زن و امامت نماز جماعت

به نام خدا

 

در خصوص « امامت زن در نماز جماعتی که مردان نیز حضور دارند » پرسشهایی مطرح شد که پاسخ اجمالی آن به اطلاع می رسد ؛

 

۱- به مقتضای اصالةالإباحه ی عقلیه ، امامت زن در نمازهای واجب ، در صورت داشتن شرایط لازم ( ایمان ، عدالت ، قرائت صحیح ، آشنا بودن به احکام نماز ، رعایت پوشش لازم برای نماز ) مطلقا جایز است .

 

۲- هیچ دلیل نقلی صریح و معتبری ( اعم از آیه ی قرآن یا روایت دارای سند معتبر ) در مورد « عدم جواز امامت زن برای مرد » در متون شریعت محمدی (ص) وجود ندارد . روایاتی که مورد استناد فقهاء قرار گرفته اند ، اصطلاحا « مرسله » اند ( یعنی سند ندارند ) و از نظر علمی ، این روایات به تنهایی « ضعیف » شمرده می شوند و معتبر نیستند . این روایات از نظر عددی « ۳ یا ۴ روایت » اند که از پیامبر گرامی (ص) و امیر المومنین علی (ع) نقل شده اند . بنا براین ، دلیلی برای « عدم جواز » وجود ندارد و حد اکثر مفاد این روایات ( اگر صادر شده باشند ) بیان کراهت عرفی این پدیده در روزگار صدور و نزد مسلمانان آن زمان است.

  مثلا در روایتی که از امام (ع) نقل شده است ، مسأله ی « نهی امامت زن برای مرد ، در کنار نهی امامت مسافر برای حاضر » آمده است که تردیدی در صحت امامت مسافر برای حاضر نیست و « نهی را حمل بر کراهت می کنند » . بنا براین « امامت زن برای مرد نیز صحیح ولی مکروه است » که این کراهت نیز خبر از کراهت عرفی می دهد . یعنی اگر در جامعه ای این مطلب ناپسند شمرده نشود ، کراهت شرعی نیز نخواهد داشت .

  لازم به ذکر است که در مورد « قضاوت و ولایت کلّی زن » نیز  مشکل اصلی نظریه ی رایج « عدم وجود دلیل معتبر و صریح نقلی در نفی تصدی زنان » در متون شریعت محمدی (ص) است . بخصوص که در قرآن کریم ، با دیدی مثبت و تأیید آمیز ، داستان حکومت یک زن ( بلقیس ) را نقل کرده است که با تدبیر صحیح او ، مردم به « امنیت و رستگاری » ( فلاح ) رسیدند . حال این نقل قرآنی کجا و آن نقل های ضعیف روایی ( منطبق با نظریه ی رایج ) کجا که برخلاف گزارش قرآن ، می گویند : « هرگز رستگار نمی شوند قومی که زنی بر آنان حکومت کند » ؟!     

 

۳- مشهور فقهاء معتقدند که « اعتماد فقهاء به مضمون این روایات و اجماع آنان به عدم جواز امامت زن برای مرد » ضعف روایات را جبران کرده و موجب « اعتبار» آن روایات می شود .

  اطلاق رویکرد « جبران ضعف روایات به اعتماد عملی فقهاء » با توجه به تاثیر پذیری همه ی آدمیان از فرهنگ زمانه و تسلط فرهنگ « مرد سالارانه » بر جوامع بشری و خصوصا مسلمانان و اعراب ، مورد مناقشه است و درکلیه ی احکامی که مربوط به تفاوت های حقوقی زن و مرد است و دلیل عقلی یا نقلی معتبری ندارد ، نمی توان این رویکرد را تأیید کرد . ( همان گونه که در بسیاری از مسائل اختلافی بین پیروان شرایع یا مذاهب مختلف شریعت محمدی نیز نمی توان به این رویکرد اطمینان کرد ) .

 

۴- استناد برخی فقهاء به « اصالة عدم الصحة » در مورد نماز جماعت مردانی که با امامت زن برگزار می شود ، با « اصالة الصحة » نقض می شود . بنابر این ، سکوت معنی دار شارع در این خصوص ( به نحوی که هیچ یک از ائمه ی شیعه ، پس از امیر المؤمنین (ع) سخنی در این باره نقل نکرده اند ، نه در نفی و نه در اثبات ) نشانگر « عدم ممنوعیت » است .

 

۵- برخی فقهاء به روایاتی که در مورد « عدم جواز سبقت مردان بر زنان در صفوف نماز و لزوم تأخیر صف زنان از مردان  یا برابری صفوف ( محاذاة ) » وارد شده است ، استناد کرده و نتیجه گرفته اند که « امامت زن ، ملازم با سبقت او بر مردان است و در نتیجه سبب بطلان نماز وی می شود » .

  این سخن از دو جهت ( علاوه بر اشکالات دیگری که سایر فقهاء گرفته اند ) مخدوش است ؛

  یکم ؛ امام جماعت ( چه مرد و چه زن ) می تواند مساوی با دیگران بایستد و سبقت بر مأمومین نگیرد . این مطلب در خصوص « امامت زن برای زنان » در روایتی معتبره ، مورد تأکید نیز قرار گرفته است .   

  دوم ؛ آنچه در خصوص صفوف نماز گزاران وارد شده است ، ارتباطی با جایگاه امام جماعت ندارد . اگر منع معتبر و صریحی از شارع ، در مورد امامت زن وجود ندارد ( که ندارد ) حکم جایگاه امام جماعت ، شامل وی می گردد که ارتباطی با حکم صفوف مأمومین ( زنان و مردان ) ندارد .

 

۶- اجماع و اتفاق فقهاء در این مسأله ، دلیل مستقلی نیست و ناشی از دلایل و مدارک دیگری است که به آن استناد کرده اند . ( در مورد این که « اجماع مدرکی » حجت نیست ، نیازی به توضیح نیست ، چرا که ارزش آن در گرو ارزش مدرک یا مدارک آن است ). مستندات یاد شده عبارت اند از ؛

  الف ) برخی از فقهاء ، با استناد به « عدم جواز شنیدن صدای اجنبیه » برای نامحرم ، در مورد نماز های صبح و مغرب و عشاء و لزوم « جهر = با صدای بلند خواندن » برای امام جماعت مردان در آن ها ، در خصوص امامت زنان برای مردان اشکال کرده اند و به این حکم رسیده اند .

  ب ) بسیاری از آنان به استناد روایات بدون سند پیش گفته ، به این حکم رضایت داده اند . این روایات ضعیفه ، نمی توانند محرومیت بخش وسیعی از مسلمانان ( زنان ) را اثبات کنند .

  پ ) برخی نیز به استناد « مفهوم یابی از روایات معتبره ای که امامت زن را برای زنان مورد توجه قرار داده اند » و این ادعا که لازمه ی سخن آنان این است که ؛ « اگر امامت زن برای مردان  ممنوع نبود ، در متن این روایات ، آن را مقید به امامت برای زنان نمی کردند » .

  البته پیشاپیش می دانیم که ؛ «اثبات شیئ ، نفی ماعدا نمی کند » . اینکه امامت زن برای زنان در این روایات به اثبات رسیده است ، امامت آنان برای مردان را منتفی نمی کند .

  در بحث « مفاهیم » نیز ، جز در خصوص « مفهوم شرط انحصاری » یا برخی موارد خاص از « مفهوم وصف یا استثنا ء » نمی توان با اطمینان ، حکمی را به گوینده ی سخن نسبت داد . در مورد بحث امامت زن برای زنان ، روایات مورد استناد ، فاقد شرایط لازم برای « مفهوم یابی » است .

  ت ) برخی از فقهاء ، به « عدم رواج یا عدم اتفاق امامت زن برای مرد در نماز » استناد کرده و این امر را به منزله ی سیره ی قطعیّه مسلمین دانسته اند و به همین جهت به ممنوعیت آن نظر داده اند .

  این امر نیز نمی تواند زمینه ی لازم برای حکم به ممنوعیت در زمان های متأخر را فراهم کند . البته « سکوت مداراتی شارع » را نباید به منزله ی عدم مشروعیت راهکارهای غیر رایج دانست . حد اکثر چیزی که از این طریق اثبات می شود ، مشروعیت راهکارهای رایج و شایع است ( که مورد پذیرش است ) ولی اثبات انحصاری بودن مطلوب ، در راهکارهای رایج و بی بدیل بودن آن ها ، امری دشوار و محتاج دلایل اطمینان آور دیگری است که در خصوص این مسأله ، مفقود است .   

  

۷- با توجه به نکات یاد شده « هیچ دلیل معتبر عقلی یا نقلی در مورد عدم صحت امامت زن برای مرد ، وجود ندارد » . بنا بر این « جواز عقلی امامت زن برای مرد » به قوت خود باقی است و خدشه ای به آن وارد نمی شود .

 

۸- به گمان من ، از مجموع روایات معتبره ای که در مورد امامت زن برای زنان وارد شده است ، چنین بر می آید که ؛ « بهتر است امام جماعت یاد شده ، در میان صف زنان به گونه ای قرار گیرد که سبقت او چشمگیر نباشد » .

  این توصیه در مورد امامت زن در نماز جماعتی که مردان نیز حاضر باشند ، مورد تأکید خواهد بود ، چرا که عفاف و حیاء را در حدّی مطلوب ، تأمین می کند .

  البته صف مردان و زنان ، مساوی یکدیگر تشکیل می شود و زنی که امامت می کند ، در میانه ی صف زنان قرار می گیرد .

 

از خدای بزرگ می خواهم که همه ی ما را در مسیر علم ، ایمان و اخلاق ، یاری کند و از این طریق ، ما را به حقایق شریعت محمدی (ص) آگاه سازد . ( و الله العالم ).

 

احمد قابل……………………..۳۱/۱/۱۳۸۴………………………تاجیکستان………………………۲۰/۴/۲۰۰۵

         

۵ نظر برای این مطلب

  1. سلام آقای قابل
    یک نکته ای نامفهوم است در مورد جهر (خواندن نماز با صدای بلند در نمازهای صبح و مغرب و عشاء.)
    خداوند در سورهبنی اسراییل آیه ۱۱۰ می فرماید
    لا تجهر بصلاتک و لا تخافت بها و ابتغ بین ذلک سبیلا
    لطفا توضیح دهید که چرا عمل ما با قران منافات دارد.
    اگر این آیه منسوخ شده است لطفا آیه ناسخ را بفرمایید
    در پناه حق

  2. جواب شما را در website شما خواهم خواند.
    در پناه حق.

  3. حیف که ۲۰ هزار نفری که در حوزه نسبت به شما اعلم هستند مباحثه شما را ناقص و پر مغالطه می بینند و الا
    استدلال شما در حد یک بازی فقهی بچگانه عیبی ندارد.
    ( به زبان مودب تر : شما بهتر است بیشتر درس بخوانید اعلم که شدید تازه مثل آقای صانعی میتوانید فتاوای شاذ داشته باشید که نزد بزرگان واضح البطلان هستند.)

  4. آقای قابل از افکار پوسیده اخوندی بیا بیرون  زمانی  از صدایی منتظری شنیدم که که از همه روایات جعل شده تنها ۹ تا منواتر وقابل اعتماد است  روزی هم شنیدم  گفت در مورد ولایت فقیه ۱۲ روایت محکم وجود دارد  البته بماند استحکام همین روایات هم  مزجرف است در هر صورت  روزی گفت وقتی انقلاب شد من گفتم مثل روسیه که پس از انقلاب اکتبر رویس حزب شد رهبر  خمینی هم باید رهبر شود اولا بماند که در روسیه کودنای اوباشان بود ومردم از بیکاری بان پیوستند ویک مشت جوانی مست کردم را درجیابانها ترور کردند  واز کشتی که نزدیک سن پترزبورگ بود لنین کودتا کرد در هرصورت این اقا الگوی خودرا همان حکومت کمونیستی دانست بگذریم بعد ادعاب نجس بودن کمونیست  را میدهد وهمین مرد بود که خمینی را بر جامعه واخوندهای دیگر نحمیل کرد ایا این کودن فقیه عالی قدر شما است

  5. آقای قابل باز عرض میکنم خمینی وامثال منتظری   وخامنه ای چون از دین اطلاع ندارند وایمانی برای بیایات خدا هم ندارند واراجیف میبافنذ ببین این قانون کشور ایران وجعلیات ان.

    در قانون پیشین انتخابات، ‌اعتقاد و التزام به ولایت مطلقه فقیه در امتداد و عرض اعتقاد و التزام عملی به قانون اساسی‌ آمده بود. در قانون کنونی، جای آن تغییر یافته‌ و در ادامه اعتقاد و التزام عملی به اسلام آمده است. علاوه برآنکه پرسش درباره اعتقاد شخص مصداق بارز تفتیش عقاید و خلاف اصل بیست و سوم قانون اساسی است. … معلوم نیست که چه کسانی و با چه مجوزی رأی به نامسلمانی افراد شناخته شده مسلمان داده‌اند. این نه‌تنها یک تخلف آشکار از قوانین جمهوری اسلامی، بلکه سرپیچی از دستورهای قرآنی است. ودیگر هنوز کلمه رجم در ذهن بیمار منتظری هست ولیماست مالی میکند نمی گوید  این خلاف بیان خدا وروح قرانی است رویت است که از تاچه او بیرون میآید بیمار واعتیاد فقط به به سیگار وافیون نیست به روایت هم هست به ارتجاع واستبداد هم هست منتظری در اصل از خمانه ای فسیل تر است ولی بد ذات وقدرت طلب وخونخوار نیست