در مورد روابط دختران و پسران و نیاز های جنسی

۱- پیش از این در مطالب مربوط به « عقل و شرع » و برخی پاسخ های پیشین ، توضیحاتی در خصوص روابط مشروع بین دختر و پسر ( قبل از ازدواج دائم ) ارائه شد .

اکنون نیز چند مطلب را به اطلاع می رسانم ؛

 الف ) در جوامعی که فرهنگ عمومی و عرف رایج ، وجود هرگونه رابطه ( جز ازدواج دائم ) را موجب هتک حیثیت و شرافت خانوادگی می دانند و تاب تحمل برخی همراهی ها را ندارند ، مراعات اذن پدر ( یا مادر ) و حفظ شرافت خانوادگی، خصوصا از سوی دختران، عقلا لازم است .

ب ) اگر فرهنگ حاکم بر خانواده ی دختر، به گونه ای است که ارتباطات مشروع قبل از ازدواج دائم را بر می تابند، تفاهم دختر و پسر (خصوصا اگر با اطلاع خانواده ها باشد) در قراردادی شفاهی که مراعات منطق و اخلاق در آن شده باشد و تعیین حدود مورد رضایت طرفین در میزان بهره مندی از یکدیگر در آن شده باشد (که نام آن ازدواج موقت است) برای مشروعیت رابطه ی آنان کفایت می کند.

توافق یاد شده می تواند مبتنی بر بهره مندی مطلق یا محدود جنسی باشد (که بستگی به رضایت طرفین قبل یا بعد از قرارداد یاد شده دارد) یا با توافق در عدم بهره مندی جنسی همراه باشد که در این صورت، صرفا به محرمیت در تماس های جسمی عادی و صمیمیت بیشتر در محیط های عمومی و گفت و گوها و رفت و آمدها، می انجامد. البته می تواند بر روی «جواز بهره مندی های خاص جنسی و عدم جواز برخی بهره مندی های دیگر جنسی» توافق صورت گیرد. یعنی تعیین کمیت و کیفیت آن، شرعا در اختیار هردو طرف و با توافق و رضایت آنان است.

پ) در محیط های اجتماعی بسته تر (که امکان رضایت خانواده ها فراهم نیست) اگر امکان ازدواج دائم برای جوانان فراهم نباشد و امکان برطرف کردن نیازهای جنسی از طرق مشروع دیگر نیز وجود نداشته باشد، به گونه ای که امکان ارتکاب گناه و استفاده از راههای نامشروع تقویت شود، برخی روابط رقیق تر جنسی بین دختر و پسری که به یکدیگر احساس تمایل می کنند (علیرغم عدم رضایت پدر یا خانواده) مشروعیت می یابد، ولی عقلا و شرعا موظف به رعایت حداقل روابط جنسی خواهند بود. (الضرورات تتقدر بقدرها).

البته در شرایط فعلی جوامعی مثل ایران، به پدر و مادرها نیز توصیه می شود که از برخی سخت گیری ها بپرهیزند و به رابطه ی کنترل شده و تحت نظارت خانواده ها، رضایت دهند تا خدای نخواسته شاهد تعدی و گناه فرزندان خویش نباشند.

ت) در ازدواج موقت یاد شده، صرف توافق دو طرف و رضایت آنان و تعیین محدوده ی زمانی آن (که با رضایت یکدیگر قابل تمدید است) کفایت می کند و احتیاجی به گفتار یا رفتار خاص دیگر (مثل آنچه در ازدواج دائم وجود دارد) نیست.

۲- در پاسخ به پرسش های فراوانی که در مورد «خود ارضایی» و «استمنا» و رویکرد شریعت محمدی (ص) نسبت به «تجویز یا تحریم» آن شده است، نظر مخاطبان را به چند نکته جلب می کنم؛

الف) تردیدی نیست که رو آوردن به این کار در شرایط عادی و بدون نیاز واقعی و تبدیل آن به یک روند و تکرار آن در زندگی، خلاف فطرت انسانی و عقلا ناپسند و از نظر علمی «ناهنجاری» و از نظر احکام شریعت، نامطلوب و ممنوع است.

ب) اقدام به آن در شرایط اضطراری (که امکان استفاده از راههای مشروع و پسندیده برای ارضاء شهوت جنسی وجود ندارد) در حد رفع نیاز ضروری، جایز است.

پ) در خصوص «استمناء» دو گونه روایت در متون شیعی وجود دارد. در برخی از آن ها، سخن از «بازی کردن با آلت جنسی خویش» است و در برخی دیگر سخن از «نکاح نفس خویش» است.

گرچه اکثریت فقهای بزرگ، این دو مقوله را تفکیک نکرده و آن ها را ترجمان یکدیگر گرفته اند، ولی می توان گفت که این دو مورد، به لحاظ موضوعی با هم تفاوت هایی دارند، هرچند به لحاظ حکمی، تفاوتی نداشته باشند.

در مورد نخست، روایتی وجود دارد که از آن می توان حکم «عدم حرمت» را نتیجه گرفت (۱) و البته کراهت آن با دلایل دیگر ثابت می شود.

البته روایتی وجود دارد که امام علی (ع) فردی را به همین خاطر «اندکی تعزیر کرد» (۲) و روایتی دیگر آن را جزء «فواحش» قرار داده است (۳) که اکثر فقهاء، آن ها را حمل بر «حرمت» کرده اند.

در مورد دوم، اگر مقصود آن باشد که فردی با وسایلی خارج از وجود خویش، اقدام به مفعول قراردادن خود کند (که در مورد مردان غیر طبیعی شمرده می شود) ظاهر برخی روایات، بر حرمت آن دلالت می کند (۴) هرچند ظاهر بعضی دیگر بر عدم حرمت دلالت می کند (۵).

البته برداشت رایج از این روایات، تعمیم آن به هر دو صورت فاعل یا مفعول و هردو صورت استفاده از وسایل خارجی یا اعضای وجود خویش، بوده است. (جواهر الکلام ۴۱/ ۶۴۷ تا ۶۴۹).

به گمان من، برداشت رایج با ظاهر این روایات و مفهوم لغوی و اصطلاحی «نکاح» (الناکح نفسه) سازگار نیست و با حمل آن بر صورتی که خود را مفعول قرار دهد، سازگار است.

ت) نسبت به خود ارضایی زنان نیز می توان گفت که؛ در مورد نخست، مشمول همان حکمی خواهند شد که برای مردان ثابت می شود.

در مورد دوم، با توجه به تفاوت نقش زن و مرد (در فاعل و مفعول بودن) ظاهرا روایات مورد نظر (الناکح نفسه) مشمول حال زنان نمی شود. بر فرض قبول شمول آن بر زنان، فقط استفاده از اشیاء خارجی را در بر می گیرد و آن را محکوم حکم  می شمارد.

ث) در هر صورت، حکم به «حرمت استمناء» یا «حرمت نکاح نفس خویش» چه برای زن و چه برای مرد، در گرو خروج از حل تعارض اخبار (روایات) به نفع ادله ی حرمت است.

اگر تعارض اخبار را موجب «تساقط» بدانیم و در این مسأله به «اصل عدم حرمت» یا «اصل عدم تکلیف الزامی» که ناشی از «اصالة الإباحه ی عقلیه» است، تمسک کنیم، در نتیجه ی آن به «عدم حرمت» خواهیم رسید (هرچند کراهت آن ثابت می شود) و اگر به «اصالة الحظر» یا «اصالة الإحتیاط» ناشی از آن تمسک شود، نتیجه ی آن «حرمت» خواهد بود.

ج) پیش از این و در جای خود این مطلب به اثبات رسید که؛ «بیش از۹۰ درصد فقهای شیعه، اصالة الإباحه ی عقلیه را به عنوان مبنای نظری خویش برگزیده اند» هرچند در مقام عمل به آن وفادار نمانده و اکثریت عمده ی آنان «مبتنی بر اصالة الحظر و نتایج آن» فتوا داده و می دهند.

حق این است که مبنای نظری پذیرفته شده را باید پایه و اساس اظهار نظر قرار داد و در مقام فتوا هم به آن وفادار ماند که در این صورت، به نظریه ی «کراهت» خود ارضایی منتهی خواهد شد.

۳- «استمناء به واسطه ی غیر» نیز یکی از فروع مسأله است. در متون روایی، روایات معتبره ی  بسیاری وجود دارند که زن و شوهر (در ازدواج دائم یا موقت) می توانند به این طریق، نیاز جنسی خود را بر طرف کنند (۶).

البته در این خصوص، اکثر قریب به اتفاق فقهاء نیز آن را از نظر شرعی مجاز دانسته اند .

احمد قابل  …………………………  ۱۶/آذر/۱۳۸۴  …………………………………..  مشهد

پاورقی ها؛

۱=  الاستبصار  ۴/ ۲۲۶  ؛ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَیْمُونٍ وَ حُسَیْنِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الرَّجُلِ یَعْبَثُ بِذَکَرِهِ بِیَدِهِ حَتَّى یُنْزِلَ قَالَ لَا بَأْسَ بِهِ وَ لَمْ یَبْلُغْ بِهِ ذَلِکَ شَیْئا .

۲= وسائل الشیعة ۲۰/ ۳۵۲ ؛ مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع أُتِیَ بِرَجُلٍ عَبِثَ بِذَکَرِهِ فَضَرَبَ یَدَهُ حَتَّى احْمَرَّتْ ثُمَّ زَوَّجَهُ مِنْ بَیْتِ الْمَال .‏

۳= و سائل الشیعة ۲۰ / ۳۵۳ ؛ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْخَضْخَضَةِ فَقَالَ هِیَ مِنَ الْفَوَاحِشِ وَ نِکَاحُ الْأَمَةِ خَیْرٌ مِنْهُ.

۴= وسائل الشیعة ‏۲۰ / ۳۵۳ ؛ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی الْخِصَالِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الطَّیَالِسِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْنٍ عَنْ أَبِی نَجْرَانَ التَّمِیمِیِّ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ ثَلَاثَةٌ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ-وَ لَا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ وَ لَایُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ، النَّاتِفُ شَیْبَهُ وَ النَّاکِحُ نَفْسَهُ وَ الْمَنْکُوحُ فِی دُبُرِه .

۵= وسائل الشیعة ۲۰ /۳۵۳ ؛ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی یَحْیَى الْوَاسِطِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ الْبَصْرِیِّ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْیَنَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الدَّلْکِ فَقَالَ نَاکِحُ نَفْسِهِ لَا شَیْ‏ءَ عَلَیْه .

۶= الإستبصار ۱/۱۰۵ . کافی ۳/۴۷ .


۷ نظر برای این مطلب

  1. با سلام واحترام خدمت آقای قابل

    در مورد یاددشات حق محوری (قسمت اول) نکاتی می‌خواستم عرض کنم که در اینجا جا نشد!! لطف کنید به وبلاگ بنده رجوع کنید و نظر خودتان را در یادداشتهای بعدی‌تان منعکس کنید.
    با تشکر.

  2. بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    آیا جنابعالی نیز مثل برخی مراجع قائلید که مرد مسلمان دارای زن مسلمه حق متعه زن اهل کتاب  را   ندارد ؟  مرد مسلمانی با وجود داشتن زن مسلمان می خواهد زنی اهل کتاب را ( به  هر دلیل)  صیغه کند، حکم او چیست ؟
    اگر بلی  یا خیر،  مستند فقهی شما چیست ؟
    موفق باشید

  3. مطلبو خوندم خیلی برام جالب بود. و جالبتر اینکه دیدم یک روحانی ـ طلبه به قول خودتون – هم میتونه منطقی باشه… موفق باشید

  4. شما را بگذارند، فردا چیزهای دیگر را هم حلال می‌کنید

  5. با تشکر از شما میخواستم به مطلب شما ۲مورد اضافه کنم که :
    ۱:فرق جوان ایرونی با جوانان فرهنگ غرب در اینه که یک جوان غربی در روز تنها ۳ الی ۴ ساعت از روز رو به SeX و مسائل جنسی اختصاص میده ؛ اما با افتخار میتونم بگم که یک جوان ایرانی تنها ۱۸ الی ۲۰ ساعت از وقت خودشو به مسئله *مهم* نیاز جنسی اختصاص میده .
    ۲:اگر مسئولین مملکت راههای ازدواج موقت رو بازتر کنند جوانان ما وقت و زمان بیشتری برای فعالیت و رشد
    دارند و مملکت ما در عرض چند سال راه صد ساله را طی میکند.

  6. با سلام
    همیشه راجع به عقد موقت و شرایط آن که فکر می کردم و مقایسه آن با نوع زندگی و روابط جنسی آزاد و توافقی در غرب آنها را یکی می دیدم و حالا می بینم که عالم دینی هم آن را تائید کرده است.

  7. سلام علیکم
    من چون تحقیقی نکرده ام نمی توانم جوابی به شما بدهم ولی فکر نمی کنید شاید گفتن این حرفها پیامدهای ناگواری در این جامعه امروزی داشته باشد
    شاید دلیل این که مراجع هم(مثل ایت الله منتظری) این طور بحث نمی کنند همین باشد شما راجع به این کار مراجع نظر دیگه ای دارید .