بازخوانی تاریخی نه چندان دور (۴)

حافظ شیرین سخن می گوید:
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین       کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
در یکی از سفرها که همراه زنده یاد، مرحوم محمدحسن ظریف جلالی بودم، در کنار جوی آبی نشستم وبه یاد این سخن خواجه ی شیراز ، خواستم گذار عمر را ببینم.
زلالی آب چندان بود که ریگ های درونش مجذوبم کرد. نه تنها از گذار آب که نشانه ی گذران عمر بود چیزی ندیدم که  دیدن ریگهای ماندگار ته جوی، چنان جذبم کرد که جز ماندن و زندگی کردن و دیدن زلالی و ماندگاری، برایم تداعی نشد. همان جا سرودم:
برلب جوی نشستم ، گذر عمر ببینم        از زلالش بجز از ریگ کف جوی ندیدم!!
۲ آبان ۱۳۸۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>