با احتیاط بلکه قول  قوی تر است.

    جناب آقای قابل باید عنایت  می فرمودند که این جمله نیز نظر فقهی یک فقیه است و از نظر علمی نمی توان ا زآن به عنوان دلیل استفاده کرد، علاوه بر این که با فتوای صاحب جواهر که فرموده : پوشاندن  سرو گردن مطابق با احتیاط بلکه قوی تر است نمی توان او را مؤیداین نظر که : پوشاندن سرو گردن مستحب است گرفت بلکه نظر صاحب جواهر کاملا مخالف استحباب و مؤید تحقیقا وجوب است، چرا که:

    اولا: اگر چه فتوای صاحب جواهر دلیل بر استنباط نیست ولکن با بیان کلمه اقوی فتوای صاحب جواهر نیز بر وجوب تعلق دارد که فتوابه حساب می آید .

    ثانیا : پوشاندن  مو به نظر صاحب جواهر اجماعی است و حرف ناقص نقل شده است و علاوه بر آن آیه پوشش سرو گردن صراحت دارد و برفرض محال اگر اجماع را بپذیریم  چون مخالف با آیه است قابل  قبول نیست.

  9. ۴_ از دلایل جناب آقای قابل این جمله است: قاضی ابن براج عدم پوشش سرو گردن را به بعضی علمای شیعه نسبت داده است!

    اینجانب از جناب آقای قابل و همه خوانندگان توقع دارم برایم توضیح دهند آیا نسبت دادن نظری فقهی به وسیله یک فقیه به بعضی علمای شیعه از نظر علمی و منطقی به چه کیفیت به عنوان دلیل و برهان که اثبات کننده امری شرعی یا ادعائی علمی است قابل اثبات است، مگر نه این است که دلیل و برهان حقیقتی استوار و محکم برای اثبات مدعاست و نسبت دادن یک نظر به افرادی که نامی ازآنان برده نشده و برفرض برده می شد نمی تواند به عنوان دلیل برای اثبات حکم یا یک مسئله علمی و فرضیه مورد استناد قرار گیرد. حال برفرض صحت نسبت به ابن براج مگر هر نسبتی، به عنوان دلیل معتبر ذکر میشود که قابل استفاده باشد.

  10. به این نکته نیز توجه کنید این آیة سورة احزاب مربوط به پوشش بدن است که شأن نزول آن دربارة زنان اشرافی عرب است که لباس بدن نما می پوشیدند که  امر به پوشش یا جلباب که در لغت به معنی قمیص واسع و پیراهن گشاد است می باشد  که ادامة آیه هم صراحت بر این معنا دارد و دلیل بر عدم پوشش سر و گردن نخواهد بود.

    ۷_ آقای قابل در جای دیگر بیان کرده اند که : از مجموع این بررسی روشن میشود که مساله اختلافی است و اجماع مسلمانان در این امر (پوشش سروگردن) محقق نشده است.

    جواب : باید توجه داشت که از این مسائل عدم اجماع حاصل نمی شود و در فرض حصول،  مخالف صریح آیه است. لذا این اجماع حجیت نخواهد داشت

  11. آیه ۵۹ که دستور می دهد زنان پیامبر و دختر انش و همه زنان اهل ایمان سرو گردن و سینه خود را در برابر نامحرمان با جلابیب که پوششی نزدیک به چادر است بپوشانند و معمولا زنان مومن مصری و تونسی و مراکشی بر اساس همین آیه استفاده می کنند، فلسفه و علت و دلیلش که در خود آیه بیان شده این است که به وسیله نامحرمان کوچه و بازار و خیابان و معابر و مراکز عمومی از نظر زیبایی و  وجاهت  ودلبری شناخته نشوند و نهایتا  مورد آزار چشم و زبان و اطوار گرفتاران شهوت بی قید و بند و هرزهای جامعه و مردم سست ایمان نشوند چنان که امروزه دختران و زنانی که موی و سینه و گردن و طراوت و زیبائی شان در معرض دید عموم است و مورد آزار اکثر بینندگان اند و مورد نگاه آلوده و آزار قرار می گیرند.

  12. ۶_ جناب آقای قابل فرموده اند : برخی آیات و روایات معتبره ظهور در عدم وجوب دارند ، مانند آیه( ۵۹ سوره اعراف) گر چه آیات و روایاتی نیز وجود دارند که لزوم پوشش سر را یاد  آوری می کنند.

    از جملات جناب آقای قابل  این معنا صریحا استفاده می شود که نعوذ بالله در متن قرآن تناقض روشن وجود دارد: قرآن در آیاتی پوشش موی سر و گردن را واجب نمی داند و در آیاتی لازم می شمارد!! بنظر می رسد که علت تناقض  محصول برداشت سطحی توسط  آقای قابل است نه تناقض متن قرآن  .

    جناب آقای قابل  از آیات سوره نور و برخی آیات سوره احزاب وجوب پوشش را به دست آورده و از آیه( ۵۹ سوره احزاب ) که با دقت بیشتر در جمله ((ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین)) لزوم پوشش استفاده می شود برداشت عدم لزوم نموده اند و در نتیجه قرآن مجید را که وحی الهی و جلوه ای از علم  بی نهایت خداست کتابی دچار تناقص معرفی نموده اند.

  13. ۸_ ایشان گفته اند مقتضای جمع عرفی بین دلائل وجوب و دلائل عدم وجوب، تصرف در مدلول آنهاست.

    جواب: جمع عرفی نیاز به دلیل دارد که باید موازین جمع دلالی و یا موضوعی و یا حکمی را داشته باشد که در این موارد به هیچ عنوان دارای شرایط جمع نیست.

    فکر نمی کنم جناب آقای قابل  نسبت به همسر و دختر  و زنان با کرامت خانواده خود در چنین  روزگاری که فرهنگ غرب همه ابزار زندگی  و به خصوص زنان را کالای تحریک شهوات حیوانی قرار داده اند راضی به مستحب بودن پوشش موی سروگردن باشند بلکه اگر بیش  از این به مفاسد بر خاسته زا آزادی خارج از چهار چوب اخلاق و عفت و شخصیت زن دقت فرمایند از نظر فقهی خود برگردندو با رعایت وضع زمان و مکان که باید دراجتهاد لحاظ شود فتوا به وجوب پوشش براساس  آیات و روایات دهند

    از مجموع این مطالب به خصوص استناد به فتوای فقها بر فرض صحت برداشت آقای قابل به عنوان مدرک استنباطی حکم شرعی چنین بر می آید که مراجعه مجدد و نگرش محققانه بر اصول استنباط احکام شرعی نیاز و لازم می باشد

  14. ۸_ ایشان گفته اند مقتضای جمع عرفی بین دلائل وجوب و دلائل عدم وجوب، تصرف در مدلول آنهاست.

    جواب: جمع عرفی نیاز به دلیل دارد که باید موازین جمع دلالی و یا موضوعی و یا حکمی را داشته باشد که در این موارد به هیچ عنوان دارای شرایط جمع نیست.

    فکر نمی کنم جناب آقای قابل  نسبت به همسر و دختر  و زنان با کرامت خانواده خود در چنین  روزگاری که فرهنگ غرب همه ابزار زندگی  و به خصوص زنان را کالای تحریک شهوات حیوانی قرار داده اند راضی به مستحب بودن پوشش موی سروگردن باشند بلکه اگر بیش  از این به مفاسد بر خاسته زا آزادی خارج از چهار چوب اخلاق و عفت و شخصیت زن دقت فرمایند از نظر فقهی خود برگردندو با رعایت وضع زمان و مکان که باید دراجتهاد لحاظ شود فتوا به وجوب پوشش براساس  آیات و روایات دهند

    از مجموع این مطالب به خصوص استناد به فتوای فقها بر فرض صحت برداشت آقای قابل به عنوان مدرک استنباطی حکم شرعی چنین بر می آید که مراجعه مجدد و نگرش محققانه بر اصول استنباط احکام شرعی نیاز و لازم می باشد..جواب بدید

  15. با درود به انهایی که که باز موضوعی اگر چه در میدان دین بسیار ناچیز است ودر زمان بسیار بیمحتوی ولی چون چماق حکومت جابر وفاسد بر حق ملتی با تمسک دینی شده عرض کنم اولا جلباب در فرهنگ عرب بکار رفته ومعنی پارچه برای نشان دادن است نه پوشاندن ودر زمانی که عده بر زنان مزاحمت داشته این ایه بر پیغمبر نازل شده که پارچه ای را روی دوش بگذارید که دیگر  مانعی باشد برای بی انهایی که بهانمه جویی می کنند

  16. کنند واماخود لغت در عربی هم معنی پوشش نیست دوم در ایه مرقومه راجع به خانوتده پیغمبر ومومنان تذکری است که رفتار انها برای شان پیغمبر باید همگنی داشته باشد باز کلمه حجاب بکار نرفته بلکه بحث روی کسانی است که وارد مبادله با زنان پیغمبر میشوند باید حجاب ومانع بین انها رعایت شود بعد هم شما چرا قران را با فقه قاطی میکنید شما در قران چهار بار از کلمه حجاب استفاده شده انهم رابطه ومانع است اینکه جلباب را حجاب وچادر کنید اینها خود فریبی است وحجاب نشان عفت نیست بلکه نشان پوشیدن خلاف درون است برای درخوایت پیغمبر از خدا

  17. کنند واماخود لغت در عربی هم معنی پوشش نیست دوم در ایه مرقومه راجع به خانوتده پیغمبر ومومنان تذکری است که رفتار انها برای شان پیغمبر باید همگنی داشته باشد باز کلمه حجاب بکار نرفته بلکه بحث روی کسانی است که وارد مبادله با زنان پیغمبر میشوند باید حجاب ومانع بین انها رعایت شود بعد هم شما چرا قران را با فقه قاطی میکنید شما در قران چهار بار از کلمه حجاب استفاده شده انهم رابطه ومانع است اینکه جلباب را حجاب وچادر کنید اینها خود فریبی است وحجاب نشان عفت نیست بلکه نشان پوشیدن خلاف درون است برای درخوایت پیغمبر از خدا

  18. که رفتار انها برای شان پیغمبر باید همگنی داشته باشد باز کلمه حجاب بکار نرفته بلکه بحث روی کسانی است که وارد مبادله با زنان پیغمبر میشوند باید حجاب ومانع بین انها رعایت شود بعد هم شما چرا قران را با فقه قاطی میکنید شما در قران چهار بار از کلمه حجاب استفاده شده انهم رابطه ومانع است اینکه جلباب را حجاب وچادر کنید اینها خود فریبی است وحجاب نشان عفت نیست بلکه نشان پوشیدن خلاف درون است برای درخوایت پیغمبر از خدا حجاب بکار رفته وبرای رابطه زن ومرد در حمایت یکدلی حجاب یکدیگر شدن بکار رفته برای پیغمبر با کافران حجاب بکار رفته ولی در قران بسیار روشن  در ایات اعلام داشته که حفاظت از خلل وفروجهم ویا تاکید برای وفا داری وامانت وحافظت از نماز جالب است که اخلاق فاسد وجنایات حکومت مهم نیست ولی این بازی حجاب درقرنی که ملتها در حال هزاران یافته علمی هستند شما هنوز درگیر جنسمخالف هستیئد شما خود میدانید درد شما از عقده کمبود است

  19. برعفت وحافظت از چشم  افضل است رعایت نمیکنید شما مردان ناتون از کنترل خود هستید برای زنان تکلیف روشن میکنید بعد مگر خداوند در قران به محمد نمیگوید تو وسیله ابلاغ داری وبرتو تکلفی نیست ولی شما رهگذر وهزاران ادم ناقص دیگر برای برای میلیون زنان مردان ابراز قانون میکنید مگر ۲۷ سال حجاب زوذکی صدها هزار فاسد ودوری از ماهوی خود بدنبال نداشته است تورا خدا دست از سرمرد بردارید شما گرفتار مردک جنون امیزی شده که کهتازه میگید مشرعیت اینمهم جنایت وکشتار وغارت وخیانت به ملت را با مشروهیت از خدا دارد بابا شما غافل هستید به پیغمبر خدا این قابل یک لاقبا که از زنان در زندان شبانه روز از حدا اقل زندگی محروم شده باز شما ها اورا از فکر کردن وحق گفتن ناتوانید

  20. واخلاق مشا از عمان غربیها فاسدتر است غربی اگر فاسد است علم .صداقت دارد وشما از صبح تا شب محتاج همان فاسد غربی هستید از رادیو تلفن واینترنت وماهواره واتم اسلحه هواپیما شما که نه علم دارید وصاله هستید  ته ایمان نه در قران کافی درک چطور بخود اجازه میدهید خوزه ادعای خود را از پیغمبر فراتر کنید البته خود میدایندهمه فرمان عمر است بهانه توشه زندگی شما شده است  واگر از از نظر ارزش علمی وخدمت به بشر باشد تمام علم واخوند وخوزه چه قاهره ونجف وقم از ۱۰۰۰ سال پیش تاحال با ینهمه ادعا وکتاب برابر یک واکس هاری یا ابله ارزش ندارد شما حی علا خیر العمل توجه کن داستان حجاب وچادر وهزار پوچنگری را فراموش کنید ضمنا شما در سوره نور اول برای مردان همان حدود را قائل شده چرا به این ایه توجه که تکلف ومسوئلیت برای شما دارد  تاکید

  21. کار شما چی بود ولی یزید نه به زنان تجاوز کرد ونه زینب را زندانی ونه شکنجه کرد وحتی هارون الرشید به اقای رضا واجبی داد این حکومت ترور وحشت ایران است فرق نمیکند وقتی فرخزاد را با چاقو قطعه کنند ویا فروهر هارا را یزید زین العابدین را که بیمار بود کاری نداشت ولی اینها وهمین اخوند وهمین امام زمان وهمین ایت اله وهمین سرباز امام زمان پاره پاره کردند واز سالروز ان وحشت دارند  اینها وشما همه یکی هستید یکی یزیدی ویکی هارونی ویکی معتصم  ویکی عمری فرم همه بازی دین برایارتجاع است

  22. آقای هادی قابل گفته اینها شعبان بی مخبودند ایا این حکومت از اول انقلاب که خلخالی وناطق نوری وهادی غفاری وباهنر مامور سرکوب شدند اعدام همه شعبان بی مخ نبودند اخوند در واقع شعبان بیمخ نیست وحوزه ارتجاع وکسبه دین تربیت کننده شعبان بی مخ نیست ایا اگر کسی مغز داشت اخوند میشد وحوزه میرفت وایا زمانی نماینده ورای ۷۵ درصدی مردم را قلع وقم میکردند اینهها شعبان بی مخ نبودند این خمینی بود که رابطه با مجتبی لوحی وطیب برقرار کرد این خود شعبان بیمخ نبود واین نیروی نوپو مجری شعبان بی مخ اصلی نیستند بابا هادی حرف تازه بزن این را مردم میدانند شما همه شعبان بی مخ هستید اصلا

  23. اقلی احمذ قابل من با عرض احترام سوالی دارم اولا میدانم که شما به منتظری علاقهی دارید همانطور که حسین خداد به شما دارد ودر جامعه هم شما را انسانی اگاه وحق گوی میشناسند واینجا میدانید که منتظری اخرین مصاحبه چی گفته است من از شما می پرسم انچه که نسل گدشته از خویی تا بروجردی وشریعتمداری مورد اعتنا نداشته اند وبعد در اول انقلاب در قبل از شورای  انقلاب همین اردبیلی وبهشتی هم مخالف ان بوده که ولایت فقیه باشد  تااکنون که سیستانی واخوندهای لبنانی هم قبول ندارند وافرادی امثال بازرگان وطالقانی وبنی صدر هم این را رد کرده اند ووافرادی چون شریعتی وحتی مطهری قبول نداشته وخود خمینی هم در نجف به بنی صدر گفته این فتح باب بیش نیست ودر کتاب کشف الاسرار هم در اسرار ان چشم پوشی کرد هاست

  24. از طرفی در ایات روشن از قران کریم خئاوند میفرماید پیام محمدص همان سایر پیامبران است وبس وهیچ کس برمردم وکالت وولایت جز خدا ندارد وحتی پیغمبر حق تحکم ندارد واگر ولی دوست میخواهید از مومنین باشد واز این گذشته که ایات زیادی در ضد خدایی وبدعت بودن وجعل بودن ولایت فقیه است

  25. وااز طرفی این ادعا که با موازین قرانی ضدیت دارد با عقل واگاهی وخرد هم همخونانی ندارد وچون بحث انتخاب وسرنوشت افراد وعدالت میشوذ وازادی در برابر حقوق وقانونی مساوی وجامعه مدنی  ودمکراسی  باز این ولایت فقیع چه بقول خمینی قادر باشد توحید وخدا پرشتی را تعطیل کند وچه بصورت نظارت  که ادعای منتظری است واز این گذشته فرد عالم وعلم وداشمند در علوم کی هستند اگر علم انچه در راه ابداع واختراع وکشت وهنر وساختن است ومجموعه ادقدامات بشری برای خدمت به انسان ونجات انسان که به منتظری وبقیه اخوندها  معنی نمیدهد چه خمینی وچه بروجردی وچه  خویی این ها درواقع کسبه دین بوده اند امامی درست کرده وسهمی گرفته اند راه امرار معاش بوده است

  26. پس این منتظری در سنی هست که خمینی هم از عقل بری بود  واحمد خمینی وهمین داردسته حکمه تقلب بنام  او نامه جعل کردند این هم موضوع دیگر است ولی خودش مغضوب دوولایت منفور ونفی قوذت انها بوده باز چرا چنین پوچ گویی در خود دارد ایا از سنگی که در چاه انداخته عذاب وجدان جنایات انها فکر میکند ملت اورا میبخشند به خدا نه از اینهمه جنایت حکومت ولایت او دخیل غیر مستقیم بوده یک جمله جعلی بنام علی ع پیدا کرده وخود را تبرئه میکند بابا حرف نزنی خیلی بهتر است این وخاتمی وسحابی ویزدی  اگر  دست از سرمردم بردارند خیلی بهتر است

  27. Dar rabete ba nazare 2169 shabetar (خرداد ۱۹, ۱۳۸۵ – ۲:۱۲ ب.ظ ), Aghaye ghabel esteda mikonam ye zare hade aghal rooye barkhi comment haei k javaze namayesh beheshoon midid ye tajdide nazari bekonid! ein kheili khoobe k hame betoonan nazareshoon ro began, kheili khoobe, vali aya ejaze midin yeki inhame nasezagoei ro to ye parageraf ja kone v tooye site shoma bezare?!
    bavar konid man hamchenan az shenidane inhame fohsh ye ja dar halate shokam!!!!
    lotfan agar in kar ro nemikonid baram tozih bedid chetor ma bayad ejazeye intor nasezagooeiha dar in had ro bedim? aya in (bebakhshid) bi adab boodane khode ma talaghi nemishe?!