پاسخ به پرسش ها – نماز و …

به نام خدا

خانم …،سلام بر شما.

  با توجه به ضعف من در فهم زبان انگلیسی، برداشتم از نامه و پرسش های شما به قرار زیر بود؛

۱- درجایی که مکان یا زمان مناسب برای خواندن نماز وجود ندارد و شرایط اجتماعی به گونه ای است که نمی توان به اقامه ی نماز پرداخت(مثل درون هواپیما یا درون دانشگاهی که تمام وقت نماز را به ساعات درسی اختصاص داده اند و مکان وزمان لازم را دراختیار افراد قرار نمی دهند) آیا می توان نماز را به تأخیر انداخت وپس از وقت اعلام شده ،قضای آن را بجا آورد ؟

۲- آیا درمواردی که گرفتن وضو،غسل و تیمم ممکن نیست،می توان بدون آنهابه خواندن نماز پرداخت؟

۳- آیا سخت گیری های فعلی دراحکام فقهی واصرار براقامه ی نماز با تمامی شرایط و اعلام عدم پذیرش آن درصورت فقدان برخی شرایط( که در موارد گوناگونی امکان تأمین آن میسر نیست) سبب دلزدگی وترک نماز از سوی برخی افراد نمی شود ؟آیا بهتر نیست که به گونه ای اظهار نظر شود که درهمه ی شرایط، نماز خوانده شود و پذیرش نماز کسانی که با اعتقاد قلبی به خدا وبخاطر ناممکن بودن ایجاد برخی شرایط، نمازی ناقص خوانده اند،ممکن شمرده شود؟

 

  اگر این برداشت درستی از بیان شما باشد، پاسخ پرسش های یادشده به قرار زیر است؛

۱- وظیفه ی اولیه ی هر مسلمان،تهیه ی شرایط لازم برای برگزاری کامل نماز است.اگر این شرایط به دلایلی ناممکن گردد، وظیفه ی دیگری جایگزین آن می شود که « تأمین شرایط ، درحد امکان نمازگزار» را مطالبه می کند.ملاک ممکن و ناممکن، نظر عرف جامعه است.اگر صرف احتمال نباشد و واقعا امکان برگزاری نماز در « مکانی غیر آلوده » از دانشگاه یاهواپیما وجود نداشته باشد، باید نماز را به همان صورتی که روی صندلی نشسته است در زمان اعلام شده بخواند . قرائت حمد و سوره که مشکلی ندارد و برای رکوع و سجود ، با ایما ء و اشاره  (مثلا بستن یا باز کردن پلک چشم )آن ها را بجا آورد.

  البته تمامی این وظایف درصورتی است که امکان « جایگزین » برای حضور درجایی که با این موانع روبرو می شویم وجود نداشته باشد. یعنی دانشگاهی برای تحصیل مانباشد که این موانع را نداشته باشد و یا چاره ای جز سفر باهواپیما آنهم دروقت نماز نداشته باشیم.بدیهی است که اگر امکان جایگزین وجود داشته باشد، باید از آن طریق اقدام شود.

۲- درمورد نماز ،درصورت عدم امکان وضو،غسل وتیمم،اختلاف نظر علمی وجود دارد که دراین صورت چه باید کرد.برخی از فقهای شیعه معتقدند که دراین صورت باید نماز را تا زمان تأمین یکی از آنها به تأخیر انداخت. گروهی دیگر معتقدند که باید دراین حالت نیز نماز خوانده شود.به گمان من،نماز را باید  درهمه حال بخوانیم واحتیاجی به تأخیر و قضاء ندارد.

۳- سخت گیری دراحکام شرعی،ناشی از غلبه ی روح « احتیاط » براظهار نظر فقهای گرامی اسلام است. یعنی دغدغه ی بیش ازحد« مراعات حقوق الهی» درموارد گوناگونی منجربه« عدم مراعات حقوق انسانی» شده است،درصورتی که از مجموعه ی متون دینی چنین برمی آید که « رعایت حقوق انسان،تنها راه تأمین ورعایت حقوق خداوندی است».البته نباید دراحکام عبادی (نماز،روزه وحج)وتهیه ی بستر مناسب برای آنها،سهل انگاری وبی توجهی صورت گیرد وباید تلاش لازم برای تأمین آن ازسوی انسان صورت گیرد.مطمئنا خدای سبحان،رفتار آدمیان را مبتنی بر نیت ها وباورهاشان ارزیابی می کند وارزش هر رفتاری درگرو جهت گیری درونی کنشگر آن خواهد بود ولی دقت درانجام دستورات عبادی خدای رحمان،نشانگر نیت پاک آدمی درپذیرش فرمان خدای بزرگ است.

  امیدوارم درهمه حال،بنده ی خوب خدای مهربان باشیم ودین وشریعت را آنچنان که جذاب ودل انگیز بود، دریابیم تادل درگرو آن نهیم وسعادت دنیا وآخرتمان را تأمین کنیم.

درصورت نیاز به تماس،با آدرس( aghabel@hotmail.com)مکاتبه کنید.

  شاد وموفق وپیروز باشید.

 

احمدقابل………………………تاجیکستان…………………….۱۳/۱۰/۱۳۸۳…………………….۳/۱/۲۰۰۵

۳ نظر برای این مطلب

  1. جناب قابل اکنون بعد از مرور مطالب مندرج حضرتعالی شناختم.
    دوست گرامی مرا به خاطر لحن بدم ببخشید . که از دست شما و امثال شما  رنج فراوان برده ایم.
    تصور میکردم متنبهشده باشید و به این حقیقت پی برده باشید که نسخه های دینی چیزی بجز خفت و خواری ، بدبختی و نیستی بر خلق خدا بهمراه ندارد.
    قبل از خواندن مطالب شما که بزک شده همان اراجیفی ست که سالها در رساله های عملیه آیات بزرگوار شیطانی و مراجع فساد و تباهی آمده ، تصور میکردم با نگاهی نو به خدا و انسان روبرو میشوم. اما دریغا و اسفا…..
    ادامه دارد.

  2. دوست گرامی مزه فرار و دوری و غربت از مملکت را چشیدید؟ آیا برایتان روشن شده دوری از آب و خاک یار و دیار په مزه ای دارد؟
    من نیز غریبی در بدر و دور مانده از اهل و عیالم . سالی اسنت که از دیدار فرزندانم بواسطه حکومت جوری که شما نیز یکی از آجر های بنایش بودید هستم.
    من فقط بجرم دگر اندیشی و آنکه حاضر به رفتن زیر بار اندیشه های خشگ مغزانه دوستان و یاران دیروز  شما  نرفته ام اکنون جلای وطن نموده ام. تبلیغ شما را در بی بی  سی این پیر کهنه استعمارگر و دین و آیین ساز دیدم.
    با خود گفتم باز انگلیس ها دست بکار خلق آیینی نوین شدند. و نهیب زدم بر خود که فریب دوباره در کار است . با اینحال تاب نیاورده  و به امید آنکه سخنی نو در میان باشد به این جستار گاه آمدم . اما متاسفانه میبینم . این نیز کشتارگاهی همچون اسلاف خویش است . فقط بر اساس نیاز و مد روز دیوار های آن مزین ب سنگهای بدلی عقل گرایی است.
    از دست شما جماعت عمله ظلمه خدا ساز خدا فروش به عقل کل و پدید آورنده هستی پناه میبرم.

  3. در کلامتان سخن از عقل رانده اید. کدام عقل ؟ عقلی که در سر خلق الناس است یا  قیمهای امروزی که لباس شریعت از تن بیرون کرده و ردای عقلانیت پوشیده اند. این که باز خر همان خر است و بار همان بار. شما و طایفه تان  چندی در لباس شریعت حکومت کردید. چه گلی بر سر خلق الله زدید . که حالا در لباس غقلانیت میخواهید بزنید.
    ادامه دارد………..