- شریعت عقلانی – احمد قابل - http://www.ghabel.net/shariat -

پاسخ به یک پرسش – اعلامیه حقوق بشر

Posted By احمد قابل On اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۵ @ ۴:۵۰ ق.ظ In مصاحبه، پرسش و پاسخ | 14 Comments

به نام خدا

سرکار خانم … ، سلام بر شما

 

در پاسخ ابهامات شما ، چند نکته را یاد آوری می کنم ؛

 

۱- علت تأکید من در مورد « اعلامیه ی جهانی حقوق بشر » این است که ؛ « این اعلامیه ، یکی از متون مورد تأیید و تأکید اکثریت کم نظیری از خردمندان بشر است » . شاید ( با اندکی تسامح ) بتوان گفت که ؛ « تنها “متن کلی و اصولی” مورد توافق عقلای جهان بشریت در سده ی اخیر است » . البته برخی “متون جزئی” دیگر هم وجود دارند که ناشی از آن متن کلی و اصولی و مورد توافق جامعه ی جهانی اند .

مرحوم آیة الله مطهری ، علیرغم داشتن برخی انتقادات ، تعبیر « دین انسانیت » را برای اعلامیه ی جهانی حقوق بشر ، بکار برده است . ( یادداشت ها ۳/ ۲۲۷ ) .

۲- در بحث های « عقل و شرع » و توضیحات و پاسخ های مکرر به نقدهایی که به آن مباحث شده بود ، توضیح داده ام که ؛ « وظیفه ی شرایع آسمانی ، تأیید راهبردها و راهکار های اجماعی عقلای بشر بوده است » . یعنی ؛ « آنچه از نظر عقل و برداشت اجماعی عقلاء ، الزام به فعل یا ترک آن شده باشد ، مورد تأیید و تأکید شریعت محمدی (ص) قرار گرفته و می گیرد و آنچه مورد اختلاف عقلاء باشد ، در محدوده ی اظهار نظر شارع و گزینش او واقع شده و می شود » .

قرآن کریم ، تنها مسئولیت پیامبران را در مورد همه ی شرایع و همه ی کتب مقدس ، در ضمن « آیه ی  ۲۱۳/بقرة » ( کان النّاس امّة واحدة ، فبعث الله النّبیّین مبشّرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحقّ لیحکم بین النّاس فیما اختلفوا فیه ) و در مورد قرآن در « آیه ی ۶۴/نحل » صراحتا بیان کرده است ( و ما انزلنا علیک الکتاب الاّ لتبیّن لهم الّذی اختلفوا فیه ، و هدی و رحمة لقوم یؤمنون ) . آن مسئولیت ، چیزی نیست جز « روشن کردن حکم مسائل اختلافی بین عقلای بشر » .

البته تنها هدف دنیایی دین خدا و شرایع مختلفه ی الهی ، راهنمایی بشر به سوی « عدالت » است که با انجام مسئولیت « داوری در مسائل اختلافی بین عقلاء » آن را در معرض انتخاب بشر ، قرار داده و می دهد .

 

۳- نتیجه ای که از دو گزاره ی پیشین حاصل می شود ، اهمیت یافتن نمونه هایی چون « اعلامیه ی جهانی حقوق بشر » به عنوان « متن مورد توافق عقلای بشر » است که مبتنی بر این استدلال ، « مورد تأیید و تأکید شریعت محمدی (ص) خواهد بود » و تخلف از مفاد آن ( با تفسیری فطری و عقلانی ) عقلا و شرعا ممنوع است .

گرچه مخالفان این استدلال نیز ، پس از امضاء یا اعلام قبول و وفاداری نسبت به مفاد اعلامیه ی یاد شده ( که شامل تمامی کشورهای عضو سازمان ملل متحد ، از جمله کشورهای اسلامی می شود ) و پذیرش بقای عضویت در سازمان ملل ، به عنوان « عهد و میثاقی بین المللی » ، عقلا و شرعا ، ملتزم و متعهد به اجرای آن خواهند بود . آنان می دانند که هرگونه اقدام به نقض این پیمان بین المللی ، از « گناهان کبیره » شمرده می شود ، چرا که « نقض عهد » شرعا حرام است ، هرچند در یک طرف عهد و پیمان ، پیامبر خدا (ص) باشد و درطرف مقابل او ، کفار یا مشرکان باشند .

 

۴- علت آغازین تصویب این « عهد و پیمان بین المللی » هرچه باشد ، موجبی برای نقض آن نمی شود . ادعای برخی از عالمان ، نوعی انگیزه یابی است که به گمان من ، تغییری در نتیجه ی مطلب نمی دهد . من با منطق « انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال = به آنچه گفته شده است ، نگاه کن و نه به گوینده ی سخن » به تبیین مسائل می پردازم و معتقدم که ؛ « سخن حکیمانه را از هرکسی که باشد ، باید پذیرفت و سخن غیر حکیمانه را از هرکسی که باشد ، نباید پذیرفت » .

حال اگر کسانی به تصور ناصحیح « بازگشت از تشییع جنازه ی خدا » طرح و سخن حکیمانه ای بر زبان یا قلمشان جاری شد ، باید پذیرفت یا خیر ؟!

 

۵- منظور از سخن آخر شما را که نوشته اید ؛ « حالا که پس از قرن ها مهجوریت پیامبر در فرهنگ ما ، نوبت به ایشان رسیده است ، خوب است که این فرصت را غنیمت بشماریم ، تا بیش از این شرمنده ی ایشان نشویم » به درستی در نیافتم .

اگر مقصود شما آن است که مقامات رسمی ایران ، سال ۱۳۸۵ را به نام پیامبر خدا (ص) مزین کرده اند ، از آنان بپرسید که آیا تا کنون به یاد پیامبر ، آن هم با صفت « اعظم » بوده اند یا خیر ؟ و آیا از پس قرن ها ، نوبت را به ایشان داده اند یا خیر ؟!

اگر مخاطب حقیقی شما ، نویسنده ی این سطور است ، هنوز قرنی بر من نگذشته است تا معلوم شود که اورا مهجور گذاشته ام یا خیر ؟ به گمان من ، راه خروج از مهجور ساختن پیامبر رحمت ، تبیین اصول شریعت او ، مبتنی بر مبانی علمی و عقلانی است . کاری که سه دهه از عمر خود را به تحصیل و تحقیق در باره ی آن اختصاص داده ام و دهک چهارم آن را ، علاوه بر ادامه ی تحقیق ، در تبیین و تبلیغ « شریعت عقلانی » گذرانده ام .  

اگر مقصود شما ، مجموعه ی رویکردهای فرهنگی عالمان دینی است ، مهجور ماندن « روح پیام » پیامبر رحمت (ص) ، و بی تفاوتی گاه و بیگاه آنان نسبت به ادعاهای نامعقول برخی مدعیان پیروی از وی ( که منجر به تحریف شریعت و ارائه ی فرهنگ خرافی ، به نام دیانت و مذهب شده است ) ، باید نگرانی بیشتری را بر انگیزد .

شاید برخی تصور کنند که با بر زبان جاری کردن بیش از پیش نام پیامبر (ص) و ذکر صفات نیکو و گاه غلو آمیز و تأکید بر برداشت های غیر علمی از زندگی و سیره ی او و یا سرودن اشعار و نوحه های عوامانه ، سالی را سپری خواهیم کرد که حداکثر ( در مقام شمارش ) نام ایشان را بیش از سال های گذشته ، بر زبان خود و رسانه ها جاری می کنیم ، ولی آیا این به منزله ی « پایان مهجوریت » خواهد بود ؟!

مطمئنا شما با اینگونه تصورات ، میانه ای ندارید ، ولی دریغم آمد که با شما هم آوا نشوم و از « مهجوریت هدف پیام الهی پیامبر » سخنی نگویم .

آنان که در چند ماه گذشته ، با انتشار تصاویری اهانت بار از پیامبر خدا (ص) ، خودرا شهره ی خاص و عام کردند ، سهم خود را از علم و اخلاق ، نشان دادند .

کاش می شد سهم مسلمانانی را که « تصور آن تصاویر » را با گفتار و رفتار خود ، در اذهان کاریکاتوریست ها و حامیان آنان ، پدید آورده بودند و در حقیقت ، اهانت اصلی را به صاحب « خلق عظیم » روا داشته اند ، را در این میدان ، تعیین کرد . کاش می شد …

 

از خدای رحمان ، برای شما آرزوی سلامتی و سرور و سعادت را دارم .

 

با احترام

 احمد قابل …………….. ۲۲/۱/۱۳۸۵ ……………….. مشهد


Article printed from شریعت عقلانی – احمد قابل: http://www.ghabel.net/shariat

URL to article: http://www.ghabel.net/shariat/1385/02/11/479

مطالب مورد نظر متعلق به سایت شخصی احمد قابل بوده و برداشت و استفاده از این مطالب با ذکر منبع بلا مانع است