در مورد انتخابات همیشه غیر آزاد و ناعادلانه ی ریاست جمهوری ایران

به نام خدا

یک ماه و اندی پیش از انتخابات غیر آزاد و نا عادلانه ی ریاست جمهوری در سال ۷۶ که منجر به گزینش آقای خاتمی شد ، طی نامه ای خصوصی به ایشان نوشتم که ؛ اگر در مورد ردّ صلاحیت دیگر نامزدها و از جمله آقای سحابی به شورای نگهبان و حاکمیت اقتدارگرا اعتراض کردید ، ادعای شما در مورد ” قانون گرایی و دفاع از حقوق ملت ” را باور می کنم و به شما اعتماد می کنم و گرنه در خانه نشستن و رأی ندادن را ترجیح خواهم داد . ایشان علیرغم مطالعه ی این نامه ( و اطلاع از هزاران خواسته ی گفته و ناگفته ی آحاد ملت ) اعتراضی نکرد . من هم رأی ندادم و البته به کسانی که از من می پرسیدند که به چه کسی رأی دهیم ؟ می گفتم که ؛ اگر مصمم به رأی دادن هستید ، به آقای خاتمی رأی دهید . ایشان ( صرفنظر از حمایت غیر مستقیم من و امثال من ) با حمایت مستقیم دیگر اصلاح طلبان ، مورد اعتماد اکثریت کسانی قرار گرفت که تصمیم داشتند رأی دهند .

ایرانیان مهاجر ، جمهوری خواهان فعلی ، برخی تحریم کنندگان فعلی مثل دفتر تحکیم وحدت ، و بسیاری از نیروهای ملی یا مذهبی داخل و خارج کشور در انتخابات آن روز شرکت کرده و تحریم نکردند . یعنی تعرض شورای نگهبان به خق انتخابشان و « نا عادلانه بودن آن انتخابات » را ، مانعی برای حضور و بهره گیری از فضای موجود برای اندکی تنفس ( که ناشی از حضور نیم بند اصلاح طلبان در حکومت بود ) ندانستند .

حتی آنانی که مثل من از رأی دادن امتناع کرده بودند ، از پیروزی آقای خاتمی شادمان شده و به اصلاح اوضاع امید بستند و نشاطی در عالم سیاست پدید آمد که کم نظیر بود و کسی تصورش را نمی کرد .

این در حالی بود که آقای خاتمی به عنوان چهره ای میانه رو ، با « مراجعه به رهبری و اطلاع از عدم مخالفت ایشان با نامزدی اش » به میدان رقابت انتخاباتی وارد شده بود و دوستان ایشان همچنان بر انگیزه های غیر علمی و احساسات سنتی مذهبی مردم ( سیادت و روحانیت ) برای جلب آراء تأکید می ورزیدند . این رویکردها نیز در مجموع و به خاطر نتیجه اش مورد استقبال برخی افراد قرار گرفت و کسی به آن خورده نگرفت .

سال ها گذشت و امید ها رنگ باخت و بازهم ناامیدی به اردوگاه بسیاری از دوستداران ملک و ملت بازگشت . این بار و در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو ، پدیده ای به نام « ناکارامدی مدعیان اصلاحات قانونمند از درون حاکمیت » در کنار « ظلم و ستم اقتدارگرایان به ملک و ملت » قرار گرفته و کار تصمیم را مشکل تر کرده است .

با همه ی این احوال ، رویکرد خود و دلایل آن و راه حل پیشنهادی برای رسیدن به اتحاد عملی نیروهای طرفدار « آزادی ، عدالت ، دموکراسی و حقوق بشر » در خصوص انتخابات ریاست جمهوری را به اطلاع می رسانم . شاید دوستان را در رسیدن به تصمیمی کامل تر و جمعی یاری رساند ؛

۱- من از سال ۶۸ تا کنون فقط در انتخابات اول ودوم شوراها و انتخابات مجلس ششم و دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی به پای صندوق رأی رفته ام و عمدتا در اردوگاه « تحریم انتخابات غیر آزاد و ناعادلانه » بوده ام . در مصاحبه هایم با رادیوهای خارجی و سخنرانی هایم در درون ایران ، رسما به عدم شرکت در انتخابات فرا می خواندم که آخرین آن انتخابات فرمایشی مجلس هفتم بود . درمورد انتخابات ریاست جمهوری نهم نیز تاکنون از این رویکرد دفاع کرده ام .

۲- اتفاقات چند روز گذشته و تکرار ردّ صلاحیت ها و سناریوی ازپیش تعیین شده ی حکم حکومتی در مورد آقای معین را مهر تأییدی بر صحت رویکرد خود می دانستم . هرچند برخی اقدامات عملی دکتر معین و همراهان او ، نشانگر تحولی اساسی در رویکرد اصلاح طلبان بود . اصلاح طلبانی که در این اواخر و بخصوص در زمان حضورشان در مجلس ششم ، بارها از سوی دیگر اصلاح طلبان و خصوصا آقای محمد خاتمی مورد سرزنش علنی قرار گرفته بودند و در کنار « بحران آفرینان اقتدارگرا » به یک چوب رانده شده بودند .

رئیس جمهور خاتمی ، بیشتر به حزب خویش « مجمع روحانیون مبارز » نزدیک بود تا به « حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و … » . طبیعی بود که این تفاوت نظر ، در انتخابات اخیر ریاست جمهوری خودرا نشان دهد و بهترین فرصت وقتی پدید آمد که « آقای میر حسین موسوی » نامزدی انتخابات را نپذیرفت و اصلاح طلبان به دو گروه « سنتی و پیشرو » تقسیم شدند و هریک به راه خود رفته و می روند .

۳- عمده ترین دلیل و توجیه مجمع روحانیون مبارز برای عدم اتفاق نظر با مشارکت و همراهانش در مورد آقای معین ، احتمال جدی بلکه اطمینان انان در مورد رد صلاحیت آقای معین بود . چیزی که امروز ( تحت شرایط فشارهای داخلی و خارجی ) منتفی شده است و علی القاعده باید به وحدت نامزد منجر می شد که نشد و به گمان من این اتفاقی مبارک برای اصلاحات بوده و خواهد بود . من معتقدم اینگونه اختلاف ( که دو طرف مراعات ادب و احترام یکدیگر را بکنند ) از اتحاد شکننده ای که در مرحله ی اول اصلاحات وجود داشت بهتر و نافع تر است . به هر حال نمی شد طیفی از افراد که از آقای قدرت الله علیخانی تا آقای رضا علیجانی را در بر می گرفت ، دور یک محور سیاسی گرد هم آورد و نتایج مثبت را تجربه کرد .

۴- من هم مثل بسیاری از دوستان تحریمی و غیر تحریمی ، پس از رد و قبول صلاحیت آقای دکتر مصطفی معین ( به طریقی غیر عادی در چند انتخابات ریاست جمهوری گذشته ) ، نگران آقای معین بودم که چه واکنشی نشان داده و چگونه به این کنش های غیر منطقی ، پاسخ می دهد . البته تنها انتظاری که داشتم این بود که « آزادانه بر مواضع خود بایستد و پاسخ قانون شکنان و غاصبان حقوق ملت را بدهد » حتی اگر منجر به برخورد قضائی یاعدم شرکت او در انتخابات شود . هرگونه مجامله ، سهل انگاری و سازش دوستان را در این مرحله ی حساس ، نوع تحقیر آمیزی از « شکست خود » به عنوان یکی از آحاد ملت می دانستم .

من آرزو داشته ودارم که همه ی افراد پایبند به « دین » و « اسلام نور » که منتهی الیه تفکر سیاسی و اجتماعی شان رحمت ، دوستی ، حرمت انسان و همزیستی مسالمت آمیز با همه ی آحاد بشر است ، در برابر اقدامات « انحصار طلبانی که مدعی دینداری اند » و مبلغ « اسلام نار » و کینه توزی و آتش افروزی در تمامی جهان اند و برای آنان ، جز افراد « تابع محض اندیشه های خویش » همه ی ایرانیان و جهانیان « غیر خودی » اند ، مسئولانه مقاومت کنند و میدان را برای ستمگری آنان خالی نکنند . برای این هدف ، در حد توان خویش سرمایه گذاری کرده ام و هنوز نیز بر سر عهد و پیمان خود با خدای مهربان و وجدان خویش هستم و آماده ام تا سرمایه بیشتری بگذارم . به همین خاطر است که یافته های خود را با دیگران در میان می گذارم تا « آنچه را برای خود پسندیده ام برای دیگران نیز پسندیده باشم و انچه را برای خود نمی پسندم برای دیگران نیز نپسندم » .

اما نگران بودم که این بار نیز چیزی جز مطلوب را مشاهده کنم ، چرا که در این ۸ سال و خصوصا سال های پیش از آن ، کم و بش به مشاهده ی آن عادت کرده بودم . ( البته غیر منصافانه می دانم اگر قدردان زحمات و کار های مثبت ریاست جمهور ، جناب آقای خاتمی نباشم و خدمات و تلاش های صادقانه ی ایشان را در این ۸ سال ، نادیده بگیرم ) .

۵- وقتی که پاسخ کوبنده و محکم و مستدل آقای معین را در سایت های اینترنتی خواندم ، با صدای بلند ، شجاعت و صداقت ایشان و همراهان ایشان را تحسین کرده و به داشتن چنین دوستان و همفکرانی افتخار کردم .

سخن این بیانیه چیزی بود بسیار متفاوت از گفتمان دوره ی اول اصلاحات و متنی بود که اگر بنا باشد آدمی به « متن بیانیه ها و وعده های سیاسیون » از اصحاب قدرت یا حاشیه نشینان ( مخالفان امروز و مدعیان تصاحب قدرت در فردای ایران ) اعتماد کند ، شایستگی اعتماد را داشت . چرا که این معین رهیده از کمند صیادان شورای نگهبان ، بالقوه واجد قدرتی بود که عزیزان رد صلاحیت شده و یا تحریمیان ، فاقد آن بودند و وعده ی او « وعده ی انسانی بود که امکان تصاحب قدرت را پیدا کرده بود » و در عین حال با استواری و شفافیت ، بر همان نکاتی تأکید ورزیده بود که بسیاری از تحریمیان درپی آن بودند و چون امید دست یابی به آن را با رویکرد اصلاح طلبان نداشتند ، از شرکت در صحنه ی رأی گیری امتناع می ورزیدند .

تفاوت های آشکاری که دیدم عبارتند از ؛

الف ) معین به رد صلاحیت ها از سوی شورای نگهبان اعتراض کرد و تأیید صلاحیت خودرا نشانه ی آزادانه و عادلانه بودن انتخابات ندانست ( کاری که خاتمی در هر دو دوره از آن امتناع ورزید ) .

ب ) معین و تیم همراهش با صراحت از پذیرش حکم حکومتی خود را رها کردند و آن را با صدای بلند نفی کرده و نپذیرفتند و از « گداصفتی » برای تأیید صلاحیت خود بهره نگرفتند ، گرچه رقیب اقتدارگرای آنان ( و برخی اصلاح طلبان مرحله ی اول ) از آن استقبال کرده و بر لزوم پذیرش آن تأکید ورزیدند . آنانی که در خفا و علن با رفتار خود ، روش « گداصفتی » از ارباب قدرت برای تأمین حقوق قانونی ملت را نهادینه کرده و همیشه « از چانه زنی های نابرابر » بهره گرفته و می گیرند .

پ ) معین وعده های مکتوب بسیاری در این بیانیه به سیاسیون و روشنفکران و مطبوعات و آحاد ملت ایران داد که در نوع خود بی نظیر است ( یعنی تاکنون هیچ نامزد رهیده از نظارت استصوابی ، چنین سخنانی مطرح نکرده است ) و اگر با این سرمایه به ریاست جمهوری برسد ، کار اقتدارگرایان بسیار دشوارخواهد شد و تکلیف « مصاف اصلاح طلبی و اقتدارگرایی » برای همیشه روشن خواهد شد .

ت ) دلیل دیگر متفاوت بودن آقای معین ، عدم مراجعه به رهبری برای اعلام حضور در صحنه ی انتخابات است که این استقلال نیز برای اولین بار در اردوی اصلاح طلبان دیده می شود . یعنی اگر آقای خاتمی ( که در اغاز راه به رهبری مراجعه کرد ) از سوی اکثریت دوستان پذیرفته شد و مورد اعتماد قرار گرفت ، آقای معین باید به طریق اولی مورد پذیرش قرار گیرد .

ث ) تفاوت دیگر این است که اگر آقای معین به ریاست جمهوری برسد ، تنها رئیس جمهوری خواهد بود که صلاحیت او در شورای نگهبان رد شده و ملت اورا برگزیده اند . یعنی رأی به آقای معین ، رأی به عدم صلاحیت شورای نگهبان و نظارت استصوابی است .

ج ) سخنان و مواضع ایشان در مورد مطبوعات ، زندانیان سیاسی و نقض حقوق بشر را با توجیهات سال گذشته ی آقای خاتمی و یا سخنگوی وزارت خارجه دولت ایشان در همین موارد و در پاسخ روزنامه نگاران مقایسه کنیم تا به متفاوت بودن این مرحله از اصلاحات با مرحله ی قبلی اطمینان یابیم .

۶- بیانیه ی معین ، متن روشن و کاملی برای « اتمام حجت » با اقتدارگرایان حاکمیت است . هم آقای معین و تیم همراه ایشان و هم کسانی که به آنان اعتماد می کنند ، باید به روشنی بگویند که در صورت مزاحمت جناح اقتدارگرا و مانع تراشی های مشابه مرحله ی اول اصلاحات ، چیزی جز « تغییر کلی قانون اساسی یا رفراندوم برای تعیین نظام مورد پذیرش ملت» را در دستور کار خود قرار نخواهند داد .

۷- همیشه این دغدغه ی اخلاقی را برای همگان ( و از جمله خودم ) داشته و دارم که ؛ « مبادا از آتش افروزی رقیبان ، همه ی سرمایه ی اخلاقی مثبت ما بسوزد . مبادا در چنبره ی ” سوء ظن مطلق “به همه چیز و همه کس ، گرفتار شویم . مبادا از سوء رفتار و عهد و پیمان شکنی بی وفایان ، به هیچ عهد و پیمانی وفادار نمانیم یا از هر عهد و پیمان مثبتی گریزان شویم و … » .

اکنون نیز برای گریز از « سوء ظن مطلق » می خواهم بار دیگر به دوستانی دل ببندم که با بیانیه ی شفاف و شجاعانه ی خود « عهد و پیمانی شفاف و مکتوب » را در برابر ما گشوده اند . باز هم تنها سرمایه ی خود راکه « وفاداری و اعتماد » است را به گونه ای « مشروط و انتقادی » در طبق اخلاص گذاشته و به این دوستان عزیز تقدیم می کنم . البته برای استحکام این « پیمان » ، خدای رحمان را شاهد و گواه قرار داده و باایشان در « چارچوب این بیانیه و میثاق نامه ی معین با جوانان » همراه و « هم پیمان » می شو م .

۸- دوستان دگر اندیش ( مدافعان نظریه ی تحریم ) می توانند این رویکرد دکتر معین و حامیانش را به نحوه ی نگرش اروپاییان نسبت به تعامل با اقتدارگرایان ایران تشبیه کنند و رویکرد خویش را به نحوه ی نگرش کسانی که مذاکره با ایران را مفید فایده ای نمی دانند . آنان با همه ی اختلاف نظرها ، حمایت همه جانبه و مرحله ای از مواضع یکدگر را به عنوان امری مورد توافق و تدریجی ، پذیرفته و به آن عمل کرده و می کنند . ما نیز می توانیم در این نکته به اشتراک برسیم که ؛ « همه باهم از این تنها راه باقی مانده برای اصلاح نظام ، دفاع کنیم و اگر ازاین مسیر به تحقق خواسته های ملت ( دموکراسی ، عدالت و حقوق بشر ) نرسیدیم ، گام بعدی همه ی ما ” دفاع از تغییر کلی قانون اساسی و رفراندوم برای تعیین نوع نظام ” به عنوان مطلوب عمومی ملت باشد » . این اتفاقی است که در یک پیمان مکتوب می تواند محقق گردد و شرایط داخلی نیز با آن توافق بیشتری نشان می دهد .

البته نباید فرصت هارا از دست داد . هردو گروه تحریمیان و اصلاح طلبان پیشرو می توانند به سرعت به این توافق برسند و چند روز باقی مانده را با تمام توان و با همفکری و حمایت همه جانبه از یکدیگر سپری کنند و ملت را به این مهم توجه دهند تا آگاهانه به پای صندوق رأی آمده و به آقای معین رأی دهند . شاید این اعتماد ، نتیجه ای بهتر از « دوم خرداد » را برای ملت و کشور تأمین کند .

۹- از دوستانی که این منطق را می پذیرند ، دعوت می کنم که به ایشان و تیم همراه ایشان اعتماد کنند . من تردید در صداقت دوستانی همچون دکتر حجاریان که هستی خودرا در راه احقاق حقوق ملت گذاشته و بدنی معلول را بهره برده است و دکتر آقاجری که ستم اقتدارگرایان را تا نشستن به انتظار اعدام ، تجربه کرد و از موضع دفاع از حق ذره ای عدول نکرد را منطقی نمی دانم . من دلیلی برای تردید در صداقت آقای مزروعی که با شجاعت در مجلس ششم از حقایق دفاع کرد را اخلاقی نمی دانم . تیم آقای معین را چنین افرادی تشکیل داده اند و بسیاری از چهره های پاک و ستم دیدگان و زندان رفتگانی که هزینه های لازم را برای اصلاحات پرداخته اند ، به این مرد اعتماد کرده اند . بنا بر این اتهام « قدرت طلبی و عدول از خواسته های ملت » که برخی دوستان دگر اندیش می زنند ، وارد نیست .

۱۰- با توجه به مذاکرات دوستان در نهضت آزادی و نیروهای ملی و مذهبی با آقای دکتر معین و حامیان فعلی او ، ظاهرا عزیزانی چون مهندس عزت الله سحابی ، دکتر ابراهیم یزدی ، دکتر حبیب الله پیمان ، دکتر احمد صدر حاج سید جوادی و بسیاری از چهره های ارزشمند سیاسی این دو جریان اصیل ملی ( که سال های بسیاری را با زندان و تبعید و انواع محرومیت ها از حقوق اولیه ی انسانی تجربه کرده و میهن دوستی و دفاع از حقوق ملت را با تمام وجود به اثبات رسانده اند ) نیز از نامزد اصلاح طلبان پیشرو حمایت می کنند و طبق اصلاع ، بزودی آن را به اطلاع ملت خواهند رساند . شایسته است که به رویکرد این افراد با تجربه در سیاست ایران و جهان ، توجه شود تا معلوم گردد که « متهم کردن تمامی این حامیان به نادیده گرفتن منافع ملی » تا چه اندازه « ناشایست و غیر واقعی » است .

۱۱- البته خوبست که دوستان تحریمی ( اگر این منطق را نمی پذیرند ) « طریق ادب » را نگهداشته و از افتادن به دام « اتهام پراکنی » نسبت به دوستان خود ( که روشی مخالف آنان را برگزیده اند ) بپرهیزند . چرا که تهمت زدن و هتک حیثیت کردن ، روش « اقتدارگرایان ستم کار » است و شایسته نیست که دوستداران « آزادی ، عدالت ، دموکراسی و حقوق بشر » از روش مخالف آزادی و دموکراسی و حقوق بشر برای مغلوب ساختن « مخالفان روش پیشنهادی خود » بهره گیرند .

من به نوبه ی خود ، در انتخابات گذشته و این انتخابات که تا کنون از تحریم حمایت می کردم ، همه ی دوستان موافق شرکت را شایسته ی احترام می دانستم و فقط در روش کار با آنان مخالف بودم و اکنون نیز حامیان تحریم را شایسته ی تکریم می دانم . بهتر است که همه ی ما در نقد سیاست های یکدیگر ( حتی رقیب اقتدارگرا ) جز بر واقعیات گفتاری و کرداری تکیه نکنیم و از انگیزه خوانی های مبتنی بر بدگمانی ، شدیدا پرهیز کنیم و در همه حال « انصاف » را فراموش نکنیم .

۱۲- شرایط داخلی به گونه ای تغییر کرده است که حتی نامزدهای جناح راست و میانه ، مطالبی را بیان کرده و می کنند که طرح آن در مرحله ی اول اصلاحات ملازم با زندانی شدن و … بود . همه ی دوستان باید این قرینه ی آشکار عقب نشینی بخش عمده ای از اقتدارگرایان یا حامیانشان را دست کم نگیرند و به امکان تحقق خواسته های ملت در صورت استقامت و پایداری ، در مرحله ی دوم اصلاحات ، امیدوار باشند ( البته همه باید این منشورها و عهد نامه ها و میثاق های نامزدهای اقتدارگرا و میانه رو را جمع آوری کنند تا در فردای انتخابات ، از آن به نفع حقوق ملت بهره گیرند ) .

۱۳- شرایط خارجی نیز در نقطه ای قرار دارد که حاکمیت اقتدار گرا در صورت پیروزی اصلاح طلبان پیشرو ، امکان برخوردهای گذشته با اصلاحات و اصلاح طلبان را هرگز نخواهد داشت . عقب نشینی های مکرر در صحنه ی سیاست خارجی ، پیام مشخصی که برای اقتدارگرایان خارجی داشته این است که « حاکمیت اقتدارگرای ایران ، در موضع ضعف قرار دارد و اگر تهدید را جدی ببیند حاضر به عقب نشینی است » . این نکته ای اساسی است که در صورت پیروزی ، اصلاح طلبان نیز برای رسیدن به حد اکثر مطالبات ملی ، نباید از آن غفلت کنند . هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که عقب نشینی در برابر نیروهای خارجی پذیرفته شود ولی در برابر نیروهای داخلی مورد امتناع قرار گیرد .

البته همه ی وطن دوستان حامی ملت می دانند که در این شرایط خطرناک جهانی ، گزینه ی توافق شده و آشکار اروپا و امریکا و هم پیمانهای آنان ، بعد از انتخابات ( اگر نتواند اعتماد بین المللی را بر انگیزد ) برخورد جدی با حاکمیت اقتدارگرا و ارجاع ایران به سازمان ملل است تا با تحریم هایی که دودش به چشم ملت خواهت رفت ( و در نهایت نیز ممکن است سرنوشتی مثل عراق را به ارمغان آورد ) سرنوشت کشور را خود به دست گیرند و آنان تعیین کننده ی مصالح و منافع ملی ایران گردند . این گزینه ای است که هر وطن دوستی از آن پرهیز می کند و با توجه به رد صلاحیت ها و رویکرد تحریم ( که طبق نظر سنجی های قبل از تأیید صلاحیت معین و حتی بعد از آن ، حدود نیمی از مردم را در بر می گیرد ) ، تنها گزینه ای که می تواند مانع اعمال توافق اروپا و امریکا گردد ، پیروزی دکتر معین است که امکان « دادن فرصت از سوی مجامع بین المللی » به نیروهای ملی پیروز را برای مشاهده ی عملکرد اصلاح طلبان پیشرو و « جبهه ی دموکراسی و حقوق بشر » خواهد داد .

بنا بر این مناسب ترین گزینه این است که در فرصت بسیار اندک باقی مانده ، ملت تصمیم بگیرد که در صحنه ی شطرنج سیاست ، با حضور غافلگیرانه و آرای خود به آقای دکتر مصطفی معین ، اقتدارگرایان جنگ طلب داخلی و خارجی را « مات » کنند تا این بازی خسارت بار برای همیشه به نفع ملت ستم دیده ی ایران پایان پذیرد . ( انشاء الله ) .

۱۴- اگر افراد دارای اعتبار در سطوح « محلی ، منطقه ای و یا ملی » به سهم خود وارد میدان شوند و هرکدام تصمیم بگیرند که به میزان توان خویش در بسیج مردم نقش بپذیرند ، می توان امیدوار بود که در این شرایط ناعادلانه و فرصت بسیارکم ، بخشی از مردم مأیوس را امیدوار کرده و به میدان کشانند . این تنها فرصتی است که ما بیداد زدگان داریم . پس همه باهم با توکل بر خدا ازجا برخیزیم و بگوییم : « دوباره می سازمت وطن » و « توکلت علی الله » ( ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ) .

احمد قابل …………………………………..۱۲ خرداد ۱۳۸۴ ……………………………………..۲ ژوئن ۲۰۰۵

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>